صدای شاتر شنیده شد، اما این بار عکس در دل یک فایل دیجیتال ثبت میشود. رزولوشنها بالاتر رفتند، تعداد پیکسلها افزایش پیدا کرد و لنزهای پیشرفتهتر، فوکوس سریعتر و امکانات بیشتری را در اختیار عکاس گذاشت. بعد نوبت گوشیهای همراه رسید؛ دوربین از کیف عکاس بیرون آمد و به جیب همه رفت، اما میان «عکسگرفتن» و «عکاسیکردن» همچنان فاصلهای وجود دارد؛ فاصلهای که شاید هیچ دوربین و هیچ تعداد پیکسلی نتواند آن را پر کند.
دوربینهای پیشرفته، لنزهای تخصصی، فلاش، کارت حافظه، باتری و تجهیزات جانبی، هزینههایی هستند که یک عکاس برای ادامه کار حرفهای خود با آنها روبهرو است. اما دوربین، هرچقدر هم پیشرفته باشد، هنوز بهتنهایی نمیتواند یک عکس ماندگار بسازد. آنچه قاب را از یک تصویر معمولی جدا میکند، نگاه کسی است که پشت دوربین ایستاده است؛ کسی که باید لحظه، زاویه و روایت را انتخاب کند.
در عکاسی خبری، این انتخاب اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا ممکن است یک رویداد تنها چند ثانیه فرصت برای ثبتشدن داشته باشد.
به گزارش ایسنا اصفهان، 28 مرداد ماه، روز جهانی عکاس، بهانه ای شد که با تعدادی از عکاسان اصفهان گفت و گویی صمیمانه داشته باشیم.
عکاسی که جوانیاش را میان نگاتیوها جا گذاشت
عباس فلاح، عکاس پیشکسوت، نزدیک به پنج دهه است با دوربین زندگی کرده و حدود چهار دهه از فعالیت حرفهای خود را در مطبوعات گذرانده است، عکاسی را از دوران فیلم و نگاتیو آغاز کرده و در سالهای فعالیت خود، از رویدادهای مختلف سیاسی، اجتماعی، ورزشی و حوادث عکاسی کرده است؛ روزگاری که ثبت و ارسال یک عکس خبری، مسیری طولانی از دوربین تا لابراتوار و در نهایت چاپ در روزنامه را طی میکرد.
فلاح با اشاره به آغاز فعالیت خود در دوران عکاسی آنالوگ به ایسنا اظهار میکند: عکاسی در آن سالها با امروز تفاوت بسیار زیادی داشت. خبری از دوربینهای دیجیتال، نمایش فوری تصویر و تلفن همراه نبود و عکاس باید پیش از فشردن شاتر، همه چیز را در ذهن خود بررسی میکرد. یک حلقه فیلم ۳۶ فریمی داشتیم و هر فریم ارزش داشت؛ بنابراین نمیتوانستیم مانند امروز دهها عکس پشتسرهم بگیریم و بعد بهترین تصویر را انتخاب کنیم.
عکاس باید سوژه، نور، کادر و مهمتر از همه لحظه را میشناخت، چرا که اگر یک لحظه از دست میرفت، امکان بازگشت و ثبت دوباره آن وجود نداشت. به همین دلیل، تجربه و شناخت لحظه برای عکاس اهمیت بسیار زیادی داشت و عکاس خبری باید میدانست چه زمانی شاتر را فشار دهد.
در عکاسی خبری، ارزش هر فریم زمانی بیشتر مشخص میشد که قرار بود یک اتفاق مهم را ثبت کنیم. ممکن بود در یک مراسم یا حادثه فقط یک فرصت برای ثبت یک تصویر داشته باشیم و همان یک عکس باید بتواند تمام اتفاق را روایت کند. آن زمان عکاس پیش از ثبت هر تصویر، بیشتر فکر میکرد و محدودیت فیلم باعث میشد انتخاب دقیقتری داشته باشد.
من تاریکخانه یا لابراتوار نداشتم، اما روند ظهور و آمادهسازی نگاتیو را بهخوبی به یاد دارم. گاهی لازم بود یک عکس خبری را خیلی سریع از میان یک فیلم ۳۶تایی جدا کنیم. برای این کار تمام اتاق را تاریک میکردم و دوربین را زیر یکپارچه یا پتو میبردم تا بتوانم فریم موردنظر را از فیلم جدا کنم، سپس آن را در یک جعبه یا قوطی تیره قرار میدادم و برای ظهور به لابراتوار میرساندم.
