امام خمینی بهعنوان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، در طول حیات سیاسی خود بهویژه در دوران هشت سال دفاع مقدس، مواضع روشن و منسجمی در قبال مسئله جنگ، صلح و مذاکره ارائه داد که ریشه در ژرفای اندیشه اسلامی و عقلانیت سیاسی ایشان داشت.
لذا برای درک صحیح مواضع ایشان، باید از نگاههای تکسویه و انتخاب گزینشی جملات تاریخی پرهیز و به بستر شکلگیری تصمیمات ایشان توجه کرد، چراکه امام در عمل نشان داد که «جنگ و صلح» دو مقوله ایستا نیست، بلکه تابعی از متغیرهای متعددی چون «مصلحت نظام»، «تشخیص زمان»، «موضع قدرت» و «نیت دشمن» است که بر خلاف نظر برخی، تمام اعتبار را به جنگ نمیداد. بررسی سیره عملی و نظری ایشان نشان میدهد که رویکرد امام خمینی به مذاکره، هرگز یک رویکرد یکسویه و جزماندیشانه نیست، بلکه مبتنی بر اصولی عمیق و در عین حال انعطافپذیر است که در چارچوب مصالح عالیه نظام و انقلاب تعریف میشود. در این گزارش، با مرور بر فلسفه جنگ و اصول حاکم بر مذاکره در اندیشه ایشان، به تبیین این نگاه همهجانبه میپردازیم.
جنگ در اندیشه نخستین رهبر جمهوری اسلامی ایران ریشه در «غلبه قوای غضبیه و شهویه» بر «قوه عاقله» انسان دارد. یعنی انسان در بدو تولد دارای فطرتی الهی است که گرایش به تعالی، رحمت و صلح دارد، اما با رشد در طبیعت مادی، به تدریج غرایز حیوانی همچون قدرتطلبی، حسادت و سلطهجویی در وی تقویت میشود. از این منظر، جنگ هنگامی رخ میدهد که غرایز حیوانی بر فطرت الهی غلبه کند و دولتهای مستکبر، مصداق بارز این غلبه در سطح کلان هستند. از سویی دیگر، ایشان در شرح حدیث جنود عقل و جهل، «غضب» و «قساوت» را از لشکریان جهل معرفی میکنند و معتقدند که اگر «لشگر عقل» بر وجود انسان مسلط شود، خشونت مهار شده و صلح و رأفت جایگزین آن میشود.
اما چرا یک مسلمان باید بجنگد؟ در فقه سیاسی امام خمینی، دو «جهاد ابتدایی» و «جهاد دفاعی» به چشم میخورد. جهاد ابتدایی که برای دعوت به اسلام و بدون وجود تهدید انجام میشود مختص به امام معصوم است و در عصر غیبت مشروعیت ندارد. اما جهاد دفاعی که در برابر تجاوز دشمن صورت میگیرد بر عموم مسلمانان واجب است و نیازی به اذن حاکم شرع ندارد.
امام در این باره تصریح میکنند که دفاع از کیان اسلام و کشور، یک «تکلیف شرعی» است که هیچ مسلمان و عالمی نمیتواند آن را انکار کند و اگر دشمن به بلاد مسلمانان تجاوز آورد، بر عموم مسلمانان واجب است با هر وسیلهای که ممکن است، از آن دفاع کنند. لذا تا این نقطه امام خمینی در صورت حمله به کشور نظر بر جنگیدن و یک دفاع مقدسی داشتند که فارغ از سود و زیان مادی باید به عنوان یک اصل بنیادین از آن پیروی میشد که در جنگ اخیر هم به آن عمل شد.
سوال دیگر آنکه مسلمان ایرانی برای چه چیزی میجنگد؟ در جریان جنگ تحمیلی با عراق، امام خمینی جنگ تحمیلی را نه یک درگیری سرزمینی صرف، بلکه رویارویی دو نظام فکری و اعتقادی توصیف و با عبارت مشهور «جنگ ما جنگ عقیده است، و جغرافیا و مرز نمیشناسد»، بر فراملی بودن این نبرد تأکید کردند. لذا از نگاه ایشان صرفاً برای حفظ تمامیت ارضی نجنگیدیم بلکه آنچه در میدانهای نبرد جریان داشت، تقابل «توحید» در برابر «کفر» و «استکبار» بود و به همین دلیل، محدودیتهای جغرافیایی نمیتوانستند دامنه آن را مهار کنند.
