پیشوا در آخرین روز ماه صفر، صحنه روایتی مردمی از عشق به امام رضا(ع) بود؛ روایتی که نه با بلیت سفر به مشهد، بلکه با قدمهایی شکل گرفت که از ورامین، قرچک، پاکدشت، ایوانکی و دیگر مناطق جنوب استان تهران و شهرستانهای غربی استان سمنان به سوی حرم حضرت جعفر بن موسیالکاظم(ع) برداشته شد.
از نخستین ساعات صبح، مسیرهای منتهی به حرم مملو از خانوادههایی شد که کودکان، نوجوانان، جوانان و سالمندان خود را همراه کرده بودند. برخی با پای پیاده، برخی با خودرو و وسایل حملونقل عمومی و گروهی نیز در قالب دستههای عزاداری خود را به پیشوا رساندند.
در میان این جمعیت، یک جمله بیش از هر چیز حالوهوای این روز را روایت میکرد: بلیت نداشتند، اما راه دل را بلد بودند.

وقتی دلتنگی راهی پیشوا شد
خانم فاطمه محمدی، مادر سه فرزند از ایوانکی، در گفتوگو با ایسنا با چشمانی اشکبار گفت: قسمت نشد امسال به مشهد بروم. دلم خیلی برای حرم آقا تنگ بود، اما گفتم برادرش اینجاست. آمدم تا اینجا علم بزنم و دلتنگیام را آرام کنم. بچهها را هم آوردم تا بدانند عشق به امام رضا(ع) فقط مختص مشهد نیست؛ هرجا که یادش زنده باشد، حرم است.
در گوشهای دیگر از مسیر، حاجرضا کریمی، کشاورز ۶۵ ساله ورامینی با وجود درد مفاصل، قدمبهقدم مسیر را طی میکرد به ایسنا گفت: از خرداد ۴۲ اینجا را دیدهام؛ از قیام ۱۵ خرداد تا امروز. پیشوا همیشه پای ثابت عشق به اهلبیت بوده است. این بچهها را که میبینم با ذکر یا رضا(ع) قدم برمیدارند، میفهمم این مسیر زنده است و امید به فردا دارم.
محمدحسین رضایی دانشجوی دانشگاه تهران و از فعالان گروههای جهادی که در یکی از موکبها مشغول توزیع آب میان زائران بود، نیز اظهار کرد: وظیفه خودم دانستم امروز در خدمت زائران باشم. دیدن پیرمردها و زنانی که با پای پیاده میآیند، انرژی عجیبی به ما میدهد. اینجا دانشگاه عشق است؛ جهاد ما امروز، رفع خستگی از چهره زائران امام مهربانیهاست.
یکی از کسبه پیشوا نیز با اشاره به تعطیلی کسبوکار خود در این روز گفت: امروز روز خدمت است، نه روز معامله. ما هم سعی کردیم با چای و خرما و گاهی یک غذای ساده، یادگار کوچکی از محبت مردم پیشوا در دل زائران بگذاریم.
یک زائر پاکدشتی نیز در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: امسال قسمت نشد به مشهد بروم، اما دلم نمیخواست این روز را بدون زیارت بگذرانم. به پیشوا آمدم تا در حرم برادر امام رضا(ع) عرض ارادت کنم.
یک معلم بازنشسته ورامینی نیز با اشاره به حضور نسلهای مختلف در این مراسم گفت: وقتی پیر و جوان و کودک را کنار هم میبینم، متوجه میشوم محبت اهلبیت(ع) هنوز در دل مردم زنده است.

پیشوا؛ شهری که رنگ حرم گرفت
در طول مسیر، موکبهای مردمی با چای، آب، خرما و غذا از زائران پذیرایی کردند و مردم و کسبه پیشوا نیز در کنار گروههای جهادی و خادمان، خدمترسانی به زائران را بر عهده گرفتند.
هرچه جمعیت به حرم نزدیکتر شد، صدای نوحه، مرثیه و «یا رضا(ع)» اوج گرفت و دستههای عزاداری با ورود به صحن مطهر حضرت جعفر بن موسیالکاظم(ع)، در سوگ رحلت پیامبر اکرم(ص)، شهادت امام حسن مجتبی(ع) و شهادت امام رضا(ع) به سینهزنی و زنجیرزنی پرداختند.
حضور خانوادهها و بهویژه کودکان و نوجوانان، جلوهای متفاوت به این اجتماع بخشید؛ کودکانی که در کنار والدین خود قدم میزدند و نوجوانانی که در موکبها به زائران خدمت میکردند، تصویری از انتقال این آیین از نسلی به نسل دیگر را به نمایش گذاشتند.
در میان جمعیت، پرچمهای عزاداری و نمادهای مقاومت نیز دیده میشد و یاد شهدا و فرهنگ ایستادگی با آیین عزاداری رضوی درهم آمیخته بود.
گستردگی حضور زائران به اندازهای بود که حالوهوای عزاداری تنها به صحن حرم محدود نماند؛ خیابانها، مسیرهای پیادهروی، موکبها و محلههای اطراف نیز رنگ و بوی زیارت گرفتند و گویی سراسر شهر حرم حضرت جعفر بن موسیالکاظم(ع) شده بود.

«جاماندگان طوس» در پیشوا، روایت مردمی از دلتنگی برای زیارت امام رضا(ع) بود؛ مردمی که شاید بلیت مشهد را نداشتند، اما راه دل را بلد بودند.
آنان از شهرهای مختلف آمدند، قدم برداشتند، خستگی را به جان خریدند و خود را به حرم برادر بلافصل امام رضا(ع) رساندند تا نشان دهند گاهی فاصله میان یک دل دلتنگ و حرم، نه کیلومترها، بلکه تنها چند قدم عاشقانه است.
به گزارش ایسنا، بلیت نداشتند، اما راه دل را بلد بودند؛ و پیشوا در آخرین روز ماه صفر، برای آنان حرم شد.
انتهای پیام

