محسن اصغرینکاح در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به تفاوتهای کلاس درس معکوس با شیوههای رایج آموزش اظهار کرد: در استفاده از عنوانهایی مانند آموزش سنتی نباید نگاه منفی داشت، چراکه هر یک از روشهای آموزشی میتوانند کاربردهای خاص خود را داشته باشند، اما روشهای نوین آموزشی مانند کلاس درس معکوس، حاصل تغییرات اجتماعی، فرهنگی و فناورانه و همچنین پیشرفت و توسعه شناخت ما از فرآیند آموزش و یادگیری هستند.
وی افزود: انسان هرچه پیشرفت میکند، روشها و شیوههای مختلف زندگی او از جمله تدریس و یادگیری نیز متحول میشود. از سوی دیگر، با تغییر نسلها و شرایط جدید، با نسلی مواجه هستیم که از بدو تولد با ابزارهای دیجیتال درگیر بوده و در دوران مدرسه و زندگی روزمره نیز استفاده از این ابزارها بخش جداییناپذیر زندگی آنهاست.
عضو هیأت علمی گروه روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: نسل جدید از نظر سرعت دریافت اطلاعات، نوع محتوا و شیوه تعامل و شخصیسازی مسائل با نسلهای قبلی متفاوت است و همین موضوع فرصتی برای آموزش فراهم میکند تا خود را با این شرایط همراه کند. بنابراین، کلاس درس معکوس را باید فرصتی جدید دانست که در کنار امکانات قبلی و در تعامل با آنها بتواند برای نسل جدید دانشجویان مؤثر باشد.
اصغرینکاح با اشاره به تغییر الگوی تمرکز و دریافت اطلاعات در عصر دیجیتال تصریح کرد: آموزش عالی نیز ناگزیر است متناسب با شرایط و نیازهای آموزشی جدید و تغییراتی که در انگیزه و حتی شرایط شناختی دانشجویان ایجاد شده، خود را تغییر دهد. امروز به دلیل استفاده گسترده از فناوری، تمرکز افراد نسبت به گذشته با تغییراتی مواجه شده است؛ چراکه اطلاعات بسیار زیادی از منابع مختلف در اختیار آنها قرار دارد و افراد بهطور همزمان با شبکههای اجتماعی، رسانههای مختلف و محتوای چندرسانهای مواجه هستند.
وی افزود: اگر در گذشته کتاب، مجله و کتابخانه دانشگاهی منابع اصلی اطلاعات دانشجویان بودند و دانشجو برای دستیابی به اطلاعات باید به این منابع مراجعه، مطالعه و یادداشتبرداری میکرد، امروز با یک تلفن همراه بسیاری از منابع در اختیار او قرار گرفته است. از سوی دیگر، در سالهای اخیر با افزایش سریع تغییرات فناوری، استفاده از محتوای صوتی و تصویری و همچنین امکان شخصیسازی آنها گسترش یافته است؛ بهگونهای که فرد میتواند سرعت پخش یک محتوا را متناسب با نیاز خود افزایش یا کاهش دهد.
آموزش با یک منبع مشخص و سخنرانی یکطرفه، با ویژگیهای انگیزشی و یادگیری دانشجویان در شرایط جدید همخوانی ندارد
عضو هیأت علمی گروه روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد با تأکید بر ضرورت تحول در شیوههای تدریس گفت: در چنین شرایطی، کلاس نیز باید تغییر کند و اگر آموزش همچنان مانند گذشته تنها بر یک کتاب، یک منبع مشخص و سخنرانی یکطرفه استوار باشد، با ویژگیهای انگیزشی و یادگیری دانشجویان در شرایط جدید همخوانی نخواهد داشت.
اصغرینکاح افزود: آموزشهای مبتنی بر یک منبع مشخص و فضای ثابت، با توجه به تغییرات فناوری و اجتماعی، باید به سمت روشهای نوین حرکت کنند و یکی از الگوهای مناسب در این زمینه میتواند کلاس درس معکوس باشد؛ روشی که دستکم میتواند به شرایط جدید تمرکز و شیوههای سریعتر، غیرمتنی و پراکنده یادگیری که افراد در فضای مجازی با آن مواجه هستند، پاسخ دهد.