بعد از ظهور نگاتیو، کار تمام نمیشد، عکس باید به تهران میرسید تا برای چاپ در روزنامه آماده شود. آن زمان هنوز خبری از پایگاههای خبری و خبرگزاریهایی با امکانات امروزی نبود و انتقال عکس هم به شکل دیگری انجام میشد. عکس را با سرویس اتوبوس به تهران میفرستادیم و حتی گاهی راننده اتوبوس مسئولیت رساندن عکس به روزنامه را بر عهده میگرفت. باید عکس را تحویل میگرفتند و بهموقع برای چاپ به روزنامه میرساندند.
دوربین های دیجیتال، سختیهای عکاسی را از بین برد. مهمترین تفاوت این بود که عکاس میتوانست بلافاصله تصویر را ببیند و متوجه شود که عکس مناسب است یا نه. دیگر لازم نبود برای دیدن نتیجه کار تا ظهور فیلم صبر کنیم و همین موضوع سرعت عکاسی خبری را بسیار افزایش داد. امروز عکس را میتوان در همان لحظه ثبت و در کوتاهترین زمان برای رسانه ارسال کرد؛ حتی ممکن است یک عکس با تلفن همراه ثبت و چند ثانیه بعد منتشر شود. این سرعت برای عکاسی خبری یک امتیاز بزرگ است، اما در مقابل، فکرکردن پیش از ثبت عکس اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا وقتی محدودیت فیلم از بین میرود، امکان گرفتن تعداد بسیار زیادی عکس وجود دارد.
تجهیزات جدید از نظر امکانات، سرعت، کیفیت و فناوری بسیار پیشرفتهتر از دوربینهای قدیمی هستند، اما دوربین بهتنهایی عکس خوب نمیگیرد. نگاه عکاس، تجربه، شناخت سوژه و توانایی پیداکردن لحظه مناسب همچنان مهمترین بخش کار است. یک عکاس باتجربه میتواند با یک دوربین قدیمی هم عکس ارزشمند ثبت کند، در حالی که داشتن پیشرفتهترین تجهیزات، بدون نگاه و تجربه عکاس، تضمینی برای ثبت یک عکس ماندگار نیست.
در این سالها از رویدادهای مختلف عکاسی کردهام، از چهرهها و مسئولان سیاسی و رؤسای جمهور گرفته تا حوادث، رویدادهای اجتماعی و ورزشی. سالها بهعنوان دبیر عکس و دبیر سرویس حوادث رسانهها فعالیت کردم و زمانی این کار را انجام میدادم که ساختار رسانهای و امکانات خبری امروز وجود نداشت. عکاسی حوادث شرایط خاص خودش را داشت. عکاس باید در کوتاهترین زمان خود را به محل حادثه میرساند و در میان تمام اتفاقات، تصویری را پیدا میکرد که بتواند اصل ماجرا را روایت کند. در کنار آن، عکاسی ورزشی و طبیعت را هم تجربه کردهام و هرکدام نگاه و مهارت خاص خودشان را میطلبیدند.
هنوز دو جعبه نگاتیو در خانه دارم که برای من فقط فیلم و تصویر نیستند؛ بخشی از زندگیام هستند. وقتی آنها را نگاه میکنم، اتفاقات و آدمهای بسیاری برایم زنده میشوند. هر نگاتیو بخشی از یک دوره از زندگی من را در خودش نگه داشته است. همیشه میگویم «زندگیام در عکسهایم گم شد». وقتی به گذشته نگاه میکنم، میبینم جوانیام در همین عکسها و نگاتیوها گذشته است. بسیاری از روزهایی که میتوانست بخشی از یک زندگی معمولی باشد، در محل حادثه، مراسم، مسابقه یا یک رویداد خبری و با دوربین سپری شد.
ابزار عکاسی تغییر کرده؛ اما اصل عکاسی همچنان پابرجاست، از فیلم و نگاتیو تا دوربین دیجیتال و امروز موبایل، ابزارها تغییر کردهاند، اما چیزی که عوض نشده، اهمیت لحظه است. عکاس باید بتواند لحظهای را ببیند که ارزش ثبتشدن دارد و پیش از آنکه از دست برود، آن را ثبت کند. تکنولوژی میتواند کار عکاس را آسانتر و سریعتر کند، اما این نگاه عکاس است که یک تصویر را به یک عکس ماندگار تبدیل میکند.
