جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ | ۰۶:۰۰
آمریکا و یک آزمون سیاسی بزرگ؛ انتخاباتی فراتر از صندوق‌های رأی

آمریکا و یک آزمون سیاسی بزرگ؛ انتخاباتی فراتر از صندوق‌های رأی

چالش‌های اساسی دولت آمریکا با اقتصاد، هزینه‌های زندگی، مهاجرت، شکاف عمیق سیاسی و سیاست خارجی، انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ را فراتر از رقابت بر سر کرسی‌های کنگره و به نوعی رأی اعتماد به مسیر فعلی آمریکا تبدیل کرده است. در حالیکه واشنگتن با بحران‌های امنیتی و ژئوپلیتیکی متعددی روبه‌روست همه منتظرند صندوق‌های رای بگویند که آمریکایی‌ها قدرت را تثبیت می‌کنند یا ورق سیاست در واشنگتن برمی‌گردد؟

به گزارش ایسنا، انتخابات میان‌دوره‌ای برای دونالد ترامپ و جمهوری‌خواهان اهمیتی دوچندان دارد. حفظ اکثریت در کنگره می‌تواند دست دولت را برای پیشبرد برنامه‌های داخلی و خارجی بازتر کند، اما از دست رفتن آن می‌تواند به معنای آغاز دوره‌ای از تقابل سیاسی شدیدتر میان کاخ سفید و کنگره باشد. دموکرات‌ها نیز امیدوارند نارضایتی‌های اقتصادی و اجتماعی و نگرانی‌ها درباره سیاست‌های دولت را به آرای اعتراضی تبدیل کنند. به همین دلیل، رقابت انتخاباتی تنها بر سر آینده چند ایالت یا چند کرسی نیست؛ بلکه بر سر این پرسش است که چه جریانی قرار است در سال‌های آینده مسیر سیاست آمریکا را تعیین کند.

اکنون که  آمریکا در عرصه بین‌المللی با آزمون‌های دشواری روبه‌روست، اهمیت این انتخابات دو چندان می‌شود. رقابت با چین، جنگ اوکراین، بحران‌های خاورمیانه، روابط پرتنش با متحدان و چالش‌های امنیتی، همگی فشار مضاعفی بر سیاست خارجی واشنگتن وارد کرده‌اند. در چنین شرایطی، هر تغییر در ترکیب کنگره می‌تواند بر تصمیمات دولت در حوزه بودجه، سیاست خارجی و مسائل امنیت ملی اثر بگذارد. بنابراین انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ شاید بیش از آنکه صرفاً یک رقابت انتخاباتی باشد، آزمونی برای سنجش قدرت آمریکا در داخل و جایگاه آن در جهان است.

آمریکا در آستانه یک آزمون سیاسی تازه قرار دارد؛ انتخاباتی که می‌تواند موازنه قدرت در واشنگتن را برهم بزند. پشت این رقابت سیاسی، جامعه‌ای قرار دارد که بیش از گذشته دچار شکاف شده است. اختلافات حزبی دیگر صرفاً به سیاست‌های اقتصادی یا برنامه‌های انتخاباتی محدود نمی‌شود و موضوعاتی مانند مهاجرت، حقوق اجتماعی، نقش دولت فدرال و سیاست خارجی نیز به میدان رویارویی دو جریان اصلی تبدیل شده‌اند. هر انتخابات در آمریکا اکنون با این نگرانی همراه است که آیا نتیجه آن به کاهش اختلافات کمک خواهد کرد یا شکاف‌های موجود را عمیق‌تر می‌کند.

