دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۲:۴۹
مهار نرخ بهره، کلید جلوگیری از فروپاشی ارزش‌گذاری سهام‌هاست

مهار نرخ بهره، کلید جلوگیری از فروپاشی ارزش‌گذاری سهام‌هاست

خراسان رضوی (ایسنا) - یک کارشناس سرمایه گفت: عدم افزایش نرخ سود توسط بانک مرکزی، یک حرکت استراتژیک برای مدیریت انتظارات است و افزایش نرخ بهره می‌تواند با بالا بردن بازدهی ابزارهای بدون‌ریسک به بیش از ۴۰ درصد، ارزش فعلی شرکت‌ها را در بورس به شدت کاهش داده و موجی از خروج سرمایه را رقم بزند.

بهنام صمدی در گفت‌وگو با ایسنا، در تشریح وضعیت فعلی بازار بورس، اظهار کرد: به نظر می‌رسد برای تحلیل شرایط فعلی بورس باید ابتدا یک واقعیت بسیار مهم اقتصاد ایران را در نظر بگیریم و آن سطح بسیار بالای نرخ بازده بدون ریسک و کم‌ریسک است. امروز بازار سهام با شرایطی روبه‌روست که بازده اوراق دولتی به محدوده ۴۰ درصد رسیده، برخی صندوق‌های درآمد ثابت نیز بازدهی در همین محدوده ارائه می‌کنند و در برخی ابزارهای تأمین مالی جمعی حتی نرخ‌های بالاتری مشاهده می‌شود.

وی ادامه داد: بنابراین بورس برای جذب سرمایه دیگر با یک سپرده بانکی ۲۰ یا ۲۵ درصدی رقابت نمی‌کند؛ بلکه در عمل با گزینه‌هایی رقابت می‌کند که می‌توانند بازده اسمی حدود ۴۰ درصد یا حتی بالاتر را با ریسکی به‌مراتب کمتر از سهام در اختیار سرمایه‌گذار قرار دهند.

صمدی افزود: این موضوع، اهمیت حرکت اخیر بورس و عبور شاخص کل از مرز ۶ میلیون واحد را بیشتر می‌کند. وقتی در چنین محیطی شاهد رشد شاخص کل، رشد هم‌زمان شاخص هم‌وزن، افزایش ارزش معاملات و ورود پول حقیقی هستیم، معنایش این است که بخشی از سرمایه‌گذاران به این جمع‌بندی رسیده‌اند که بازده مورد انتظار بازار سهام می‌تواند به اندازه‌ای باشد که پذیرش ریسک بیشتر را توجیه کند.

این کارشناس بازار سرمایه تاکید کرد: با این حال معتقدم بازار هنوز در مرحله‌ای نیست که بتوان با اطمینان کامل از آغاز یک روند صعودی بلندمدت صحبت کرد. برای تأیید چنین روندی باید ببینیم ورود نقدینگی ادامه پیدا می‌کند یا خیر و مهم‌تر از آن، سودآوری شرکت‌ها تا چه اندازه می‌تواند قیمت‌های جدید سهام را پشتیبانی کند.

صمدی در پاسخ به این پرسش که محرک اصلی بازار در روزهای آتی چیست، گفت: معتقدم در کوتاه‌مدت ورود نقدینگی و تغییر انتظارات می‌تواند محرک اصلی بازار باشد، اما برای شکل‌گیری یک روند صعودی پایدار، سودآوری شرکت‌ها تعیین‌کننده خواهد بود. باید توجه کنیم که بازار سرمایه امروز با نرخ بدون‌ریسک بسیار بالایی رقابت می‌کند. وقتی سرمایه‌گذار می‌تواند در اوراق دولتی یا صندوق‌های درآمد ثابت به بازدهی نزدیک ۴۰ درصد برسد، برای ورود به سهام طبیعتا انتظار بازده بالاتری دارد؛ زیرا در بورس علاوه بر ریسک بازار، ریسک‌های سیاسی، ارزی، عملیاتی و نوسان قیمت نیز وجود دارد. از این منظر، صحبت اخیر رئیس بانک مرکزی اهمیت پیدا می‌کند.

