مهدی آخرتی در گفتوگو با ایسنا درباره جایگاه مهدی اخوان ثالث در منظومه شعر معاصر فارسی و ویژگیهایی که شعر این شاعر را از دیگر شاعران همنسلش متمایز میکند، اظهار کرد: یکی از ویژگیهای مهم اخوان ثالث که او را از شاعران دیگر متمایز میکند، استفاده از زبان خراسانی است. زبان شعر اخوان به سبک خراسانی نزدیک است و این موضوع را میتوان تا حدودی به رشد و زندگی او در مشهد و پیوند او با فضای زبانی و ادبی خراسان مرتبط دانست.
وی ادامه داد: اخوان ثالث ازجمله شاعرانی است که با صلابت خاصی از ظرفیتهای زبان خراسانی در شعر معاصر استفاده کرده است، به گونهای که بسیاری از شاعران همنسل او با چنین قدرت و استحکامی این زبان را وارد شعر نو نکردهاند. همین ویژگی باعث شده است شعر اخوان، در عین معاصر بودن، پیوند خود را با یکی از مهمترین دورههای شعر کلاسیک فارسی حفظ کند.
این استاد زبان و ادبیات فارسی روایتگری را یکی دیگر از ویژگیهای برجسته شعر اخوان ثالث دانست و گفت: ویژگی دوم شعر اخوان، شکل قصهگویی و روایتگری اوست. اخوان یک راوی بزرگ و به نوعی یک نقال است. او مانند یک نقال حرفهای شعر میگوید و در کلیت بسیاری از اشعارش، مخاطب با یک روایت مواجه است.
آخرتی اضافه کرد: وقتی شعر اخوان را میخوانید، گاهی احساس میکنید با همان پردههای نقالی مواجه هستید که نقالان حرفهای در قهوهخانهها و کافهها روایت میکردند. اخوان از ظرفیت روایت و نقالی به شکل ویژهای استفاده کرده و همین موضوع به شعر او نوعی حرکت، داستانپردازی و قدرت ارتباط با مخاطب داده است.
وی با اشاره به ویژگی دیگر شعر اخوان ثالث، بیان کرد: نکته سوم این است که اخوان در حالی که از کلمات و واژگان کلاسیک استفاده میکند، فضاها و مضامین نو را وارد شعر خود میکند. یعنی واژگان شعر او در بسیاری از موارد ریشه در زبان کلاسیک فارسی دارند، اما فضایی که این واژگان در آن قرار میگیرند و مفاهیمی که شاعر از طریق آنها بیان میکند، کاملاً میتواند متعلق به دنیای جدید باشد.
این استاد زبان و ادبیات فارسی خاطرنشان کرد: در واقع یکی از تفاوتهای بارز اخوان با بسیاری از شاعران همنسلش همین ترکیب زبان کلاسیک با فضای جدید است. او توانسته است با استفاده از واژگان و ساختارهای زبانی آشنا با سنت ادبی فارسی، مضامین و مسائل جدید را بیان کند و این ترکیب، یکی از مهمترین ویژگیهای شعر او محسوب میشود.
ماندگاری شعر اخوان فراتر از جایگاه تاریخی اوست
آخرتی درباره دلیل ماندگاری شعر اخوان ثالث با گذشت چند دهه از درگذشت این شاعر و اینکه آیا این ماندگاری صرفاً به جایگاه تاریخی او مربوط میشود یا شعرش همچنان برای نسلهای جدید حرفی برای گفتن دارد، ادامه داد: شعر اخوان همچنان برای نسلهای جدید حرف دارد و ماندگاری او صرفا به جایگاه تاریخیاش مربوط نیست. البته در ماندگاری یک اثر ادبی عوامل مختلفی دخیل هستند، اما یکی از مهمترین نکات، مسئله بلاغت، موسیقی شعر، آرایههای ادبی و در مجموع علم زیباییشناسی شعر فارسی است. هرچه یک اثر از نظر بلاغت قدرتمندتر باشد، ظرفیت ماندگاری آن نیز بیشتر خواهد بود.
وی بیان کرد: هرچه یک اثر از نظر زیباییشناسی، فرم و زبان قدرتمندتر باشد، ماندگاری بیشتری پیدا میکند. نمونه روشن آن سعدی است که با وجود گذشت صدها سال، همچنان آثار او خوانده میشود. ماندگاری آثار سعدی صرفاً به این دلیل نیست که او شاعر یک دوره تاریخی بوده، بلکه قدرت زبان، زیباییشناسی و بلاغت آثارش سبب شده است که شعر او همچنان برای مخاطب قابل خواندن و قابل درک باشد.
این استاد زبان و ادبیات فارسی با بیان اینکه همین مسئله درباره اخوان ثالث نیز صدق میکند، خاطرنشان کرد: اخوان به دلیل بلیغ بودن زبان، زیبایی و قدرت زبان و همچنین توانایی بالای شاعری، ماندگاری بیشتری نسبت به بسیاری از شاعران همنسل خود داشته است. ما شاعران بسیاری در دوره اخوان داشتیم که شاید در زمان خودشان شناختهشده و مطرح بودند، اما شعرشان به اندازه شعر اخوان در حافظه ادبی جامعه باقی نمانده است. برای مثال میتوان از مهدی سهیلی نام برد که همنسل اخوان بود، اما شعر او امروز به اندازه شعر اخوان در فضای ادبی جامعه مطرح نیست. در مقابل، شعر اخوان همچنان پس از گذشت چند دهه، مانند گذشته مورد توجه جامعه ادبی قرار دارد.
