به گزارش ایسنا، تحریمهای خصمانه جدید ترامپ علیه ایران حول یکی از قدرتمندترین سلاحهای واشنگتن یعنی «دسترسی به سیستم مالی آمریکا»، بنا شده است. مشکل این است که هرچه واشنگتن عمیقتر به تجارت ایران نفوذ کند، اهداف بزرگتر میشوند.
چین بیش از ۸۰ درصد از نفت خام ایران از مسیر دریا را خریداری میکند. عراق برای تولید برق خود تا ۴۰ درصد به گاز ایران متکی است. ترکیه در نیمه اول امسال ۴.۵ میلیارد متر مکعب گاز ایران را وارد کرد، در حالی که هند هنوز رابطه تجاری به شدت یکجانبهای با تهران دارد. امارات متحده عربی که زمانی یکی از مهمترین مجاری تجاری و مالی ایران بود، معاملات خود با تهران را به حالت تعلیق درآورده است.
وزارت خزانهداری آمریکا میتواند نفتکشها، بازرگانان و پالایشگاههای کوچک چینی را تحریم کند. با این حال، هدف قرار دادن بانکهای بزرگ تامینکننده مالی این تجارت، متفاوت است. همین امر در مورد مجبور کردن بغداد به انتخاب میان رعایت واشنگتن و ادامه جریان گاز ایران به نیروگاههای عراق نیز صادق است.
دولت ترامپ روز دوشنبه رویکردی محتاطانه اتخاذ کرد. در دور اول تحریمها تقریبا ۶۰ فرد، شرکت و کشتی را هدف قرار داد و تحریمها را در حوزههای کشتیرانی، هواپیمایی، فناوری، طلا و داراییهای دیجیتال گسترش داد، اما سراغ بانکهای بزرگ چین نرفت.
این امر قدرتمندترین بخش تهدید ترامپ را همچنان بر سر شرکای تجاری ایران باقی میگذارد. اگر دور اول نتواند تجارت با ایران را به اندازه کافی کاهش دهد، واشنگتن میتواند از تحریم شبکههایی که برای دور زدن محدودیتهای آمریکا ساخته شدهاند، به هدف قرار دادن بانکها و شرکتهایی که هنوز تجارت قابل توجهی برای از دست دادن در آمریکا دارند، تغییر دهد.
پایگاه خبری اویل پرایس در گزارشی، پنج کشوری را بررسی کرده که تحت تهاجم اقتصادی جدید ترامپ علیه ایران، با برخی از سختترین انتخابها روبرو هستند.
چین
هیچ کشوری به اندازه چین نفت ایران را خریداری نمیکند و این امر پکن را به بزرگترین مشتری نفتی تهران تبدیل کرده است. واردات چین در اوایل امسال، قبل از جنگ و محاصره آمریکا که این جریان را تحت فشار قرار داد، به ۱.۵۸ میلیون بشکه در روز رسید و طبق گزارش رویترز، محمولهها از ۸۲۳ هزار بشکه در روز در ژوئیه، به حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز در ماه اوت کاهش یافت.
اما چین سالها صرف ایجاد یک تجارت نفتی با ایران کرده که برای به حداقل رساندن قرار گرفتن در معرض تحریمهای آمریکا طراحی شده است. پالایشگاههای مستقل چین بخش عمدهای از نفت خام ایران را خریداری میکنند. واشنگتن بارها بخشهایی از شبکه خرید نفت ایران، از جمله پالایشگاههای چینی، شرکتهای تجاری و کشتیهای مورد استفاده در حمل نفت را هدف قرار داده است.
این تحریمها شرکتهای انفرادی را بدون توقف تجارت مختل کردهاند. جریان نفت ایران به چین حتی پس از تشدید تحریمهای واشنگتن علیه خریداران چینی، در فوریه به ۱.۵۸ میلیون بشکه در روز رسید. بانکهای بزرگ چینی هدف بسیار قدرتمندتری هستند، زیرا هنوز به تسویه دلار و دسترسی به سیستم مالی بینالمللی گستردهتر وابسته هستند.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا روز دوشنبه از تحریم این بانکها خودداری کرد و گفت که وزارت خزانهداری میخواهد به کشورها فرصت دهد تا قبل از اجرای تحریمهای جدید، میزان مواجهه خود را کاهش دهند. اما او همچنین وعده داد که تا پایان هفته «اعلامیه مهمی» شامل یک موسسه مالی منتشر کند. طبق گزارش رویترز، وزارت خزانهداری پیش از این به دو بانک بزرگ چینی هشدار داده است که در صورت مشاهده جابجایی وجوه ایران از طریق سیستمهای آنها، ممکن است با تحریمهای ثانویه مواجه شوند.
