به گزارش ایسنا، هفت صبح نوشت: با نزدیک شدن به آغاز سال تحصیلی جدید، دغدغههای والدین و دانشآموزان به اوج خود رسیده است. سوال اصلی این است که آیا کلاسها دوباره پررونق و گرم میشوند؟ آیا عقبماندگیهای تحصیلی سالهای پیش جبران میشود؟ و مهمتر از همه، آیا کیفیت آموزش در مدارس متناسب با نیازهای امروز کودکان است؟ رضوان حکیمزاده، معاون آموزش ابتدایی در این زمینه مدعی است که همه چیز برای بازگشایی مدارس در مهرماه، آنهم به همان سبک و سیاق سالهای آرام گذشته آماده است و میتوان به حضور پرشور دانشآموزان در مدارس امیدوار بود.
گمشده دوران آموزش مجازی
یکی از تاملبرانگیزترین بخشهای گفتوگوهای اخیر معاون آموزش ابتدایی، اشاره به تفاوت میان «آموزش» و «تربیت» است. در سالهای اخیر، بهویژه در دوران کرونا و شرایط اضطراری، آموزش و پرورش مجبور شد به بستر فضای مجازی روی آورد. اما حقیقت این است که آموزش مجازی هیچگاه یک انتخاب ارادی نبوده و تنها یک راهکار اجباری بود.
حکیمزاده در این زمینه اعلام میکند که اگرچه مطالب درسی را میتوان از طریق نمایشگرها منتقل کرد، اما «تربیت» هرگز مجازی نمیشود. رشد اجتماعی، یادگیری همدلی، ارتباط با همسالان و مهارتهای زندگی، تنها در محیطهای حضوری و در تعامل چهره به چهره شکل میگیرند. به همین دلیل است که اولویت مطلق وزارتخانه در سال تحصیلی جدید، بازگشایی مدارس به صورت حضوری است. هرچند سناریوهای مختلفی برای شرایط پیشبینی شده، اما هدف نهایی این است که صدای زنگ مدارس دوباره در تمام کوچهها شنیده شود و فضای یادگیری، از حالت دیجیتال به حالت انسانی بازگردد.
پلی به نام طرح حامی برای عبور از خلأهای تحصیلی
وقتی صحبت از بازگشت به مدارس میشود بزرگترین نگرانی والدین، عقبماندگی تحصیلی فرزندانشان است. برای پاسخ به این نیاز، «طرح حامی» کلید خورده است. این طرح که هدفش حمایت آموزشی مستمر از یادگیرندگان است، به ویژه دانشآموزانی را هدف قرار داده که در دروس کلیدی مثل علوم، فارسی و ریاضی، نتایج مطلوب را کسب نکردهاند.
نکته قابل توجه در اجرای این طرح، رویکرد انسانی آن است. به گفته آموزش و پرورش هدف این نیست که به دانشآموز برچسب «ضعیف» بزنند؛ بلکه پیام این است که هر کودکی شایسته یادگیری است و فقط برخی از آنها فرصت کمتری داشتند یا حمایت کافی ندیدند. رضوان حکیمزاده اشاره میکند که تعداد مشمولان این طرح از ۲۳۰ هزار نفر به بیش از ۳۰۰ هزار نفر رسیده است.
جالب اینجاست که بسیاری از دانشآموزانی که نتایج خوبی گرفته بودند نیز به درخواست خانوادههایشان در این طرح ثبتنام کردهاند تا یادگیری خود را تثبیت و تعمیق ببخشند. فعالیت ۱۵ هزار و ۴۷ پایگاه حامی در سراسر کشور، نشاندهنده ابعاد وسیع این عملیات است. این مراکز که کاملاً رایگان هستند، تلاشی برای اجرای عدالت آموزشیاند تا هیچ کودکی به دلیل نبود امکانات یا مشکلات مقطعی، از قافله یادگیری باز بماند.
رویای کلاسهای ۲۰ نفره در برابر واقعیت ۳۵ نفره
یکی از چالشهای قدیمی و ریشهدار در آموزش ابتدایی، تراکم بالای دانشآموزان در هر کلاس است. طبق استانداردهای جهانی، تعداد ۲۰ نفر برای یک کلاس ایدهآل است و حداکثر ۲۶ نفر قابل قبول تلقی میشود. اما واقعیتهای اجرایی در ایران، اعداد متفاوتی را به نمایش میگذارد. در این میان، برنامه هفتم توسعه عددی چون ۳۵ نفر را به عنوان سقف تعیین کرده است.