به این ترتیب، عبور از جنگهای نظامی منفعتطلبانه به نبردی توحیدی در نظر این رهبر انقلاب به این معناست که جنگ را فینفسه امری مطلوب نمیدانستند و از آن کراهت داشتند. پس نباید جنگطلب بود، مگر به دفاع. چنانکه گفتند: «اسلام نیامده است که جنگ کند؛ اسلام نیامده که کشورگیری کند؛ نیامده فتح کند. اسلام و سایر ادیان حقّه آمدهاند که مردم را از این خسران بیرون کنند و در حصار ایمان وارد کنند».
سوال دیگر در باب جنگ این است که در روند جنگ باید چه اقداماتی انجام داد و از چه دوری کرد؟ به بیان بهتر چطور باید جنگید؟ امام خمینی برای جنگیدن محدودیت قائل بود. بر رعایت دقیق تفکیک میان رزمندگان و غیرنظامیان در طول دفاع مقدس تاکید و تعرض به زنان، کودکان، پیران و افراد بیگناه را به شدت محکوم میکرد.
امام در پاسخ به بمباران شهرها توسط رژیم بعث، به صراحت گفتند که اسلام اجازه نمیدهد مردم را به خاطر دینهای دیگر آزار دهند و اگر یک بمب، جمعیتی از کفار را هدف قرار دهد، این عمل قابل توجیه نیست. علاوه بر این، امام برخورد انسانی با اسیران جنگی را از اصول مسلم اسلامی برشمردند و فرمان به رفتار توأم با رأفت با اسرای عراقی صادر کردند؛ چنانکه گفتند: «ما آنها را به واسطه انسانیت و به واسطه اسلامی که داریم، پذیرفتیم و با آنها با آغوش باز رفتار کردیم؛ مثل برادران خودمان با آنها عمل کردیم».
موضوع دیگر آنکه در منظومه فکری امام خمینی، هرگونه اقدام نظامی باید با اصل «تناسب» و «پرهیز از تجاوزگری» همراه باشد. ایشان معتقد بود که مقابله به مثل باید در محدوده دفع تجاوز باقی بماند و از هرگونه زیادهروی و تعدی فراتر از حد ضرورت پرهیز شود. این اصل در تصمیمگیریهای راهبردی ایشان در طول جنگ تحمیلی بهخوبی مشهود است. مثلاً در عملیاتهای نظامی، بر رعایت «تناسب» میان اقدامات تهاجمی ایران و پاسخهای دشمن تأکید داشتند و از فرماندهان میخواستند که از اقدامات غیرضروری و تشدید بیهدف درگیریها پرهیز کنند. علاوه بر این درست است که مبارزه با ظالم، ستمکار و مستکبران جهانی جزو آرمانهای راسخ امام بود که همچنان در تار و پود نظام جمهوری اسلامی پابرجاست، اما رهبر فقید بالاخره راضی به نوشیدن جام زهری به نام قطعنامه ۵۹۸ و پایان دادن به جنگ شدند.
جنگها در اذهان و اندیشه باقی میمانند اما در صحنه عمل و در سطح کلان راهبردی پایبندی به اصل تناسب ضروری است. امام خمینی در شرایطی راضی به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شدند که تداوم جنگ بهمعنای تضعیف بیشتر نظام و ایجاد ناامنی گسترده بود. در آن مقطع، ادامه جنگ بر اساس سنجش دقیق «مضار» و «منافع»، به صلاح نظام تشخیص داده نشد. پس جنگهای نظامی بالاخره در نقطهای که از ضرر بیشتر جلوگیری شود پایان میپذیرند. این قاعده نه تنها در اندیشه رهبر مسلمانی از دیار ایران بلکه در نظر بسیاری از متفکران عرصه روابط بینالملل تایید شده است.
صلح؛ اصل اولیه روابط بینالملل در اندیشه امام خمینی
برخلاف برداشتهای سطحی، امام خمینی صلح را اصل و قاعده اولیه در روابط با دیگران میدانستند و جنگ را استثنا و عارضهای موقت برمیشمردند. این نگاه، ریشه در قاعده فقهی «الصّلح خیر» و آموزه «إِن جَنَحُوا لِلسَّلَمِ فَاجْنَحْ لَهَا» در سوره نساء، آیه ۱۲۸ و انفال آیه ۶۱ دارد. امام در این رابطه تاکید میکردند: «ما به تبع اسلام با جنگ همیشه مخالفیم و میل داریم که بین همه کشورها آرامش و صلح باشد». اما آیا تن دادن به هر صلحی رواست؟ صلح در اندیشه رهبر فقید، صلحی «شرافتمندانه» و «عادلانه» است که بر پایه عدالت، احترام متقابل و عزت استوار باشد و نه صلحی تحمیلی و خوارکننده که تجاوز و ظلم را تثبیت کند. از منظر امام خمینی، صلحی که «حیات شرافتمندانه جامعه» را تأمین نکند، ارزشی ندارد و هرگونه سازش با دشمن متجاوز، به منزله تشویق او به ادامه ظلم و توجیه جنایتهایش خواهد بود.
