به گزارش ایسنا، محمدجواد حقشناس در بخشهایی از یادداشت خود به عنوان مدیرمسئول و صاحبامتیاز نشریه «نیمروز» با عنوان«شیخ صفی؛ معمار هویت نوین ایران» نوشته است: هر بامداد که مِه بر فراز گنبد فیروزهای بقعه شیخ صفیالدین اردبیلی مینشیند و نسیم از میان صحنها، صفهها و ایوانهای آن میگذرد، گویی تاریخ ایران بار دیگر از همان نقطه آغاز میشود؛ از خانقاهی که نه کاخ سلطنت بود و نه میدان نبرد، اما اندیشهای را پرورد که چند نسل بعد، در قامت یکی از ماندگارترین دولتهای تاریخ ایران تجلی یافت.
تاریخ را همیشه فرمانروایان و فاتحان نمیسازند؛ گاه عارفی که عمر خویش را صرف تربیت انسان و تهذیب جان کرده است، بنیان تحولی را میگذارد که قرنها بعد، سیمای یک ملت را دگرگون میکند. شیخ صفیالدین اردبیلی از این شمار است.
این سخن بدان معنا نیست که شیخ صفی بنیانگذار دولت صفوی یا طراح قدرت سیاسی بود. رسالت او در عرصهای دیگر معنا مییافت؛ در ساختن انسان، استوار کردن اخلاق، سامان دادن به یک سنت عرفانی و پدید آوردن سرمایهای اجتماعی که در گذر زمان، از محدوده خانقاه اردبیل فراتر رفت و در متن جامعه ایرانی ریشه دواند. آنچه بعدها در روزگار شاه اسماعیل به صورت قدرت سیاسی و مذهبی ظهور یافت، در عصر شاه تهماسب به ثبات رسید و در دوران شاه عباس بزرگ به شکوفایی تمدنی انجامید، بر بستری استوار شد که ریشههای آن را باید در مکتب شیخ صفی جست وجو کرد.
مراد از «هویت نوین ایران» در این نوشتار هویتی است که در آغاز عصر صفوی بر چهار ستون استوار شد: احیای وحدت سرزمینی ایران، استقرار تشیع امامی به عنوان مذهب رسمی کشور، تثبیت زبان فارسی به عنوان زبان فرهنگ، ادب و دیوان و شکوفایی هنر و تمدن ایرانی. این هویت نه گسستی از ایران پیش از اسلام بود و نه انقطاعی از میراث اسلامی؛ بلکه یکی از مهمترین کوششهای تاریخی برای پیوند دوباره ایران فرهنگی و ایران اسلامی در قالب دولتی مقتدر و تمدنی بالنده بود. از همین رو، اگر تاریخ ایران را روایت تداوم یک تمدن کهن بدانیم، عصر صفوی را باید یکی از مهمترین فصلهای بازآفرینی این تداوم به شمار آورد.
ویژهنامه پیش رو نیز با همین نگاه فراهم آمده است. مقصود آن تنها بزرگداشت شیخ صفی یا مرور افتخارات صفویان نیست؛ بلکه طرح دوباره این پرسش بنیادین است که چرا پس از هفت قرن، شناخت شیخ صفی همچنان برای فهم ایران امروز اهمیت دارد؟ پاسخ این پرسش را باید در نسبت میان اندیشه و قدرت، فرهنگ و دولت و در پیوند ناگسستنی ایران، تشیع، زبان فارسی و هنر ایرانی جست وجو کرد؛ نسبتی که از خانقاه اردبیل آغاز شد، در دولت صفوی به شکوفایی رسید و آثار آن هنوز در حافظه تاریخی و فرهنگی ایرانیان زنده و جاری است.