تعقیب یک بانک بزرگ چینی، هزینههای بسیار بالاتری برای واشنگتن خواهد داشت. قرار است ترامپ و شی جینپینگ، رئیسجمهور چین در اواخر سپتامبر در واشنگتن دیدار کنند و هر دو طرف تلاش کنند تا توافق تجاری نوامبر گذشته در مورد تعرفههای آمریکا و تامین مواد معدنی کمیاب چین را حفظ کنند.
بنابراین، چین همچنان بزرگترین آزمون برای میزان آمادگی ترامپ برای پیشبرد «روز خروج اقتصادی» است. پکن بارها تحریمهای یکجانبه آمریکا را رد کرده است، در حالی که اقدامات قبلی آمریکا نتوانسته است مانع از رسیدن نفت خام ایران به پالایشگاههای چینی شود.
عراق
عراق در حال حاضر با اثرات تجاوز نظامی آمریکا به ایران دست و پنجه نرم میکند. بودجه دولت عراق تقریبا به طور کامل به صادرات نفت وابسته است که با محاصره دریایی به شدت آسیب دیده است. پس از بسته شدن تنگه هرمز، صادرات نفت جنوب عراق ۷۵ درصد کاهش یافت و درآمد ماهانه نفت به ۱.۲ میلیارد دلار کاهش یافت و دولت را برای متعادل کردن حسابهای خود با مشکل روبرو کرد.
گاز طبیعی ایران برای بخش انرژی عراق کاملا حیاتی است، زیرا ایران سالانه ۴ تا ۵ میلیارد دلار گاز طبیعی از همسایه خود برای تامین سوخت نیروگاههای خود وارد میکند. در واقع، گاز ایران ۳۰ تا ۴۰ درصد از تولید برق عراق را تشکیل میدهد و هشدار ترامپ مبنی بر اینکه هر کشوری که به تهران شریان حیاتی بدهد، با عواقب اقتصادی عظیمی روبرو خواهد شد، مستقیما معافیتهای موقت تحریمهای آمریکا را که بغداد قبلا از آن برخوردار بود، تهدید میکند.
طبق گزارش رویترز، اگر واشنگتن این تحریمهای ثانویه را به طور کامل اجرا کند، عراق با فروپاشی فاجعهبار شبکه برق مواجه خواهد شد و دسترسی اولیه میلیونها شهروند عراقی به برق در فصل اوج مصرف قطع خواهد شد.
ترکیه
با تشدید فشار واشنگتن بر تهران، درد ترکیه از جنگ ایران بدتر خواهد شد. بخشهای تولیدی و نساجی ترکیه از افزایش هزینههای حمل و نقل و محدود شدن زنجیرههای تامین رنج میبرند. ترکیه برای تامین نهادههای کلیدی تولید، از جمله همه چیز از پتروشیمی و هلیوم گرفته تا آلومینیوم و حدود نیمی از کود خود، به ایران و منطقه وسیعتر خلیج فارس متکی است. ترکیه در حال حاضر با اختلالات تامین انرژی همراه با فشارهای تورمی شدید روبرو است و قیمت سوخت تقریبا ۵۰ درصد افزایش یافته است. این هزینههای فزاینده واردات انرژی به شدت بر ترازنامه آنکارا سنگینی میکند، به طوری که پیشبینی میشود ارزش واردات انرژی ترکیه امسال تا ۴۰ میلیارد دلار از کل صادرات آن بیشتر شود.
در همین حال، قرارداد ۲۵ ساله ترکیه برای خرید سالانه حداکثر ۹.۶ میلیارد متر مکعب گاز طبیعی از ایران از طریق خط لوله تبریز-آنکارا رسما در پایان ژوئیه ۲۰۲۶ منقضی شد، زیرا جنگ مانع از مذاکره دو طرف برای توافق جدید شد. واردات گاز ایران توسط ترکیه در نیمه اول سال ۲۰۲۶ با ۳۴ درصد افزایش، به ۴.۵ میلیارد متر مکعب در سال رسید و از عرضه روسیه پیشی گرفت و تنها جمهوری آذربایجان گاز بیشتری تامین کرد.
ترکیه نسبت به زمان امضای توافق اولیه تامین گاز، وابستگی کمتری به گاز ایران دارد. آنکارا واردات خط لوله از آذربایجان و روسیه را گسترش داده، ظرفیت واردات گاز طبیعی مایع (الانجی) را افزایش داده و پایانههای ذخیرهسازی شناور و گازسازی مجدد را اضافه کرده است و در صورت کاهش حجم گاز ایران، گزینههای متعددی را در اختیار دارد.
