به گزارش ایسنا، مهران را نمیتوان با تابلوهای ورودی شهر شناخت. باید آن را در روزهای اربعین دید، روزهایی که این شهر مرزی دیگر یک شهرستان در غرب ایران نیست، بلکه به قلب تپنده مسیری تبدیل میشود که میلیونها انسان را به کربلا میرساند.
در نقشه جغرافیا، مهران نقطهای کوچک است، اما در نقشه اربعین نامی است که سالهاست با امنیت، خدمت و میزبانی گره خورده است. شهری که جمعیت ساکنش با بسیاری از محلههای کلانشهرها قابل مقایسه نیست، اما در چند روز میزبان جمعیتی میشود که شمار آن از جمعیت بسیاری از شهرهای بزرگ فراتر میرود.
هنوز ساعت به هفت صبح نرسیده، اما گرمای مرداد زودتر از خورشید خود را به مهران رسانده است. زائری از اردبیل کولهاش را روی زمین میگذارد تا نفسی تازه کند. راننده اتوبوسی که از مشهد آمده، آخرین جرعه چایش را مینوشد و دوباره پشت فرمان مینشیند. امدادگری که از نیمهشب در پایگاه اورژانس کشیک داده، دستکشهایش را عوض میکند و خبرنگاری، چند متر آنطرفتر، لنز دوربینش را از غبار جاده پاک میکند.
روز هنوز آغاز نشده، اما زندگی ساعتهاست بیدار است.
در مهران، زمان معنای دیگری دارد.
صبح، پیش از طلوع آفتاب آغاز میشود و شب تا روشن شدن دوباره آسمان ادامه پیدا میکند. رانندهها، امدادگران، پاکبانها، نیروهای انتظامی، موکبداران، کارکنان پایانه و خبرنگاران، ساعت را کمتر نگاه میکنند. همه میدانند موج بعدی زائران در راه است.
شهری که مردمش بخشی از میزبانیاند
مهران را باید از چشم مردمش دید.
از پیرمردی که کنار خانهاش آب و یخ میان زائران توزیع میکند و وقتی از او میپرسی تا چه زمانی اینجا میماند، پاسخ میدهد تا وقتی آخرین زائر رد شود.
از زنی که دیگ غذا را هم میزند و همزمان، کودک گمشدهای را آرام میکند تا خانوادهاش پیدا شوند.
از جوانی که نه عضو سازمانی است و نه حقوقی دریافت میکند، اما ساعتها ویلچر سالمندان را تا گیت خروجی هل میدهد.
اربعین در مهران، فقط یک عملیات گسترده اجرایی نیست. بخشی از آن را انسانهایی شکل میدهند که شاید نامشان هیچگاه در گزارشهای رسمی نیاید، اما بدون حضورشان مدیریت این حجم از سفر ممکن نیست.
خانههایی که درهایشان به روی زائران باز میشود، موکبهایی که شبانهروز فعالاند و مردمی که آب و غذا و سایه را بیمنت در اختیار مسافران قرار میدهند، چهرهای از مهران ساختهاند که در هیچ جدول آماری قابل ثبت نیست.
با نزدیک شدن به روزهای اوج اربعین، چهره شهر نیز تغییر میکند.
پارکینگهایی که ماهها آرام بودهاند، در مدت کوتاهی مملو از خودرو میشوند. جادههایی که در روزهای عادی مسیر عبور خودروهای سنگین و سبک هستند، به شاهراه حرکت زائران تبدیل میشوند و مراکز درمانی باید همزمان پاسخگوی جمعیتی چند برابر ظرفیت معمول خود باشند.
همه چیز در مهران با اربعین معنای تازهای پیدا میکند.
از نخستین ساعات روز، پلاک خودروها از استانهای مختلف کشور در جادههای منتهی به ایلام دیده میشود. آذربایجان، خراسان، خوزستان، تهران، فارس، کرمان، هرمزگان، سیستان و بلوچستان و دهها استان دیگر، هر کدام بخشی از این موج بزرگ را به مهران میرسانند.
گویی ایران، پیش از آنکه راهی کربلا شود، قرار گذاشته است در مهران یکدیگر را ملاقات کند.

اعتماد، زیرساختی که با بتن ساخته نشده است
در روزهایی که بحث انتخاب مرزهای مختلف برای توزیع سفر زائران مطرح بود و برخی روایتها در فضای مجازی از فشار جمعیت و گرمای مهران سخن میگفتند، واقعیت در جادههای منتهی به ایلام مسیر خود را طی میکرد.
هرچه به روزهای اوج نزدیکتر میشدیم، بر حجم خودروها و اتوبوسها افزوده میشد و زائران از نقاط مختلف کشور خود را به مهران میرساندند.
آمارهای ثبتشده نیز این روند را تأیید میکرد.
در یکی از روزهای اوج سفر، شمار تردد از مرز مهران به بیش از ۲۳۳ هزار نفر رسید. چند روز بعد این رقم از ۲۵۷ هزار نفر عبور کرد و در ادامه، تردد بیش از ۲۶۶ هزار نفر در یک شبانهروز به ثبت رسید.
