سه‌شنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ | ۰۷:۵۹
منبع: مطبوعات
رسانه‌ای برای ندیدن؛ صداوسیما بی‌طرف نیست

رسانه‌ای برای ندیدن؛ صداوسیما بی‌طرف نیست

مسعود پزشکیان در جلسه هیئت دولت، خطاب به پیمان جبلی، رئیس سازمان صداوسیما در سخنانی صریح گفت: «من اصلاً صداوسیما را نگاه نمی‌کنم. من که زندگی‌ام را می‌خواهم برای نظام بگذارم، این نگاه را پیدا کرده‌ام. ببینید مردم چه نگاهی دارند. وقتی می‌بینم اعصابم خراب می‌شود، می‌گویم ولش کن، چه کارش داری؟!»

به گزارش ایسنا، هفت صبح با این مقدمه نوشت: این انتقادها البته که صریح‌تر از همیشه آن هم از سوی رئیس‌جمهور مطرح شده است اما پیش‌تر هم در قبال صداوسیما مطرح بوده؛ مهم‌ترین نقدی که فعالان و گروه‌های سیاسی و بسیاری از مردم نسبت به عملکرد صداوسیما در دوره کنونی ابراز می‌کنند، آن است که رسانه ملی بازتاب دهنده افکار و اندیشه‌های مختلف نیست و می‌کوشد صرفا صدای یک طیف خاص سیاسی باشد. همین شرایط باعث شده است که حتی اصولگرایان نیز روند کنونی صداوسیما را منطبق با منافع کلان ملی نبینند.

کار تا جایی پیش رفته که حتی محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس نیز به صدا در آمد و مانند پزشکیان نقدهای تندی را علیه شیوه اداره صداوسیما مطرح کرد و گفت: «در توطئه‌ جدید دشمن، جنگ شناختی کلیدی‌ترین نقش را بازی می‌کند و نقش رسانه‌ ملی بیش از هر زمان دیگر است اما متاسفانه تاکنون موفقیت‌های لازم را نداشته ‌است. تبیین ناکارآمدی‌های‌ساختاری، رویکردی و عملکردی صداوسیما فرصتی مبسوط می‌طلبد. رسانه‌ ملی‌ باید به‌کانون انسجام‌بخشی و امیدآفرینی برای ۹۰میلیون ایرانی وطن‌دوست با سلیقه‌های مختلف سیاسی و تفاوت‌های اجتماعی تبدیل شود.»

البته از آن سو نیز صداوسیما اقدامات تازه و البته عجیبی انجام می‌دهد از جمله آنکه بارها بخش‌هایی از سخنان مقامات عالی‌رتبه نظام از جمله رئیس‌جمهور و رئیس مجلس را سانسور کرده است. از سوی دیگر فرای رویکرد صداوسیما، در حوزه برنامه‌های سرگرم‌کننده نیز این نهاد نتوانسته مخاطب را همراه خود داشته باشد و چنین وضعیتی به کاهش شدید مخاطبان صداوسیما منجر شده است؛ همان نقدی که در سخنان اخیر پزشکیان نیز دیده می‌شود.

حالا پرسش آن است که اولا آسیب بی‌اعتمادی مردم به صداوسیما چیست؟

آیا باعث می‌شود افکار عمومی مرجعیت خبری را در میان رسانه‌های فارسی‌زبان آن سوی مرزها پیدا کند؟ و از طرفی رسانه ملی برای ایفای رسالت ملی بودنش چه اقدامات و رویکردهایی را باید در پیش بگیرد؟ علاوه بر اینها پیشنهاد منتقدان با رعایت این مسئله که در نهایت صداوسیما به عنوان رسانه رسمی کشور تخریب شود، چه نکاتی را می‌توانند به صداوسیما ارائه دهند تا این سازمان را در مسیری مبتنی بر به رسمیت‌شناختن تکثر دیدگاه‌ها، صیانت از منافع ملی و تولید برنامه‌های جذاب برای مخاطب سوق دهد؟

‌صداوسیما بی‌طرف نیست

جواد آرین‌منش، نماینده ادوار مجلس و مدیرکل فرهنگ و ارشاد استان خراسان رضوی، درباره عملکرد صداوسیما در دوره پیمان جبلی، به «هفت صبح» گفت: «به‌طور کلی، صداوسیما با کاهش مخاطب روبه‌رو شده است و هرچه زمان می‌گذرد، این ریزش مخاطب بیشتر می‌شود. این مسئله علل و عوامل متعددی دارد که یکی از مهم‌ترین آنها، بحران اعتماد مردم نسبت به صداوسیماست. البته این را هم در نظر داشته باشیم که رسانه‌های تصویری در دنیا با ریزش مخاطب روبه‌رو هستند؛ یعنی کاهش مخاطبان شبکه‌های تلویزیونی یک پدیده جهانی است.

