احسان حیدری در نشست هسته پژوهشی سیاست خارجی چندهمسایگی دانشگاه فردوسی مشهد با موضوع تاثیرات جنگ رمضان بر ژئوپلیتیک انرژی جهان، اظهار کرد: پیش از ورود به اصل موضوع جنگ رمضان، لازم است اشارهای به سندی به نام «سند راهبرد امنیت ملی سال ۲۰۲۵ ایالات متحده آمریکا» داشته باشیم. این سند تقریباً دو ماه و نیم تا سه ماه پیش از شروع جنگ ۴۰ روزه منتشر و در آن، چهار خط قرمز برای خاورمیانه تعیین شد؛ عدم تسلط دشمن آشکار که منظورشان جمهوری اسلامی ایران است، بر منابع انرژی خلیج فارس، بازماندن آبراهههای مهم منطقهای از جمله تنگه هرمز و دریای سرخ، عدم وجود گروههای مقاومت که تهدیدی برای آمریکا و منافع آن در منطقه خاورمیانه به شمار روند و مهمتر از همه، در امان ماندن رژیم صهیونیستی، این چهار خط قرمز را تشکیل میدهند.
وی با بیان اینکه تنگه هرمز نهتنها برای منطقه بلکه برای تمام جهان یک تنگه کاملاً استراتژیک محسوب میشود، گفت: پیش از جنگ رمضان، روزانه حدود ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی از این تنگه عبور میکرد و عمدتاً به کشورهای آسیایی از جمله هند، چین و سایر کشورهای آسیای شرقی صادر میشد. همچنین، یکپنجم تجارت جهانی الانجی (LNG)، ۳۰ درصد تجارت کود اوره که پایه کشاورزی امروز جهان است، ۲۰ درصد تجارت کودهای آمونیاک و فسفات، هشت درصد تجارت آلومینیوم جهان که عمدتاً در بحرین به دلیل سوخت ارزان متمرکز است و نیز ۵۰ درصد گوگرد جهان از مسیر تنگه هرمز عبور میکرد.
این کارشناس حوزه راهبرد انرژی همچنین با اشاره به اهمیت حیاتی تنگه بابالمندب، بیان کرد: این تنگه بیشتر برای اروپاییها حائز اهمیت است، زیرا انرژی صادراتی از تنگه هرمز باید از بابالمندب عبور کند، وارد دریای سرخ شود و از کانال سوئز به سمت اروپا برود. در صورت بستهشدن بابالمندب، کشتیها باید مسافتی ۱۴ تا ۲۰ روز بیشتر را از جنوب آفریقا و دماغه امیدنیک طی کنند تا به بازارهای جهانی، عمدتاً اروپا برسند. همچنین، با توجه به تحریمهای روسیه در سال ۲۰۲۲ و شروع جنگ اوکراین، وابستگی آمریکا و اروپا به الانجی آسیا بهویژه قطر در خلیج فارس بیش از پیش شده است که اهمیت بابالمندب را برای اروپاییها دوچندان میکند.
حیدری با بیان اینکه در سال ۲۰۲۵، مصرف جهانی نفت حدود ۱۰۷ میلیون بشکه در روز بوده و تقریباً ۲۰ تا ۲۱ درصد از این مقدار از تنگه هرمز عبور میکرده است، افزود: مشخصات و وضعیت تنگه هرمز به گونهای است که در کمترین عرض خود، ۲۱ مایل دریایی و در نقاط وسیعتر تا ۶۰ مایل دریایی پهنا دارد و طول آن ۱۶۷ کیلومتر است. شمال تنگه به ایران و جزایر ایرانی و جنوب آن به خاک عمان تعلق دارد. پیش از جنگ رمضان و حمله آمریکا به ایران، دو کریدور اصلی برای تردد در تنگه وجود داشت. کریدور شمالی برای ورود و کریدور جنوبی برای خروج.
وی ادامه داد: بر اساس توافقات پیشین بین ایران و عمان یعنی پیش از سال ۱۳۵۷ یا ۱۹۷۹، هر دو مسیر رفت و برگشت در آبهای سرزمینی عمان قرار داشت. ایران به دلیل عدم الحاق به کنوانسیون ۱۹۸۲ مونتگوبی، همچنان عبور بیضرر را میپذیرد، اما عمان بهعنوان همسایه جنوبی، به این کنوانسیون ملحق شده و عبور ترانزیت را پذیرفته که تسهیلات بیشتری برای تردد فراهم میکند.
