دکتر مسعود شریفی در گفتوگو با ایسنا ضمن اشاره به اینکه دسترسی به خدمات مناسب سلامت یکی از حقوق مهم و اساسی هر جامعه محسوب میشود، اظهار کرد: با توجه به نقش و جایگاه پزشکان در ارائه خدمات سلامت، دسترسی به خدمات پزشکی همواره از اهمیت ویژهای برخوردار است و این دسترسی ابعاد مختلفی دارد که از جمله آنها میتوان به دسترسی جغرافیایی، دسترسی از نظر منابع مالی و سایر عوامل مؤثر بر بهرهمندی از خدمات سلامت اشاره کرد.
وی افزود: در بحث دسترسی جغرافیایی به خدمات پزشکی، در حال حاضر دو رویکرد عمده مطرح است؛ نخست اینکه تعداد دانشجویان پزشکی و به تبع آن تعداد پزشکان افزایش یابد تا با افزایش نیروی انسانی، حضور پزشکان در مناطقی که خدمات پزشکی کمتری دارند نیز بیشتر شود و رویکرد دوم، ایجاد توازن در توزیع نیروی پزشک در مناطق مختلف کشور است.
شریفی ادامه داد: در زمینه ایجاد توازن در توزیع پزشکان نیز میتوان سه رویکرد اصلی را مورد توجه قرار داد که نخست، استفاده از الزام و تعهد برای حضور پزشکان در مناطق محروم، دوم، ایجاد مشوقها و جذابیتهای لازم برای ترغیب پزشکان به فعالیت در مناطق کمتر توسعه یافته و سوم، استفاده از برنامههای ترکیبی مبتنی بر مجموعهای از این راهکارهاست.
وی با بیان اینکه در سالهای اخیر تقریباً از تمامی این رویکردها در کشور به شکلهای مختلف استفاده شده است، گفت: اگر به دوره اجرای برنامه تحول سلامت در اواسط دهه ۱۳۹۰ بازگردیم، در آن مقطع رویکردی اتخاذ شد که بر اساس آن، تعدادی از دانشجویان در رشتههای مختلف حوزه سلامت، از جمله پزشکی به صورت متعهد خدمت برای مناطق محروم جذب و تربیت شدند.
معاون بهداشت دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد ضمن تاکید بر اینکه این افراد متعهد میشدند پس از فارغالتحصیلی، برای یک دوره زمانی نسبتاً طولانی در محل تعهد خود باقی بمانند و در همان منطقه به ارائه خدمت بپردازند، توضیح داد: این الگو هم در دوره پزشکی عمومی و هم در دوره تخصصی مورد استفاده قرار گرفت و در مجموع میتوان آن را راهکاری نسبتاً منطقی برای تأمین نیروی انسانی مورد نیاز مناطق محروم دانست.
وی با تأکید بر اینکه اجرای موفق این الگو مستلزم تحقق دو شرط اساسی است، اظهار کرد: نخست اینکه دستگاه بهرهبردار از این نیروها، یعنی دانشگاههای علوم پزشکی، تحت تأثیر فشارها و ملاحظات مختلف قرار نگیرند و دانشجویان و نیروهای متعهد خدمت را در همان محل تعهد خود به کار گیرند؛ به این معنا که فردی که برای ارائه خدمت در یک منطقه مشخص تعهد داده است، در همان محل به کار گرفته شود.
شریفی شرط دوم را تأمین مناسب مالی و فراهم کردن سایر امکانات و مشوقهای مورد نیاز این افراد دانست و گفت: افرادی که چندین سال برای تحصیل و کسب تخصص وقت صرف کردهاند و در برخی موارد متعهد شدهاند حدود یکونیم برابر دوره تحصیل خود، برای مثال نزدیک به ۱۰ سال، در یک منطقه خدمت کنند، باید متناسب با این دوره خدمت از نظر مالی و سایر امکانات مورد نیاز حمایت شوند.
وی ادامه داد: باید این امکان برای این افراد فراهم شود که پس از پایان دوره تعهد خود، زمانی که به دلیل تغییر شرایط زندگی، بزرگتر شدن فرزندان یا تمایل به زندگی در مناطق توسعهیافتهتر تصمیم به جابهجایی میگیرند، از حداقل پشتوانه و امکانات مالی برای ادامه زندگی برخوردار باشند.
معاون بهداشت دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد تصریح کرد: در واقع، در قبال سالهایی که پزشک در یک منطقه محروم خدمت کرده است، باید امکان ایجاد یک اندوخته مالی برای او فراهم شود تا پس از پایان دوره تعهد، هنگام ورود به مناطق شهری و توسعهیافتهتر، حداقل امکانات زندگی را در اختیار داشته باشد.
وی با بیان اینکه الگوی پذیرش و تربیت دانشجویان متعهد خدمت برای مناطق محروم میتواند در صورت تأمین الزامات آن مؤثر باشد، خاطرنشان کرد: اگر از یک سو تعهد دستگاهها برای بهکارگیری این نیروها در همان منطقه محل تعهد تضمین شود و از سوی دیگر تأمین مالی و حمایتهای لازم از این افراد صورت گیرد، این الگو میتواند به ارتقای کمی و کیفی خدمات سلامت در مناطق کمترتوسعهیافته منجر شود و به عنوان یکی از راهکارهای توسعه خدمات پزشکی مورد استفاده قرار گیرد.
