به گزارش ایسنا، در سال ۲۰۰۹ که هوگو چاوز، رئیس جمهور وقت ونزوئلا در اعتراض به حمله نظامی به نوار غزه، سفیر رژیم صهیونیستی را اخراج کرد، روابط دیپلماتیک میان ۲ طرف قطع شد.
۱۷ سال بعد ۲ طرف توافق کردند که سازوکاری برای از سرگیری ارائه خدمات کنسولی به شهروندان خود ایجاد کنند، اگرچه این گام محدود بود اما تا همین اواخر بعید به نظر میرسید.
کلمبیا پا را فراتر گذاشت، دولت «آبلاردو د لا اسپریلا» رئیس جمهور جدید این کشور نه تنها تصمیم قطع روابط دیپلماتیک را که «گوستاوو پترو» رئیس جمهور قبلی گرفته بود، لغو کرد، بلکه انتقال سفارت کلمبیا به قدس اشغالی را نیز اعلام کرد و حاکمیت این رژیم بر بلندیهای جولان را به رسمیت شناخت.
این در حالی است که طبق قوانین بینالمللی، بلندیهای جولان جزء خاک سوریه است که از سال ۱۹۶۷ توسط این رژیم اشغال شده و در سال ۱۹۸۱ به اراضی تحت اشغال آن افزوده شده است و اکثریت قریب به اتفاق جامعه بینالمللی از جمله آلمان و سازمان ملل، الحاق آن را به رسمیت نمیشناسند.
نوسان سیاسی
«اسحاق کارو» استاد دانشگاه آلبرتو هورتادو در شیلی در مصاحبهای با «دویچه وله» گفت: به دلیل ظهور راست افراطی در منطقه، «موج» نزدیکی به اسرائیل به وجود آمده است و این روند با «همسویی فعال با روندهای سیاست خارجی آمریکا» مرتبط است.
«دانیل واگنر» دانشیار گروه روابط بینالملل در دانشگاه عبری قدس اشغالی نیز با اشاره به این «موج همگرایی» گفت: این روند با «ژایر بولسونارو» رئیس جمهور سابق برزیل و «نجیب بقیله» رئیس جمهور السالوادور آغاز شد و اکنون به ویژه با «خاویر میلی» رئیس جمهور آرژانتین و سایر کشورها آشکار شده است.
واگنر با اشاره به یک تغییر سیاسی از چپ به راست، به متغیر دیگری نیز اشاره کرد که آن پوپولیسم است.
او گفت: وقتی پوپولیسم به جنبش راستگرا اضافه شود، نه تنها همگرایی بلکه حتی «پذیرش» واقعی اسرائیل نیز به وجود خواهد آمد.
«گیلبرتو آراندا» تحلیلگر سیاسی از دانشگاه شیلی نیز از یک روند منطقهای صحبت کرد که اولین عنصر آن، گرایش شدید به آمریکا در سایه دولت دونالد ترامپ و در نتیجه به سمت همگرایی با اسرائیل است.
از خاویر میلی به کلمبیا
آرژانتین بارزترین نمونه این همگرایی است چرا که رئیس جمهور آن همگرایی با رژیم صهیونیستی را به بخش برجستهای از سیاست خارجی و سیاسی خود تبدیل کرده است.
به گفته اسحاق کارو، روابط با رژیم صهیونیستی به یک «ویژگی متمایز» راست افراطی در منطقه تبدیل شده و همچنین با گفتمان متعلق به تمدن غربی با ریشههای یهودی-مسیحی مرتبط است.
با این حال انگیزهها در همه جا یکسان نیست، در همین رابطه واگنر با تمرکز بر عوامل ایدئولوژیک، مذهبی و استراتژیک گفت: روابط نزدیکتر با اسرائیل نشاندهنده جهتگیری بینالمللی خاص به سمت واشنگتن است.
کلمبیا میزان این تغییر را نشان میدهد، در زمان پترو، بوگوتا در سال ۲۰۲۴ به دلیل جنگ غزه روابط خود را با رژیم صهیونیستی قطع کرد و در زمان د لا اسپریلا، کلمبیا به موضع طرفداری از این رژیم بازگشت.
کارو با اشاره به بروز یک «تغییر اساسی» در سیاست خارجی کلمبیا، به ویژه در قبال آمریکا گفت: این تغییر در به رسمیت شناختن حاکمیت اسرائیل بر بلندیهای جولان مشهود است.
به گفته آراندا، تحلیلگر سیاسی، کلمبیا در حال تغییر جهت به سمت واشنگتن و همچنین اعتقادات شخصی رئیس جمهور جدید خود است که به مسیحیت پروتستان گرویده است.