این کارشناس حوزه راهبرد انرژی با اشاره به اعمال مدیریت هوشمند ایران بر تنگه هرمز پس از شروع جنگ رمضان، بیان کرد: ما در پی تثبیت اعمال قدرتمان برآمدیم و همچنان با طرف عمانی بهعنوان شریک اصلی خود در حال مذاکره هستیم. هدف ما در این مذاکرات، ایجاد سیستمی است که ورود به خلیج فارس از طریق آبهای سرزمینی ایران و خروج از سمت آبهای عمان انجام شود. این امر به ما امکان میدهد تا علاوه بر کنترل خروج، بر ورود نیز نظارت کامل داشته باشیم و در صورت قصد تجاوز یا ورود تجهیزات نظامی از سوی طرفهای متخاصم، بتوانیم اقدام بازدارنده انجام دهیم.
حیدری با اشاره به اختلال در عبور انرژی و تأثیر آن بر صنایع جهانی پس از اعمال مدیریت ایران بر تنگه هرمز، اظهار کرد: میزان عبور نفت خام، فرآوردههای نفتی، الانجی و هلیوم به طور قابلتوجهی مختل شد که این اختلال نهتنها کشورهای صادرکننده، بلکه مصرفکنندگان انرژی در سراسر جهان را با مشکل مواجه کرد. صنعت هوش مصنوعی و تولید تراشههای پیشرفته نیز از این موضوع متأثر شدند، زیرا بیشتر تراشههای هایتک مصرفی در دیتا سنترها و صنعت هوش مصنوعی در تایوان، کره جنوبی و ژاپن تولید میشوند.
وی با اشاره به ضربه سنگین به عرصه هوش مصنوعی در اثر اختلال در روند انتقال هلیوم، افزود: به عنوان مثال، کره جنوبی ۶۵ درصد هلیوم مورد نیاز خود در فرایند تولید تراشه را از قطر وارد و خود قطر نیز ۳۸ درصد هلیوم جهان را تولید میکند. هلیوم گازی است که بهعنوان محصول جانبی فرآورش گاز طبیعی به دست میآید. در مراحل ساخت تراشه و ویفر سیلیکونی با ضخامت کم استفاده میشود و جایگزینی برای آن وجود ندارد. این مسئله ضربه سنگینی به مصرفکنندگان و صنعت هوش مصنوعی وارد کرده و هزینهها را بهطور چشمگیری افزایش داده است. شرکتهای بزرگی مانند TSMC تایوان، اسکیهاینیکس و سامسونگ کره جنوبی از جمله اصلیترین تولیدکنندگان این حوزه هستند.
کریدورهایی که آمریکا سعی دارد آنها را جایگزین تنگه هرمز کند
این کارشناس حوزه راهبرد انرژی با اشاره به اقدامات آمریکا برای خنثیسازی قدرت ایران بر تنگه هرمز، گفت: طرحهای مختلفی برای احداث خطوط لوله انتقال نفت خام و فرآوردههای نفتی جهت دور زدن تنگه هرمز در دست اجراست. خط لوله شرقی-غربی امارات یکی از آنهاست. این خط لوله پیش از جنگ نیز وجود داشت و حبشان را به فجیره متصل میکرد. ظرفیت انتقال آن حدود ۱.۸ میلیون بشکه در روز نفت خام است و نفت را بدون عبور از تنگه هرمز به فجیره میرساند.
حیدری اضافه کرد: خط لوله شرقی-غربی عربستان سعودی موسوم به پترولاین مورد دیگر است. این خط لوله با ظرفیت ۷ میلیون بشکه در روز، نفت را از راسالتنوره در جنوب خلیج فارس به ینبع در دریای سرخ منتقل میکند. از این مقدار، حدود ۲.۵ میلیون بشکه برای خوراک پالایشگاههای نفت ینبع استفاده شده و ۴.۵ میلیون بشکه قابلیت صادرات دارد. مورد سوم خط لوله جدید عراق است. در ماه گذشته، عراق با پیمانکاران آمریکایی قراردادی برای احداث خط لولهای استراتژیک از بصره به شهر حدیثه، در شمال شرق عراق منعقد کرده است که هماکنون در مرحله مطالعاتی است.
