سید هاشم عارف در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: علوم پایه زیر ساخت دانش مهندسی و توسعه فناوری است؛ همان گونه که زیر ساخت فیزیکی برای ساختن یک کشور ضروری است، زیرساخت علمی و توسعه فناوری نیز بدون علوم پایه شکل نمیگیرد.
رئیس دانشکده علوم پایه دانشگاه قم تصریح کرد: علوم پایه شامل حوزههایی مانند ریاضیات، فیزیک، شیمی، زیستشناسی است و مأموریت اصلی آن کشف قوانین و اصول بنیادی حاکم بر طبیعت و جهان است، اما اهمیت آن فقط در «دانستن» خلاصه نمیشود؛ بسیاری از فناوریهای تحول آفرین ابتدا از پرسشهای بنیادین و پژوهشهایی شکل گرفتهاند که در زمان انجام، الزاماً کاربرد اقتصادی فوری نداشتهاند.
وی ادامه داد: یونسکو نیز علوم پایه را یکی از موتورهای اصلی پیشرفت میداند که از سلامت و انرژی پاک تا تغییر اقلیم و کشاورزی پایدار پشتوانه حل مسائل کلان جامعه است؛ برای نمونه ریاضیات و آمار زیربنای هوش مصنوعی، رمزنگاری و علوم دادهاند.
عارف عنوان کرد: فیزیک پایه بسیاری از فناوریهای نیمه رسانا ،لیزر تصویربرداری پزشکی، انرژی و فناوری کوانتومی است؛ شیمی اساس دارو، مواد پیشرفته باتری و فناوریهای زیست محیطی است و زیست شناسی پایه توسعه زیست فناوری، ژنتیک و پزشکی نوین محسوب میشود.
علوم پایه، زیربنای فناوریهای آینده است
وی افزود: یک اشتباه راهبردی این است که علوم پایه را در مقابل «علوم کاربردی» یا فناوری قرار دهیم، علوم پایه مهندسی و فناوری یک زنجیره هستند نه رقیب؛ OECD «سازمان توسعه و همکاریهای اقتصادی» نیز تاکید میکند که سرمایهگذاری عمومی پایدار در پژوهش علمی به ویژه پژوهشهای بنیادی و پرریسک برای شکل گیری فناوریهای آینده ضروری است؛ زیرا بخش خصوصی معمولاً در پژوهشهایی که هزینه بالا، ریسک زیاد و بازگشت سرمایه نامطمئن دارند به تنهایی سرمایهگذاری کافی نمیکند.
رئیس دانشکده علوم پایه دانشگاه قم توضیح داد: از این منظر روز علوم پایه نباید صرفاً یک مناسبت تقویمی باشد؛ بلکه باید فرصتی برای بازنگری در سیاست علمی کشور باشد؛ بر اساس آمار و ارقام آیا ما به اندازهای که از فناوری و نوآوری صحبت میکنیم برای تولید دانش بنیادی که فناوریهای آینده بر آن بنا میشوند نیز سرمایهگذاری میکنیم.
وی با بیان اینکه چالش علوم پایه در ایران یک مشکل خاص و منفرد نیست بلکه حاصل به هم پیوستن چندین مسئله است، ادامه داد: نخست ضعف پیوند میان علم و بازار کار؛ مهم ترین مشکل برای یک دانش آموز ممتاز این است که وقتی میخواهد رشته دانشگاهی انتخاب کند، بتواند آینده حرفهای خود را تصور کند.
عارف بیان کرد: در ایران تصویر عمومی از مسیر شغلی فارغ التحصیل فیزیک، ریاضی، شیمی یا برخی رشتههای علوم زیستی بسیار محدودتر از ظرفیت واقعی این رشتههاست و در بسیاری موارد به شغل تدریس در مدرسه و دانشگاه یا در بهترین وضعیت به پژوهشگر تقلیل پیدا میکند.
وی افزود: در مقابل در کشورهای پیشرفته، فارغ التحصیل علوم پایه میتواند وارد طیف گستردهای از حوزهها شود؛ برای مثال در کشورهای در حال توسعه فارغ التحصیلان فیزیک فقط در دانشگاه و آزمایشگاه جذب نمیشوند و در مهندسی فناوری علم داده صنعت مالی و بسیاری از مشاغل فنی فعالیت میکنند.
