دسترسی آسان، سریع و نظاممند پژوهشگران به دادهها و منابع علمی، یکی از الزامات اساسی برای ارتقای کیفیت پژوهش و تولید دانش به شمار میرود. فراهم بودن دادههای معتبر، به پژوهشگر کمک میکند زمان کمتری را صرف جستوجو و گردآوری اطلاعات کرده و تمرکز بیشتری بر تحلیل و حل مسئله داشته باشد. تسهیل دسترسی به دادههای علمی، فرآیند پژوهش را از مرحله ایده تا تحلیل و نتیجهگیری کارآمدتر و دقیقتر میکند.
ایجاد بانک ملی منابع ژنتیکی زیستشناسی مصنوعی ضرورتی راهبردی برای حفظ و دسترسی سازمانیافته به منابع ژنتیکی، تسهیل پژوهشهای نوآورانه و تقویت زیرساختهای علمی کشور در این حوزه است.
سیدرضا طباطبایی رئیس جهاد دانشگاهی واحد استان قم، در مصاحبه با ایسنا به اهمیت تشکیل بانک ملی منابع ژنتیکی زیستشناسی مصنوعی و لزوم ایجاد سامانه ملی مدیریت، ثبت و تبادل مواد ژنتیکی پرداخته که متن کامل این گفتوگو را در ادامه میخوانیم:
ایسنا: وقتی از «بانک ملی منابع ژنتیکی زیستشناسی مصنوعی» صحبت میکنیم، دقیقاً منظور چیست و قرار است چه چیزی در این بانک نگهداری شود؟
اگر بخواهیم خیلی ساده توضیح بدهیم، بسیاری از پژوهشهای زیستشناسی مصنوعی برای شروع به یکسری ابزار و مواد اولیه ژنتیکی نیاز دارند؛ مانند قطعات ژنی، پلاسمیدها و ناقلهای ژنتیکی. پژوهشگران از این اجزا برای طراحی و ساخت سازههای ژنتیکی مورد نیاز خود استفاده میکنند.
در حال حاضر بخشی از این منابع در دانشگاهها، پژوهشگاهها و آزمایشگاههای مختلف کشور وجود دارد، اما پراکنده است و در بسیاری از موارد پژوهشگران حتی از وجود منابع مشابه در مراکز دیگر اطلاع ندارند. در مواردی هم که منبع مورد نیاز در داخل در دسترس نیست یا دسترسی به آن مشخص نیست، پژوهشگر ناچار است آن را از خارج از کشور تهیه کند.
ایده بانک ملی این است که این منابع ارزشمند به شکل استاندارد شناسایی، ثبت، نگهداری و در چارچوب ضوابط مشخص در دسترس جامعه علمی قرار گیرند. به این ترتیب، به جای اینکه هر پژوهشگر برای شروع یک پروژه دوباره از نقطه صفر آغاز کند، میتواند از یک زیرساخت مشترک ملی استفاده کند.
ایسنا: در کنار این بانک، از «سامانه ملی مدیریت، ثبت و تبادل مواد ژنتیکی» هم صحبت شده است. تفاوت این دو چیست و چرا به هر دو نیاز داریم؟
بانک و سامانه در واقع دو بخش مکمل یک زیرساخت هستند. بانک، بخش فیزیکی این زیرساخت است؛ یعنی جایی که منابع ژنتیکی مشخص، استاندارد و قابل استفاده نگهداری میشوند. اما سامانه، بخش اطلاعاتی و ارتباطی آن است؛ یعنی مشخص میکند چه منابعی در کشور وجود دارد، هر منبع چه ویژگیهایی دارد، در اختیار کدام مجموعه است و تحت چه شرایطی میتوان به آن دسترسی پیدا کرد.
نکته مهم این است که لزوماً قرار نیست تمام مواد ژنتیکی موجود در کشور از دانشگاهها و مراکز پژوهشی جمعآوری و در یک محل متمرکز شوند. بخشی از ظرفیت میتواند در همان مراکز باقی بماند، اما اطلاعات آن در یک سامانه ملی ثبت شود تا پژوهشگران بدانند چه ظرفیتی در کشور وجود دارد و مسیر دسترسی و تبادل آن نیز مشخص باشد. بنابراین بانک به منابع فیزیکی دسترسی میدهد و سامانه، منابع و دارندگان آنها را به یکدیگر متصل میکند.