وی با اشاره به نقش کلاس درس معکوس در تقویت خودآموزی و مسئولیتپذیری دانشجویان اظهار کرد: صرف استفاده از عنوان کلاس درس معکوس یا ارائه یک محتوا پیش از کلاس، بهصورت خودکار موجب افزایش خودآموزی و مسئولیتپذیری نمیشود؛ بلکه مهمترین بخش کار این است که کلاس درس معکوس به شکل حرفهای برنامهریزی و طراحی شود تا بتواند دانشجو را در فرآیند خودآموزی درگیر کند.
عضو هیأت علمی گروه روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: گاهی اوقات تنها اسم روش معکوس اجرا میشود و همان سخنرانیهای طولانی و یکطرفه گذشته در قالب یک محتوای ویدئویی یا آموزشی پیش از کلاس در اختیار دانشجویان قرار میگیرد و انتظار میرود خودآموزی و مسئولیتپذیری آنها افزایش پیدا کند، در حالی که با ادامه همان روش قبلی، چنین اتفاقی رخ نخواهد داد.
اصغرینکاح افزود: برای اجرای مؤثر کلاس درس معکوس، هم در مدرسان و هم در دانشجویان باید مجموعهای از مهارتها و آمادگیها ایجاد شود. استاد باید طراحی محتوا و تنظیم محتوای هدفمند و چندرسانهای با معیارهای انگیزشی را بیاموزد و بتواند آزمونکها، پرسشها و سؤالهای هدفمند و درگیرکننده را پیش از کلاس طراحی کند.
وی با اشاره به ضرورت تغییر شیوه ارزشیابی در کلاس معکوس گفت: سبک آموزشی گذشته بیشتر بر سنجش میزان یادگیری پس از کلاس تأکید داشت، اما در کلاس معکوس باید به سمت نوع دیگری از ارزشیابی، یعنی ارزشیابی پویا، حرکت کرد؛ به این معنا که پیش از کلاس ذهن دانشجو درگیر شود، خلا دانشی خود را بشناسد و نسبت به یادگیری انگیزه بیشتری پیدا کند.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: اگر دانشجو در زمان حضور در کلاس احساس کند آنچه پیش از کلاس انجام داده، او را برای مشارکت، حل مسئله و کاربردیکردن مطالبی که قبلاً دیده، خوانده یا درباره آن پاسخ داده آماده کرده است، خودآموزی و مسئولیتپذیری او نیز افزایش پیدا میکند.
کلاس درس معکوس برای همه دانشجویان یکسان عمل نمیکند
اصغرینکاح با اشاره به تفاوتهای فردی دانشجویان بیان کرد: هیچ روش آموزشی را نمیتوان برای همه انسانها و در همه شرایط بهصورت یکسان و صددرصد مؤثر دانست؛ چراکه خط پایه دانش افراد با یکدیگر متفاوت است و سبکهای یادگیری نیز در افراد مختلف تفاوت دارد.
وی افزود: برخی افراد ممکن است با صوت، برخی با تصویر و گروهی دیگر از طریق انجام یک آزمایش یا تعامل با دیگران بهتر یاد بگیرند. بنابراین بخشی از اثربخشی کلاس درس معکوس به مهارت استاد در ارزیابی اولیه و شناخت دانشجویان بازمیگردد.
این روانشناس ادامه داد: اگر استاد برای آمادگی پیش از کلاس، مجموعهای از فعالیتهای متنوع در نظر بگیرد؛ برای مثال در کنار محتوای دیداری، محتوای نوشتاری، یک آزمایش یا فعالیت عملی نیز ارائه کند، میتواند به مناسبسازی آموزش برای طیف بیشتری از دانشجویان کمک کند.