ونزوئلا: یک مورد خاص
ویژگیهای این مدل ایدئولوژیک در مورد ونزوئلا به طور کامل صدق نمیکند چراکه سیستم آن از نظر سیاسی تغییر نکرده است اما جایگاه بینالمللی آن پس از مداخله آمریکا و نزدیکی بعدی با واشنگتن در آغاز سال ۲۰۲۶ تغییر کرد.
از سرگیری خدمات کنسولی میان ونزوئلا و رژیم صهیونیستی ارزش نمادین قابل توجهی داشته و برای این رژیم احیای روابط با کشوری که زمانی یکی از سرسختترین دشمنانش در منطقه بود، یک موفقیت دیپلماتیک محسوب میشود.
کشورهای دیگر نیز تغییرات مشابهی را تجربه میکنند. بولیوی در سال ۲۰۲۳ روابط خود را با رژیم صهیونیستی قطع کرد، سپس در دسامبر ۲۰۲۵ پس از تغییر دولت، آنها را از سر گرفت.
شیلی نیز موضع خود را تغییر داد و در حالی که «گابریل بوریچ» رئیس جمهور سابق منتقد سرسخت کابینه بنیامین نتانیاهو بود، دولت «خوزه آنتونیو کاست» موضع مثبتتری اتخاذ کرد.
شیلی همچنین به دنبال احیای همکاری با رژیم صهیونیستی در بخش نظامی است. با این حال، آراندا تاکید کرد که سانتیاگو هنوز به سطح کلمبیا نرسیده است.
برزیل و مکزیک برخورد متفاوتی دارند
وضعیت در آمریکای لاتین به هیچ وجه یکپارچه نیست؛ دولت «لولا دا سیلوا» در برزیل موضع بسیار انتقادی نسبت به عملیات اسرائیل در نوار غزه و کرانه باختری اشغالی دارد.
آراندا تاکید کرد: برزیل تاثیرگذارترین کشور در منطقه است و موضعی انتقادی نسبت به اسرائیل دارد و با توجه به وزن جمعیتی، اقتصادی و سیاسی برزیل، تصور تغییر منطقهای در آمریکای جنوبی به سمت اسرائیل دشوار است.
مکزیک دیگر غول آمریکای لاتین و مرکزی نیز به برزیل پیوسته است، در حالی که لولا دا سیلوا به شدت منتقد بود، مکزیک، تحت ریاست جمهوری «کلودیا شینبائوم» به دنبال حفظ بیطرفی بیشتر و تعادل دیپلماتیک است.
دولت شینبائوم با وجود انتقاد از عملیات رژیم صهیونیستی در غزه، روابط دیپلماتیک خود را با این رژیم حفظ کرده است. این نشان میدهد که انتقاد از دولت بنیامین نتانیاهو لزوما به معنای قطع روابط با آن نیست.
یک بلوک نامشخص
این امر جبهه آمریکای لاتین را که پیش از این از اسرائیل انتقاد و با آن مخالفت میکرد، تضعیف کرده است. آراندا در این رابطه گفت: این بلوک در حال حاضر پس از تغییرات سیاسی در کشورهایی همانند کلمبیا «تعریف نشده» است، هر چند که برزیل هنوز وزن کافی برای نمایندگی یک موضع جایگزین را دارد.
منافع رژیم صهیونیستی محدود به جلب حمایت دولتهای دوست نبوده و روابط آن با کشورهای دیگر به سال ۱۹۴۸ برمیگردد و شامل حوزههای مهاجرت، تجارت و امنیت میشود. با این حال، حمایت کشورهای آمریکای لاتین از این رژیم در سازمانهای چندجانبه همانند سازمان ملل همواره برای مقابله با انزوای بینالمللی که ممکن است اسرائیل با آن مواجه شود، مهم بوده است.
واگنر منافع فعلی رژیم صهیونیستی در منطقه آمریکای لاتین را در سه عبارت خلاصه میکند: «مشروعیتبخشی، همکاری و نفوذ».
به گفته او، رژیم صهیونیستی به شرکا و همچنین همکاریهای اقتصادی، فناوری و نظامی نیاز دارد و در مقابل آمریکای لاتین، این رژیم را به عنوان یک شریک قوی در زمینههایی همانند امنیت سایبری، هوش مصنوعی و نظامی میداند.
بر این اساس، همگرایی نشاندهنده یک رابطه ۲جانبه و متقابل بوده و همچنان با چرخههای سیاسی در مورد اینکه چه کسی، کجا و چه زمانی قدرت را در دست دارد، ارتباط نزدیکی دارد.
انتهای پیام