پشت این اعداد اما فقط یک رکورد آماری قرار نداشت.
هر تردد، یک خانواده بود. هر خودرو، بخشی از یک سفر و هر زائر، روایتی که از شهر و مرز با خود به مقصد میبرد.
شاید به همین دلیل باشد که مهمترین سرمایه مهران را نمیتوان در پارکینگ، جاده، پایانه یا حتی تعداد گیتها خلاصه کرد.
مهمترین سرمایه این مرز، اعتماد است.
اعتمادی که در یک سال شکل نگرفته و با یک تبلیغ یا بخشنامه هم ایجاد نشده است. حاصل سالها تجربه زائرانی است که مهران را دیدهاند، از آن عبور کردهاند و خاطره این مسیر را با خود به شهرهایشان بردهاند.
پشت صحنه یک عملیات بزرگ
هر عملیات بزرگی، پیش از آنکه در میدان دیده شود، در اتاقهای برنامهریزی شکل میگیرد.
آنچه زائر در چند دقیقه عبور از پایانه میبیند، نتیجه ماهها هماهنگی میان مجموعهای از دستگاههاست؛ از ستاد اربعین و راهداری گرفته تا پلیس، مرزبانی، حملونقل، شهرداریها، دانشگاه علوم پزشکی، هلالاحمر، نیروهای امدادی و دستگاههای خدماتی.
در روزهای اوج، مدیریت اربعین دیگر یک برنامه اداری معمول نیست. تصمیمها باید در لحظه گرفته شوند.
تغییر یک مسیر میتواند از شکلگیری کیلومترها ترافیک جلوگیری کند. استقرار یک آمبولانس در نقطهای مشخص میتواند زمان رسیدن به یک بیمار را کاهش دهد و تصمیمی بهموقع در مدیریت حملونقل میتواند آرامش را به جمعیتی چند صد هزار نفری بازگرداند.
در همین روزها بود که از ثبت یکی از بزرگترین عملیاتهای حملونقل زمینی در یک روز خبر داده شد؛ عملیاتی که هزاران دستگاه اتوبوس، خودروهای امدادی، تاکسیها و نیروهای خدماتی را همزمان درگیر کرد.
رکوردها در یک روز ساخته نمیشوند. پشت هر رکورد، ماهها برنامهریزی و ساعتها کار بیوقفه قرار دارد.
وقتی مردم، ستون اصلی میزبانی میشوند
اگر زیرساختهای سختافزاری را ستونهای اربعین بدانیم، مردم ایلام روح این میزبانیاند.
کسبهای که تلاش میکنند قیمتها منصفانه باشد، کشاورزی که محصولش را نذر زائران میکند، دانشجویی که داوطلبانه راهنمای مسافران میشود و خانوادههایی که خانههای خود را در اختیار مهمانان قرار میدهند، بخشی از تصویری هستند که در آمارهای رسمی دیده نمیشود.
در کنار آنان، هزاران نیروی خدماتی، امدادی، درمانی، انتظامی، مرزبانی، راهداری و حملونقل، شبانهروز در میدان حضور دارند.
این حجم از خدمت، تنها با ساختار اداری پیش نمیرود. اربعین در مهران، ترکیبی از مدیریت و مشارکت مردمی است.

خبرنگارانی که اربعین را زندگی کردند
در میان این جمعیت، خبرنگاران ایلام نیز روزهای متفاوتی را پشت سر گذاشتند.
برای آنان، اربعین فقط یک مأموریت خبری نبود. از صبح زود در مرز و مسیرهای منتهی به پایانه حاضر بودند، ظهر در گرمای جادهها گزارش تهیه میکردند، عصر نشستهای ستاد اربعین را پوشش میدادند و شب، در حالی که هنوز صدای خودروها و رفتوآمد زائران ادامه داشت، خبرها و گزارشهای خود را ارسال میکردند.
اما کار آنان فقط ثبت تصویر و خبر نبود.
خبرنگاران ایلام در روزهایی که برخی روایتهای ناقص در فضای مجازی میتوانست تصویری یکبعدی از مهران ارائه دهد، تلاش کردند واقعیت را از میدان روایت کنند.
ازدحام را پنهان نکردند، اما خدمت را نیز ندید نگرفتند.
از گرما نوشتند، اما از تلاش امدادگران هم گفتند.
مشکلات را بازتاب دادند، اما مدیریت و فداکاری هزاران نیروی حاضر در میدان را نیز روایت کردند.
این شاید مهمترین تفاوت روایت میدانی با روایت از راه دور باشد.
خبرنگاری که ساعتها در گرمای مرز ایستاده، با زائری که از شدت گرما توان ادامه مسیر ندارد گفتوگو کرده، شاهد تلاش امدادگران بوده و ازدحام جاده را از نزدیک دیده است، مهران را فقط در قاب یک تصویر نمیبیند.
او مهران را زندگی کرده است.