دلیل آن نیز رقابتی است که میان شبکه‌های اجتماعی، پلتفرم‌ها و رسانه‌های سنتی، از جمله صداوسیما، به وجود آمده و باعث کاهش مخاطبان رسانه‌های تصویری شده است. با این حال، علل اصلی ریزش مخاطب که رئیس‌جمهور نسبت به آن گلایه‌مند است، در وهله نخست به ریزش سرمایه اجتماعی رسانه‌ای بازمی‌گردد. بخشی از جامعه تصور می‌کند رسانه ملی، ملی عمل نمی‌کند و به جای بازتاب واقعیت‌ها، بیان مشکلات و طرح دیدگاه‌های مختلف، بی‌طرف نیست و از یک سلیقه و جریان خاص حمایت می‌کند. در واقع، این تصور در بخشی از جامعه وجود دارد که رسانه ملی، پیام یک بخش از جامعه را به‌عنوان پیام همه ملت مطرح می‌کند».

انتظارات مردم از صداوسیما تغییر کرده است

او در پاسخ به این پرسش که مخاطبان از صداوسیما چه انتظاراتی دارند، بیان کرد: «واقعیت این است که الگوی مصرف رسانه‌ای تغییر کرده است. به بیان دیگر چه در فرم و چه در محتوا انتظارات مردم از صداوسیما متفاوت از گذشته است. مخاطبان دیگر منتظر نمی‌مانند تا یک برنامه در زمان مشخصی از تلویزیون پخش شود، بلکه می‌خواهند در زمان دلخواه خود برنامه مورد نظرشان را ببینند و از ابزارهای مختلف، مانند تلفن همراه، برای تماشای آن استفاده کنند.

همچنین ترجیح می‌دهند اگر مایل بودند بخش کوتاهی از یک برنامه بلند را تماشا کنند و دیگر این طور نیست که منتظر بمانند تا صداوسیما در یک ساعت خاص و به همان میزانی که برنامه‌سازان برنامه‌ای را تولید کرده‌اند، پای تلویزیون بنشینند. از طرفی می‌خواهند درباره یک موضوع، دیدگاه‌های متفاوتی را بشنوند؛ در حالی که صداوسیما معمولا به موضوعات به‌صورت یک‌طرفه می‌پردازد».

  صداوسیما از مشکلات مردم فاصله گرفته است

این مدیر سابق فرهنگی در خصوص اینکه آیا صداوسیما به طور واقعی مشکلات مردم را در برنامه‌ها می‌بیند یا خیر، مطرح کرد: «رسانه ملی از مشکلات عینی مردم فاصله گرفته است. مردم با مشکلاتی درباره آینده فرزندانشان، آموزش، فرهنگ، اقتصاد و بسیاری مسائل دیگر مواجه‌اند و می‌خواهند نظرات متفاوت درباره راهکارهای رفع این مشکلات را بشنوند؛ در حالی که صداوسیما یک‌سویه عمل می‌کند.

به همین دلیل، مردم احساس می‌کنند صدای آنها از طریق رسانه شنیده نمی‌شود. مسئله بعدی ضعف در جذابیت و کیفیت محتواست. تکراری بودن برنامه‌ها، فیلم‌ها مردم را کلافه کرده است. بعضا می‌بینیم سریال‌هایی بارها و بارها از صداوسیما پخش می‌شوند. علاوه بر اینها صداوسیما با نسل جوان فاصله زیادی دارد و اساسا درکی از این نسل ندارد».