اصغرینکاح با تأکید بر اینکه کلاس درس معکوس نباید جایگزین مطلق سایر شیوههای آموزشی شود، اظهار کرد: ترکیب کلاس درس معکوس با روشهای دیگر آموزشی میتواند به پوشش تفاوتهای فردی کمک کند. متأسفانه گاهی تصور میشود چون یک روش آموزشی جدید است، باید روشهای قبلی کنار گذاشته شوند، در حالی که آموزش سنتی یا روش سخنرانی نیز همچنان در شرایطی میتواند کاربرد داشته باشد.
وی تصریح کرد: در کنار آموزش معکوس باید از روشهای دیگر نیز استفاده کرد تا دانشجویانی که از نظر سبک یادگیری، انگیزه یا سطح دانش با یکدیگر متفاوت هستند، بتوانند از آموزش عالی بهره ببرند. در این میان، افزایش مهارت استاد در تدریس معکوس اهمیت زیادی دارد تا بتواند طیف بیشتری از نیازهای شناختی و انگیزشی دانشجویان را پوشش دهد.
آموزش عالی به سمت یادگیری فناورانه و شخصیسازیشده میرود
عضو هیأت علمی گروه روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به جایگاه کلاس درس معکوس در آینده آموزش عالی و گسترش آموزش مجازی گفت: این فرآیند تا اندازهای آغاز شده است و به نظر میرسد آموزش عالی در آینده بیشتر به این سمت حرکت کند؛ چراکه دانشجوی امروز، چه بخواهیم و چه نخواهیم، با فضای مجازی و هوش مصنوعی درگیر است.
اصغرینکاح افزود: استاد نیز باید تلاش کند این ابزارها و روشهای جدید یادگیری، از جمله یادگیری معکوس را در فرآیند آموزشی خود به کار بگیرد. نسل دیجیتال با یادگیری خودآموز، خودتنظیم و شخصیسازیشده آمیخته است و از ابزارهایی استفاده میکند که بسیاری از تنظیمات آن را متناسب با نیازهای خود تغییر داده است؛ بنابراین کلاس درس نیز باید متناسب با این شرایط تنظیم شود.
وی با بیان اینکه آموزش عالی با نوعی اجتنابناپذیری برای حرکت به سمت این تحولات مواجه است، خاطرنشان کرد: سرعت حرکت آموزش عالی در این مسیر در حال حاضر چندان زیاد و مناسب نیست، اما احتمالاً در آینده سرعت این تحول افزایش خواهد یافت. چهبسا نسلهای جدیدی از دانشگاهها، پژوهشکدهها و فعالیتهای علمی شکل بگیرند که فعالیتهای علمی و پژوهشی در آنها دیگر صرفاً به شکل ایستا نباشد. حتی ممکن است قالب مقاله علمی نیز در آینده پویاتر، فناورانهتر، اشتراکیتر و متغیرتر شود.
این استاد دانشگاه با اشاره به نقش هوش مصنوعی در آینده آموزش عالی بیان کرد: آینده آموزش عالی بهویژه با گسترش هوش مصنوعی متحول خواهد شد، اما در استفاده از این فناوری باید دقت زیادی صورت گیرد تا استفاده از آن بهاندازه و در جای مناسب باشد. همچنین در برخی دورههای آموزشی ممکن است لازم باشد استفاده از هوش مصنوعی محدود شود تا دانشآموز یا دانشجو در برخی مراحل، فرصت تفکر درونزاد، یادگیری مستقل و تعامل فعال با معلم و همکلاسیها را داشته باشد. پس از آن نیز در دانشگاه، ابزارهایی مانند هوش مصنوعی و روشهایی مانند کلاس درس معکوس میتوانند جایگاه خود را در فرآیند یادگیری پیدا کنند.
اصغرینکاح ادامه داد: به نظر میرسد آموزش عالی باید با سرعت بیشتری به سمت یادگیری معکوس و استفاده هدفمند از فناوری حرکت کند و آینده آموزش عالی بیش از گذشته با فناوری و هوش مصنوعی درآمیخته خواهد بود؛ موضوعی که بهطور طبیعی شیوه برگزاری کلاسها و فرآیند آموزش را نیز تغییر خواهد داد.
انتهای پیام