چالشهای چندلایه علوم پایه در ایران
رئیس دانشکده علوم پایه دانشگاه قم تصریح کرد: به عنوان مثال در کشورهای توسعه یافته در حدود ۱۳ درصد از فیزیک دانان لیسانسهای که مستقیماً وارد بازار کار میشوند شغل خود را مشخصاً فیزیک یا نجوم معرفی کردهاند؛ بخش قابل توجهی در مهندسی و سایر حوزههای فناوری مشغولاند، بنابراین مسئله ایران فقط کمبود شغل برای علوم پایه نیست؛ مسئله تا حد زیادی عدم شکل گیری بازار کار متنوع و قابل دسترس متناسب با مهارتهای علوم پایه است.
وی مورد دوم را کمبود و ناپایداری سرمایه گذاری پژوهشی دانست و ادامه داد: بر اساس دادههای منتشر شده در برنامه هفتم توسعه شدت تحقیق و توسعه ایران در سال ۱۴۰۲ حدود ۳ درصد GDP گزارش شده است که فاصله قابل توجهی با اقتصادهای دانش بنیان جهان دارد در حالی که این نسبت برای سال ۲۰۲۳ در آمریکا ۴۲/۳ اسرائیل ۹۶/۶ ترکیه ۳۹/۱ درصد بوده است.
سرمایهگذاری پژوهشی و زیرساختها؛ حلقههای مفقوده
عارف اظهار کرد: در علوم پایه این مسئله اهمیت بیشتری دارد زیرا نتیجه پژوهش بنیادی ممکن است در کوتاه مدت محصول یا درآمد ایجاد نکند و به همین دلیل بسیاری از حوزهها به سرمایه گذاری پایدار دولتی و بلند مدت نیاز دارد.
وی با بیان اینکه مورد سوم فرسودگی و محدودیت زیر ساختهای پژوهشی است، افزود: علوم پایه بدون آزمایشگاه تجهیزات دسترسی به داده محاسبات پیشرفته مواد و امکان ارتباط علمی بین المللی نمیتواند در مرز دانش باقی بماند.
رئیس دانشکده علوم پایه دانشگاه قم گفت: در نتیجه حتی اگر دانشجوی بسیار مستعدی وارد رشته فیزیک یا شیمی شود اما در طول تحصیل با آزمایشگاههای محدود تجهیزات ناکافی دشواری تأمین مواد و دسترسی محدود به زیر ساختهای پژوهشی مواجه باشد انگیزه آنها برای ادامه مسیر کاهش پیدا میکند.
وی مورد چهارم را خروج سرمایه انسانی دانست و ادامه داد: مسئله مهاجرت نخبگان و دانشجویان ممتاز را نیز باید در همین چارچوب دید؛ وقتی یک دانشجوی ممتاز میبیند که در کشور دیگر علاوه بر درآمد بهتر آزمایشگاه مجهز مسیر شغلی روشن شبکه بینالمللی و امکان تشکیل گروه پژوهشی در اختیار او قرار میگیرد تصمیم مهاجرت صرفاً تصمیم اقتصادی نیست تصمیم درباره کیفیت و امکان تحقق آینده علمی است.
مهاجرت نخبگان؛ تصمیمی فراتر از اقتصاد
عارف مورد پنجم را ضعف ارتباط دانشگاه، صنعت و جامعه دانست و گفت: دانشگاههای ما در بسیاری از موارد تولید کننده دانشاند اما سازوکار تبدیل این دانش به محصول خدمت تجاری سازی و ایجاد شرکت دانش بنیان تولید استانداردهای ملی هنوز به اندازه کافی توسعه پیدا نکرده است.
وی افزود: البته علوم پایه را نباید فقط بر اساس درآمد مستقیم ارزیابی کرد اما اگر یک نظام علمی نتواند مسیر انتقال دانش از پژوهش بنیادی به پژوهش کاربردی، فناوری به محصول و خدمت را ایجاد کند طبیعی است که جامعه و دانشآموز نیز ارزش اقتصادی و اجتماعی علوم پایه را کمتر مشاهده کند.
رئیس دانشکده علوم پایه دانشگاه قم مورد ششم را ضعف تصویر اجتماعی علوم پایه دانست و بیان کرد: در انتخاب رشته بسیاری از خانوادهها به دنبال سه معیار هستند؛ درآمد، امنیت شغلی و منزلت اجتماعی، در ایران پزشکی، دندانپزشکی و برخی رشتههای مهندسی سالهاست تصویر شغلی روشنتر و جذابتری ایجاد کردهاند اما برای علوم پایه چنین تصویر روشنی ایجاد نشده است؛ در نتیجه مسئله فقط عدم علاقه دانش آموز نیست جامعه نتوانسته به او اطلاعات کافی درباره آینده علوم پایه ارائه کند.