مهران، فراتر از اربعین
اما داستان مهران با پایان اربعین تمام نمیشود.
اربعین شاید مهمترین جلوه ظرفیت این شهر باشد، اما تنها ظرفیت آن نیست.
مرزی که توان مدیریت میلیونها تردد را دارد، میتواند در طول سال نیز یکی از محورهای مهم اقتصادی غرب کشور باشد.
تجارت مرزی، صادرات، ترانزیت، گردشگری مذهبی، خدمات لجستیکی و سرمایهگذاری بخش خصوصی، بخشی از ظرفیتهایی هستند که میتوانند آینده مهران را شکل دهند.
با شکلگیری منطقه آزاد مهران، این فرصت بیش از گذشته در دسترس قرار گرفته است.
اگر زیرساختهایی که برای اربعین ایجاد شدهاند با برنامهای بلندمدت به اقتصاد منطقه متصل شوند، مهران میتواند از دروازه زیارت به دروازه توسعه نیز تبدیل شود.
جادههایی که امروز زائر را به کربلا میرسانند، میتوانند فردا مسیر رونق تجارت باشند.
پایانههایی که امروز پذیرای عاشقان امام حسین هستند، میتوانند در طول سال بخشی از نبض صادرات غرب کشور را به حرکت درآورند.
هتلها، مراکز خدماتی، حملونقل، صنایع وابسته، بازارچههای مرزی و سرمایهگذاری بخش خصوصی نیز میتوانند از همین ظرفیت شکل بگیرند.
توسعه مهران، فقط توسعه یک شهر نیست. توسعه مهران میتواند به تقویت جایگاه ایلام در یکی از مهمترین کریدورهای اقتصادی و فرهنگی کشور منجر شود.
عددی که یک واقعیت را نشان داد
در پایان عملیات اربعین ۱۴۰۵، آمارها جایگاه مهران را بار دیگر نشان دادند.
بیش از ۵۲ درصد زائران، این مرز را برای سفر خود انتخاب کردند. شلمچه با ۲۸ درصد، خسروی با ۱۲ درصد، چذابه با هفت درصد و تمرچین با یک درصد در رتبههای بعدی قرار گرفتند.
این اعداد را نباید فقط در قالب رقابت میان مرزها دید. این آمار، بخشی از اعتماد شکلگرفته میان زائر و مهران است.
هیچ بخشنامهای نمیتواند میلیونها انسان را مجبور به انتخاب یک مسیر کند.
مردم، راهی را انتخاب میکنند که به آن اطمینان دارند.
و اعتماد، شاید تنها زیرساختی باشد که ساختن آن سالها زمان میبرد.
شهری که پس از اربعین هم بیدار میماند
غروب، آرامآرام بر دشتهای مهران مینشیند.
تبوتاب صبح فروکش کرده، اما مرز هنوز بیدار است.
اتوبوسها یکی پس از دیگری راهی شهرهای دور و نزدیک میشوند. موکبداران استکانهای چای را جمع میکنند. پاکبانها خیابانها را برای روز بعد آماده میکنند. امدادگران آخرین مراجعهکنندگان را بدرقه میکنند و خبرنگاران، میان انبوه عکسها و یادداشتهایشان، تلاش میکنند جملهای پیدا کنند که بتواند عظمت روزهای گذشته را روایت کند.
اما مهران را نمیتوان با چند روز اربعین تعریف کرد. اربعین تمام میشود، اما مسئولیت مهران ادامه دارد.
این شهر اکنون ظرفیتی ملی است که میتواند در کنار جایگاه معنوی خود، به یکی از محورهای مهم توسعه اقتصادی ایلام و غرب کشور تبدیل شود.
با این حال، در میان همه ظرفیتها و زیرساختها، یک سرمایه بیش از همه اهمیت دارد؛ مردمی که سالهاست میزبان زائران بودهاند و اعتمادی که میان آنان و مسافران شکل گرفته است.
همین اعتماد است که هر سال، میلیونها نفر را دوباره به این مسیر میکشاند.
شب بر مهران سایه میاندازد و چراغهای پایانه همچنان روشن است.
شاید آخرین زائر از گیت عبور کرده باشد، اما داستان شهر تمام نشده است.
سال بعد دوباره جادهها شلوغ خواهند شد. دوباره اتوبوسها خواهند آمد، موکبها برپا خواهند شد، امدادگران آماده خواهند ایستاد و خبرنگاران روایت تازهای از این مرز خواهند نوشت.
ممکن است رکوردها تغییر کنند، مسیرها توسعه یابند و امکانات بیشتری فراهم شود، اما آنچه باید حفظ شود، چیزی فراتر از آمار و زیرساخت است؛ سرمایهای به نام اعتماد.
اعتمادی که مردم ایلام با سالها میزبانی ساختهاند، مدیران با حضور در میدان تقویت کردهاند، نیروهای خدماتی و امدادی با شببیداریهایشان پاس داشتهاند و خبرنگاران با روایت دقیق و مسئولانه از آن صیانت کردهاند.
انتهای پیام