از سوی دیگر، وضعیت اقتصاد و هزینه‌های زندگی می‌تواند یکی از تعیین‌کننده‌ترین عوامل رفتار رأی‌دهندگان باشد. حتی اگر شاخص‌های کلان اقتصادی تصویر متفاوتی ارائه دهند، آنچه برای رأی‌دهنده اهمیت دارد، قیمت کالاها، هزینه مسکن، وضعیت اشتغال و قدرت خرید خانواده‌هاست. جمهوری‌خواهان تلاش خواهند کرد مسئولیت مشکلات اقتصادی را متوجه سیاست‌های گذشته دموکرات‌ها کنند و دموکرات‌ها نیز عملکرد دولت مستقر را زیر سؤال خواهند برد. در چنین فضایی، انتخابات بیش از آنکه به یک رقابت بر سر شعارهای سیاسی تبدیل شود، به داوری مردم درباره کیفیت زندگی روزمره‌شان نزدیک خواهد شد.

در عرصه خارجی نیز آمریکا با جهانی پیچیده‌تر از گذشته روبه‌روست. رقابت فزاینده با چین، جنگ اوکراین، تحولات خاورمیانه و جنگ با ایران، همگی واشنگتن را در موقعیتی قرار داده‌اند که تصمیمات سیاست خارجی می‌تواند مستقیماً بر سیاست داخلی اثر بگذارد. هزینه‌های نظامی، کمک‌های خارجی، امنیت انرژی و حتی قیمت‌ها در داخل آمریکا از پیامدهای تصمیمات خارجی این کشور تأثیر می‌پذیرند. از همین رو، رأی‌دهنده آمریکایی ممکن است در پای صندوق رأی فقط درباره یک نماینده یا سناتور تصمیم نگیرد؛ بلکه براساس تصویری از نقش آمریکا در جهان قضاوت کند.

نتیجه این انتخابات می‌تواند رابطه میان کاخ سفید و کنگره را دگرگون کند. اگر حزب رئیس‌جمهور اکثریت خود را حفظ کند، مسیر اجرای سیاست‌های دولت هموارتر خواهد شد؛ اما اگر مخالفان بتوانند کنترل یکی از دو مجلس یا هر دو را به دست بگیرند، واشنگتن ممکن است وارد مرحله تازه‌ای از بن‌بست و تقابل سیاسی شود. بودجه، سیاست خارجی، تحقیقات کنگره و حتی برنامه‌های کلیدی دولت می‌تواند به میدان تازه‌ای برای کشمکش تبدیل شود.

پرسش اصلی تنها این نیست که کدام حزب کرسی‌های بیشتری به دست می‌آورد؛ مسئله بزرگ‌تر این است که آیا رأی‌دهندگان آمریکایی مسیر فعلی را تأیید خواهند کرد یا با تغییر توازن قدرت، پیام روشنی به واشنگتن خواهند فرستاد.
در نهایت، انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ را باید بیش از یک انتخابات معمولی دید؛ این انتخابات می‌تواند تصویری از وضعیت سیاسی و اجتماعی آمریکا در میانه یکی از پرتنش‌ترین دوره‌های سیاست داخلی و خارجی این کشور ارائه کند. پرسش اصلی تنها این نیست که کدام حزب کرسی‌های بیشتری به دست می‌آورد؛ مسئله بزرگ‌تر این است که آیا رأی‌دهندگان آمریکایی مسیر فعلی را تأیید خواهند کرد یا با تغییر توازن قدرت، پیام روشنی به واشنگتن خواهند فرستاد.

آمریکا در آستانه یک آزمون سیاسی تازه؛ انتخاباتی فراتر از صندوق‌های رأی

انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ و ساختار کنگره 

انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ در ۳ نوامبر (۱۲ آبان) برگزار می‌شود و تمام ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و یک بخش مهم از کرسی‌های سنا به رای گذاشته می‌شوند

جمهوری‌خواهان انتخابات را از موضع قدرت آغاز می‌کنند، اما حاشیه امن آنها در مجلس نمایندگان بسیار کم است. در سنا نیز دموکرات‌ها برای دستیابی به اکثریت باید چندین رقابت بسیار دشوار را به نفع خود تغییر دهند. به همین دلیل، حتی اگر دموکرات‌ها در آرای عمومی برتری داشته باشند، این الزاماً به معنای تصاحب هر دو مجلس نیست.