وی در خصوص گرایش کمتر دانش آموزان ممتاز به علوم پایه افزود: یک دانش آموز ممتاز معمولاً میپرسد: اگر چهار سال یا بیشتر از عمرم را برای این رشته صرف کنم بعد از آن چه فرصتهایی خواهم داشت؟ درآمد امنیت شغلی امکان رشد علمی امکان مهاجرت یا ادامه تحصیل و جایگاه اجتماعی من چگونه خواهد بود؟ اگر پاسخ این سؤالها در مورد علوم پایه برای او مبهم باشد طبیعی است که به سمت رشتهای برود که مسیر آینده اش روشن تر است.
چرا دانش آموزان ممتاز از علوم پایه فاصله میگیرند؟
عارف تاکید کرد: مهم ترین عوامل عبارتاند از: ابهام در بازار کار پس از دوره کارشناسی، تفاوت درآمدی با برخی رشتههای حرفهای، ضعف ارتباط دانش آموز با پژوهش واقعی، تأکید بیش از حد نظام آموزشی بر تست و کنکور به جای تجربه علمی و عملی و نگرانی خانوادهها از آینده شغلی فرزند؛ در واقع یک پارادوکس جالب داریم، همان دانش آموزی که ممکن است در ریاضیات و فیزیک بسیار قوی باشد ممکن است به دلیل بازار کار به رشته دیگری برود؛ در حالی که اقتصاد دیجیتال آینده دقیقاً به بخش مهمی از همین توانمندیها نیاز دارد.
وی ادامه داد: این مشکل تا حدی فقط مربوط به ایران نیست، در بسیاری از کشورهای جهان نیز علوم پایه با رقابت شدید از سوی رشتههایی مواجه است که مسیر شغلی مستقیم تر و روان تری دارند. OECD سازمان توسعه و همکاریهای اقتصادی در گزارش ۲۰۲۵ خود اشاره میکند که حتی در برخی کشورهای عضو این سازمان جذب دانشجو به دورههای دکتری مبتنی بر علوم پایه در بعضی حوزهها کاهش یافته است؛ زیرا بخش خصوصی خصوصاً در حوزههایی مانند هوش مصنوعی انفورماتیک و فناوری کوانتومی فرصتهای شغلی جذابی را حتی با مدرک کارشناسی ارشد ارائه میکند.
رئیس دانشکده علوم پایه دانشگاه قم با بیان اینکه مسئله تا حدی جهانی است و نقش دولت بسیار اهمیت دارد، گفت: به عنوان مثال در حوزه ریاضیات نیز اکنون برنامههای ملی برای حفظ و جذب استعدادهای ریاضی در آمریکا شکل گرفته است؛ زیرا تقاضا برای این نیروها در هوش مصنوعی، یادگیری ماشین علم داده مالی کمی و محاسبات علمی به سرعت در حال افزایش است.
وی افزود: پس تفاوت اصلی این است که در کشورهای پیشرفته تا حد زیادی علوم پایه به شبکهای از صنعت، فناوری، تحلیل داده حوزههای مالی، بهداشت و سلامت، انرژی، صنایع پیشرفته دفاعی و حوزههای مرتبط با آموزش و پژوهش متصل شده است؛ در نتیجه دانش آموز میتواند آینده حرفهای خود را در این شبکه متصور باشد.
راهکارهای عملی برای بازگرداندن اعتبار به علوم پایه
عارف در خصوص راهکارهای عملی برای رفع موانع علوم پایه اظهار کرد: چند پیشنهاد برای احیای علوم پایه در ایران میشود مطرح کرد؛ ایجاد جذابیتهای علمی و شغلی برای دانش آموزان و دانشجویان ممتاز؛ برای دانش آموزان برتر المپیادها و رتبههای برتر و استعدادهای درخشان باید مسیرهای ویژه ایجاد شود.
وی ادامه داد: پذیرش و حمایت مالی از دانش آموزان ممتاز در ریاضی، فیزیک، شیمی و زیست شناسی، بورس تحصیلی از کارشناسی تا دکتری در علوم پایه، تضمین فرصت پژوهشی از سال اول دانشگاه، امکان کار در آزمایشگاههای ملی و مراکز تحقیقاتی کشور، حمایت ویژه برای ادامه فعالیت علمی در داخل کشور، تعریف شغلهای جدید برای علوم پایه از موارد این مسیرهای ویژه هستند. این همان تغییری است که باید در ایران اتفاق بیفتد فارغ التحصیل علوم پایه نباید فقط «پژوهشگر دانشگاه تعریف شود؛ باید بخشی از نیروی انسانی اقتصاد دانش بنیان باشد.