ایسنا: مشکل فعلی پژوهشگران چیست که ایجاد چنین زیرساختی را ضروری کرده است؟
یکی از مشکلات این است که امروز تصویر جامعی از منابع ژنتیکی موجود در کشور نداریم. ممکن است یک پلاسمید یا قطعه ژنی مورد نیاز یک پژوهشگر، همین حالا در آزمایشگاه دانشگاه دیگری وجود داشته باشد، اما چون سازوکار مشخصی برای ثبت و جستوجوی این منابع وجود ندارد، پژوهشگر از آن مطلع نیست.
نتیجه این وضعیت میتواند تکرار هزینه، اتلاف زمان و در بعضی موارد خرید مجدد همان ماده از خارج از کشور باشد. تهیه منابع ژنتیکی از خارج نیز فقط مسئله قیمت نیست؛ فرآیند سفارش، پرداخت ارزی، حملونقل و محدودیتهای دسترسی میتواند یک پروژه پژوهشی را هفتهها یا حتی ماهها به تأخیر بیندازد.
در واقع مسئله فقط این نیست که «چه چیزی داریم»؛ مسئله این است که بدانیم چه چیزی داریم، کجا قرار دارد و چگونه میتوان به آن دسترسی پیدا کرد. بانک و سامانه ملی قرار است این خلأ را برطرف کنند.
ایسنا: ایجاد این بانک و سامانه چه تأثیر ملموسی بر کار یک پژوهشگر خواهد داشت؟
فرض کنید یک پژوهشگر برای انجام پروژه خود به یک ناقل ژنتیکی مشخص نیاز دارد. در شرایط فعلی ممکن است ابتدا هفتهها جستوجو کند، سپس متوجه شود باید آن را از خارج تهیه کند و بعد وارد فرآیند سفارش و تأمین شود.
اما در یک زیرساخت ملی، اولین اقدام او میتواند مراجعه به سامانه و جستوجوی منبع مورد نیاز باشد. اگر آن منبع در بانک یا یکی از مراکز عضو شبکه موجود باشد، مسیر دسترسی به آن مشخص خواهد بود. این یعنی یک تغییر بسیار عملی؛ شروع سریعتر پژوهش، کاهش هزینه و جلوگیری از انجام دوباره کاریهایی که قبلاً در کشور انجام شده است.
از طرف دیگر، وقتی پژوهشگران منابع خود را در یک شبکه مشترک به اشتراک میگذارند، امکان شکلگیری همکاریهای علمی جدید هم بیشتر میشود. بنابراین این زیرساخت فقط یک انبار مواد ژنتیکی نیست؛ میتواند به یک شبکه همکاری میان پژوهشگران کشور تبدیل شود.
ایسنا: یکی از موضوعاتی که درباره این طرح مطرح شده، کاهش وابستگی به منابع خارجی و صرفهجویی ارزی است. این اتفاق چگونه رخ میدهد؟
امروز بخشی از پلاسمیدها، ناقلهای ژنتیکی و قطعات ژنی مورد نیاز پژوهشگران از منابع خارجی تأمین میشود و طبیعتاً برای تهیه آنها ارز از کشور خارج میشود. در حالی که بخشی از همین منابع ممکن است قبلاً توسط پژوهشگران ایرانی تهیه یا ساخته شده و در یکی از مراکز کشور موجود باشد.
اگر بتوانیم منابع موجود را شناسایی و قابل دسترس کنیم و در کنار آن، منابع پرکاربرد را نیز در داخل تولید و در بانک نگهداری کنیم، بخشی از این نیاز میتواند از داخل کشور تأمین شود.
بنابراین صرفهجویی ارزی فقط یکی از نتایج این طرح است. دستاورد مهمتر، کاهش وابستگی علمی و فناورانه است؛ یعنی پژوهشگر ایرانی برای دسترسی به یکی از ابزارهای اولیه پژوهش خود، تا حد امکان وابسته به یک تأمینکننده خارجی نباشد.