پرداختن به شیخ صفیالدین اردبیلی، صرفاً بازخوانی زندگی یک عارف بزرگ یا مرور تاریخ یک سلسله پادشاهی نیست؛ تأملی دوباره در یکی از مهمترین مقاطع شکلگیری هویت تاریخی ایران است. اگر از فراز هفت قرن به این مسیر بنگریم، در مییابیم آنچه در خانقاهی در اردبیل آغاز شد، در گذر نسلها به احیای دولت ایران، تثبیت نهادهای سیاسی، شکوفایی تمدنی و استقرار یکی از پایدارترین مؤلفههای هویت ملی ایرانیان انجامید. از این منظر شیخ صفی را باید نه بنیانگذار یک حکومت، بلکه معمار سنتی دانست که در پیوند میان معنویت، فرهنگ، سیاست و ایراندوستی زمینهساز تولد ایران نوین شد.
راز ماندگاری ایران صفوی نیز در همین پیوند نهفته است. صفویان دریافتند که دوام یک دولت، تنها با قدرت نظامی یا رونق اقتصادی تضمین نمیشود؛ دولت زمانی پایدار میماند که بر بنیان فرهنگ، زبان، حافظه تاریخی و هویت مشترک استوار باشد. از همین رو، زبان فارسی به زبان دیوان، ادب و فرهنگ عمومی بدل شد؛ هنر و معماری به اوج بالندگی رسید؛ شهرهایی چون اردبیل، تبریز، قزوین، اصفهان، مشهد و قم، هر یک جایگاهی ماندگار در هندسه هویت ایران یافتند و در کنار آن، شاهنامهخوانی و روضهخوانی، روایتهای ملی و دینی را در حافظه جمعی ایرانیان در کنار یکدیگر نشاندند.
امروز نیز، با وجود همه دگرگونیهای سیاسی و اجتماعی، بسیاری از مؤلفههای هویت ایرانی همچنان بر همان بنیانهای تاریخی استوار است؛ زبان فارسی، یکپارچگی سرزمینی، میراث فرهنگی، هنر ایرانی، حافظه تاریخی و پیوند عمیق با فرهنگ اهل بیت (ع). شناخت این ریشهها، بازگشت به گذشته نیست؛ ضرورتی برای فهم اکنون و ساختن آینده است. ملتهایی که حافظه تاریخی خود را پاس میدارند، در برابر بحرانهای هویتی و روایتهای تحریف شده، استوارتر میایستند.
از این منظر، مجموعه جهانی شیخ صفیالدین اردبیلی، تنها یک شاهکار معماری یا اثری ثبتشده در فهرست میراث جهانی یونسکو نیست؛ سندی زنده از یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ ایران است؛ جایی که عرفان، فرهنگ، هنر، زبان، سیاست و دولت در کنار یکدیگر قرار گرفتند و راهی را گشودند که به بازآفرینی ایران انجامید. پاسداشت این میراث، تنها وظیفه نهادهای فرهنگی نیست، بلکه مسئولیتی ملی در قبال هویت تاریخی و فرهنگی ایران است.
از همین رو چهارم مردادماه که در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران به عنوان روز بزرگداشت شیخ صفیالدین اردبیلی نامگذاری شده است، تنها یادبود یک عارف نامدار یا بزرگداشت یک دودمان تاریخی نیست؛ فرصتی برای بازاندیشی در ریشههای هویت ملی، نسبت فرهنگ و سیاست، جایگاه زبان فارسی، نقش هنر و معماری و سهم معنویت در دولتسازی و تمدنپردازی ایرانی است.
امروز بیش از هر زمان دیگر، ضرورت دارد میراث صفوی در قالب یک برنامه ملی بازخوانی و معرفی شود.

شماره ۸۶ و ۸۷ نشریه «نیمروز» با صاحب امتیازی و مدیر مسئولی محمدجواد حقشناس در ۱۶۸ صفحه و قیمت ۵۰۰ هزار تومان منتشر شده است.
فصل اول این نشریه با عنوان «درآمد؛ شیخ صفی و ایران» با این مطالب همراه است: «شیخ صفی؛ معمار هویت نوین ایران» محمدجواد حقشناس، «از خانقاه تا دولت ملی؛ میراث صفوی و مسئله امروز ایران» به قلم سیدرضا صالحی امیری، «میراث صفوی و پیوند ناگسستنی ایرانیان با اهل بیت (ع)» نوشته سیدحسن عاملی و «مولفههای هویت ایرانی در عصر طلایی صفویه» از غلامرضا ظریفیان.
