به گزارش ایسنا، میدل ایست آی در گزارشی نوشت: علت شکلگیری و تشکیل این توافق سه جانبه، بیاعتبار شدن و غیر قابل اعتماد بودن آمریکاست. شکستهای نظامی آمریکا و اسرائیل در ایران و عدم توانایی واشنگتن در مهار نتانیاهو باعث شده کشورهای منطقه به این نتیجه برسند که امنیت خود را باید با اتکا به خویش تامین کنند. رسانههای چینی نیز این توافق را نتیجه مستقیم «غیرقابلاعتماد بودن آمریکا» ارزیابی کردهاند.
انگیزه هر یک از سه کشور امضاکننده این توافق را میتوان به نیازها و منافع آنها پیوند زد؛ پاکستان هم نیاز مالی دارد، هم باید با هند مقابله کند و هم باید قدرت نظامی را به دارایی اقتصادی تبدیل کند.
ترکیه به بازدارندگی هستهای در برابر تهدیدات اسرائیل و کمک به سوریه برای بیرون راندن نیروهای اسرائیلی نیاز دارد و در آخر، عربستان به اهرم فشار در برابر ایران و نیروهای انصارالله یمن و پیشبرد طرح مدرنیزاسیون داخلی نیاز دارد.
مساله دیگر که باعث شکلگیری این توافق شد، ناتوانی دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در کنترل بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل است. نقضهای مکرر توافقهای آتشبس در غزه و لبنان توسط نتانیاهو نشان میدهد که ترامپ که در آستانه انتخابات میان دورهای است، توانایی مهار اسرائیل را ندارد. ایران نیز پس از حملات، قدرتمندتر شده و حالا در مورد تنگه هرمز شروط سنگینی برای آمریکا تعیین کرده است.
نتانیاهو اطراف ترامپ را با افراد خود پر کرده است و همانطور که رونن برگمن، روزنامهنگار محقق اسرائیلی فاش کرده، به صورت پیش فرض نقلقولهای کاملا ساختگی از ایران درباره برنامه بمبافکنی را به واقعیتی تبدیل میکند که در شبکه فاکسنیوز به عنوان حقیقت دستبهدست میشود.
ترامپ وارد جنگ علیه ایران شد آنهم بر اساس اطلاعاتی که مدعی بودند ایران آنقدر ضعیف شده که میوه رسیدهای است که با کوچکترین فشاری از هم میپاشد. اما ترامپ از بازگشت به جنگ هراس دارد و به همان اندازه هم نمیتواند ایران را وادار کند تنگه هرمز را به هر شکلی که او میخواهد، باز کند.
موضوع دیگر که باعث شد تا این سه کشور امضاکننده توافق مکه به آن فکر کنند، احتمال تکرار فاجعه صبرا و شتیلا است. در سال ۱۹۸۲، آمریکا به سازمان آزادیبخش فلسطین برای امنیت پناهندگان تضمین داد، اما نتوانست از کشتار صبرا و شاتیلا جلوگیری کند. امروز نیز فلسطینیها نباید به تضمینهای آمریکا و توافقهای «شورای صلح» اعتماد کنند، چون هدف نهایی اسرائیل، آوارهسازی جمعیت غزه است.
دستکم روی کاغذ، این یک توافق نظامی میان این سه قدرت بسیار قابلتوجه است. تولید ناخالص داخلی پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی به ترتیب ۴۵۲ میلیارد دلار، ۱.۶ تریلیون دلار و ۱.۳ تریلیون دلار برآورد میشود.
این سه کشور روی هم میتوانند بیش از ۵۶۰۰ تانک اصلی میدان نبرد، بیش از ۱۱۰۰ جنگنده شکاری، ناوگانی از پهپادها، موشکهای بالستیک، یک بازدارنده هستهای و بیش از یک میلیون سرباز را به میدان بیاورند.
مساله دیگری که به تشکیل این توافق انجامید، حاکمیت اعراب و ترکیه بر سرزمین و مردم خودشان است. یا منطقه محکوم به یک قرن دیگر سلطه استعماری توسط اسرائیلی است که هر طور بخواهد جنگ شروع میکند، یا زمان آن رسیده که سه قدرت بزرگ منطقه این چرخه را بشکنند. اگر پیمانی با این وزن نظامی، فناورانه و مالی، تنها به این دلیل که حاکمانش نتوانند اراده سیاسی لازم را جمع کنند، در برخورد با اولین مانع شکست بخورد، هر دولت عربی میداند که قربانی بعدی جنگ تحمیلی اسرائیل خواهد بود.
این پیمان «آغازی دیرهنگام اما ضروری» برای نظم جدید منطقهای میداند که میخواهد چرخه سلطه استعماری اسرائیل را بشکند.
انتهای پیام