پس اگر قرار باشد دستی برای مذاکره دراز شود باید از چند اصل پیروی کرد. امام خمینی در طول حیات سیاسی خود، هرگز با یک نسخه واحد به همه موارد مذاکره نمینگریستند و بر «تشخیص دقیق موضوع» و «شناخت ماهیت طرف مقابل» بهعنوان پیششرط هرگونه گفتوگو تأکید داشتند. بهعبارت دیگر، ایشان میان مذاکره با دشمن متجاوز و مستکبر که از موضع قدرت و سلطه وارد میشود و مذاکره با طرفهایی که امکان کاهش خصومت یا تأمین منافع ملی در آن وجود دارد، تمایز قائل میشدند.
برای نمونه، امام در سال ۱۳۵۸ شرط کردند که اگر آمریکا شاه مخلوع را تحویل دهد و دست از جاسوسی بر ضد نهضت اسلامی بردارد، «راه مذاکره در موضوع بعضی از روابطی که به نفع ملت است باز میباشد». این یعنی امام به «نوعشناسی طرف مقابل» به عنوان یک متغیر کلیدی در اتخاذ موضع، اهمیت بنیادین میداد. ایشان از تعارض میان دولتهای غربی بهویژه فرانسه و آمریکا برای پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی بهرهبرداری میکردند. همچنین میان مذاکره با دولتهای اروپایی و مذاکره با آمریکا تفاوت قائل میشدند و معتقد بودند هر کدام باید بر اساس ماهیت خود مورد قضاوت قرار گیرند.
مهمترین اصل در اندیشه سیاسی امام خمینی، تقدم مصلحت کلان نظام اسلامی بر هرگونه رویکرد ازپیشتعیینشده و تعصبات فردی است. ایشان در چارچوب فقه حکومتی خود، حفظ نظام را از اوجب واجبات برمیشمردند و معتقد بودند که در صورت تزاحم، مصلحت نظام بر سایر مصالح مقدم است. این اصل در حساسترین مقطع جنگ، یعنی پذیرش قطعنامه ۵۹۸، تجسم عینی یافت.
در تیرماه ۱۳۶۷، امام خمینی علیرغم شعارهای قبلی همچون «جنگ جنگ تا رفع فتنه از جهان» و با وجود آنکه هرگونه سازش با کفر را غیرممکن میدانستند، وقتی مصلحت نظام اسلامی را در پذیرش قطعنامه تشخیص دادند، با صراحت و شجاعت تمام آن را نوشیدن جام زهر نامیدند و گفتند که اگر مصلحت اسلام نبود، هرگز به این عمل رضایت نمیدادند و مرگ و شهادت برایشان گواراتر بود. این تصمیم مدبرانه، نشاندهنده التزام عملی امام به قاعده فقهی «اهم و مهم» و تقدم حفظ کیان انقلاب بر هرگونه جزمگرایی سیاسی است.
البته رهبر فقید جمهوری اسلامی شرط اساسی و غیرقابل تغییر ورود به هرگونه مذاکره را حفظ عزت و استقلال و توجه به قدرت میدان میدانستند. تأکید اصلی ایشان در روابط خارجی، ایجاد عظمت برای ایران اسلامی و پرهیز از هرگونه موضع ضعف و انفعال بود. به همین دلیل، حتی در زمان پذیرش قطعنامه و در روزهای پایانی جنگ، بر ادامه مقاومت نظامی و حفظ قدرت رزمی تا آخرین لحظه تأکید داشتند تا مذاکره از موضع ضعف صورت نگیرد. این نگاه، ریشه در قاعده فقهی نفی سبیل دارد که میگوید «اسلام یعلو و لا یعلی علیه» (اسلام برتر است و هیچ چیز بر آن برتری نمییابد) و بر اساس آن، هرگونه سلطهپذیری و تسلیم در برابر کفار، محکوم و مردود است.