وی تاکید کرد: ایشان اعلام کردند فعلا برنامه‌ای برای افزایش نرخ سود بانکی ندارند، این امر لزوماً به معنای پایین بودن نرخ بهره در اقتصاد نیست؛ نرخ‌های مؤثر بازار همین حالا نیز بسیار بالا هستند. اما پیام مهم برای بورس این است که حداقل در کوتاه‌مدت قرار نیست یک شوک جدید از محل افزایش بیشتر نرخ سود به بازار سهام وارد شود. به اعتقاد من این موضوع می‌تواند به تثبیت انتظارات کمک کند.

این کارشناس بازار سرمایه بیان کرد: در مرحله بعد، بازار باید به سمت شرکت‌هایی حرکت کند که توانسته‌اند رشد فروش و سود خود را متناسب با تورم، نرخ ارز و ارزش جایگزینی دارایی‌ها افزایش دهند. بنابراین نقدینگی می‌تواند موتور اولیه حرکت باشد، ولی سودآوری شرکت‌هاست که باید این حرکت را پایدار کند.

بورس با یک دیوار ۴۰ درصدی روبه‌رو است

صمدی با تأکید بر اینکه هزینه فرصت سرمایه‌گذاری در بورس همچنان بسیار بالاست، عنوان کرد: به نظر من نباید بگوییم عدم افزایش نرخ سود باعث شده هزینه فرصت سرمایه‌گذاری در بورس پایین باشد؛ هزینه فرصت بورس بالاست. وقتی اوراق دولتی بازدهی حدود ۴۰ درصد دارند و صندوق‌های درآمد ثابت نیز در همین محدوده بازده ایجاد می‌کنند، سرمایه‌گذار برای خرید سهام یک سؤال بسیار ساده دارد: چرا باید ریسک بورس را بپذیرم؟ بنابراین بازار سهام باید بازده مورد انتظار بالاتری ایجاد کند تا این ریسک توجیه اقتصادی داشته باشد. این امر از افزایش بیشتر هزینه فرصت جلوگیری می‌کند.

وی خاطرنشان کرد: اگر بازار تصور می‌کرد نرخ‌های سود از محدوده فعلی نیز بالاتر خواهند رفت، نرخ تنزیل مورد استفاده برای ارزش‌گذاری سهام افزایش پیدا می‌کرد و طبیعتا ارزش فعلی سودهای آینده شرکت‌ها کاهش می‌یافت. پس سیگنال مثبت بانک مرکزی این نیست که نرخ بدون‌ریسک پایین آمده؛ بلکه این است که فعلاً ریسک جهش بیشتر آن کاهش یافته است. به بیان ساده‌تر، بورس امروز با یک دیوار ۴۰ درصدی مقابل خود روبه‌روست؛ هنر سیاست‌گذار این است که این دیوار را بلندتر نکند.

این کارشناس بازار سرمایه در پاسخ به اینکه عبور از مرز ۶ میلیون واحد از نظر روانی چه پیامی به معامله‌گران می‌دهد و آیا این یک مقاومت است یا حمایت جدید، گفت: عبور از ۶ میلیون واحد از نظر روانی اتفاق مهمی است، به‌خصوص وقتی آن را در کنار نرخ‌های بالای بدون‌ریسک قرار دهیم. بازار در شرایطی از این سطح عبور کرده که سرمایه‌گذار گزینه‌های کم‌ریسک با بازدهی بسیار بالا در اختیار دارد. بنابراین عبور از این سطح نشان می‌دهد انتظارات بخشی از فعالان بازار نسبت به آینده سهام بهبود پیدا کرده است.

