اگرچه مهاجرت میتواند در مسیر رشد علمی و حرفهای افراد فرصتهایی ایجاد کند، تداوم خروج سرمایههای انسانی میتواند ظرفیت کشور برای توسعه علمی، فناوری، اقتصادی و اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد. در این میان، دلایل مهاجرت نخبگان نیز به یک عامل محدود نمیشود؛ از دغدغههای معیشتی، اشتغال و آینده اقتصادی گرفته تا کیفیت زیست دانشگاهی، دسترسی به زیرساختهای پژوهشی، امکان پیشرفت مبتنی بر شایستگی، امنیت شغلی و مهمتر از همه، احساس اثرگذاری و امکان حل مسائل واقعی کشور، مجموعهای از عوامل در تصمیم نخبگان برای ماندن یا مهاجرت نقش دارند.
از سوی دیگر، حفظ نخبگان صرفاً با توصیه و سیاستهای مقطعی امکانپذیر نیست و نیازمند ایجاد زیستبومی است که در آن افراد توانمند بتوانند مسیر علمی و حرفهای خود را با چشماندازی روشن دنبال کنند. در همین راستا، خبرنگار ایسنا با هدف بررسی ابعاد مختلف مهاجرت نخبگان، عوامل مؤثر بر تصمیم آنان برای ماندن یا مهاجرت، نقش دانشگاهها و استادان در ایجاد انگیزه برای ماندگاری و همچنین راهکارهای حفظ و بازگشت سرمایه انسانی، با رئیس بنیاد ملی نخبگان خراسان رضوی و تعدادی از استادان دانشگاه گفتوگو کرده است.

نخبگان به دنبال محیطی برای اثرگذاری معنادار هستند
مهدی فیضی در گفتوگو با ایسنا درباره وضعیت مهاجرت نخبگان و مهمترین چالشهای موجود در این زمینه، اظهار کرد: مسئله مهاجرت نخبگان مانند بسیاری از مسائل اجتماعی و اقتصادی، یک مسئله چندبعدی و پیچیده است و طبیعتاً نمیتوان صرفاً با شاخصهای کمی، روندها و پیامدهای آن را تحلیل کرد. ضمن اینکه حتی درباره آمار و ارقام مربوط به مهاجرت نخبگان نیز اطلاعات با دقت و جامعیت مطلوب در دسترس نیست.
وی ادامه داد: آنچه مشخص است این است که یک فرد نخبه به دنبال داشتن و یافتن زیستبومی است، که بتواند در آن توانمندیهای خود را به بهترین شکل محقق کند و به مرحله ظهور و بروز برساند. اگر این زیستبوم در داخل کشور فراهم نباشد، فرد ممکن است برای یافتن چنین محیطی به خارج از مرزهای کشور فکر کند.
رئیس بنیاد ملی نخبگان خراسان رضوی اضافه کرد: تلاشی که در کشور، بنیاد ملی نخبگان و در گستره زیستبوم نوآوری و فناوری صورت میگیرد، این است که زمینهها و بسترهای رشد و شکوفایی افراد در داخل کشور فراهم شود و فرصت و امکان اثربخشی برای نخبگان ایجاد شود.
فیضی با تأکید بر اهمیت ایجاد احساس اثرگذاری در میان نخبگان، اظهار کرد: به نظر من اگر این امکان و فرصت برای بسیاری از نخبگان فراهم شود، که احساس کنند میتوانند در داخل کشور خودشان تأثیر معناداری بگذارند، بخش قابل توجهی از آنها تمایلی به مهاجرت نخواهند داشت.
وی با بیان اینکه مهاجرت نخبگان را نباید صرفاً از دریچه مسائل اقتصادی و اجتماعی دید، خاطرنشان کرد: مسئله فراتر از دغدغههای اقتصادی و اجتماعی است و یکی از چالشهای اساسی، ایجاد امکان اثربخشی و فرصت تأثیرگذاری معنادار برای افراد است. به همین دلیل نیز در معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاست جمهوری اخیراً تغییر پارادایمی انجام شده و تلاش میشود امکان حل مسئله، اثربخشی و ایجاد معنا بیش از گذشته در زیستبوم فناوری و نوآوری کشور فراهم شود. باید مسئله مهاجرت نخبگان را کلانتر و عمیقتر ببینیم و آن را فراتر از صرفاً یک دغدغه اقتصادی یا سایر عوامل منفرد مورد توجه قرار دهیم.
فیضی با تشریح نگاه خود به انگیزههای نخبگان برای ماندن در کشور، اضافه کرد: به زبان دیگر، یک فرد نخبه دوست دارد تخصصش بتواند یک مسئله واقعی را حل کند و این نوآوری، توانمندی و قابلیت او دیده و قدردانی شود. اگر این اتفاق بیفتد، به نظر من بسیاری از پیشزمینههای مهاجرت نخبگان از بین خواهد رفت. در بنیاد ملی نخبگان تلاش شده است، که در حد توان این اتفاق رخ دهد و فرآیندهای اداری مربوط به جذب نخبگان، چه در دستگاههای اجرایی و دولتی، چه در بخش خصوصی و چه در دانشگاهها و مراکز پژوهشی، تا حد امکان تسهیل شود.