اخوان؛ حلقه اتصال نیما و شعر امروز
آخرتی درباره سهم اخوان ثالث در شکلگیری و تحول شعر معاصر ایران و مقایسه جایگاه او با شاعرانی همچون نیما، شاملو و فروغ، اضافه کرد: به نظر من، نیما فقط آغازگر یک مسیر بود و اتفاقاً اتصال شعر نیمایی به شعر امروز ما از طریق اخوان ثالث شکل گرفت. اخوان پس از نیما، از قدیمیترین و تأثیرگذارترین شاعران نیمایی است و نقش بسیار مهمی در ادامه این مسیر داشته است. البته اخوان با شاعرانی مانند شاملو تفاوتهایی دارد. شاملو پس از اخوان از نظر قالبی در مسیر دیگری قرار میگیرد و شعر سپید را به شکل جدی دنبال و تثبیت میکند.
وی خاطرنشان کرد: به نظر من، باید یک اخوان در میانه این مسیر وجود میداشت که بتواند حلقه اتصال میان شعر کلاسیک و شعر نو و سپس شعر سپید باشد. اخوان ثالث این نقش را به شکلی بسیار پررنگ در تاریخ ادبیات معاصر ما ایفا کرده است. اگر بخواهیم مسیر تحول شعر فارسی را از شعر کلاسیک به شعر امروز بررسی کنیم، اخوان یکی از حلقههای بسیار مهم این زنجیره است. او از یک سو به میراث ادبی و زبانی گذشته متصل است و از سوی دیگر در شعر نیمایی و فضای شعر جدید حضور دارد. به همین دلیل نمیتوان نقش او را در تحول شعر معاصر نادیده گرفت.
اخوان چگونه میان سنت و مدرنیته پیوند ایجاد کرد؟
این استاد زبان و ادبیات فارسی در پاسخ به اینکه اخوان ثالث چگونه توانست میان میراث شعر کلاسیک فارسی و جریان شعر نو پیوند برقرار کند، اضافه کرد: این پیوند بیش از هر چیز از طریق آموزههای شعری و زبان خراسانی شکل گرفت. زبان خراسانی که تا قرنهای پنجم و ششم در شعر فارسی حضور پررنگی داشت، حامل بسیاری از مفاهیم و ویژگیهای شعر کلاسیک بود. اخوان برای اینکه هم سنت را حفظ کند و هم مدرنیته را در شعر خود وارد کند، قالب را نیمایی انتخاب کرد و به سراغ یک قالب مدرن رفت، اما زبان خود را از میراث خراسانی و شعر کلاسیک گرفت.
آخرتی ادامه داد: از سوی دیگر، مضامین شعر او نیز در بسیاری از موارد، در عین داشتن رنگ و بوی ملی، تاریخی و حتی ناسیونالیستی، با مسائل و دغدغههای روزگار جدید پیوند میخورد. در واقع اخوان یک بخش را از کلاسیک و یک بخش را از مدرن انتخاب کرد، زبان را از کلاسیک گرفت و مفهوم را به سمت مسائل جدید برد. این ترکیب باعث شد اخوان بتواند در شعری که از نظر واژگان و زبان، ریشههای سنتی دارد، حرفهای متعلق به روزگار خود را بیان کند. گاهی حتی مضامین و تصاویر شعر او در ظاهر رنگ و بوی سنتی دارند، اما در لایههای زیرین، حامل مفاهیم و مسائل کاملاً معاصر هستند.
وی با بیان اینکه چنین ترکیبی به سادگی امکانپذیر نیست، اضافه کرد: انجام این کار به قدرت شاعری بسیار بالایی نیاز دارد. اینکه یک شاعر بتواند از زبان سنتی استفاده کند و در عین حال درباره مسائل امروز سخن بگوید، کاری نیست که از هر شاعری برآید. اخوان این توانایی را داشت که میان سنت و مدرنیته تعادل برقرار کند و همین مسئله یکی از مهمترین دلایل اهمیت او در تاریخ شعر معاصر ایران است.
این استاد زبان و ادبیات فارسی تصریح کرد: اخوان ثالث را میتوان شاعری دانست که نه از سنت ادبی فارسی جدا شد و نه در آن متوقف ماند. او با تکیه بر زبان و میراث ادبی خراسان و انتخاب قالب نیمایی و مضامین جدید، مسیری ایجاد کرد که از یک سو به گذشته شعر فارسی متصل بود و از سوی دیگر به شعر معاصر و جریانهای بعدی راه مییافت. به همین دلیل، جایگاه اخوان در ادبیات معاصر ایران را نمیتوان صرفاً با عنوان یک شاعر نیمایی توضیح داد، بلکه او یکی از مهمترین حلقههای پیوند میان شعر کلاسیک، شعر نیمایی و شعر امروز ایران است.
انتهای پیام