اما حکیمزاده در تحلیل این عدد، نکته ظریفی را مطرح کرد: عدد ۳۵ نباید به عنوان یک استاندارد مطلوب دیده شود، بلکه باید به عنوان «گام اول» برای حذف کلاسهای پرجمعیت نگریسته شود. هدف نهایی، کاهش تدریجی این تراکم است. در سال گذشته، ۱۹ هزار کلاس با تراکم بالای ۳۵ نفر اصلاح شد و امسال نیز برنامهریزیهای دقیقی برای پذیرش متوازن دانشآموزان در پایههای ورودی صورت گرفته است. هدف این است که با جابجاییهای هوشمندانه و استفاده بهینه از فضاهای موجود، ۲۰ درصد دیگر از ظرفیتهای اضافی کاهش یابد تا محیط یادگیری برای دانشآموز و معلم، آرامبخشتر و باکیفیتتر شود.
از مناطق شهری تا عشایر
تراکم کلاسها ریشه در دو مشکل بزرگ دارد: کمبود فضای آموزشی و کمبود نیروی انسانی. در پاسخ به کمبود فضا، دولت با اهتمام ویژه رئیسجمهور، نهضت محرومیتزدایی از فضاهای آموزشی را آغاز کرده است. افتتاح بیش از ۲۴۰۰ پروژه مدرسهسازی در دو سال اخیر، گواه این تلاش است. این حجم از ساختوساز در شرایط سخت اقتصادی، نشاندهنده این است که عدالت آموزشی تنها یک شعار نیست، بلکه در قالب بتن و آهن و کلاسهای درس جدید در حال تحقق است.
اما چه اتفاقی برای نقاط دورافتاده میافتد؟ جایی که شاید فقط یک یا دو دانشآموز در یک روستا باشند؟ در اینجا است که مفهوم «عدالت آموزشی» به معنای واقعی کلمه تجلی مییابد. معاون آموزش ابتدایی اعلام میکند که بیش از ۳۰۰ مدرسه «تکنفره» در کشور وجود دارد. شاید از نظر اقتصادی، ساخت مدرسه و اعزام معلم برای یک نفر توجیه نداشته باشد، اما از نظر انسانی و قانونی، هر فرزند ایرانزمین حق دارد در نزدیکی خانه خود آموزش ببیند. این تصمیم جسورانه وزارتخانه مبنی بر حفظ این مدارس، نشان میدهد که آینده کشور در گروی توجه به تکتک افراد است، حتی اگر در دورافتادهترین نقاط عشایری باشند.
تکنولوژی در خدمت عدالت
برای کاهش فاصله میان مدارس مناطق برخوردار و مناطق محروم، فناوری وارد میدان شده است. طبق دستور رئیسجمهور، ۵ هزار ابزار فناوری پیشرفته تهیه شده تا در مدارس مناطق عشایری و کمتربرخوردار مستقر شوند. هدف این است که دانشآموزی که در یک روستای دورافتاده زندگی میکند، از همان ابزارهای آموزشی استفاده کند که یک دانشآموز در مرکز تهران به آن دسترسی دارد. این رویکرد، در واقع باز تعریف «پروژه مهر» است؛ پروژهای که دیگر فقط بازگشایی کلاسها نیست، بلکه بازگشایی تمام فرصتهای یادگیری در راستای ساحتهای ششگانه سند تحول بنیادین است.
بازگشتی فراتر از کتاب و دفتر
بازگشایی مدارس در سال تحصیلی جدید، تنها یک جابجایی فیزیکی از خانه به مدرسه نیست. این بازگشت، تلاشی است برای ترمیم زخمهای اجتماعی و تربیتی که در دوران مجازی ایجاد شده بود. از فعال شدن پایگاههای اوقات فراغت در تابستان گرفته تا اجرای طرح حامی و تجهیز مدارس محروم، همگی نشان میدهند که آموزش و پرورش به دنبال یک «ترمیم جامع» است.
تهران و تمام نقاط ایران، حالا در انتظار زنگ آغاز سال تحصیلی هستند. هدفی که دنبال میشود، ایجاد محیطی است که در آن نه تنها تراکم کلاسها کاهش پیدا کند، بلکه هر کودکی، فارغ از جایگاه اجتماعی و جغرافیاییاش، احساس کند که سیستم آموزشی برای اوست و او برای این سیستم. عدالت آموزشی، وقتی در یک مدرسه تکنفره در دل کوهستان یا در یک کلاس اصلاحشده در جنوب تهران جاری شود، معنا پیدا میکند.
انتهای پیام