در آمریکا رئیس‌جمهور ۴ ساله است، اما انتخابات کنگره چرخه متفاوتی دارد.

کنگره دو مجلس دارد:

- مجلس نمایندگان (House of Representatives): ۴۳۵ عضو دارد و دوره هر نماینده فقط ۲ سال است.

- سنا (Senate): ۱۰۰ عضو دارد و دوره هر سناتور ۶ سال است؛ اما هر دو سال تقریباً یک‌سوم سنا انتخاب می‌شود.

بنابراین هر چهار سال یک انتخابات ریاست‌جمهوری برگزار می شود، ولی در وسط دوره ریاست‌جمهوری، دوباره انتخابات کنگره برگزار می‌شود. به همین دلیل به انتخابات سال دوم ریاست‌جمهوری Midterm Elections یا انتخابات میان‌دوره‌ای می‌گویند.

در سال ۲۰۲۶، یعنی دو سال بعد از انتخاب ترامپ در ۲۰۲۴، آمریکایی‌ها دوباره درباره ترکیب کنگره رأی می‌دهند. نکته مهم این است که ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ خودش نامزد ریاست‌جمهوری نیست؛ اما نتیجه انتخابات مستقیماً تعیین می‌کند که او در دو سال پایانی ریاست‌جمهوری‌اش چقدر قدرت قانونگذاری خواهد داشت.

در حال حاضر جمهوری‌خواهان هر دو مجلس را کنترل می‌کنند.

مهم‌ترین کرسی‌هایی که به رأی گذاشته می‌شوند:

هر ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان؛ یعنی کل مجلس نمایندگان برای یک دوره ۲ ساله دوباره انتخاب می‌شود.

۳۵ کرسی از ۱۰۰ کرسی سنا؛ این شامل کرسی‌های دوره عادی و چند انتخابات ویژه است.

علاوه بر کنگره، در ایالت‌ها نیز انتخابات فرمانداری و مجالس ایالتی برگزار می‌شود؛ تعداد و نوع این رقابت‌ها بسته به ایالت متفاوت است.

در ترکیب فعلی مجلس ۴۳۵ نفری نمایندگان جهوری‌خواهان ۲۱۸ کرسی، دموکرات‌ها ۲۱۲  کرسی، مستقل یک کرسی و ۴ کرسی خالی وجود دارد. یعنی جمهوری‌خواهان روی کاغذ فقط ۳ کرسی بیشتر از حد نصاب ۲۱۸ دارند و این فوق‌العاده مهم است، چون اگر فقط ۳ کرسی خالص از جمهوری‌خواهان گرفته شود، دموکرات‌ها می‌توانند اکثریت مجلس نمایندگان را به دست آورند. 

کرسی خالی کرسی‌ است که الان نماینده ندارد؛ مثلاً نماینده استعفا داده یا فوت کرده و جایگاهش خالی شده است. ممکن است برای پر کردن آن، انتخابات ویژه برگزار شود.

کرسی‌هایی که در انتخابات ۲۰۲۶ انتخاب می‌شوند: کرسی‌هایی هستند که دوره نماینده فعلی‌شان در سال ۲۰۲۶ تمام می‌شود و طبق برنامه، مردم برای انتخاب نماینده جدید رأی می‌دهند. این کرسی حتی اگر الان نماینده داشته باشد، باز هم در انتخابات ۲۰۲۶ به رأی گذاشته می‌شود.

دموکرات‌ها در حال حاضر ۲۱۲ کرسی مجلس نمایندگان آمریکا را در اختیار دارند، در حالی که برای به دست آوردن اکثریت به ۲۱۸ کرسی نیاز دارند. بنابراین، آنها باید حداقل ۶ کرسی بیشتر به دست بیاورند. چون جمهوری‌خواهان اکنون ۲۱۸ کرسی دارند، اگر دموکرات‌ها بتوانند حداقل ۳ کرسی از جمهوری‌خواهان بگیرند و در عین حال کرسی‌های فعلی خود را حفظ کنند، توازن قدرت در مجلس می‌تواند به نفع دموکرات‌ها تغییر کند.