با ثبت عکس، آن لحظه را از آن خود میکنم
احمدرضا طاهری، عکاس ایسنا، درباره سختترین بخش عکاسی خبری می گوید: چالشبرانگیزترین بخش برای او پیداکردن زاویهای متفاوت است. «پس از مدتی که عکاسی را شروع میکنی، ورود به محیط و دست به دوربین شدن برایت عادی میشود و ممکن است دچار یکنواختی شوی که بین گزارشهای تصویری منتشرشده این موضوع بهطور کامل مشهود است.»
«وقتی حرفهایتر به موضوع نگاه کنی و وارد رقابت شوی، متوجه میشوی که چالش واقعی این است که چطور با یک زاویه جدید به موضوع بپردازی.» بهخصوص در جامعهای که اخبار ممکن است تحتتأثیر نهادهای مختلف و یا روابطعمومی سازمانهای مرتبط با موضوع باشد، من بهعنوان یک خبرنگار تلاش میکنم با حفظ صداقت، پل ارتباطی بین مردم و حقیقت باشم. به نظرم این حقیقتگویی رسالت اصلی یک خبرنگار است و باید از طریق نگاه متفاوت و منحصربهفرد هر عکاس، آن را به تصویر کشید.
اوایل برایم پیش میآمد که عکسی را ثبت کنم و بعداً با گذشت زمان متوجه شوم چقدر ارزشمند شده است؛ چهرههایی که ماندگار شدند، مکانهایی که تغییر شکل دادند، آثار ارزشمندی که تخریب شدند، روزهای پرآب رودخانه یا تالابی که خشکید و نصفجهانی که نفسهایش به شماره افتاده است. امروز همین تجربه باعث شده از کنار هیچچیز بهسادگی رد نشوم. دیگر فقط به این فکر نمیکنم که یک اتفاق همین حالا ارزش خبری دارد یا نه به این فکر میکنم که شاید سالها بعد همین تصویر تنها چیزی باشد که از یک آدم، یک مکان یا یک دوره باقیمانده باشد.
من با ثبت آن عکس، آن لحظه را از آن خود میکنم که ممکن است در نهایت آن تصویر تبدیل به یک سند مهم شود و یکی از دلایلی که عکاسی را بهعنوان یک هنر و عکاس را بهعنوان یک هنرمند معرفی میکند، همین از آن خودسازی لحظات با نگاه شخصی است.
بهعنوان یک عکاس خبری، وقتی وارد یک محیط میشوم، با توجه به تجربه شرکت در رویدادهای مختلف قبلی، بلافاصله ارزش خبری و کیفیت برگزاری برنامه توسط برگزارکنندگان را ارزیابی میکنم. چیدمان استیج، نحوه حضور مهمانها و نحوه ارتباط بین شرکتکنندگان در برنامه را بررسی میکنم تا متوجه شوم این رویداد در چه سطحی قرار دارد. همین ارزیابی به من کمک میکند تا با نگاهکردن به کلیت ماجرا، همان زاویه خاص را پیدا کنم و روایت متفاوت خودم را ارائه بدهم. این ارزیابی اولیه در لحظه ورود به رویداد که متکی به تجربه است، گاهی باعث شده متوجه وجود نداشتن ارزش خبری یا ارزش خبری مضاعف یک رویداد شوم و با مطلع کردن سردبیر خبرگزاری، تأثیرگذار در انتشار و یا انتشار پیدا نکردن آن گزارش باشم.
بهعنوان یک عکاس خبری، باید توانایی تطبیق خودم را با هر شرایطی داشته باشم و خودم را موظف بدانم که گزارش را با بالاترین کیفیت ممکن تکمیل کنم. با این حال، شرایط محیطی مانند نور، شلوغی جمعیت، مکان برگزاری، جایگاه عکاسان و انتخابهای برگزارکنندگان، همه بر کیفیت گزارش اثر میگذارد. علاوهبر این، موانع نظارتی نیز وجود دارد، مثل نیروهای حراست که گاهی اجازه نزدیکشدن را نمیدهند، مموری دوربین را ضبط میکنند یا حتی عکاسان را مورد بیمهری قرار میدهند.