وی با بیان اینکه این خط لوله با ظرفیت ۲.۵ میلیون بشکه در روز، نفت را به سه مقصد اصلی منتقل خواهد کرد، افزود: این سه مقصد کرکوک و سپس بندر جیحان در ترکیه (واقع در کنار مدیترانه)، بندر بانیاس در سوریه (که توافقات آن در ماههای گذشته بین عراق و سوریه انجام شده است) و خلیج عقبه در اردن (ورودی جنوبی کانال سوئز در دریای سرخ) هستند. این طرح، عراق را از اختلالات احتمالی آینده در تنگه هرمز مصون میکند و بازارهای جهانی را از امنیت بیشتری در تأمین انرژی برخوردار میسازد.
این کارشناس حوزه راهبرد انرژی با اشاره به خط لوله ترنسعربین که فعلا در مباحث تئوریک جای دارد به عنوان راهکار دیگر آمریکا برای پر کردن جای خالی تنگه هرمز، گفت: این طرح که از حمایت آمریکا برخوردار است، عربستان را از طریق اردن به خلیج عقبه متصل کرده و از آنجا با خط لولهای در خاک رژیم صهیونیستی به بندر مدیترانهای «اشکلون» در رژیم اسرائیل و سپس به اروپا متصل میشود. هرچند زیرساخت فعلی برای آن وجود ندارد، اما به عنوان آلترناتیو اقتصادی برای توافقهای ابراهیم و عادیسازی روابط کشورهای عربی با رژیم صهیونسیتی مطرح است.
حیدری با اشاره به خط لوله سومِد (SUMED)، ادامه داد: این خط لوله از ورودی جنوبی کانال سوئز، نفت را دریافت و به بندر اسکندریه منتقل میکند. دو خط لوله موازی ۴۲ اینچی با ظرفیت حدود ۲.۵ میلیون بشکه در روز وجود دارد. فلسفه وجودی این خط لوله، تسهیل عبور کشتیهای بزرگ نفتکش (VLCC) از کانال سوئز است. این کشتیها به دلیل آبخور بالا، احتمال بهگلنشستن دارند، بنابراین بخشی یا تمام محموله خود را در مخازن ورودی کانال تخلیه کرده، از طریق خط لوله به اسکندریه منتقل و پس از عبور ایمن از کانال سوئز، مجدداً بارگیری میکنند.
وی با اشاره به مزیت دوگانه عمان برای نزدیکی به اروپا و کل آسیا از طریق بابالمندب، اظهار کرد: راهکار دیگر آنان طرح پالایشگاه و تأسیسات جانبی در عمان است. در ماههای اخیر، توافقی میان شرکتهای خصوصی آمریکایی و عربی برای احداث پالایشگاهی با ظرفیت ۲۰۰ هزار بشکه در روز و همچنین تأسیسات ذخیرهسازی و اسکلههای بارگیری با ظرفیت بالا مطرح شده است. این طرح در اصل بهانهای برای تثبیت حضور امنیتی و نظامی آمریکا در شبهجزیره عربستان و حمایت از سرمایهگذاران آمریکایی است. برای جایگذاری مکانهای قبلی مانند فجیره یا جبلعلی در خلیج فارس مد نظر بود، اما با تحولات اخیر، گزینه عمان و بنادر اقیانوسی آن که از تنگه هرمز دورتر هستند، محتملتر شده است.
این کارشناس حوزه راهبرد انرژی با بیان اینکه کریدور آیمک (IMEC) نیز پس از جنگ با ایران به گزینه جذابی تبدیل شده، اظهار کرد: در سال ۲۰۲۳، دولت بایدن ابتکار کریدور «ایندیا - میدل ایست - یورو» (IMEC) را بهعنوان رقیبی برای کریدور کمربند و جاده چین مطرح کرد. بر اساس این طرح، هندوستان از طریق امارات، عربستان، اردن، رژیم اسرائیل و بندر حیفا، و سپس انتقال دریایی به یونان، کالاهای خود را به اروپا صادر میکرد.
حیدری ادامه داد: با وجود اختلافات میان کشورهای عربی، این کریدور چندان جدی گرفته نشد. اما پس از جنگ اخیر، جذابیت آن افزایش یافته و اصلاحاتی در آن صورت گرفته است؛ به عنوان مثال، بهجای امارات، از عمان بهعنوان ورودی به شبهجزیره عربستان استفاده میشود تا از تنگه هرمز و حوزه نفوذ نظامی ایران دور شود. با این اقدام بیش از ۶۰ درصد ترانزیت کانتینری عبوری از تنگه هرمز حذف میشود. همچنین طرح «آیمک پلاس» برای سوریه پس از اسد و مصر نیز مطرح شده است، هرچند هماکنون صرفاً در حد طرح است.