مطالب فصل دوم این شماره «اردبیل خاستگاه یک تحول تاریخی» نیز شامل این مطالب است: «اردبیل؛ خاستگاه صفویه، سرزمین هویت ایرانی» نوشته علی نیکزاد، «اردبیل: خاستگاه دولت ملی ایران و ضرورت بازخوانی یک ظرفیت تاریخی» نوشته مسعود امامی یگانه، «اردبیل خاستگاه هویت ایرانی، مهد صفویه و گنجینه تاریخ و گردشگری» به قلم جلیل جباری، «روایتی از کهنترین قلعهها تا مدرنترین پلهای خاورمیانه» به قلم سیدمصطفی فاطمی و «جغرافیای تاریخی و سیاسی اردبیل» نوشته ندا مهیار.
«از خانقاه تا تدبیر ملک» نوشته سیدجواد هاشمی، «نقش شیخ صفیالدین اردبیلی در تکوین هویت سیاسی، فرهنگی و مذهبی» از بهروز ندایی، «شیخ صفیالدین اردبیلی بنیانگذار طریقت صفویه و تأثیرات فرهنگی او» از حمید اماناللهی، «واکاوی جایگاه شیخ صفیالدین اردبیلی در تکوینِ الگوی عرفانِ ولایتمحور» به قلم افسانه شکاری نمین، «آنجا که ایران دوباره برخاست» نوشته ناصر همرنگ و «صفویه؛ الگویی تاریخی برای قدرتیابی ایران از حمید عزیزیان شریفآباد مطالب «فصل سوم: از خانقاه تا دولت» هستند.
در «فصل چهارم: بقعه شیخ صفی میراث جهانی» این مطالب درج شده است: «شاهکار نبوغ بشری در دامان سبلان» نوشته محمدحسن طالبیان، «میراثی کمنظیر از پیوند عرفان، معماری، هویت ملی و مذهبی ایرانی - اسلامین نوشته فردین عینی، «پیوند عرفان و طبیعت در بقعه شیخ صفیالدین اردبیلی» از علی قمی اویلی، «دارالارشاد اردبیل؛ بررسی دلایل بنیاد زاویه شیخ صفیالدین اردبیلی...» نوشته حسن یوسفی - ملکه گلمغانی زاده اصل، «بررسی مقابر مجموعه شیخ صفیالدین اردبیلی» نوشته احسان محمد حسینی، «خوانش نمادین ساختار معماری و فضایی مجموعه شیخ صفی اردبیل» نوشتخ سارا رئیسزاده، «مرمت آرامگاه شاه اسماعیل صفوی در مجموعه شیخ صفی» از مهرداد جوادی و «اکسپو ۱۹۳۱ لندن و غارت اموال بقعه شیخ صفیالدین اردبیلی» از محمود محمد هدایتی.
در «فصل پنجم: هنر، فرهنگ و شکوه صفوی» هم این مطالب را میخوانیم: «نگاهی کوتاه به هنر معماری در دوره صفویه» از مرتضی رحیمنواز، «گستره جغرافیای ایران در متون روزگار صفوی» از حبیبالله اسماعیلی، «هنر معرق، تذهیب و خوشنویسی در کاشیکاریهای دوره صفوی» نوشته پروین فرنگی، «هنر و فرهنگ در پوشاک عصر صفوی؛ بازتابی از شکوه، هویت و هنر ایرانی» نوشته مهشید ایلخانی، «قالیهای اردبیل» از آزاده نیکوئی، «ظروف چینی مجموعه شیخ صفیالدین اردبیلی» نوشته سحر میرحیدریان و «ایران در آینه شیخ صفی» نوشته مهدی عسگری.
«گریه از ابر وام باید کرد...» نوشته سیدمسعود رضوی فقیه، «بوی نرگسهای اردبیل میدهی» از امید مستوفیراد و «عصر صفوی دوره تحول ادبیات فارسی» نوشته محمدرضا نوذریان مطالب «فصل ششم: فرهنگ، آیین و ادبیات» هستند.
انتهای پیام