شریفی در ادامه با اشاره به ضرورت توجه به زیرساختهای آموزشی در بحث افزایش ظرفیت پذیرش دانشجوی پزشکی، گفت: افزایش صرف ظرفیت پذیرش دانشجوی پزشکی، بدون توجه به نیازهای واقعی کشور و همچنین بدون پیشبینی منابع مالی و زیرساختهای لازم، نمیتواند به تنهایی راهکار مناسبی برای حل مسئله دسترسی به خدمات پزشکی باشد.
وی افزود: آموزش پزشکی برخلاف بسیاری از رشتههای دیگر، صرفاً یک آموزش نظری نیست و بخش مهمی از دانش، مهارت و تجربه دانشجویان از طریق حضور در بخشهای بیمارستانی و محیطهای بالینی به دست میآید، بنابراین اگر بدون توجه به ظرفیت بیمارستانی کشور نسبت به افزایش ظرفیت پذیرش دانشجوی پزشکی اقدام شود، زیرساختهای آموزشی و بالینی موجود با فشار مواجه خواهند شد.
معاون بهداشت دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد ادامه داد: افزایش ظرفیت پذیرش دانشجو بدون توسعه متناسب زیرساختهای تربیت بالینی میتواند به کاهش کیفیت آموزش پزشکی منجر شود و در نهایت، دانشجویانی که فارغالتحصیل میشوند ممکن است از مهارت و دانش کافی برای ارائه خدمات برخوردار نباشند.
وی با اشاره به ضرورت برنامهریزی برای جذب و ماندگاری پزشکان در مناطق محروم، اظهار کرد: اگر همزمان با افزایش ظرفیت تربیت پزشک، برنامه مشخصی برای جذب و ماندگاری آنان در مناطق محروم وجود نداشته باشد، این احتمال وجود دارد که بخش قابل توجهی از فارغالتحصیلان مجدداً به سمت مناطق شهری و توسعهیافته حرکت کنند.
شریفی خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی، از یک طرف با تراکم نیروی پزشکی و حتی بیکاری در برخی مناطق شهری مواجه خواهیم بود و از طرف دیگر، کمبود پزشک در مناطق محروم همچنان ادامه خواهد داشت.
وی اجرای برنامه پزشکی خانواده و نظام ارجاع را یکی از مهمترین و ماندگارترین اقدامات برای تحقق عدالت در سلامت دانست و گفت: یکی از مهمترین اقداماتی که میتوان برای ایجاد عدالت در سلامت، چه در مناطق شهری و چه در مناطق روستایی، انجام داد، اجرای برنامه پزشکی خانواده و نظام ارجاع است و تجربه بیش از ۱۰۰ کشور جهان نیز نشان میدهد که این برنامه میتواند نقش مهمی در ساماندهی نظام ارائه خدمات سلامت و توزیع مناسب خدمات پزشکی داشته باشد.
معاون بهداشت دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد با اشاره به سابقه اجرای برنامه پزشکی خانواده در مناطق روستایی کشور، بیان کرد: در کشور ما نیز اجرای برنامه پزشکی خانواده در مناطق روستایی حدود ۲۰ سال سابقه دارد، البته شرایط مناطق روستایی با حوزه شهری متفاوت است، اما در حال حاضر برنامه پزشکی خانواده شهری نیز در ۶۴ شهرستان منتخب کشور آغاز شده است.
وی ادامه داد: چنانچه برنامه پزشکی خانواده شهری بتواند به خوبی اجرا شود، منابع مالی مورد نیاز آن تأمین شود و محورهای اصلی و الزامات آن نیز به درستی مورد توجه قرار گیرد و دستگاهها و نظامهای مرتبط وظایف خود را به درستی انجام دهند، نظام ارائه خدمت مبتنی بر پزشکی خانواده و نظام ارجاع میتواند عدالت در سلامت و دسترسی به خدمات سلامت، از جمله خدمات پزشکی، را به شکل قابل توجهی ارتقا دهد.
شریفی در پایان گفت: اگر بخواهیم برای کشور نسخهای در زمینه توسعه پایدار نظام سلامت ارائه کنیم، باید مجموعهای از سیاستها را در کنار یکدیگر مورد توجه قرار دهیم؛ صرفاً افزایش تعداد پزشکان نمیتواند تضمینکننده دسترسی عادلانه مردم به خدمات سلامت باشد، بلکه نحوه توزیع نیروی انسانی، تأمین زیرساختهای مناسب، ایجاد مشوقهای مؤثر برای ماندگاری پزشکان در مناطق کمترتوسعهیافته و اصلاح نظام ارائه خدمات نیز اهمیت اساسی دارد و در این میان، اجرای صحیح برنامه پزشکی خانواده و نظام ارجاع میتواند یکی از مهمترین راهکارها برای دستیابی همزمان به توسعه پایدار در حوزه سلامت، کاهش هزینههای سلامت و ارتقای عدالت در سلامت باشد.
انتهای پیام