صداوسیما نسبت به مخاطب نگاه از بالا دارد

او ادامه داد: «موضوع دیگر، نگاه از بالا به پایین به مخاطب است. مخاطب دوست ندارد صرفاً شنونده باشد. اگر رسانه ملی بخواهد بهبود پیدا کند، باید در جهت بازسازی اعتماد عمومی فعالیت کند. رسانه باید به رسانه‌ای گفت‌وگومحور تبدیل شود، نگاهی ملی داشته باشد و همه آحاد مردم را ببیند. در صداوسیما، مسائل امنیتی بر مسائل فرهنگی غالب شده است که نباید این‌گونه باشد.

خبری اتفاق می‌افتد، اما صداوسیما بدون هماهنگی با نهادهای امنیتی حق ندارد آن خبر را منتشر کند. این مسئله باعث می‌شود صداوسیما از انتقال اخبار عقب بماند. مردم نیز وقتی می‌بینند خبر تازه و دست‌اول را از صداوسیما نمی‌شنوند، به سمت رسانه‌های دیگر می‌روند. آقای رئیس‌جمهور در شورای نظارت بر صداوسیما نماینده دارد و نمایندگان دو قوه دیگر یعنی قوه قضائیه و مجلس نیز در این شورا حضور دارند. مشخصا اگر پیام رئیس‌جمهور شنیده نمی‌شود، یعنی نماینده رئیس‌جمهور در آن شورا از کارایی لازم برخوردار نیست یا اینکه اساسا آن شورا عملکرد درستی ندارد».

زمانی مناظره کیانوری و شهید بهشتی برگزار می‌شد

این فعال فرهنگی و سیاسی در پاسخ به این پرسش که چرا صداوسیما تا این اندازه نگاه سیاسی دارد، تشریح کرد: «وقتی صداوسیما به رسانه یک طیف خاص سیاسی تبدیل می‌شود، طبیعی است که مدام دیدگاه‌های سیاسی همان طیف مطرح شود و حتی مجریان نیز اختیار پیدا می‌کنند هر حرفی بزنند اما وقتی صداوسیما بتواند کارایی لازم را داشته باشد و مناظره‌ها برگزار شوند، دیدگاه‌های مختلف شنیده می‌شود.

صداوسیما در طول این چهار دهه فراز و فرودهای زیادی داشته است و بخشی از این فراز و فرودها نیز متأثر از فضای موجود در جامعه بوده است. زمانی، در اوایل انقلاب، مناظره کیانوری، دبیرکل حزب توده، با شهید بهشتی را در صداوسیما داشتیم. یعنی کسی که منکر وجود خدا بود و با دین مسئله داشت، با شهید بهشتی مناظره می‌کرد. در آن مقطع، فضای آزاداندیشی در صداوسیما وجود داشت. البته صداوسیما در طول این سال‌ها فراز و فرودهای زیادی داشته است، اما اکنون شدیدترین محدودیت‌ها در صداوسیما وجود دارد».

  باید قانون نحوه اداره صداوسیما تصویب شود

او درباره اینکه در مقطع کنونی چه باید کرد تا صداوسیما بتواند اعتماد عمومی را به دست آورد، گفت: «برابر قانون اساسی، ما می‌توانستیم قانون نحوه اداره صداوسیما را در مجلس شورای اسلامی به تصویب برسانیم، اما این قانون هیچ‌گاه به تصویب نرسید. زمانی که من در مجلس هفتم و هشتم حضور داشتم، پیش‌نویس قانون نحوه اداره صداوسیما تهیه شد، اما به دلیل فشارهای صداوسیما از دستور کمیسیون فرهنگی خارج شد. اکنون نیز باید قانون مناسبی تهیه و تصویب شود.‌

اکنون حتی همین مجلسی که نمایندگان رادیکال نیز کم ندارد با ادامه حضور آقای جلیلی در جایگاه ریاست صداوسیما مخالف‌اند؛ چه رسد به گروه‌های سیاسی و مردم. من باور دارم آنچه در صداوسیما حاکم است لزوما به شخص آقای جلیلی مربوط نیست، بلکه جریان فکری آقای جلیلی و دوستانش اکنون بر صداوسیما حاکم‌اند و آنها هستند که این نهاد را اداره می‌کنند.

شاید حتی اگر برادر آقای سعید جلیلی نیز در صداوسیما حضور نداشت، باز هم همین تفکر بر این نهاد سایه می‌انداخت. درباره بودجه‌ صداوسیما نیز باید گفت که هر کس با نگاه خود این مسئله را قضاوت می‌کند. اگر از یک سلیقه‌ای که با صداوسیما هم‌خوان است سوال کنید که آیا بودجه صداوسیما و هزینه‌های این نهاد همخوان است یا خیر، حتما می‌گوید همخوان است اما فردی که به روند و برنامه‌های صداوسیما انتقاد دارد، ورودی و خروجی اقتصادی این نهاد را هم‌خوان نمی‌داند».

  دوران لاریجانی بهترین دوره صداوسیما بود

آرین‌منش در پایان درباره اینکه کدام یک از رؤسای صداوسیما را موفق‌تر می‌دانید، گفت: «دوران آقای لاریجانی را بهترین دوران صداوسیما می‌دانم. اگر در تولیدات صداوسیما در دوره‌های مختلف مروری کنید، می‌بینید که بهترین سریال‌های تاریخی و بهترین برنامه‌ها در آن دوره تولید شده است. البته دوران او نیز خالی از اشکال نبود، اما در مجموع، بهترین دوره صداوسیما بعد از انقلاب، دوران مدیریت او بوده است».

  یک طرز تفکر خاص بر صداوسیما حاکم است

سید مصطفی هاشمی‌طبا، فعال سیاسی، معاون اسبق رئیس‌جمهور و وزیر اسبق صنایع نیز درباره شرایط حاکم بر صداوسیما به «هفت صبح» گفت: «ما باور داریم یک گروه خاص در صداوسیما حاکم شده‌اند و چهره‌های محدودی را به برنامه‌ها می‌آورند. این افراد حرف‌های انتزاعی می‌زنند و مطالبی را مطرح می‌کنند که بر اساس منافع ایران و انقلاب اسلامی نیست.

از این وضعیت مشخص می‌شود که فقط یک طرز فکر خاص بر صداوسیما حاکم است. افرادی هم که می‌آیند و حرف‌های تند می‌زنند، الزاما از روی اعتقاد صحبت نمی‌کنند و بعضا حرف‌هایی را برای تأمین منافع خودشان مطرح می‌کنند. مطالبی که صداوسیما پخش می‌کند، مورد نیاز مردم نیست. صداوسیما دیگر مرجع خبری مردم نیست و مردم و حتی رسانه‌ها به رسانه‌های بیگانه مراجعه می‌کنند. اینکه چرا این روند ادامه دارد، مشخص نیست».

مجری‌ها جای رهبری سخن می‌گویند و تصمیم می‌گیرند!

او ادامه داد: «بعضا می‌بینیم برخی مجریان صداوسیما جای شورای عالی امنیت ملی یا حتی رهبری سخن می‌گویند. حتی نمی‌گویند درخواست داریم که رهبری چنین کاری را انجام دهند بلکه خودشان به جای رهبری سخن می‌گویند و تصمیم می‌گیرند! شورای نظارت بر صداوسیما نیز عملا کاری نمی‌تواند بکند زیرا رئیس صداوسیما از سوی این شورا منصوب نمی‌شود. در واقع شورای نظارت عملکردی شبیه هیئت‌مدیره‌ها در شرکت‌ها را ندارد که بتواند هم مدیرعامل -حالا در اینجا رئیس صداوسیما- را منصوب کند و هم بر آن نظارت داشته باشد. رئیس صداوسیما به‌صورت مستقل عمل می‌کند».

برخی جلوتر از رهبری حرکت می‌کنند

او با بیان اینکه صداوسیما جلوتر از رهبری حرکت می‌کند، مطرح کرد: «چند وقت پیش آقای رسایی گفت که ما باید پیشاپیش رهبری حرکت کنیم. معنای این حرف این است که اطاعت از رهبری در نگاه این افراد بیشتر شبیه تعارف است. این افراد باور دارند باید جلوتر از رهبری حرکت کنیم که ایشان تحت فشار گروه‌های سیاسی قرار نگیرند. من تصور می‌کنم این تفکر در نهایت به عبور از رهبری می‌رسد. افرادی در صداوسیما هم هستند که چنین نگاهی دارند و همین است که وضعیت به اینجا رسیده است».