صمدی ادامه داد: از منظر تکنیکی و رفتاری، ۶ میلیون تا قبل از شکست یک مقاومت روانی بود. برای اینکه امروز آن را حمایت بنامیم، باید بازار چند روز بالای این سطح تثبیت شود و مهم‌تر اینکه در زمان افزایش عرضه نیز بتواند این محدوده را حفظ کند. بنابراین من در شرایط فعلی ۶ میلیون واحد را محدوده آزمون حمایت می‌دانم، نه یک حمایت قطعی. اگر شاخص در اصلاح‌های بعدی بالای این محدوده باقی بماند و هم‌زمان ارزش معاملات و جریان پول حقیقی مناسب باشد، آن وقت می‌توان گفت مقاومت قبلی به حمایت جدید تبدیل شده است.

وی در پاسخ به اینکه با توجه به رشد بیش از ۱۰۰ هزار واحدی در شروع هفته، آیا این یک بازگشت موقت است یا شروع یک روند صعودی جدید، خاطرنشان کرد: یک روز مثبت، حتی اگر بیش از ۱۰۰ هزار واحد رشد داشته باشد، برای اعلام آغاز یک روند صعودی جدید کافی نیست. کیفیت رشد اخیر اهمیت دارد. وقتی شاخص کل و شاخص هم‌وزن هم‌زمان رشد می‌کنند و بخش بزرگی از نمادهای بازار مثبت هستند، حرکت بازار نسبت به حالتی که فقط چند نماد بزرگ شاخص را بالا ببرند، اعتبار بیشتری دارد. از طرف دیگر، ورود پول حقیقی نیز اهمیت دارد. با این حال برای من آزمون اصلی بازار از اینجا شروع می‌شود؛ زیرا بازار باید نشان دهد در مقابل بازده بدون‌ریسک نزدیک ۴۰ درصد همچنان قادر به جذب نقدینگی است.

این کارشناس بازار سرمایه تاکید کرد: اگر طی هفته‌های آینده سه اتفاق تثبیت شاخص بالای ۶ میلیون، تداوم ورود پول و حفظ ارزش معاملات در سطوح مناسب صورت گیرد، می‌توان با اطمینان بیشتری گفت بازار وارد یک روند جدید شده است. اگر پس از چند روز هیجان، ارزش معاملات کاهش یابد و پول دوباره به سمت صندوق‌های درآمد ثابت و اوراق برگردد، باید حرکت اخیر را بیشتر یک موج کوتاه‌مدت ارزیابی کرد.  

وی در خصوص اینکه اگر بانک مرکزی نرخ سود را ثابت نگه دارد، احتمال ورود نقدینگی از بخش بانکی به بخش سهام چقدر است؟ افزود: با نرخ‌های فعلی، صرفاً ثابت ماندن نرخ سود برای ایجاد یک مهاجرت بزرگ پول از بانک و درآمد ثابت به بورس کافی نیست. سرمایه‌گذار امروز فقط بین سپرده بانکی و بورس انتخاب نمی‌کند. اوراق دولتی با بازده حدود ۴۰ درصد، صندوق‌های درآمد ثابت با بازده‌های نزدیک به این سطح و حتی برخی پروژه‌های تأمین مالی جمعی با نرخ‌های بالاتر در مقابل او قرار دارد.

صمدی تاکید کرد: بنابراین برای اینکه سرمایه از این ابزارها به سمت سهام حرکت کند، سرمایه‌گذار باید به این نتیجه برسد که بازده مورد انتظار بورس با لحاظ ریسک، به شکل معنی‌داری بالاتر از این نرخ‌هاست. به همین دلیل انتظار ندارم صرفاً با اعلام عدم افزایش نرخ سود، شاهد خروج گسترده سپرده‌ها و ورود مستقیم آن‌ها به بورس باشیم. جریان پول جدید به جای اینکه تماما وارد ابزارهای درآمد ثابت شود، بخشی از مسیر خود را به سمت سهام تغییر دهد، موضوع مهم‌تری است. در واقع برای رشد بورس الزاماً لازم نیست صدها هزار میلیارد تومان از بانک خارج شود؛ کافی است در تخصیص جدید دارایی خانوارها و سرمایه‌گذاران، وزن سهام به تدریج افزایش پیدا کند. اگر بازار چند هفته بازده مثبت، نقدشوندگی مناسب و ثبات سیاستی نشان دهد، احتمال چنین تغییری به مراتب بیشتر خواهد شد.