اما جایگزینی گاز ایران هزینه دارد. خط لوله تبریز-آنکارا، گاز را مستقیما به شرق ترکیه منتقل میکند؛ جایی که انتقال منابع جایگزین دشوارتر و گرانتر است، در حالی که گاز خط لوله ایران از نظر تاریخی جزء منابع ارزانتر ترکیه بوده است. از دست دادن این حجم گاز، ترکیه را بدون گاز باقی نمیگذارد، اما آنکارا را مجبور میکند که بیشتر به الانجی و سایر تامینکنندگان تکیه کند؛ درست زمانی که جنگ، هزینه واردات انرژی آن را افزایش داده است.
هند
هند در مقایسه با چین، مواجهه نسبتا کمی با نفت خام ایران دارد، اگرچه خریدها تحت معافیتهای آمریکا از سر گرفته شدهاند. طبق دادههای دولتی که رویترز به آن اشاره کرده است، هند در نیمه اول سال جاری، ۷۰۷ میلیون دلار نفت ایران وارد کرده است.
تحریمهای آمریکا در حال حاضر تجارت بین هند و ایران را به کسری از اندازه قبلی خود کاهش داده است. تجارت دوجانبه از ۱۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۹-۲۰۱۸، به ۱.۶۳ میلیارد دلار در سال مالی ۲۰۲۶-۲۰۲۵ کاهش یافته است. طبق گزارش رویترز، صادرات هند اکنون تحت سلطه کالاهایی مانند برنج باسماتی، چای و دارو است. این امر باعث شده است که هند با مازاد تجاری قابل توجهی با ایران روبرو شود، اما تجارت باقی مانده اکنون مستقیما در معرض جدیدترین تحریمهای ترامپ قرار دارد.
هند با مشکل بسیار بزرگتری از خود جنگ روبرو است. سومین مصرفکننده بزرگ نفت جهان نزدیک به ۹۰ درصد از نفت خام خود را وارد میکند و اقتصاد آن را به شدت در معرض افزایش قیمت انرژی قرار داده است. هزینههای بالاتر واردات، فشار بیشتری بر ارزش روپیه و تورم وارد کرده و در عین حال، هزینههای انرژی دولت را افزایش داده است.
تجارت باقیمانده هند با ایران به شدت به صادرات هند، از جمله برنج، چای و دارو، وابسته است و حجم قابل توجهی از آن به طور سنتی از طریق دبی انجام میشود. تصمیم امارات متحده عربی برای توقف معاملات مالی و تجاری با ایران، این مسیر را مختل کرده و صادرکنندگان هندی را مجبور به جستجوی جایگزینهایی از جمله ترکیه کرده است. محدودیتهای بیشتر آمریکا میتواند آنچه را که از یک رابطه تجاری باقی مانده است، تحت فشار قرار دهد.
امارات متحده عربی
امارات متحده عربی قبل از تجاوز نظامی آمریکا، یکی از مهمترین شریانهای اقتصادی ایران بود و در سال ۲۰۲۴ تقریبا ۲۱ میلیارد دلار کالا به ایران صادر میکرد که معادل حدود ۳۰ درصد از واردات ایران است. ایران همچنین به دبی به عنوان یک مرکز مالی، لجستیکی و صادرات مجدد متکی بود که امارات متحده عربی را به یکی از مهمترین مسیرهای اتصال شرکتهای ایرانی به اقتصاد جهانی تبدیل میکرد.
اما ابوظبی پیش از این برای کاهش این ارتباط اقدام کرده است. امارات متحده عربی در ۱۹ اوت، تمام معاملات مالی و اقتصادی خود با ایران را تا اطلاع ثانوی به حالت تعلیق درآورد. این اقدام عملا امارات متحده عربی را از فشار تحریمهای جدید ترامپ جلوتر قرار میدهد و خطر گرفتار شدن شرکتهای اماراتی را با حفظ نوع پیوندهای تجاری که واشنگتن اکنون هدف قرار داده است، به شدت کاهش میدهد.
این بدان معنا نیست که هزینه اقتصادی هنوز نمیتواند سنگین باشد. امارات متحده عربی قبل از جنگ بزرگترین منبع واردات ایران بود، در حالی که دبی دههها روابط تجاری با بازرگانان و شرکتهای ایرانی برقرار کرده بود. بنابراین، قطع این ارتباطات، امارات متحده عربی را از تحریمهای ثانویه واشنگتن محافظت میکند، اما میلیاردها دلار تجارت را نیز از بین میبرد.
انتهای پیام