رئیس بنیاد ملی نخبگان خراسان رضوی خاطرنشان کرد: حمایتها و پشتیبانیهایی از نخبگان انجام میشود و در این پارادایم جدید نیز تلاش شده است، که همه این اقدامات به حل مسائل کشور متصل شود. مجموعه این اقدامات در نهایت یک زیستبوم را شکل میدهد، که هدف آن استفاده از توانمندیها و ظرفیتهای افراد نخبه برای حل مسائل کشور است.

کیفیت زیست حرفهای؛ یکی از عوامل مهم در ماندگاری نخبگان
فیضی در پاسخ به این پرسش که فرصتهای شغلی، زیرساختهای پژوهشی، حمایتهای مالی، کیفیت زیست دانشگاهی و چشمانداز پیشرفت علمی چه نقشی در تصمیم نخبگان برای ماندن یا مهاجرت دارند، ادامه داد: یکی از عوامل کلیدی در تصمیمسازی و تصمیمگیری نخبگان، کیفیت زیست دانشگاهی و به تعبیر کلیتر، کیفیت زیست حرفهای است که در هسته مرکزی آن، چشمانداز پیشرفت علمی مبتنی بر شایستگی قرار دارد.
رئیس بنیاد ملی نخبگان خراسان رضوی اظهار کرد: یک فرد نخبه به دنبال محیطی است، که در آن هوای تازه فکری جریان داشته باشد، محیطی پویا باشد و فرد بتواند توانمندیهای خود را در آن محقق کند. داشتن احترام حرفهای و امنیت شغلی عزتمندانه نیز از دیگر مؤلفههای مهم در این زمینه است.
فیضی خاطرنشان کرد: همزمان، احساس معناداری در شغل و تأثیرگذاری و مؤثر بودن در حل مسائل نیز بسیار کمککننده است. مسئله فقط این نیست که فرد الزاماً یک جایگاه دانشگاهی یا علمی داشته باشد یا درآمد بالایی کسب کند، بلکه مجموعهای از عوامل باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند، که فرد احساس کند مسیر حرفهای و علمی مناسبی پیش روی او قرار دارد.
وی با اشاره به اهمیت زیرساختهای علمی و پژوهشی، ادامه داد: طبیعتاً وجود زیرساختهای آزمایشگاهی و علمی و فرصتهای پژوهشی از الزامات این مسیر است و در معاونت علمی ریاست جمهوری نیز به طور کلی تلاش میشود این زیرساختها و زمینهها فراهم شود.
رئیس بنیاد ملی نخبگان خراسان رضوی اضافه کرد: حمایتهای مالی و تسهیلات رفاهی نیز قطعاً شرایط لازم هستند، اما به تنهایی کافی نیستند. در کنار این حمایتها، باید امکان ثبات، قابل پیشبینی بودن شرایط و اطمینان خاطر برای فرد نخبه و پژوهشگر فراهم شود، که بتواند با آرامش روی مسائل کلیدی و بنیادین تأمل و از توانمندیهای خود برای حل آنها استفاده کند.
فیضی تصریح کرد: تلفیقی از همه این عوامل به نظر من از مهمترین مؤلفههایی است، که در تصمیمسازی نخبگان تأثیر دارد. البته باید تأکید کنم که این عوامل همه ماجرا نیستند و طبیعتاً هر فرد، متناسب با شرایط و موقعیت شخصی خود، عوامل فردی دیگری را نیز در تصمیمگیری دخیل میکند.
وی در پاسخ به این پرسش که برای اینکه نخبگان آینده علمی و حرفهای خود را در داخل کشور ببینند و زمینه بازگشت متخصصان ایرانی خارج از کشور نیز فراهم شود، چه سیاستهایی باید در اولویت قرار گیرد، خاطرنشان کرد: تلاش کلی بر این بوده است، که فرآیندهای جذب و نگهداشت نخبگان از فرآیندهای مرسومی که در کشور وجود دارد، مجزا شود و هدف این باشد که مسیر جذب و استفاده از ظرفیت این افراد تسهیل شود.
رئیس بنیاد ملی نخبگان خراسان رضوی ادامه داد: هدف این است، که کمک شود افراد نخبه بتوانند سریعتر جذب مجموعههایی شوند، که امکان استفاده از توانمندیهای آنها را دارند، حتی اگر این افراد در مقطعی در داخل کشور سکونت نداشته باشند. از موضوعاتی مانند سربازی برای آقایان گرفته تا دورههای پسادکتری، جذب هیأت علمی در دانشگاهها و پژوهشکدهها و همچنین جذب در بخش خصوصی و دولتی، برای نخبگان فرآیندهای جداگانهای طراحی و پیشبینی شده است، که افرادی که به تعبیر ما نخبه محسوب میشوند، بتوانند سریعتر و سادهتر جذب شوند.
وی خاطرنشان کرد: حمایت از نخبگان صرفاً نباید به مرحله جذب محدود شود، بلکه پس از جذب نیز باید تسهیلات و حمایتهایی در اختیار آنها قرار گیرد، که بتوانند در موقعیت حرفهای خود رشد و ارتقا پیدا کنند و توانمندیهایشان را بیش از گذشته به کار بگیرند.