در واقع پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل در تیرماه ۱۳۶۷، به مثابه یک آزمون تاریخی تمام اصول مذاکراتی امام خمینی را به محک آزمون گذاشت. این قطعنامه که هشتمین قطعنامه صادره از ابتدای تجاوز عراق بود، با وجود جهتگیری نسبتاً عادلانهتر نسبت به قطعنامههای پیشین، در شرایطی پذیرفته شد که تبلیغات رسمی همچنان بر شعارهای جنگی استوار بود. امام دو روز پس از صدور پیام پذیرش قطعنامه، در تبیین علل آن، تغییر شرایط نظامی و بینالمللی را بهعنوان دلیل اصلی مطرح کردند. ایشان این اقدام را نه نشانه تغییر عقیده، بلکه مصداق مدیریت جهادی بر اساس مصلحت دانستند.
در نتیجه، بررسی همهجانبه سیره عملی و نظری امام خمینی در قبال جنگ و صلح، نشان میدهد که ایشان یک مدیر جهادی مبتنی بر مصلحت بودند که جنگ و صلح برایشان، هیچکدام ارزش مطلق نداشت، بلکه هر دو در خدمت «عزت»، «حکمت»، «عدالت» و «بقای نظام اسلامی» تعریف میشد. جنگ برای امام اگر «توحیدی» و «دفاعی در برابر تجاوز» باشد، نهتنها مجاز که مقدس است و اگر به هر دلیلی از این چارچوب خارج شود، نه تنها مقدس نیست، بلکه محکوم و مذموم میشود. در مقابل، صلح نیز فینفسه نه مطلوب مطلق است و نه نامطلوب مطلق. بلکه «صلح شرافتمندانه و عادلانه»، همواره اصل و مبنا بوده و «صلح تحمیلی و خوارکننده» مردود است.
مذاکره در اندیشه امام، یک ابزار عقلایی است که ارزش آن به شرایط، طرف مقابل، میزان قدرت و در نهایت به «مصلحت نظام» بستگی دارد. از اینرو، امام خمینی هرگز یک «طرفدار مطلق جنگ» یا یک «طرفدار مطلق صلح» نبودند، بلکه یک رهبر زمانشناس محسوب میشدند که در عین پایبندی به اصول، از انعطافپذیری راهبردی در مواجهه با بحرانهای پیچیده برخوردار بودند. ایشان در عمل نشان دادند که خدمت به مصلحت اسلام و مسلمین، بر هر گونه تعصب و جزمگرایی فردی، برتری و اولویت دارد. این میراث گرانبها، امروز نیز میتواند چراغ راهی برای مدیریت بحرانهای پیچیده سیاسی و نظامی در جمهوری اسلامی ایران باشد.
منابع:
صحیفه امام
شرح حدیث جنود عقل و جهل، اثر سید روحالله امام خمینی
تحریرالوسیله از امام خمینی
مقاله «راهبردها و بایستههای سیاست خارجی و دیپلماسی جمهوری اسلامی از دیدگاه امام خمینی و مقام معظم رهبری»، نوشته بهرام اخوان کاظمی
مقاله «نقش صلح و همزیستی سالمتآمیز در بازآفرینی حرکت احیاگرانۀ اسلامی با تکیه بر نظرات امام خمینی»، نوشته علیاکبر جعفری و عظیمه پاینده
«امام خمینی و مسئله جنگ و صلح در طول هشت سال دفاع مقدس»، نوشته محسن جلالی دهقانی، منتشر شده در سایت مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی
مقاله «صلح جهانی از دیدگاه امام خمینی»، اثر زهرا صالحی
مقاله «روابط بینالملل و سیاست خارجی مبتنی بر صلح از دیدگاه امام خمینی(ره)»، نوشته لیلا غفرانی
«صدور ۹۱۴ پیام از امام خمینی (ره) درخصوص جنگ»، منتشر شده در خبرگزاری دفاع مقدس
مقاله «بنیانهای صلح و همزیستی در اندیشه اسلامی با تأکید بر دیدگاه امام خمینی»، اثر یحیی فوزی
مقاله «اخالق جنگ از دیدگاه امام خمینی»، نوشته محمدعلی قاسمی و فرشید دیلمقانی
مقاله «راهکار امام خمینی برای ایجاد صلح و جهان عاری از خشونت»، نویسندگان: شریف لکزایی و رضا لکزایی
مقاله «ابعاد صلح در اندیشه و عمل امام خمینی»، نوشته محمد منصورنژاد
انتهای پیام