تغییر تعریف موفقیت؛ از مقاله تا حل مسئله واقعی
رئیس دانشکده علوم پایه دانشگاه قم افزود: اگر استاد دانشگاه برای انتشار مقاله بیشتر از حل مسئله واقعی جامعه توسعه فناوری تربیت دانشجوی توانمند و پژوهش بلند مدت امتیاز بگیرد، نظام دانشگاهی نیز به سمت رشد کمی حرکت خواهد کرد، نه رشد کیفی؛ بنابراین باید وزن بیشتری به پژوهش های اثرگذار با رویکرد حل مسائل کاربردی ملی، ارتقا تجهیزات و زیر ساختهای پژوهشی، تربیت نیروی انسانی ممتاز، توسعه همکاری بین المللی، توسعه و تعمیق همکاری دانشگاه و صنعت، برنامه ریزی برای تأثیر واقعی پژوهش بر اقتصاد و جامعه داده شود.
عارف با بیان اینکه دانش آموز باید علوم پایه و تجربی را تجربه کند، نه صرفا مطالعه، تاکید کرد: اگر دانش آموز از ۱۳ یا ۱۴ سالگی با آزمایشگاه واقعی مفاهیم تلسکوپ و رصد کارکرد میکروسکوپ، انواع شبیه سازی و برنامه نویسی، آزمایشهای فیزیک و شیمی و پروژههای واقعی مواجه شود تصور او از علوم پایه نیز تغییر خواهد کرد.
وی ادامه داد: یکی از بهترین مشوقها این است که دانشجوی ممتاز از سال دوم یا سوم دانشگاه بتواند در یک آزمایشگاه شرکت دانش بنیان یا پروژه صنعتی فعالیت کند و درآمد داشته باشد، در این صورت دانش آموز میبیند که علوم پایه به معنای بیکاری نیست.
رئیس دانشکده علوم پایه دانشگاه قم تصریح کرد: ما نباید فقط از رتبههای برتر کنکور بخواهیم پزشک یا مهندس شوند؛ یک کشور پیشرفته به ریاضیدان، فیزیکدان، شیمیدان، زیست شناس، دانشمند علوم داده، دانشمند مواد پیشرفته و پژوهشگر بنیادی نیز به همان اندازه نیاز دارد.
وی افزود: اگر بهترین مغزهای کشور صرفاً به سمت رشته هایی بروند که در کوتاه مدت درآمد بیشتری دارند کشور ممکن است در کوتاه مدت نیروی متخصص داشته باشد، اما در بلندمدت تولید کننده فناوریهای نسل بعد نخواهد بود و صرفا استفاده کننده و بهره بردار فناوری خواهد بود.
عارف با تاکید براینکه مشکل علوم پایه در ایران کمبود استعداد نیست، کمبود مسیر برای رسیدن به شغل مطمئن و پایدار است، گفت: ما دانش آموز با استعداد استاد توانمند و با سابقه علمی ارزشمند داریم اما باید بین مدرسه، دانشگاه، آزمایشگاه، صنعت و بازار کار یک مسیر روشن ایجاد شود.
وی ادامه داد: کشورهای پیشرفته فقط به دانشآموز نمیگویند «علوم پایه مهم است؛ آنها به دانش آموز بهصورت عینی نشان میدهند که یک ریاضیدان میتواند در هوش مصنوعی و مالی کار کند. یک فیزیکدان میتواند وارد فناوری کوانتومی و نیمه رسانا شود و یک شیمیدان میتواند در مواد پیشرفته، باطری، انرژی و دارو نقش آفرینی کند.
رئیس دانشکده علوم پایه دانشگاه قم اظهار کرد: بنابراین برای احیای علوم پایه در ایران تبلیغ و سخنرانی کافی نیست، باید اقتصاد و نظام اشتغال علوم پایه را اصلاح کنیم؛ بازار کار علوم پایه در ایران به اندازه ظرفیت این دانش توسعه نیافته است. در حالی که در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه مهارتهای حاصل از علوم پایه در طیف بسیار گستردهای از مشاغل استفاده میشود.
وی در پایان اضافه کرد: کشوری که فقط مصرف کننده فناوری باشد به فناوری دیگران وابسته میماند؛ اما کشوری که علوم پایه قدرتمند داشته باشد امکان ساختن فناوریهای نسل آینده را پیدا میکند.
انتهای پیام