با این وجود، با همه این محدودیتها، تلاش میکنم روایت خودم را باانرژی و تعهد کامل ارائه بدهم، هرچند این موانع ممکن است از کیفیت نهایی کار کم کند. یک عکس خبری خوب باید هر سه جنبه را با هم داشته باشد؛ یعنی هم اطلاعات دقیق بدهد، هم احساس ایجاد کند و هم مخاطب را وادار به فکر کردن کند. وقتی این سه بعد با هم ترکیب شود، عکس قدرت این را دارد که یک پیام عمیق را منتقل کند. بعد از سالها عکاسی از لحظات مختلف، نگاه من به انسانها و محیط اطرافم به شکل بنیادی تغییر کرده و جهانبینی من متحول شده است.
عکاسی برای من بهعنوان مکملی برای جامعهشناسی و مردمشناسی بوده است. دیگر هر لحظه را صرفاً بهعنوان یک اتفاق گذرا نمیبینم. این نگاه حس مسئولیت عمیقتری به من داده و من را نسبت به جامعه و اتفاقاتی که در پیرامونم رخ میدهد مسئولتر میکند.
عکاسی میان هنر، اقتصاد و دیدهشدن
تجهیزات حرفهای روزبهروز پیشرفتهتر و گرانتر میشوند اما در مقابل، عکاس جوانی که میخواهد وارد این حرفه شود، باید میان هزینه تجهیزات و امکان درآمدزایی تعادل برقرار کند. در چنین شرایطی، شبکههای اجتماعی نیز به بخش مهمی از زندگی حرفهای عکاسان تبدیل شدند؛ فضایی که از یک سو امکان دیدهشدن عکسها را بیشتر کرده و از سوی دیگر، سرعت انتشار و رقابت را بالا برده است.
اگر عکس خوب باشد، دیده میشود
عادل شیرانی عکاس ایسنا، درباره اینکه یک عکاس جوان برای دیدهشدن باید بیشتر عکاس خوبی باشد یا بتواند عکس خود را در فضای دیجیتال عرضه کند، می گوید: یک عکاس باید در هر دو مورد توانایی داشته باشد، اما مهمتر از آن، این است که عکاس خوبی باشد؛ چون اگر عکسهای خوبی بگیرد، به طور طبیعی و ناخودآگاه عکسهایش دیده میشود.
شبکههای اجتماعی عکسها را به سمت حالوهوای مدرن بردهاند و باعث شدهاند دنیای کلاسیک و عکسهای مفهومی تا حدی از فضای امروز عکاسی فاصله بگیرند. در گذشته شاید عکاس زمان بیشتری برای فکر کردن به یک قاب و مفهوم آن داشت، اما امروز سرعت انتشار، بخش مهمی از فضای عکاسی را تحتتأثیر قرار داده است. امروزه عکاس گاهی بدون اینکه به قاب و اینکه چه عکسی قرار است بگیرد فکر کند، صرفاً میخواهد عکسش را ثبت و منتشر کند و این درست نیست. عکاس باید پیش از فشردن شاتر بداند چه چیزی را میخواهد نشان دهد و عکسش قرار است چه حرفی برای مخاطب داشته باشد.
از تجهیزات ارزانتر و دستدوم هم میتوان عکاسی را شروع کرد و ابتدا دید بهتری نسبت به عکس پیدا کرد. برای شروع این مسیر، داشتن تجهیزات بسیار گرانقیمت نباید تنها معیار باشد و مهمتر از تجهیزات، نگاه و توانایی عکاس است. متأسفانه عکاسان امروزه به دلیل شرایط اقتصادی، بیشتر بهدنبال کسب درآمد از این هنر هستند و از دنیای هنر فاصله گرفتهاند، اما در عین حال توانستهاند عکسهای خودشان را بهتر در معرض دید عموم قرار دهند و بیشتر دیده شوند. به این ترتیب، فضای دیجیتال اگرچه شرایط اقتصادی و حرفهای عکاسان را تحتتأثیر قرار داده، اما فرصت بیشتری برای نمایش آثار آنها نیز ایجاد کرده است.