رئیس بنیاد ملی نخبگان خراسان رضوی با اشاره به رویکرد کلی در حوزه نخبگان، تصریح کرد: نگاه کلی در این مسیر، حمایت، پشتیبانی، جذب، نگهداشت، توانمندسازی و استفاده از قابلیتهای فردی کسانی است، که اصطلاحاً نخبه اطلاق میشوند. اگر بتوانیم محیطی فراهم کنیم که یک نخبه در آن احساس کند توانمندیهایش دیده میشود، میتواند در حل مسائل واقعی کشور اثرگذار باشد و مسیر پیشرفت علمی و حرفهای او نیز بر اساس شایستگی شکل میگیرد، میتوان امیدوار بود، که زمینه ماندگاری بخش بیشتری از سرمایه انسانی کشور فراهم شود.

شایستهسالاری، راهکاری برای بازگشت امید به نخبگان است
اصغر داودی، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد در ادامه با اشاره به وضعیت مهاجرت دانشجویان مستعد، پژوهشگران جوان و اعضای هیئت علمی، اظهار کرد: واقعیت این است که مسئله مهاجرت نخبگان بسیار جدی است. البته نمیتوان گفت تمام نخبگان دانشگاهی چنین تمایلی دارند، اما بخش قابل توجهی از آنان در صورتی که فرصتی برای ادامه فعالیت و زندگی در خارج از کشور برایشان فراهم شود، از آن استفاده خواهند کرد.
وی اضافه کرد: این مسئله هم درباره استادان دانشگاه و هم درباره دانشجویان و پژوهشگران صدق میکند. باید پرسید چرا یک نخبه دانشگاهی باید در کشور بماند، زمانی که فردی تصمیم میگیرد در یک کشور زندگی و فعالیت کند، باید هم انگیزههای شخصی کافی برای ماندن داشته باشد و هم محیط پیرامون و شرایط اجتماعی، اقتصادی و علمی او را به ماندن، کار کردن و ساختن آینده در همان کشور تشویق کند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد ادامه داد: متأسفانه در نتیجه سیاستهایی که طی سالهای اخیر در حوزههای مختلف در پیش گرفتهایم، نه تنها انگیزه کافی برای ماندن نخبگان و امید به آینده در آنان ایجاد نکردهایم، بلکه در بسیاری از موارد به جای تقویت این سرمایه انسانی، عملاً شرایطی ایجاد کردهایم، که موجب خروج بخشی از نخبگان از کشور شده است.
داودی با بیان اینکه در میان نخبگان، افرادی نیز وجود دارند که با وجود مشکلات و نابسامانیها همچنان ترجیح میدهند در کشور بمانند، بیان کرد: ممکن است عدهای از نخبگان علیرغم همه ناملایمات و مشکلات موجود، تصمیم بگیرند در ایران بمانند و فعالیت کنند، اما این گروه چندان زیاد نیستند.
وی خاطرنشان کرد: اگر روند مهاجرت و خروج نخبگان در سالهای اخیر را مورد بررسی قرار دهیم، به خوبی میتوانیم جدی بودن این مسئله را مشاهده کنیم. دانشجویانی که با هزینههای این کشور تحصیل میکنند و پس از سالها آموزش و کسب تخصص به مرحلهای میرسند، که میتوان از توان علمی و تخصصی آنان برای عمران، آبادانی و توسعه کشور استفاده کرد، در نهایت سر از دانشگاهها و مراکز علمی کشورهای دیگر درمیآورند و جذب میشوند.
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد ادامه داد: ممکن است آمار دقیق و جامعی درباره همه ابعاد این موضوع در اختیار نداشته باشم، اما با مراجعه به آمارهای موجود نیز میتوان متوجه شد، که مسئله مهاجرت نخبگان تا چه اندازه جدی است و نمیتوان به سادگی از کنار آن عبور کرد.
داودی مهاجرت نخبگان را دارای آثار و پیامدهای منفی برای آینده کشور دانست و افزود: وقتی بخش قابل توجهی از افراد مستعد و نخبه یک جامعه از کشور خارج میشوند، در واقع کشور بخشی از مهمترین سرمایههای انسانی و فکری خود را از دست میدهد. اگر این روند ادامه پیدا کند، در یک دهه یا دو دهه آینده باید منتظر پیامدهای جدی آن باشیم.
وی اضافه کرد: مسئله فقط از دست دادن نیروی متخصص و سرمایه انسانی نیست، بلکه تداوم این روند میتواند در بلندمدت آثار اجتماعی و جمعیتی نیز داشته باشد. بنابراین باید مسئله مهاجرت نخبگان را بسیار فراتر از یک انتخاب فردی یا تصمیم شخصی دید و آن را به عنوان یک مسئله مهم در سطح ملی مورد توجه قرار داد.
این استاد دانشگاه در پاسخ به این پرسش که مهمترین عوامل سوق دادن دانشجویان و پژوهشگران به ادامه تحصیل و فعالیت علمی در خارج از کشور چیست، بیان کرد: هر دو دسته عوامل علمی و اقتصادی در این موضوع نقش دارند، اما مسائل اقتصادی و آینده شغلی نقش پررنگتری دارند.
داودی خاطرنشان کرد: جوانی که وارد دانشگاه میشود، طبیعتاً دغدغههایی برای تعالی، پیشرفت و فعالیت در عرصه علم و دانش دارد. اگر یک دانشجو احساس کند استادان، دانشگاه و محیطهای پژوهشی کشور فرصت لازم را برای ادامه مسیر علمی و تحقق اهداف او فراهم نمیکنند، طبیعی است که به دنبال محیطی باشد که چنین فرصتهایی در آن بیشتر وجود داشته باشد. دانشجوی نخبه میخواهد در رشته تخصصی خود رشد کند، پژوهش انجام دهد، با محیطهای علمی معتبر ارتباط داشته باشد و بتواند مسیر حرفهای خود را ادامه دهد. اگر چنین فضایی در داخل کشور فراهم نباشد، احتمال اینکه مقصد دیگری را برای ادامه فعالیت انتخاب کند، افزایش پیدا میکند.
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد با بیان اینکه عوامل اقتصادی و آینده شغلی از اهمیت بیشتری برخوردارند، اضافه کرد: با این حال، مهمتر از دغدغههای علمی و پژوهشی، مسئله آینده اقتصادی و شغلی است. هرچقدر هم که یک فرد دغدغه علم و دانش داشته باشد، در نهایت باید زندگی کند. داشتن حداقلهای زندگی، آینده شغلی، درآمد و امکان تأمین هزینههای زندگی، مسائلی نیست که بتوان آنها را نادیده گرفت.
داودی اظهار کرد: وقتی یک نخبه احساس کند حداقلهای زندگی برای او فراهم نیست و چشمانداز روشنی برای آینده شغلی و اقتصادی خود ندارد، طبیعی است، که به دنبال محیطی برود که بتواند این حداقلها را در آن تأمین کند. بنابراین باید بپذیریم که هم دغدغههای علمی و پژوهشی و هم مسائل اقتصادی و شغلی در تصمیم نخبگان برای مهاجرت اثرگذارند، اما به نظر من آینده اقتصادی و شغلی اهمیت بیشتری دارد.
وی خاطرنشان کرد: وقتی فرصت مناسب برای پیدا کردن شغل، تأمین هزینههای زندگی و برخورداری از یک سطح قابل قبول از رفاه برای جوان نخبه وجود نداشته باشد، نمیتوان از او انتظار داشت صرفاً بر اساس علاقه علمی خود در کشور بماند. متأسفانه تداوم این شرایط میتواند در بلندمدت پیامدهای نامطلوبی برای توسعه نیروی انسانی کشور داشته باشد. کشوری که نتواند نخبگان خود را حفظ کند، در واقع بخشی از ظرفیت خود برای توسعه علمی، اقتصادی، فناوری و اجتماعی را از دست میدهد.
داودی درباره نقش دانشگاهها و اعضای هیئت علمی در ایجاد انگیزه برای ماندن نخبگان، اضافه کرد: دانشگاهها و اعضای هیئت علمی قطعاً در این زمینه نقش دارند. من به عنوان استاد دانشگاه، پژوهشگر یا عضو هیئت علمی میتوانم دانشجو را تشویق و ترغیب کنم، که در کشور بماند و فعالیت علمی خود را ادامه دهد.

جلوگیری از مهاجرت نخبگان باید به یک اولویت ملی تبدیل شود
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی مسئولیت اصلی متوجه مسئولان، تصمیمگیران و سیاستگذاران است. اگر آنان شرایط مساعدی برای فعالیت نخبگان ایجاد نکنند و برای آینده آنان تدبیر مناسبی نداشته باشند، توصیه و تشویق استاد دانشگاه به تنهایی نمیتواند مشکل را حل کند. ممکن است یک استاد بتواند بر تعداد محدودی از دانشجویان تأثیر بگذارد، اما آنچه تعیینکننده است، ایجاد بسترهای مناسب برای فعالیت و ماندگاری نخبگان است.
وی با استفاده از این فرصت نسبت به ضرورت توجه جدی مسئولان به مسئله مهاجرت نخبگان هشدار داد و گفت: مقابله با فرار مغزها، اگر مهمترین اولویت کشور نباشد، دستکم باید یکی از مهمترین اولویتهای کشور باشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد بیان کرد: مهاجرت نخبگان هم از لحاظ اقتصادی و هم از نظر رشد فناوری و تکنولوژیک میتواند پیامدهای نامطلوبی برای کشور داشته باشد. به ویژه در شرایطی که رقابت میان کشورها بسیار فشرده شده و حتی کشورهایی که در زمره قدرتهای درجه یک علمی و اقتصادی جهان قرار ندارند، تمام ظرفیتهای خود را برای پیشرفت علمی و فناوری بسیج کردهاند.
وی یکی از مهمترین راهکارهای مقابله با روند مهاجرت نخبگان را جایگزین کردن شایستهسالاری به جای روابط ناسالم دانست و گفت: شاید مهمترین تدبیری که باید اندیشیده شود، جایگزینی شایستهسالاری به جای روابط ناسالم در فرآیندهای مدیریتی و تصمیمگیری باشد. همچنین اگر انسانهای شریف، متخصص و شایسته در جایگاههای تصمیمگیری قرار داشته باشند، میتوان امیدوار بود که برای اصلاح این روند و ایجاد شرایط مناسب برای ماندن نخبگان اقدام شود.
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد ادامه داد: زمانی که افراد شایسته در جایگاههای مناسب قرار بگیرند، تصمیمگیریها نیز میتواند بر اساس منافع ملی، تخصص و کارآمدی انجام شود و در نتیجه زمینه برای بازگشت اعتماد و امید در میان جوانان و نخبگان فراهم شود.
داودی با اشاره به اهمیت حفظ سرمایه انسانی کشور، اضافه کرد: مسئله مهاجرت نخبگان را نباید صرفاً به عنوان رفتن تعدادی دانشجو یا استاد از کشور تلقی کرد. این موضوع در صورت تداوم میتواند بر آینده علمی، اقتصادی، فناوری و حتی ظرفیتهای انسانی کشور اثر بگذارد. اگر روند کنونی ادامه پیدا کند، چشمانداز چندان روشنی نمیتوان برای آینده کشور متصور بود. بنابراین لازم است پیش از آنکه این مسئله به بحرانی عمیقتر تبدیل شود، سیاستگذاران و مسئولان برای ایجاد فرصتهای علمی، پژوهشی، شغلی و اقتصادی مناسب برای نخبگان اقدام کنند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد تصریح کرد: مسئله مهاجرت نخبگان به غایت جدی و خطرناک است و اگر برای آن فکری نشود، کشور در آینده با پیامدهای ناگوار آن مواجه خواهد شد. حفظ نخبگان نیازمند مجموعهای از سیاستهای هماهنگ در حوزه اقتصاد، اشتغال، آموزش عالی، پژوهش، مدیریت و شایستهسالاری است و نمیتوان انتظار داشت دانشگاهها و استادان به تنهایی این روند را متوقف کنند.

مهاجرت نخبگان نوعی فرار سرمایه است
علیاکبر مجدی، استادیار جامعهشناسی دانشگاه فردوسی مشهد در ادامه درباره وضعیت تمایل نخبگان دانشگاهی و دانشجویان مستعد به مهاجرت، اظهار کرد: به صورت مستقیم مسئولیت یا مأموریتی در زمینه بررسی مهاجرت نخبگان نداشتهام، اما در ارتباط با دانشجویان، شاهد بودهام که تعدادی از آنان مهاجرت کردهاند و برخی دیگر نیز در فکر مهاجرت بوده یا هستند.
وی با اشاره به ابعاد و اهمیت این پدیده، اضافه کرد: درباره میزان جدی بودن مهاجرت نخبگان، آمارها و تحلیلهای مسئولان مرتبط با این حوزه نشان میدهد، که با مسئلهای جدی مواجه هستیم و نمیتوان نسبت به آن بیتفاوت بود. مهاجرت نخبگان را باید نوعی فرار سرمایه دانست، زیرا مهمترین سرمایه هر کشور، سرمایه انسانی آن است و هنگامی که نیروهای نخبه، متخصص، تحصیلکرده و توانمند از کشور خارج میشوند، در واقع بخشی از سرمایه انسانی جامعه از دسترس کشور خارج میشود.
مجدی در پاسخ به این پرسش که مهمترین عوامل مؤثر بر تصمیم دانشجویان و پژوهشگران برای ادامه تحصیل یا فعالیت علمی در خارج از کشور چیست، بیان کرد: علل این پدیده چندوجهی است و نمیتوان مهاجرت نخبگان را صرفاً به یک عامل نسبت داد. همچنین دغدغههای علمی و پژوهشی در کنار دغدغههای معیشتی و آینده شغلی از جمله عوامل مهمی هستند، که میتوانند در تصمیم دانشجویان و پژوهشگران برای مهاجرت اثرگذار باشند.
وی با تأکید بر اهمیت مسائل اقتصادی و معیشتی، خاطرنشان کرد: در کنار مسائل علمی و پژوهشی، دغدغه معیشت و آینده شغلی اهمیت زیادی دارد و باید به این موضوع توجه ویژهای داشت. همچنین عوامل و دلایل دیگری نیز در شکلگیری این پدیده نقش دارند، اما مسئله معیشت جایگاه ویژهای در تصمیم افراد برای مهاجرت دارد. نمیتوان از یک جوان تحصیلکرده انتظار داشت که نسبت به آینده شغلی و شرایط زندگی خود بیتفاوت باشد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد درباره نقش دانشگاهها و استادان در افزایش امید دانشجویان و نخبگان برای ماندن و فعالیت در کشور، ادامه داد: استادان دانشگاه میتوانند در امیدآفرینی و تقویت باورهای ملی و مذهبی دانشجویان و همچنین تقویت باور به ماندن در کشور نقش مؤثری داشته باشند.
مجدی اضافه کرد: استاد دانشگاه به دلیل ارتباط مستقیم و مستمر با دانشجویان میتواند در شکلگیری نگرش و نگاه آنان نسبت به آینده و جامعه تأثیرگذار باشد و از این ظرفیت میتوان برای تقویت امید و انگیزه فعالیت در داخل کشور استفاده کرد. واقعیتهای میدانی باید این امیدآفرینی را تأیید و تقویت کنند، در غیر این صورت، تمام اقداماتی که از سوی استادان برای امیدآفرینی انجام میشود، ممکن است از سوی دانشجویان صرفاً شعاری تلقی شود و کوچکترین اثربخشی را نداشته باشد.
فاصله میان شعار و واقعیت میتواند اعتماد دانشجویان را تضعیف کند
این استادیار جامعهشناسی دانشگاه فردوسی مشهد، اظهار کرد: اگر میان آنچه استاد دانشگاه درباره امید به آینده و ماندن در کشور بیان میکند و آنچه دانشجو در میدان عمل تجربه میکند فاصله وجود داشته باشد، طبیعی است که اثرگذاری سخنان استاد کاهش پیدا کند. همچنین حتی در چنین شرایطی ممکن است، که جایگاه استادان در نگاه دانشجویان نیز با چالش مواجه شود، بنابراین امیدآفرینی زمانی میتواند مؤثر باشد که واقعیتهای اجتماعی، اقتصادی، علمی و شغلی نیز از آن حمایت کنند.