به همین دلیل وضعیت مجلس نمایندگان بسیار شکننده است. 

////آمریکا در آستانه یک آزمون سیاسی تازه؛ انتخاباتی فراتر از صندوق‌های رأی

انتخابات سنا

سنا ۱۰۰ عضو دارد. در ترکیب فعلی جمهوری‌خواهان ۵۳ کرسی و دموکرات‌ها ۴۵ کرسی و مستقل‌های همسو با دموکرات‌ها ۲ کرسی را دارند که در مجموع بلوک دموکرات‌ها را به ۴۷ کرسی می‌رساند . بنابراین جمهوری‌خواهان عملاً ۵۳ در برابر ۴۷ کرسی دارند. برای اینکه دموکرات‌ها اکثریت واقعی را بگیرند، باید به ۵۱ کرسی برسند. چون معاون رئیس‌جمهور در صورت تساوی ۵۰–۵۰، رأی تعیین‌کننده دارد و معاون فعلی از حزب جمهوری‌خواه است، بنابراین دموکرات‌ها نیاز به ۴ کرسی خالص دارند. 

 سنا قدرت مهمی در تأیید وزرا، تأیید سفرا، تأیید قضات فدرال، تأیید قضات دیوان عالی، تصویب برخی معاهدات دارد، به همین دلیل ترامپ اگر سنا را از دست بدهد، ضربه بسیار سنگینی خواهد خورد.

در ۲۰۲۶ در مجموع ۳۵ کرسی سنا در معرض انتخابات هستند؛ از جمله دو انتخابات ویژه در اوهایو و فلوریدا که به دلیل خالی شدن کرسی‌های جی دی ونس و مارکو روبیو ایجاد شده‌اند. از این ۳۵ کرسی، ۲۲ کرسی در اختیار جمهوری‌خواهان است و ۱۳ کرسی در اختیار دموکرات‌ها. یعنی سنا از ابتدا به نفع جمهوری‌خواهان است.

بر این اساس دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان برای پیروزی به چند جابه‌جایی محدود نیاز دارند؛ اما در سنا مجبورند چندین ایالت نسبتاً جمهوری‌خواه را هم ببرند.

رقابت‌های مهم شامل ایالت‌هایی مانند مِین، کارولینای شمالی، جورجیا، میشیگان، اوهایو، آلاسکا، آیووا و تگزاس است. برای جمهوری‌خواهان مسئله خطرناک این است که اگر فضای ملی علیه آنها شدید شود، حتی بعضی ایالت‌هایی که معمولاً جمهوری‌خواه هستند ممکن است وارد رقابت شوند.

اگر امروز انتخابات برگزار شود، دموکرات‌ها شانس خوبی برای گرفتن اکثریت در مجلس نمایندگان دارند و در سنا جمهوری‌خواهان هنوز شانس بیشتری برای حفظ اکثریت دارند، ولی فاصله در حال کاهش است.

ترامپ و نتایج انتخابات

اگر بعد از انتخابات، مجلس نمایندگان در اختیار دموکرات‌ها و سنا در کنترل جمهوری‌خواهان شود در حالی که ترامپ همچنان رئیس‌جمهور است، وضعیت سیاسی او به‌شدت تغییر می‌کند.او برای تصویب بسیاری از قوانین، بودجه‌ها و برنامه‌های داخلی، دیگر با یک کنگره کاملاً همسو روبه‌رو نیست.