هوش مصنوعی میتواند خیلی پیشرفتهتر شود و جای یکسری عکسهایی را که امروزه عکاسها برای گرفتنشان تلاش میکنند، بگیرد. همینطور که مشخص است، با گذشت زمان کیفیت و تنوع عکسها بیشتر میشود و این موضوع میتواند شکل فعالیت عکاسان را نیز تغییر دهد.
عکاسی را با موبایل شروع کردم
شقایق قاسمی، عکاس ایسنا، درباره آغاز مسیر خود در عکاسی می گوید: عکاسی را ابتدا با موبایل شروع کردم و در این نسل، عکاسی یک هنر تأثیرگذار و شناختهشده است. موبایل باعث شد عکاسی برایم از یک علاقه ساده، به تجربهای جدیتر تبدیل شود و امکان ثبت تصویر را همیشه در اختیار داشته باشم.
در حال حاضر ورود به شاخه عکاسی به دلیل هزینههای خیلی زیاد، بسیار سخت شده است. همین هزینهها میتواند برای جوانانی که علاقهمند به شروع فعالیت حرفهای هستند، مانع جدی ایجاد کند؛ چرا که برای فعالیت حرفهای تنها داشتن علاقه کافی نیست و تهیه دوربین و تجهیزات مناسب نیز هزینه زیادی دارد. هنوز دوربینهای موبایل باگهای زیادی دارند و به کیفیت مطلوب نرسیدهاند. با وجود پیشرفت زیادی که در دوربین گوشیهای تلفن همراه اتفاق افتاده، همچنان میان امکانات یک موبایل و یک دوربین حرفهای تفاوت وجود دارد و این تفاوت بهویژه در شرایط مختلف عکاسی خودش را نشان میدهد.
مهمترین تفاوت، کیفیت تصویر است و با دوربین عکاسی میشود در هر شرایط نوری عکاسی کرد. به همین دلیل، با وجود اینکه موبایل امروز امکان ثبت عکسهای باکیفیتتری را فراهم کرده، هنوز نمیتواند در همه شرایط جای دوربین حرفهای را بگیرد.
ما هم تحتتأثیرسرعت پیشرفت فناوری هستیم، فناوری با سرعت زیادی در حال پیشرفت است و طبیعتاً عکاس هم نمیتواند از این تغییرات جدا بماند. هرچه ابزارها تغییر میکنند، شیوه کار و نگاه عکاسان نیز با آنها درگیر میشود.
شاید همین مسیر، روایت بسیاری از عکاسان نسل جدید باشد؛ نسلی که عکاسی را نه از تاریکخانه و نگاتیو، بلکه از صفحه کوچک یک تلفن همراه آغاز کرده است. با این حال، فاصله میان ثبت یک تصویر با موبایل و عکاسی حرفهای همچنان پابرجاست؛ فاصلهای که تنها به کیفیت دوربین مربوط نمیشود و به نگاه، تجربه و توانایی عکاس برای دیدن یک لحظه نیز بازمیگردد.
به گزارش ایسنا، دوربینها تغییر کردهاند؛ نگاتیو جای خود را به کارت حافظه داده، تاریکخانه به صفحهنمایش تبدیل شده، پرده آتلیه کنار رفته و «یک، دو، سه، سیب» جای خود را به صدای شاترهای دیجیتال داده است. پیکسلها بیشتر شدهاند، رزولوشنها بالا رفتهاند و لنزها و تجهیزات حرفهای، فاصله زیادی با دوربینهای سالهای دور پیدا کردهاند.
امروز حتی یک تلفن همراه میتواند تصویری ثبت کند که شاید سالها پیش نیازمند یک دوربین حرفهای بود؛ اما هنوز چیزی وجود دارد که نه با پیکسل اندازهگیری میشود و نه با قیمت لنز؛ نگاه. همان چیزی که باعث میشود یک عکاس میان صدها تصویر، یک لحظه را انتخاب کند؛ لحظهای که شاید امروز ساده به نظر برسد، اما سالها بعد تنها نشانهای باشد از آدمی، شهری، خاطرهای یا روزگاری که دیگر وجود ندارد. شاید به همین دلیل، روز عکاس فقط روز دوربین و لنز و شاتر نیست؛ روز کسانی است که بخشی از زمان را پیش از آنکه از دست برود، در قاب نگه میدارند.
انتهای پیام