مجدی خاطرنشان کرد: نمیتوان صرفاً با توصیه به ماندن، از دانشجویان و نخبگان انتظار داشت در کشور بمانند. برای تقویت باور به ماندن، باید شرایط واقعی زندگی و فعالیت علمی نیز به گونهای باشد که این باور را تقویت کند. زمانی که دانشجو همزمان با دغدغههای علمی و پژوهشی، نگرانیهای معیشتی و آینده شغلی را نیز تجربه میکند، نمیتوان تنها از استاد دانشگاه انتظار داشت که با توصیه و گفتوگو این نگرانیها را برطرف کند.
این استاد جامعه شناسی دانشگاه فردوسی مشهد اضافه کرد: مهاجرت نخبگان را باید در چارچوبی گستردهتر از یک تصمیم فردی مورد توجه قرار داد. وقتی بخشی از نیروهای توانمند و تحصیلکرده جامعه کشور را ترک میکنند، در واقع سرمایه انسانی جامعه در معرض خروج قرار میگیرد. همچنین برای مواجهه با این پدیده، باید مجموعهای از عوامل مؤثر بر تصمیم نخبگان، از جمله دغدغههای علمی و پژوهشی، مسائل معیشتی و آینده شغلی مورد توجه قرار گیرد.
مجدی تصریح کرد: دانشگاهیان میتوانند در ایجاد امید، تقویت باورهای ملی و مذهبی و افزایش انگیزه برای ماندن نقش داشته باشند، اما این نقش زمانی مؤثر خواهد بود که واقعیتهای میدانی نیز امید ایجادشده را تأیید و تقویت کنند، در غیر این صورت، فاصله میان گفتار و واقعیت میتواند نهتنها از اثرگذاری این اقدامات بکاهد، بلکه اعتماد و جایگاه دانشگاهیان نزد دانشجویان را نیز با چالش مواجه کند.

تقویت امید میان نخبگان؛ مسئولیتی فراتر از آموزش است
مسعود تقیزاده، عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد در ادامه درباره وضعیت تمایل دانشجویان مستعد و پژوهشگران جوان به مهاجرت و دلایل شکلگیری این پدیده، اظهار کرد: با توجه به ارتباط نزدیک با دانشجویان مستعد و پژوهشگران جوان، میتوان گفت شاید حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد آنان بهطور جدی به مهاجرت فکر میکنند. یکی از عوامل مؤثر در شکلگیری این نگاه، تبلیغات منفی و عملیات روانی شدیدی است، که علیه ایران در جریان است و میتواند بر ذهن و تصمیم جوانان اثرگذار باشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به اینکه عوامل مختلفی در تصمیم جوانان برای مهاجرت نقش دارند، اضافه کرد: طبیعتاً عمده دغدغههایی که دانشجویان و پژوهشگران را به ادامه تحصیل یا فعالیت در خارج از کشور سوق میدهد، اقتصادی است. شرایط اقتصادی در کشورهای مقصد گاهی به شکلی عجیب بزرگنمایی میشود و جوانان بدون اینکه اطلاع واقعبینانه و دقیقی از وضعیت اقتصادی کشور هدف داشته باشند، آن کشورها را به عنوان مقصدی ایدهآل برای زندگی و فعالیت علمی در نظر میگیرند.
وی با بیان اینکه بخشی از تصمیم به مهاجرت میتواند ناشی از مقایسه شرایط اقتصادی داخل کشور با تصویری باشد که از کشورهای خارجی ارائه میشود، خاطرنشان کرد: در واقع، برخی جوانان برای فرار از شرایط بد اقتصادی که در داخل ایران نیز گاهی بیش از واقعیت موجود بزرگنمایی میشود، به فکر مهاجرت میافتند. در این میان، لازم است جوانان پیش از تصمیمگیری درباره مهاجرت، شناخت دقیقتر و واقعبینانهتری از شرایط اقتصادی، اجتماعی و شغلی کشورهای مقصد داشته باشند و تصمیم خود را صرفاً بر اساس آنچه در فضای رسانهای یا شبکههای اجتماعی مشاهده میکنند، اتخاذ نکنند.
تقیزاده درباره اینکه آیا مسائل علمی و پژوهشی نیز در تصمیم دانشجویان برای مهاجرت نقش دارد، اضافه کرد: دغدغههای علمی و پژوهشی تأثیر بسیار کمتری در این زمینه دارند، چراکه از نظر علمی و پژوهشی، کشور ما در سطح خوبی قرار دارد. اگرچه طبیعی است که دانشجو یا پژوهشگر برای دستیابی به امکانات علمی، ارتباط با مراکز تحقیقاتی بینالمللی و استفاده از فرصتهای پژوهشی جدید به فعالیت در خارج از کشور علاقهمند باشد، اما نمیتوان مسائل علمی و پژوهشی را مهمترین عامل در شکلگیری میل به مهاجرت دانست.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد خاطرنشان کرد: بخش قابل توجهی از انگیزه مهاجرت را باید در دغدغههای اقتصادی و آینده شغلی جستوجو کرد، موضوعی که نیازمند توجه جدی سیاستگذاران، دانشگاهها و مجموعههای مرتبط با اشتغال دانشآموختگان است.
