شاهنامه فردوسی تنها یک اثر ادبی و حماسی نیست؛ این اثر باشکوه، بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی ایرانیان را در خود جای داده و در طول قرنها با هویت، زبان، فرهنگ و اندیشه ایرانی پیوند خورده است. شناخت این میراث و انتقال آن به نسلهای آینده، از جمله موضوعاتی است که ضرورت توجه بیشتر به شاهنامهپژوهی و شاهنامهخوانی را برجسته میکند؛ موضوعی که در نشست علمی، آموزشی شاهنامهپژوهی و شاهنامهخوانی با عنوان «از روایت تا درایت» با حضور استادان و پژوهشگران حوزه شاهنامه و فرهنگ ایران در بنیاد پژوهشی شهریار تبریز برگزار شد، مورد توجه قرار گرفت.

سرمایه فرهنگی ایران باید به سرمایه نمادین و اقتصادی تبدیل شود
حجتالله ایوبی، رئیس امور فرهنگی سازمان برنامه و بودجه کشور در این نشست علمی و آموزشی با تأکید بر ظرفیتهای گسترده فرهنگی ایران، گفت: سرمایه فرهنگی در طول تاریخ خلق میشود و ایران از ثروت فرهنگی بزرگی برخوردار است، اما باید این سرمایه را به سرمایه نمادین تبدیل کنیم تا بتواند زمینهساز خلق سرمایه مادی و اقتصادی نیز باشد.
وی با اشاره به مفهوم «سرمایه فرهنگی» در اندیشه جامعهشناس فرانسوی پیر بوردیو، اظهار کرد: سرمایه مادی با معیارهایی مانند پول، ثروت و دارایی قابل اندازهگیری است، اما سرمایه فرهنگی در طول تاریخ شکل میگیرد و نمیتوان آن را یکشبه ایجاد یا خریداری کرد.
وی افزود: ایران از کشورهای برخوردار از سرمایه فرهنگی غنی در جهان است و شعر، ادبیات، شاهنامه، خوشنویسی و هنرهای مختلف، بخشی از این ثروت فرهنگی به شمار میروند؛ بهگونهای که مردم ایران با شعر زندگی میکنند و اشعار شاعران بزرگ در زبان و فرهنگ عمومی مردم جاری است.
رئیس امور فرهنگی سازمان برنامه و بودجه کشور با اشاره به جایگاه حافظ در فرهنگ ایرانی، ادامه داد: علاقه و ارتباط مردم ایران با حافظ و دیگر شاعران ایرانی برای بسیاری از مردم جهان شگفتانگیز است و این علاقه عمومی خود یکی از جلوههای مهم سرمایه فرهنگی ایران محسوب میشود.
وی همچنین با اشاره به جایگاه سینمای ایران، گفت: سینمای ایران با پشتوانه هزاران سال فرهنگ، ادبیات و هنر توانسته است در جهان جایگاه ویژهای پیدا کند و عباس کیارستمی نمونهای از هنرمندانی است که با امکانات محدود، آثار ماندگاری خلق کرد که در سطح جهانی مورد تحسین قرار گرفت.
وی با اشاره به هنر خوشنویسی، اظهار کرد: ایرانیان در طول تاریخ خط را به هنر تبدیل کردهاند و خوشنویسی امروز یکی از هنرهای شناختهشده در جهان است. بیان و قلم نیز از جمله ظرفیتهایی هستند که ایرانیان آنها را به هنر تبدیل کردهاند.
ایوبی با تأکید بر ضرورت تبدیل سرمایه فرهنگی به سرمایه نمادین، گفت: سرمایه نمادین زمانی شکل میگیرد که جامعه جهانی ارزش و جایگاه یک پدیده فرهنگی را به رسمیت بشناسد؛ در این زمینه هنوز نتوانستهایم بخش قابل توجهی از سرمایههای فرهنگی خود را به نمادهای جهانی تبدیل کنیم.