یک‌سوم حرف‌هایم‌ در صداوسیما سانسور شد

وزیر اسبق صنایع با ذکر اینکه سانسور در صداوسیما زیاد مشاهده می‌شود، بیان کرد: «از من بعضا دعوت می‌شود که به صداوسیما بروم؛ در برنامه‌های ورزشی به دلیل مسئولیتی که پیش‌تر داشتم یا اخیرا در برنامه آقای شهیدی‌فر. من به برنامه او رفتم اما یک‌سوم مطالبی که مطرح کردم را حذف کردند. دقیقا یادم نیست چه گفتم اما حدودا یک‌سوم حرف‌هایم پخش نشد.

وقتی پنج یا شش چهره می‌آیند و در تلویزیون حرف می‌زنند و بعد مشخص می‌شود که همه حرف‌هایشان غلط از آب درآمده است و به نوعی مطالب بدون پایه و اساس مطرح می‌کنند، اما همین حرف‌ها مدام تکرار می‌شود، وضعیت مانند گرامافونی می‌شود که سوزنش گیر کرده باشد! این وضعیت باعث می‌شود مردم دیگر گوش ندهند. این وضعیت مدام هم تکرار می‌شود. ما در ایران افراد متخصص و صاحب‌نظر بسیار زیادی داریم، اما فقط بعضی از افراد خاص به صداوسیما می‌آیند. من نمی‌گویم هر چیزی باید از صداوسیما پخش شود، اما باید مطالب عقلایی پخش شود و مطالب نباید تخیلی باشد. متأسفانه چنین وضعیتی وجود دارد.»

برنامه‌های صداوسیما را با زجر می‌بینم!

او در پاسخ به این پرسش که خود شما برنامه‌های صداوسیما را می‌بینید یا خیر،‌ گفت: «من بیشتر برنامه‌های ورزشی را نگاه می‌کنم. بعضا هم که برنامه‌های غیرورزشی می‌بینیم، می‌خواهم ببینم چه می‌گویند که واقعا زجر می‌کشیم و تماشا می‌کنیم. من باورم این است که فضای بسته صداوسیما فقط در این دوره نبوده است و این وضعیت در ادوار مختلف وجود داشته و امروز شرایط تشدید شده است.

باید فضای کلی کشور به‌گونه‌ای باشد که انسان‌ها بتوانند حرف‌های خودشان را بزنند. اگر این احساس وجود داشته باشد که فرد در صورت بیان حرفی، ممکن است مورد بازخواست قرار بگیرد، دیگر نمی‌آید و صحبت نمی‌کند. در چنین شرایطی، عملا کرسی‌های آزاداندیشی که رهبری شهید بر آن تأکید داشتند، میسر نمی‌شود. صداوسیما هم بخشی از فضای کلی کشور است. فضا باید به‌گونه‌ای باشد که فردی که می‌خواهد حرف بزند، احساس راحتی کند و باور داشته باشد که برای او دردسری ایجاد نمی‌شود. ابتدا باید چنین فضایی در کشور وجود داشته باشد».

میزان موفقیت رئیس صداوسیما

هاشمی‌طبا در پایان در پاسخ به اینکه کدام یک از رؤسای صداوسیما عملکرد بهتری نسبت به دیگران داشته است، گفت: «من خودم چند ماهی در صداوسیما بودم و از مسائل مربوط به برنامه‌سازی و کیفیت برنامه‌های صداوسیما مطلعم؛ به همین دلیل نمی‌توانم بگویم چه کسی بهترین مدیر صداوسیما بوده است اما می‌توانم بگویم ناموفق‌ترین دوره صداوسیما، دوره کنونی است.

این تصور وجود دارد که صداوسیما می‌تواند در فرهنگ کشور تعیین‌کننده باشد. بله، می‌تواند؛ اما به شرطی که برنامه‌های آن مورد نظر و توجه مخاطب باشد. اکنون به جز برنامه‌های ورزشی شبکه سه و برنامه‌های شبکه ورزش و همچنین شبکه مستند، واقعا دیگر شبکه‌ها و برنامه‌ها مطالب قابل ارائه‌ای ندارند. من توسعه‌ای را که در این زمینه ایجاد کرده‌اند، نمی‌بینم».

انتهای پیام

# ایسنا+

آخرین اخبار ایسنا+