ایسنا: آیا این طرح فقط برای زیستشناسی مصنوعی کاربرد دارد یا سایر پژوهشگران حوزه علوم زیستی هم میتوانند از آن استفاده کنند؟
اگرچه این زیرساخت در چارچوب توسعه زیستشناسی مصنوعی تعریف شده است، دامنه استفاده از آن میتواند بسیار گستردهتر باشد. پلاسمیدها، ناقلهای ژنتیکی و قطعات ژنی در بسیاری از پژوهشهای زیستفناوری، زیستشناسی مولکولی، مهندسی ژنتیک، تولید پروتئینهای نوترکیب و حوزههای مرتبط مورد استفاده قرار میگیرند.
بنابراین ایجاد چنین زیرساختی میتواند علاوه بر توسعه زیستشناسی مصنوعی، به بخش قابل توجهی از جامعه پژوهشی علوم زیستی کشور خدمترسانی کند. این دقیقاً یکی از دلایلی است که ما آن را یک زیرساخت ملی میدانیم، نه صرفاً یک پروژه متعلق به یک مرکز یا یک حوزه پژوهشی خاص.
ایسنا: آیا قرار است این بانک و سامانه فقط متعلق به جهاد دانشگاهی باشد؟
خیر. اگر قرار باشد چنین طرحی واقعاً اثر ملی داشته باشد، باید با مشارکت مجموعههای مختلف شکل بگیرد. دانشگاهها، پژوهشگاهها، مراکز تحقیقاتی، واحدهای مختلف جهاد دانشگاهی و سایر مجموعههایی که دارای منابع ژنتیکی ارزشمند هستند، میتوانند اجزای این شبکه باشند. هدف این نیست که منابع موجود کشور را به نام یک مجموعه ثبت کنیم؛ هدف این است که ظرفیتهای پراکنده را به یک شبکه قابل استفاده تبدیل کنیم.
جهاد دانشگاهی و مرکز زیستشناسی مصنوعی میتوانند زیرساخت، استانداردها و سازوکار لازم برای شکلگیری این شبکه را فراهم کنند، اما ارزش واقعی آن زمانی ایجاد میشود که دارندگان منابع ژنتیکی در سراسر کشور در آن مشارکت داشته باشند. این بانک زمانی واقعاً «ملی» خواهد بود که حاصل مشارکت ظرفیتهای علمی کشور باشد.
ایسنا: در نهایت، اگر این طرح بهطور کامل اجرا شود، چه تغییری در زیستبوم پژوهش و فناوری کشور ایجاد خواهد کرد؟
به نظرم مهمترین تغییر این است که بخشی از دانش و سرمایهای که امروز در آزمایشگاههای مختلف کشور پراکنده است، به یک سرمایه قابل استفاده ملی تبدیل میشود.
یک پلاسمید یا سازه ژنتیکی ممکن است برای یک پروژه ساخته شده باشد و بعد از پایان آن پروژه سالها در یک آزمایشگاه باقی بماند؛ در حالی که همان منبع میتواند نقطه شروع چندین پژوهش دیگر در کشور باشد. اگر بتوانیم این منابع را شناسایی، استانداردسازی و در یک شبکه قابل دسترس قرار دهیم، در واقع از سرمایهای که قبلاً برای تولید آن هزینه شده، بارها استفاده خواهیم کرد.
در بلندمدت، این زیرساخت میتواند زمان و هزینه پژوهش را کاهش دهد، همکاری میان مراکز علمی را افزایش دهد، وابستگی به منابع خارجی را کمتر کند و بستر توسعه سریعتر زیستشناسی مصنوعی و سایر فناوریهای زیستی را فراهم سازد.
در واقع، هدف نهایی فقط ایجاد یک بانک نیست؛ هدف این است که منابع ژنتیکی پراکنده کشور را به یک زیرساخت مشترک برای تولید علم و فناوری تبدیل کنیم.
انتهای پیام