وی در پاسخ به اینکه در شرایطی که تورم همچنان وجود دارد، چگونه می‌توان بین ثابت ماندن نرخ سود بانکی و سودآوری واقعی شرکت‌های بورسی ارتباط برقرار کرد، گفت: اگر نرخ بدون‌ریسک حدود ۴۰ درصد باشد، شرکتی که سودش فقط ۲۰ یا ۲۵ درصد رشد می‌کند، لزوماً برای سرمایه‌گذار جذاب نیست؛ حتی اگر از نظر اسمی سود بیشتری نسبت به سال گذشته ساخته باشد. بازار باید دنبال شرکت‌هایی باشد که بتوانند رشد سودآوری آن‌ها از تورم و نرخ بدون‌ریسک عبور کند یا دست‌کم چشم‌انداز قابل دفاعی برای چنین رشدی داشته باشند. این موضوع سبب می‌شود بازار آینده احتمالا بسیار انتخابی‌تر باشد. شرکت‌هایی که امکان افزایش نرخ فروش دارند، از رشد نرخ ارز منتفع می‌شوند، دارایی‌های ارزشمند دارند، بدهی کمتری دارند و می‌توانند حاشیه سود خود را حفظ کنند، وضعیت متفاوتی با شرکت‌هایی دارند که با قیمت‌گذاری دستوری، هزینه مالی بالا یا محدودیت انرژی مواجه‌اند. بنابراین صرف تورمی بودن اقتصاد را نباید به معنای رشد همه سهام دانست. در اقتصادی با نرخ بدون‌ریسک حدود ۴۰ درصد، کیفیت سود شرکت‌ها اهمیت بسیار بیشتری پیدا می‌کند.

این کارشناس بازار سرمایه در ارزیابی نقش رئیس بانک مرکزی در شرایط فعلی بازار سرمایه بیان کرد: ایشان در دوره‌ای که وزیر اقتصاد بودند نیز بارها نسبت به اثر نرخ‌های بالای سود بر بازار سرمایه موضع داشتند و بر تقویت بازار سرمایه، افزایش شفافیت و حضور فعال‌تر سازمان بورس تأکید می‌کردند. بنابراین حساسیت ایشان نسبت به اثر سیاست‌های پولی و نرخ سود بر بورس موضوع جدیدی نیست.

صمدی اظهار کرد: رئیس‌کل بانک مرکزی قبل از هر چیز مسئول کنترل تورم، ثبات پولی و سلامت شبکه بانکی است و طبیعتا نمی‌توان انتظار داشت سیاست پولی صرفا بر اساس وضعیت شاخص بورس تنظیم شود. در شرایط فعلی اعلام می‌شود که برنامه‌ای برای افزایش نرخ سود وجود ندارد، برای بازار سرمایه پیام مهمی دارد. نرخ‌های مؤثر در بازار بدهی به محدوده ۴۰ درصد رسیده‌ است. در چنین فضایی، افزایش بیشتر نرخ سود می‌توانست فشار قابل توجهی بر ارزش‌گذاری سهام وارد کند.

وی خاطرنشان کرد: از این جهت می‌توان گفت رویکرد فعلی بانک مرکزی حداقل از مسیر جلوگیری از تشدید نرخ سود، برای بازار سرمایه نقش حمایتی دارد. به نظر من اگر این رویکرد در کنار کنترل تورم، ثبات بازار ارز و کاهش تدریجی نرخ‌های بدون‌ریسک قرار بگیرد، اثر آن بر بورس بسیار بیشتر از حمایت‌های مستقیم و مقطعی خواهد بود. بهترین حمایت از بورس تزریق مصنوعی پول به شاخص نیست؛ ایجاد محیطی است که در آن بنگاه بتواند سود بسازد و نرخ بدون‌ریسک تمام نقدینگی اقتصاد را جذب نکند.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها