به گزارش ایسنا، رقابت داوطلبان آزمون سراسری سال ۱۴۰۵ که از دیروز آغاز شده بود، به پایان رسید. در این آزمون حدود یک میلیون و ۷۰ هزار داوطلب برای ورود به دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی کشور رقابت میکنند؛ اما برای این داوطلبان با آنچه در سالهای گذشته تجربه شده بود، تفاوت داشت. وقایع دیماه، تعطیل شدن مدارس، آموزش غیرحضوری، قطعی اینترنت، جنگ، به تعویق افتادن امتحانات نهایی و تغییر زمان کنکور، زندگی داوطلبان و خانوادههای آنها را تحت شعاع قرار داده است.
برای بررسی حالوهوای داوطلبان و خانوادههای آنها به دانشگاه علم و صنعت ایران رفتیم. آزمون در دانشکده علوم پایه این دانشگاه برگزار میشد که فاصله چندانی با مرکز تحقیقات ماهواره دانشگاه نداشت. مرکز تحقیقات ماهواره دانشگاه علم و صنعت بامداد هشتم فروردینماه در جریان حمله هوایی آمریکا و رژیم صهیونیستی به صورت مستقیم هدف قرار گرفت و تقریباً بهطور کامل تخریب شد. در جریان این حمله، ساختمانهای اطراف این مرکز از جمله دانشکده علوم پایه آسیب دیده بودند.
داوطلبان برای رسیدن به محل آزمون از کنار ساختمانهایی عبور میکردند که هنوز آثار حمله بر آنها باقی مانده بود. چند ماه قبل همین جنگ، بخشی از روزهای درس خواندن و آماده شدن برای کنکور را تحت تاثیر قرار داده بود و حالا در روز امتحان آثار جنگ را در چند قدمی خود میدیدند. روز گذشته نیز حسین سیمایی صراف، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در جریان بازدید از یکی از حوزههای آزمون، از حضور نداشتن چهار داوطلب شهید در آن حوزه امتحانی خبر داده بود.
حفظ تمرکز در شرایط جنگی
یکی از موضوعاتی که در گفتگو با داوطلبان و خانوادههای آنها، بیش از همه تکرار میشد، تلاش برای «حفظ تمرکز در شرایط جنگی» بود.
یکی از داوطلبان درباره ماههای منتهی به آزمون میگوید: «حدود ۱۴ ماه درس خواندیم؛ مدام مدرسه رفتیم، دوباره تعطیل شد، بعد درگیر جنگ و این شرایط شدیم. اینترنت قطع شد و واقعاً شرایط سخت بود. صدای موشک میآمد و حتی کسی که کمترین استرس را هم داشت، باز برایش درس خواندن سخت بود. دسترسی به خیلی از منابع نداشتیم و فقط کتابها بودند. از کسی هم نمیتوانستیم سؤال بپرسیم».
داوطلب دیگری نیز میگوید: «این کنکور از نظر بار روانی خیلی سخت بود. فقط جنگ نبود، هر روز تاریخ و زمان برگزاری امتحانات و کنکور تغییر میکرد و همه این تغییرات باعث میشد بار روانی زیادی روی بچهها باشد. بچهها بیشتر از نظر روانی دچار استرس شدند، نه به خاطر خود کنکور، این فشار روانی بیشتر در ذهن آدم میماند».
مادر یکی از داوطلبان که پسرش با شروع جنگ، درس خواندن را دو هفته رها کرده بود، گفت: «بعد از شهادت حضرت آقا پسر من به خاطر شرایط جنگی و وضعیت کشور، کلافه شده بود. ولی بعد از دو هفته به روال برگشت و شروع به درس خواندن کرد».
درس خواندن با صدای موشک
برای برخی شرایط جنگی بهطور مستقیم بر فضای مطالعه و درس خواندن آنها اثر گذاشته بود.
مادر یکی از داوطلبان میگوید: «درس میخواند و برای مطالعه وقت میگذاشت، اما تمرکز لازم را نداشت. مسئله اصلی همین تمرکز بود که وجود نداشت. ما تلاش میکردیم محیط را به گونهای فراهم کنیم که از اخبار دور باشد، اما با توجه به فضای مجازی، خودش از اتفاقات مطلع میشد و این مسئله قطعاً تأثیر منفی خود را گذاشت».
مادر یکی دیگر از داوطلبان با اشاره به شرایط فرزند خود و بیماری او در زمان جنگ میگوید: «این بچهها خیلی مقاوم بودند. بچههای ما زیر بمباران بودند. هر لحظه که کتاب را در دست میگرفتند، امکان وقوع اتفاقی وجود داشت. بارها در نزدیکی خانه ما انفجار رخ داد و خانه میلرزید و بچهها مجبور میشدند مطالعه را رها کنند. همه اینها روی آرامش و تمرکز بچهها تاثیر داشت».
یکی از داوطلبان نیز که محل زندگیاش در نزدیکی یک منطقه نظامی بوده است، میگوید: «ما مجبور شدیم محل زندگیمان را ترک کنیم و خانه را خالی کنیم. در یک ماه اول اصلاً نتوانستم خوب درس بخوانم، ولی حدود یک ماه بعد از جنگ شرایط بهتر شد».
تعویق امتحانات؛ فرصتی برای مطالعه یا عاملی برای فرسودگی؟
علاوه بر شرایط متفاوت درس خواندن، امسال به خاطر شرایط جنگی امتحانات نهایی و آزمون سراسری نیز به تعویق افتادند و داوطلبان برای مدت طولانیتری در انتظار برگزاری آزمون ماندند.
ولی این تعویق برای همه یک نتیجه نداشته است.
یکی از والدین میگوید: «طولانی شدن زمان انتظار برای کنکور و امتحانات مدرسه برای بچهها استرسزا شده بود، ولی فاصلهای که بین امتحانات و کنکور افتاد، باعث شد کمی بیشتر فرصت مطالعه داشته باشند و از این بابت خوشحال شدیم».
اما مادر یکی دیگر از داوطلبان روایت متفاوتی دارد: «تعویق کنکور واقعاً بچهها را کلافه و سردرگم کرد. برای پسر من شرایط خیلی سخت بود و اصلاً نمیشد با او صحبت کرد و بلاتکلیفی خیلی اذیتشان میکرد».
یکی از داوطلبان نیز معتقد است افزایش زمان لزوماً به معنای افزایش مطالعه نبود: «هرچه زمان طولانیتر میشد، بچهها خستهتر میشدند و بیشتر درس را رها میکردند. موفقیت با کسی بود که تا آخرین لحظه ادامه داد».
مادر یکی از داوطلبان با گلایه از تصمیمات ناگهانی مسئولین میگوید: «این بچهها ۶ ماه است که درگیر جنگ و عواقب بعد از آن هستند و حتی همین الان هم اخبار و اتفاقات جدید روی روان بچهها تأثیر میگذارد. مسئولین باید به جای اینکه بچهها را با برنامهریزیهای ناگهانی و تصمیمهای شب آخری غافلگیر کنند، برای آرامش آنها برنامهریزی کنند».
اضطرابی که خانوادهها را نیز درگیر کرده بود
در روز آزمون، اضطراب فقط در میان داوطلبان دیده نمیشد. برخی خانوادهها حتی از شب قبل، بیش از فرزندانشان درگیر آزمون بودند.
مادری میگوید: «دیشب اصلاً نخوابیدیم. از ساعت ۹ شب تلاش کردیم محیط را آرام کنیم تا فرزندمان بتواند راحت بخوابد، اما خودش نیز استرس داشت».
مادر دیگری نیز میگوید: «اضطراب بسیار شدید بود؛ هم برای خودش و هم برای خانواده. تلاش کردیم این اضطراب را کاهش دهیم. درس میخواند، اما شرایط بسیار دشوار بود».
یکی دیگر از والدین درباره صبح آزمون میگوید: «از صبح آرامش داشت. شب کمی استرس داشت، اما صبح زود بیدار شد و با آرامش خود را برای آزمون آماده کرد».
برای برخی خانوادهها، شرایط جنگی حتی به ترک محل زندگی منجر شد. پدر یکی از داوطلبان میگوید: «زمان جنگ مجبور شدیم تهران را ترک کنیم و به شهرستان برویم. هر دو شاغل بودیم و دور از محل کارمان بودیم و این شرایط برای ما دشوار بود».
نگاه خانوادهها و داوطلبان به سهمیه جنگ
در کنار تجربه داوطلبان، یکی از مباحث مهم کنکور امسال، نحوه جبران شرایط داوطلبانی است که در جریان جنگ آسیب دیدهاند و مسئولان از آن با عنوان سهمیه زمان جنگ یاد میکنند.
برخی از خانوادههایی که با آنها گفتوگو کردیم، با وجود تأکید بر دشواری شرایط، با اختصاص سهمیه مستقیم موافق نبودند و ترجیح میدادند حمایتها در قالب امکانات آموزشی و جبرانی ارائه شود.
پدر یکی از داوطلبان میگوید: «اگر قرار است به کسی کمک شود، بهتر است پیش از کنکور امکانات آموزشی در اختیار او قرار گیرد؛ برای مثال، دبیران بهتر یا کتابهای مناسبتر در اختیار آنها قرار گیرد. اینکه فقط یک سهمیه یا درصد مشخصی در اختیار این افراد قرار داده شود، به نظرم ناعادلانه است».
یکی از داوطلبان در کل با سهمیه مخالف است و معتقد است: «بهتر است آزمونهای آزمایشی، کتابهای تست و کلاسهای تقویتی برای داوطلبانی که این شرایط را داشتهاند، رایگان یا با هزینه مناسب فراهم شود. اینطور نباشد که سهمیه باعث شود حق بقیه بچهها ضایع شود. نمیگویم لزوماً حقخوری اتفاق میافتد، اما بهتر است حمایت به شکل دیگری انجام شود».
برخی خانوادهها نیز معتقدند اگر قرار است امتیازی در نظر گرفته شود، باید میان همه داوطلبانی که شرایط جنگی را تجربه کردهاند، عدالت رعایت شود.
یکی از والدین میگوید: «جنگ برای همه کشور فراگیر بود. نمیتوان گفت فقط یک منطقه آسیب دیده است. اگر قرار باشد سهمیهای در نظر گرفته شود، باید با همه به صورت عادلانه برخورد شود».
ولی اکنون سهمیه جنگ در دستور کار مسئولان قرار گرفته است. وزیر علوم روز گذشته درباره وضعیت داوطلبانی که در جریان جنگ منازل آنها تخریب شده یا آواره شدهاند، اعلام کرد که برای ایثارگران طبق قانون، سهمیه و مزایای ایثارگری وجود دارد؛ اما درباره افرادی که منازلشان در جنگ تخریب شده یا آواره شدهاند، کار کارشناسی برای در نظر گرفتن سهمیه در حال انجام است و پس از تصویب، این سهمیه اجرایی خواهد شد.
سختی سوالات؛ روایتهایی متفاوت
پس از ماهها انتظار، تعویق و آمادگی، در نهایت داوطلبان با دفترچه سوالات مواجه شدند؛ اما ارزیابی آنها از سطح آزمون نیز یکسان نبود.
یکی از داوطلبان میگوید: «سوالات وقتگیر بود و سطح آنها بالا بود». داوطلب دیگری درباره آزمون گروه ریاضی میگوید: «ریاضیات آن دشوار بود و فیزیک و شیمی نیز نسبت به سالهای گذشته سختتر بود». داوطلب دیگری نیز میگوید: «نسبت به پارسال سختتر بود. سؤالهایی که سالهای پیش وجود داشت و معمولاً قابل حل بود، امسال طراح دقیقاً روی همانها دست گذاشته بود تا سختترشان کند». یکی دیگر نیز درباره آزمون میگوید: «در مجموع متوسط بود و خیلی سخت نبود».
بنابراین، درباره سطح دشواری سوالات نمیتوان بر اساس روایت چند داوطلب قضاوت قطعی کرد؛ اما آنچه در گفتوگوهای میدانی تکرار میشود، تجربه متفاوت داوطلبان از مسیر منتهی به این آزمون است.
انتظار برای نتایج
مادر یکی از داوطلبان که به انتظار خارج شدن پسرش از محل آزمون بود، با بغض گفت: در این لحظه میتوانم بگویم که قهرمانهای اصلی ما بچههای ما هستند. در این مدت بچههای ما تا جایی که توانستند تلاش کردند که برای آینده خود هر کاری از دستشان برمیآید را انجام دهند؛ درست مثل یک رزمنده و جنگجو، تلاش کردند تا بتوانند مسیر آینده خود را هموار کنند. این بچهها خیلی مقاوم بودند».
کنکور ۱۴۰۵ حالا وارد مرحله انتظار برای نتیجه شده است. این رقابت ماهها پیش، در خانههایی که گاهی از ترس حمله تخلیه شدند، در کلاسهایی که تعطیل و غیرحضوری شدند، در روزهایی که تاریخ امتحان و کنکور تغییر کرد و در میان اضطرابی که گاه والدین را بیش از فرزندان درگیر میکرد، این رقابت آغاز شده بود.
و حالا، در کنار کارنامهای که چند ماه دیگر منتشر خواهد شد، یک پرسش مهم برای نظام آموزش عالی باقی میماند: چگونه میتوان آثار یک دوره بحرانی را بر رقابت علمی داوطلبان جبران کرد، بدون آنکه اصل عدالت آموزشی در این رقابت آسیب ببیند؟
انتهای پیام