استادان دانشگاه؛ حلقه اتصال دانشجو با آینده علمی کشور
تقی زاده با تأکید بر نقش دانشگاهها و استادان در ایجاد انگیزه برای ماندن نخبگان در کشور، ادامه داد: بدون شک استادان دانشگاه میتوانند در این زمینه نقش بسیار پررنگی داشته باشند. همچنین استاد دانشگاه صرفاً وظیفه انتقال دانش به دانشجو را بر عهده ندارد، بلکه میتواند در ایجاد امید و انگیزه، هدایت فکری دانشجویان و معرفی مسیرهای رشد و پیشرفت نیز نقش داشته باشد.
وی اضافه کرد: یکی از مهمترین اقدامات استادان میتواند معرفی بسترهای رشد و پیشرفت موجود در داخل کشور باشد، که دانشجویان و پژوهشگران جوان بدانند برای فعالیت علمی، پژوهشی و حتی رسیدن به موفقیتهای شغلی، الزاماً تنها یک مسیر پیش روی آنان قرار ندارد.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد بر ضرورت ارائه تصویری واقعی و به دور از نگاههای یکجانبه از کشورهای غربی تأکید کرد و گفت: استادان دانشگاه میتوانند در به تصویر کشیدن چهره واقعی غرب از منظر نکات مثبت و منفی آن نیز نقشآفرین باشند.
تقیزاده خاطرنشان کرد: ارائه تصویر واقعی از شرایط کشورهای مقصد به معنای نفی نقاط قوت یا امکانات موجود در این کشورها نیست، بلکه دانشجو باید با مجموعهای از واقعیتها، هم نکات مثبت و هم نکات منفی، آشنا شود تا بتواند تصمیمی آگاهانه اتخاذ کند. اگر دانشجویان و پژوهشگران جوان شناخت جامعی از فرصتها و محدودیتهای فعالیت علمی و زندگی در داخل و خارج از کشور داشته باشند، تصمیم آنها درباره آینده تحصیلی و شغلی نیز میتواند واقعبینانهتر باشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه حفظ نخبگان صرفاً با توصیه و دعوت به ماندن محقق نمیشود، ادامه داد: برای افزایش امید جوانان به آینده علمی و پژوهشی کشور، باید فرصتهای واقعی رشد و پیشرفت برای آنان معرفی و تقویت شود. همچنین در کنار فراهم کردن زمینههای علمی و پژوهشی، ارتباط مستمر استادان با دانشجویان و شناخت دغدغههای آنان اهمیت زیادی دارد. دانشجوی جوان باید احساس کند دانشگاه میتواند مسیر روشنی برای آینده علمی و حرفهای او ترسیم کند.
وی تصریح کرد: در نهایت، دانشگاه و استادان میتوانند با ایجاد انگیزه، تقویت امید، معرفی ظرفیتهای داخلی و کمک به شناخت واقعبینانه شرایط خارج از کشور، در تصمیمگیری نسل جوان درباره آینده خود اثرگذار باشند. موضوع مهاجرت نخبگان نیازمند نگاهی چندبعدی است و نمیتوان آن را صرفاً به یک عامل نسبت داد، با این حال، توجه به دغدغههای اقتصادی و آینده شغلی در کنار نقش مهم دانشگاه و استادان در امیدآفرینی، میتواند در کاهش تمایل به مهاجرت و افزایش انگیزه برای فعالیت علمی در کشور مؤثر باشد.

فاصله میان تصویر رسانهای و واقعیت زندگی در خارج از کشور
بهرام عابدی، عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد نیز درباره میزان تمایل نخبگان دانشگاهی و دانشجویان مستعد به مهاجرت، اظهار کرد: این موضوع تقریباً شایع و همهگیر شده و بهخصوص در میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی، علاقه به مهاجرت افزایش پیدا کرده است. یکی از دلایل این موضوع تبلیغات گسترده رسانهای است. در برخی رسانهها شرایط خارج از کشور بسیار مطلوب نشان داده میشود، در حالی که شرایط داخل کشور به شکل نامناسبی به تصویر کشیده میشود.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد اضافه کرد: بسیاری از افرادی که مهاجرت میکنند، پس از حضور در کشورهای مقصد متوجه میشوند واقعیتی که پیش از مهاجرت درباره شرایط آن کشور برایشان ترسیم شده، لزوماً با آنچه در عمل با آن مواجه میشوند، یکسان نیست.
عابدی با بیان اینکه نمیتوان تمام عوامل مؤثر بر مهاجرت را به تبلیغات رسانهای محدود کرد، بیان کرد: در عین حال، شرایط کشورهای خارج از کشور از برخی جنبهها، بهویژه از نظر اقتصادی، برای بخشی از افراد مطلوبتر است و همین موضوع نیز یکی از عواملی است، که میتواند در تصمیم به مهاجرت تأثیرگذار باشد.این مسئله تنها به دانشجویان محدود نمیشود و شرایط اقتصادی و شغلی میتواند بر تمایل استادان دانشگاه به مهاجرت نیز تأثیرگذار باشد.