وی افزود: تبدیل سرمایه فرهنگی به سرمایه نمادین کار دشواری است، اما اگر این اتفاق رخ دهد، میتواند در ادامه سرمایه مادی نیز ایجاد کند؛ چراکه آثار و نمادهای فرهنگی میتوانند گردشگران و علاقهمندان را جذب کرده و موجب رونق اقتصادی شوند.
وی با اشاره به برخی اقدامات فرهنگی در کشور، بیان کرد: در سالهای اخیر تلاشهایی برای معرفی و احیای شخصیتهای فرهنگی و تاریخی و ایجاد خانههای فرهنگی در شهرهای مختلف آغاز شده است و از جمله این اقدامات میتوان به راهاندازی خانههای شاهنامه، توجه به شخصیتهایی مانند شیخ شهابالدین سهروردی و امام محمد غزالی و برنامههایی برای معرفی مفاخر فرهنگی اشاره کرد.
ایوبی با تأکید بر تغییر نگاه دولتها به فرهنگ و هنر، اظهار کرد: فرهنگ و هنر دیگر کالایی فانتزی و غیرضروری محسوب نمیشود، بلکه در جهان امروز به یکی از محورهای اصلی سیاستگذاری دولتها تبدیل شده است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به دیدگاههای جامعهشناس فرانسوی «آلن تورن»، گفت: جهان در حال ورود به دورهای جدید است که در آن انسان تنها به دنبال منفعت، سود و محاسبات اقتصادی نیست، بلکه عشق، عاطفه، احساس، فرهنگ و ارتباطات انسانی اهمیت بیشتری پیدا کردهاند.
وی افزود: در قرن بیستویکم، دوران حاکمیت عقلانیت ابزاری و نگاه صرفاً اقتصادی به توسعه در حال تغییر است و فرهنگ، هنر، ادبیات، عاطفه و احساس بیش از گذشته در تعریف توسعه و زندگی اجتماعی انسانها نقش پیدا میکنند.
رئیس امور فرهنگی سازمان برنامه و بودجه کشور در پایان تأکید کرد: ایران از سرمایه فرهنگی کمنظیری برخوردار است و وظیفه امروز ما این است که با شناخت، معرفی و تبدیل این سرمایهها به نمادهای فرهنگی، زمینه ماندگاری آنها و بهرهگیری از ظرفیتهای اقتصادی و اجتماعیشان را فراهم کنیم.

ایرانی بودن در گرو شناخت ایران و شاهنامه است
میرجلالالدین کزازی، شاهنامهپژوه و ادیب ایرانی در این نشست علمی و آموزشی با تأکید بر اینکه ایرانی بودن تنها به شناسنامه محدود نمیشود، گفت: ایرانی بودن در کردار، اندیشه و گفتار انسان آشکار میشود و شناخت ژرف شاهنامه یکی از راههای شناخت ایران و هویت ایرانی است.
وی با بیان اینکه «ایرانی بودن» کاری دشوار است، اظهار کرد: بسیارند کسانی که در شناسنامه ایرانیاند اما در جان و اندیشه ایرانی نیستند و از سوی دیگر، کسانی که ایرانی نیستند اما سالهای زندگی خود را صرف شناخت و شناساندن ایران کردهاند و میتوان آنان را ایرانی راستین دانست.
وی با اشاره به دیدگاه هگل درباره ایران، افزود: هگل گفته است «تاریخ با ایران آغاز میشود» و مقصود او صرفاً کهن بودن ایران نیست، بلکه این است که شهرآیینی، فرهنگ و زندگی بهآیین با ایران آغاز شده است.
این شاهنامهپژوه تأکید کرد: ایرانی بودن تنها با گفتن «من ایرانی هستم» به دست نمیآید، بلکه باید در کردار، اندیشه و گفتار انسان آشکار شود.
وی شاهنامه را یکی از مهمترین منابع شناخت هویت ایرانی دانست و گفت: اگر میخواهیم بدانیم ایرانی راستین کیست، یکی از راههای درست و کوتاه، آشنایی ژرف و دانشورانه با شاهنامه است؛ البته خواندن شاهنامه بهتنهایی کافی نیست و باید در آنچه میخوانیم نیز بیندیشیم.
وی ادامه داد: شاهنامه، نامه فرهنگ، اندیشه و پیشینه ایرانی و در حقیقت نامه هزارههای تاریخ و فرهنگ ایران است و چیستی ایران و کیستی ما ایرانیان تا اندازه بسیاری در گرو شاهنامه قرار دارد.
کزازی با اشاره به نقش فردوسی در پاسداری از زبان و فرهنگ ایرانی، اظهار کرد: کاری که فردوسی در جهان ادب، اندیشه و فرهنگ انجام داده، بهراستی بیمانند است و هر ایرانی وامدار این فرزانه فرزند توس است.
وی افزود: شاهنامه تنها یک رزمنامه نیست، بلکه اثری بزرگ در حوزه فرهنگ و اندیشه ایرانی است و بسیاری از باورها، آیینها و اندیشههای ایرانی در لایههای آن نهفته است.
وی در پایان تأکید کرد: اگر میخواهیم ایرانی باشیم، ایرانی بمانیم و به ایرانی بودن خود ببالیم، باید شاهنامه به «دفتر بالینی» ما تبدیل شود و آن را نه صرفاً برای سرگرمی، بلکه با هدف شناخت خویشتن و شناخت ایران بخوانیم.

شاهنامه، میراثی برای حفظ هویت و برانگیختن روحیه ملی ایرانیان
سجاد آیدنلو، پژوهشگر ادبیات فارسی و شاهنامهشناسی در این نشست علمی و آموزشی با تأکید بر نقش شاهنامه در حفظ هویت ایرانی، گفت: شاهنامه در طول تاریخ علاوه بر جایگاه ادبی، در تقویت روحیه حماسی و ملی ایرانیان و انتقال فرهنگ و هویت ایرانی نقش مهمی داشته است.
وی با اشاره به دو سنت «شاهنامهخوانی» و «نقالی» اظهار کرد: شاهنامهخوانی به خواندن ابیات شاهنامه در جمع گفته میشود، در حالی که نقالی، روایت داستانهای ملی و پهلوانی به نثر و همراه با اشعار فردوسی و دیگر شاعران است.
وی افزود: سنت شاهنامهخوانی حتی پیش از فردوسی وجود داشته و شواهد تاریخی نشان میدهد این سنت در میان مردم مناطق مختلف ایران، از جمله آذربایجان و تبریز، رواج داشته است.
این پژوهشگر با بیان اینکه شاهنامهخوانی تنها جنبه سرگرمی نداشته است، ادامه داد: یکی از مهمترین کارکردهای آن، آشنایی مردم با روایتهای ملی و پهلوانی و تقویت روحیه حماسی و ملی ایرانیان بوده است.
وی با اشاره به نمونههای تاریخی تأثیر شاهنامه بر روحیه جنگاوران گفت: در دورههای مختلف تاریخی، از جمله دوران صفویه، مشروطه و نهضت جنگل، از خواندن اشعار حماسی شاهنامه برای تقویت روحیه رزمآوری و مقاومت استفاده شده است.
وی با اشاره به نمونههایی از تاریخ معاصر، اظهار کرد: حتی در دوران جنگ ایران و عراق، مسئولان بعثی اجازه ورود شاهنامه به زندانهای محل نگهداری اسرای ایرانی را نمیدادند، زیرا معتقد بودند این اثر میتواند روحیه حماسی و مقاومت ایرانیان را تقویت کند.
آیدنلو تأکید کرد: شاهنامه تنها یک اثر ادبی نیست، بلکه یکی از مهمترین منابع حفظ و انتقال هویت، فرهنگ و روحیه ملی ایرانیان در طول تاریخ به شمار میرود.
وی در پایان گفت: شاهنامه در طول تاریخ نقش مهمی در پاسداری از هویت و فرهنگ ایرانی ایفا کرده و باید این میراث ارزشمند را برای نسلهای آینده حفظ و معرفی کرد.
انتهای پیام