یکی از مهم‌ترین قدرت‌های مجلس تحقیقات و نظارت است. کمیته‌های مجلس می‌توانند درباره عملکرد دولت تحقیق کنند، احضاریه صادر کنند، اسناد بخواهند و جلسات استماع برگزار کنند. اگر دموکرات‌ها اکثریت را بگیرند، کمیته‌های مهمی مثل قضایی، نظارت، نیروهای مسلح، امور خارجی، اطلاعات می‌توانند تحت کنترل دموکرات‌ها قرار گیرند. یعنی ترامپ ممکن است از یک رئیس‌جمهور دارای کنگره همسو، تبدیل شود به رئیس‌جمهوری که هر روز با تحقیقات کنگره مواجه است. 

بیراه نیست اگر بگوییم ترامپ بیش از شکست انتخاباتی، باید از «از دست دادن مجلس نمایندگان» بترسد. چون اگر جمهوری‌خواهان مجلس را از دست بدهند، دموکرات‌ها می‌توانند تحقیقات گسترده علیه دولت مثلاً درباره تصمیمات سیاست خارجی؛ جنگ ایران؛ هزینه‌های نظامی؛ عملکرد وزارت دادگستری؛ پرونده‌های مالی و سیاسی؛ تصمیمات اجرایی دولت؛ قراردادها و بودجه‌های فدرال راه بیندازند و این می‌تواند دو سال آخر ریاست‌جمهوری ترامپ را بسیار پرتنش کند.

ایران و نتایج انتخابات

اما انتخابات ۲۰۲۶ برای مساله ایران بسیار مهم است. یک مجلس دموکرات می‌تواند هزینه سیاسی و حقوقی ادامه جنگ با ایران را برای ترامپ بالا ببرد. اما دموکرات‌ها لزوماً نمی‌توانند به تنهایی جنگ را متوقف کنند. آنها می‌توانند از رئیس‌جمهور بپرسند: هدف جنگ چیست؟ چقدر هزینه داشته؟ چقدر سلاح مصرف شده؟ تلفات آمریکایی چقدر است؟ آیا رئیس‌جمهور اختیار ادامه جنگ را دارد؟ آیا آمریکا باید همچنان عملیات نظامی انجام دهد؟

اما این یک واقعیت است که رئیس‌جمهور فرمانده کل نیروهای مسلح است و اگر سنا همچنان جمهوری‌خواه باشد، بسیاری از اقدامات قانونی دموکرات‌ها با مانع مواجه می‌شود.

به هر حال اقبال فعلی به دموکرات‌ها لزومًا به معنای محبوبیت فوق‌العاده حزب دموکرات نیست. بخش مهمی از آن ناشی از این است که انتخابات میان‌دوره‌ای معمولاً به نوعی رفراندوم عملکرد ریاست‌جمهوری دیده می‌شود. اگر پاسخ مردم منفی باشد، حزب رئیس‌جمهور معمولاً در انتخابات میان‌دوره‌ای کرسی از دست می‌دهد.

پیروزی اخیر عبدال السید پزشک و سیاستمدار مسلمان و مترقی، در انتخابات مقدماتی سنای میشیگان نمونه برجسته یک تحول است. او با برنامه‌ای مبتنی بر اصلاحات درمانی، عدالت اقتصادی و پایان دادن به حمایت نظامی «بدون قید و شرط» از اسرائیل توانست نامزد مورد حمایت بخش سنتی حزب را شکست دهد. در صورت پیروزی در نوامبر، او نخستین مسلمان منتخب سنای آمریکا خواهد بود.

بنابراین انتخابات ۲۰۲۶ می‌تواند نقطه عطفی در سه روند باشد: تضعیف سیاسی دولت ترامپ در صورت شکست جمهوری‌خواهان؛ افزایش نفوذ جریان مترقی، عرب و مسلمان در حزب دموکرات؛ حرکت تدریجی سیاست آمریکا از حمایت تقریباً بی‌قیدوشرط از اسرائیل به سمت مشروط کردن کمک نظامی، فشار برای آتش‌بس و تأکید بیشتر بر حقوق فلسطینیان.