وی یکی دیگر از عوامل مؤثر بر افزایش تمایل به مهاجرت را شرایط نامناسب فعالیتهای پژوهشی و وضعیت درآمدی جامعه دانشگاهی دانست و گفت: در شرایط فعلی، کارهای پژوهشی به نوعی مورد توجه کافی قرار نمیگیرد و از سوی دیگر، وضعیت حقوقی و درآمدی نیز با کاهش مواجه شده است، وقتی درآمد و حقوق اعضای هیئت علمی با شرایط اقتصادی و هزینههای زندگی تناسب نداشته باشد، طبیعی است که تمایل به مهاجرت در میان آنان افزایش پیدا کند.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد خاطرنشان کرد: این شرایط میتواند بر دانشجویان نیز تأثیر بگذارد، چراکه دانشجویان تحصیلات تکمیلی در طول دوران تحصیل، وضعیت شغلی و زندگی استادان خود را از نزدیک مشاهده میکنند و این موضوع در نگاه آنان به آینده شغلی و علمی مؤثر است.
عابدی درباره نقش دانشگاهها و اعضای هیئت علمی در ایجاد انگیزه برای ماندن نخبگان و افزایش امید آنان به آینده علمی و پژوهشی کشور، اضافه کرد: دانشگاهها و اعضای هیئت علمی در این زمینه نقش بسیار مهمی دارند، اما در شرایط فعلی با یک مشکل اساسی مواجه هستیم، خود برخی از استادان دانشگاه تمایل به مهاجرت دارند و به جای اینکه مشوق ماندن دانشجویان باشند، ممکن است به نوعی مشوق رفتن آنان شوند. وقتی خود استاد تمایل به رفتن داشته باشد، چگونه میتواند مانع رفتن فرد دیگری شود، این مسئله اکنون به یکی از معضلات جدی در دانشگاهها تبدیل شده است.
آینده شغلی نخبگان؛ حلقه مفقوده سیاستهای ماندگاری
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با تأکید بر اینکه برای کاهش تمایل به مهاجرت نخبگان باید به شرایط واقعی زندگی و آینده شغلی آنان توجه شود، بیان کرد: نمیتوان صرفاً از دانشجو یا استاد انتظار داشت، که با وجود مشکلات اقتصادی و کاهش قدرت درآمدی، همچنان انگیزه بالایی برای ماندن داشته باشد.
عابدی خاطرنشان کرد: زمانی که یک دانشجوی مستعد، آینده شغلی و اقتصادی خود را در داخل کشور با گزینههای پیش روی خود در خارج مقایسه میکند، عوامل اقتصادی میتوانند در تصمیم او نقش تعیینکنندهای داشته باشند. اگر قرار است دانشگاهها و استادان نقش مؤثری در افزایش امید دانشجویان و جلوگیری از مهاجرت نخبگان داشته باشند، ابتدا باید شرایطی فراهم شود که خود جامعه دانشگاهی از آینده شغلی و اقتصادی خود رضایت نسبی داشته باشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد اظهار کرد: استاد دانشگاه باید بتواند با امید و انگیزه درباره آینده علمی کشور با دانشجوی خود صحبت کند و مسیر پیشرفت را به او نشان دهد، اما تحقق این موضوع نیازمند توجه جدی به وضعیت معیشتی، حقوقی و پژوهشی اعضای هیئت علمی و دانشجویان است.
عابدی تصریح کرد: مهاجرت نخبگان نتیجه مجموعهای از عوامل است و برای مقابله با آن باید به صورت همزمان به مسائل اقتصادی، درآمدی، پژوهشی و آینده شغلی توجه کرد، در غیر این صورت، انتظار از دانشگاه و استادان برای ایجاد انگیزه در دانشجویان برای ماندن، بدون اصلاح شرایط موجود، دشوار خواهد بود.
مجموع این دیدگاهها نشان میدهد که مهاجرت نخبگان را نمیتوان صرفاً نتیجه یک تصمیم شخصی یا یک عامل اقتصادی دانست؛ بلکه این پدیده حاصل مجموعهای از شرایط علمی، شغلی، اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی است که بر چشمانداز آینده افراد اثر میگذارد. از یک سو، فراهم کردن امکان اثرگذاری، دسترسی به فرصتهای پژوهشی، امنیت شغلی و مسیر پیشرفت مبتنی بر شایستگی میتواند انگیزه ماندگاری نخبگان را تقویت کند و از سوی دیگر، بیثباتی اقتصادی، نبود چشمانداز روشن شغلی و فاصله میان وعدهها و واقعیتهای زندگی میتواند تمایل به مهاجرت را افزایش دهد.
در این میان، دانشگاهها اگرچه در ایجاد امید، تربیت و هدایت نیروی انسانی و فراهم کردن فرصتهای علمی نقش مهمی دارند، اما حفظ سرمایه انسانی نیازمند سیاستگذاری فراتر از ظرفیت دانشگاههاست. تسهیل جذب و نگهداشت نخبگان، حمایت از مسیر حرفهای آنان، ایجاد فرصت برای حل مسائل واقعی کشور و استقرار شایستهسالاری از جمله اقداماتی است که میتواند به تقویت پیوند میان نخبگان و جامعه کمک کند.
آنچه از این گفتوگوها برمیآید این است که مقابله با مهاجرت نخبگان بیش از آنکه به توصیه برای «ماندن» نیاز داشته باشد، به ساختن شرایطی نیازمند است که ماندن را به انتخابی معنادار، امکانپذیر و آیندهدار برای نسل نخبه کشور تبدیل کند.
انتهای پیام