حیدری با اشاره به وضعیت فعلی خطوط لوله فعال، اظهار کرد: خط لوله شرقی-غربی عربستان با ظرفیت ۷ میلیون بشکه در روز هماکنون بهطور کامل در حال بهرهبرداری است. خط لوله امارات از ابوظبی به فجیره با ظرفیت ۱.۸ میلیون بشکه در روز فعال است و خط لوله موازی دیگری نیز برای افزایش ظرفیت به ۳.۸ میلیون بشکه تا سال ۲۰۲۷ در حال احداث است. خط لوله کرکوک-جیحان در شمال عراق نیز فعال بوده و روزانه بین ۱۷۰ تا ۲۵۰ هزار بشکه نفت انتقال میدهد.
وی با اشاره به شانس طلایی ایران در هم مرزی با عمان، گفت: لازم به ذکر است که خود بندر فجیره در محدوده مناقشهبرانگیز تنگه هرمز قرار دارد، اما از آنجایی که در شاخک جنوبی تنگه که در خاک عمان واقع شده است و عمان دارای دو بخش جدا از هم از نظر زمینی است، این امر تا حدی به نفع ایران تمام شده است.
این کارشناس حوزه راهبرد انرژی همکاری عمان با ایران را در سطح قابلقبولی ارزیابی کرد و گفت: اما هر زمان که به توافقی نزدیک شدهایم، آمریکا با تهدید عمان از جمله تهدید به بمباران و ویرانی کارشکنی کرده است. با وجود روابط حسنه تاریخی عمان با ایران و رویکرد صلحطلبانهتر این کشور نسبت به سایر همسایگان جنوبی خلیج فارس، متأسفانه عمان از وزن کافی برای مقابله با فشارهای آمریکا برخوردار نیست. رفتار اخیر آمریکا با کانادا که همفرهنگ، همنژاد و شریک دیرینه تجاری و نظامی آن است نشان میدهد که دولت ترامپ نه به منطق، نه حقوق بینالملل و نه حتی به منافع بلندمدت توجهی ندارد.
حیدری در رابطه با کنترل قیمتها و نقش ذخایر استراتژیک آمریکا در این امر، اظهار کرد: برخلاف انتظارات، قیمت نفت در جریان جنگ رمضان جهش چشمگیری نداشت. این امر به چند دلیل رخ داد؛ زیرساختهای انرژی در کشورهای جنوبی خلیج فارس آسیب ندید، بازار پس از یک سال تنش شدید در خاورمیانه، نسبت به اخبار منفی واکسینه شده بود و قیمتگذاری بر اساس میزان واقعی عرضه حذفشده انجام میشود، نه صرفاً تیترهای خبری.
وی اضافه کرد: علاوه بر این، نیروهای نظامی آمریکا با اسکورت کشتیها، بخشی از نفت را روزانه از خلیج فارس عبور میدهند. ارقام اعلامی از سوی مقامات آمریکایی بین ۷ تا ۱۶ میلیون بشکه در روز متغیر است. همچنین با استفاده از تکنیکهای نوآورانه، کشتیهای بزرگ نفتکش دیگر وارد خلیج فارس نمیشوند و نفت با کشتیهای کوچکتر که پوشش راداری کمتری دارند و هدفگیری آنها دشوارتر است به دریای عمان منتقل و سپس عملیات کشتی به کشتی همانند روشهای سالهای تحریم ایران انجام میشود.
این کارشناس حوزه راهبرد انرژی ادامه داد: از سوی دیگر، ذخایر استراتژیک کشورهای مصرفکننده بهعنوان ضربهگیر عمل کرده و از جهش شدید قیمت نفت خام جلوگیری کرد. چین از ذخایر خود بهخوبی استفاده کرد و در آمریکا نیز هفته گذشته ذخایر استراتژیک به کمترین میزان از سال ۱۹۸۲ رسید تا فقط بازار را کنترل کند. برخی کارشناسان معتقدند دولت ترامپ با خرید نفت ارزان برای شارژ ذخایر و عرضه آن در قیمتهای بالا، سودآوری قابلتوجهی نیز به دست آورده است.
انتهای پیام