اهمیت رای دهندگان مسلمان

نقش رأی‌دهندگان مسلمان در انتخابات ۲۰۲۶ از اهمیت تاریخی برخوردار است. رأی‌دهندگان مسلمان آمریکا یک بلوک کاملاً یکپارچه نیستند. از نظر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی میان آنها تفاوت‌های قابل‌توجهی وجود دارد. اما جنگ غزه و سیاست آمریکا در قبال اسرائیل باعث شده مسئله خاورمیانه برای بخش مهمی از این جامعه به یک موضوع تعیین‌کننده تبدیل شود.

جامعه مسلمان آمریکا در حال حرکت از مرحله «رأی دادن» به مرحله «تولید سیاستمدار» است. یعنی مسلمانان دیگر فقط یک گروه رأی‌دهنده نیستند؛ بلکه در حال تبدیل شدن به بخشی از ساختار قدرت سیاسی هستند. مسلمانان آمریکایی اکنون یک گروه «مطالبه‌محور» هستند.
در بررسی افکار عمومی آمریکا در سال‌های اخیر مسلمانان از مثبت‌ترین نگاه‌ها به مردم فلسطین برخوردارند؛ اکثریت بسیار بالایی از مسلمانان نگاه منفی به دولت اسرائیل دارند؛ بنابراین برای بخشی از رأی‌دهندگان مسلمان، مسئله دیگر صرفاً «سیاست خارجی» نیست؛ بلکه مسئله‌ای مرتبط با هویت، اخلاق، حقوق بشر و جایگاه مسلمانان در سیاست آمریکاست. از این منظر، ظهور سیاستمدارانی مانند عبدال السید اهمیت نمادین و سیاسی بسیار زیادی دارد.

ظهور مسلمانان در سیاست آمریکا را نباید فقط به مسئله فلسطین محدود کرد. جامعه مسلمان آمریکا در حال حرکت از مرحله «رأی دادن» به مرحله «تولید سیاستمدار» است. یعنی مسلمانان دیگر فقط یک گروه رأی‌دهنده نیستند؛ بلکه در حال تبدیل شدن به بخشی از ساختار قدرت سیاسی هستند. مسلمانان آمریکایی اکنون یک گروه «مطالبه‌محور» هستند.

عبدال السید توانست نامزدی حزب دموکرات را در ایالتی به دست آورد که ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴ آن را برده بود. او مسلمان است؛ از جناح مترقی حزب دموکرات است؛ بر عدالت اقتصادی تأکید دارد؛ خواستار اصلاحات نظام درمانی است و با حمایت نظامی بدون قید و شرط آمریکا از اسرائیل مخالفت کرده است. رقابت او با هالی استیونز فقط یک رقابت شخصی نبود؛ بلکه به نوعی همه‌پرسی درون حزب دموکرات درباره آینده سیاست خاورمیانه تبدیل شد. نکته بسیار مهم این است که پیروزی او را نمی‌توان صرفاً به «رأی مسلمانان» نسبت داد. رویترز گزارش داده که او علاوه بر رأی عرب‌تبارها، توانست جوانان و بخشی از رأی‌دهندگان لیبرال و تحصیل‌کرده سفیدپوست را نیز بسیج کند.

تغییر نگاه نسل جوان به اسرائیل و فلسطین

یکی از عمیق‌ترین تغییرات در آمریکا، تغییر نگاه نسل جوان به اسرائیل و فلسطین است. جوانان آمریکایی به‌خصوص جوانان دموکرات، در مقایسه با نسل‌های قدیمی‌تر نگاه انتقادی‌تری نسبت به دولت اسرائیل دارند و نگاه مثبت‌تری به فلسطینیان نشان می‌دهند. Pew در ژوئیه ۲۰۲۶ گزارش کرد که در میان جوان‌ترین دموکرات‌ها حتی تفاوت بسیار محسوسی در ارزیابی اسرائیل و فلسطینیان دیده می‌شود.

این تغییر از نظر تاریخی مهم است. زیرا اگر روند فعلی ادامه یابد، مسئله فقط انتخابات ۲۰۲۶ نیست؛ بلکه در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ و پس از آن نیز رابطه آمریکا و اسرائیل به موضوعی بسیار حساس درون حزب دموکرات تبدیل خواهد شد.

مهم‌ترین پیام انتخابات ۲۰۲۶ نه شکست یا پیروزی یک حزب، بلکه تغییر نسل سیاسی آمریکا است.
بخشی از دموکرات‌ها معتقدند آمریکا نباید اجازه دهد اسرائیل سیاست آمریکا در قبال ایران را تعیین کند. به عبارت دیگر «دفاع از اسرائیل» و «ورود آمریکا به جنگ با ایران» دیگر الزاماً یک مسئله واحد تلقی نمی‌شود. این تغییر فکری می‌تواند برای آینده سیاست آمریکا بسیار مهم باشد.

از منظر اسرائیل، شاید مهم‌ترین پیام انتخابات ۲۰۲۶ نه شکست یا پیروزی یک حزب، بلکه تغییر نسل سیاسی آمریکا باشد. برای چند دهه، حمایت از اسرائیل یکی از معدود موضوعات نسبتاً دوحزبی در آمریکا بود. اکنون این اجماع در حزب دموکرات به‌شدت تضعیف شده است.

این به معنی پایان اتحاد آمریکا و اسرائیل نیست. اما به احتمال زیاد به معنی پایان دوران حمایت سیاسی بدون هزینه داخلی است.

بازآرایی بزرگ‌تر سیاست آمریکا

انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ را باید بخشی از بازآرایی بزرگ‌تر سیاست آمریکا دانست. آنچه در حال تغییر است فقط نسبت کرسی‌های دموکرات و جمهوری‌خواه نیست؛ بلکه ائتلاف‌های سیاسی آمریکا در حال تغییرند. جوانان، مسلمانان، عرب‌تبارها و ترقی‌خواهان دموکرات بیش از گذشته خواهان فاصله گرفتن آمریکا از جنگ‌های خاورمیانه و حمایت بی‌قیدوشرط از اسرائیل هستند. 

از سوی دیگر، جنگ آمریکا و ایران در سال ۲۰۲۶ موضوعی بی‌سابقه را وارد سیاست داخلی آمریکا کرده است. اگر جنگ تا ماه نوامبر ادامه یابد، انتخابات می‌تواند عملاً به رأی اعتماد یا عدم اعتماد به سیاست ترامپ در قبال ایران تبدیل شود.

اگر این روند تا انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ ادامه پیدا کند، رابطه آمریکا و اسرائیل، سیاست آمریکا در قبال ایران و جایگاه رأی مسلمانان می‌تواند به یکی از سه محور اصلی سیاست خارجی آمریکا تبدیل شود.

انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ فقط درباره دو سال آخر ترامپ نیست. این انتخابات آرایش انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ را هم تعیین می‌کند. اگر دموکرات‌ها در ۲۰۲۶ مجلس را بگیرند، عملاً از ۲۰۲۷ شروع می‌کنند به ساختن یک روایت انتخاباتی «ترامپ جنگ را طولانی کرد، اقتصاد را تحت فشار گذاشت و ما مجبور شدیم جلوی او را بگیریم.» اگر جمهوری‌خواهان هر دو مجلس را حفظ کنند، روایت آنها برعکس خواهد بود: «ترامپ ایران را شکست داد، امنیت اسرائیل را تضمین کرد و دموکرات‌ها می‌خواستند او را متوقف کنند.» بنابراین ایران ممکن است ناخواسته تبدیل به یکی از موضوعات اصلی انتخابات ۲۰۲۸ آمریکا شود.


انتهای پیام

# جهان

آخرین اخبار جهان