سالمندی بخشی طبیعی از چرخه زندگی است؛ مرحلهای که اگرچه با تغییرات جسمی، روانی و اجتماعی همراه میشود، اما الزاماً به معنای بیماری یا از دست دادن استقلال نیست. با این حال، نگاه جامعه به سالمندی و حتی شیوه ارائه خدمات سلامت به این گروه، گاه همچنان بیماریمحور است؛ در حالی که متخصصان این حوزه بر ضرورت توجه همزمان به وضعیت جسمی، شناختی، روانی، عملکردی، تغذیهای و اجتماعی سالمندان تأکید دارند.
سالمندی به خودی خود بیماری نیست
یک متخصص سالمندشناس و استادیار گروه سلامت سالمندی دانشگاه علوم پزشکی تبریز، با بیان اینکه یکی از ضرورتهای جامعه، فرهنگسازی درباره مفهوم سالمندی است، اظهار کرد: سالمندی به خودی خود بیماری تلقی نمیشود، بلکه مرحلهای طبیعی از زندگی است و بسیاری از افراد میتوانند سالهای طولانی دوران سالمندی خود را با سلامت، فعالیت و استقلال سپری کنند.
دکتر خورشید مبصری در گفتوگو با ایسنا، اظهار کرد: احتمال ابتلا به بسیاری از بیماریهای مزمن با افزایش سن بیشتر میشود، اما نباید هر تغییری را که همراه با افزایش سن اتفاق میافتد، طبیعی در نظر گرفت. یکی از وظایف مهم طب سالمندان این است که فرایند طبیعی سالمندی را از بیماریها و ناتوانیها تفکیک کند. هدف تنها افزایش طول عمر نیست، بلکه تلاش میشود سالهای زندگی سالمند همراه با سلامت و عملکرد مناسب باشد.
وی با اشاره به اهمیت کیفیت زندگی سالمندان، بیان کرد: برای یک سالمند، توانایی راه رفتن به صورت مستقل، حفظ ارتباط با خانواده، تصمیمگیری درباره امور مربوط به زندگی خود و انجام کارهایی که به آنها علاقه دارد، به اندازه افزایش طول عمر اهمیت دارد. کیفیت زندگی، استقلال، عملکرد و ترجیحات فرد در تصمیمهای درمانی از جایگاه مهمی برخوردار است.
وی در ادامه با تشریح تفاوت طب سالمندان با سایر شاخههای پزشکی، اظهار کرد: تخصص طب سالمندان یا «جریاتریک مدیسین» شاخهای از علم پزشکی است که با هدف پیشگیری، تشخیص، درمان و مراقبت از بیماریها و مشکلات سلامت در دوران سالمندی شکل گرفته و نگاه ویژهای به سالمندان دارد. متخصص طب سالمندان برخلاف بسیاری از رشتههای پزشکی که ممکن است بر یک بیماری یا عضو خاص تمرکز کنند، وضعیت جسمی، شناختی، روانی، عملکردی، تغذیهای و اجتماعی فرد را به صورت همزمان مورد توجه قرار میدهد.
این متخصص سالمندشناسی گفت: اهمیت این رویکرد از آنجا ناشی میشود که یک سالمند ممکن است به صورت همزمان چند بیماری مزمن داشته باشد و برای آنها داروهای متعددی مصرف کند و در کنار آن با مشکلاتی مانند ضعف، اختلال تعادل، سقوطهای مکرر یا کاهش حافظه نیز مواجه باشد.
وی با اشاره به تفاوت طب سالمندان و سالمندشناسی، بیان کرد: در کنار طب سالمندان، رشته سالمندشناسی نیز وجود دارد که حوزهای گستردهتر و میانرشتهای محسوب میشود و فرایند سالمندی و ابعاد مختلف آن از جمله ابعاد زیستی، روانی، اجتماعی و رفاهی سالمندان را مطالعه میکند. بنابراین طب سالمندان بیشتر بر جنبههای پزشکی و بالینی تمرکز دارد، در حالی که سالمندشناسی نگاه وسیعتری به فرایند سالمندی دارد.
وی با اشاره به دلایل شکلگیری و توسعه رشتههای مرتبط با سالمندی، اظهار کرد: تغییر ساختار جمعیتی در کشورهای مختلف، افزایش امید به زندگی، افزایش بیماریهای مزمن و پیچیدهتر شدن نیازهای سالمندان از جمله عواملی هستند که موجب شدهاند این حوزههای تخصصی شکل بگیرند و توسعه پیدا کنند. سالمندی نیازمند رویکردی جامعتر در درمان و مراقبت است و به همین دلیل لازم است سالمندان بتوانند از ظرفیت رشتههای تخصصی این حوزه بهرهمند شوند.
مبصری درباره تعریف سالمند از نظر پزشکی نیز گفت: در بسیاری از مطالعات و نظامهای سلامت و طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت، سن ۶۰ سال و بالاتر برای تعریف سالمندی مورد استفاده قرار میگیرد، هرچند در ایران و برخی نظامهای دیگر، ۶۵ سال نیز به عنوان آستانه سالمندی در نظر گرفته میشود. نکته مهم این است که سن شناسنامهای به تنهایی نمیتواند نشاندهنده وضعیت سلامت فرد باشد و دو فرد همسن میتوانند از نظر تواناییهای جسمی، شناختی و اجتماعی تفاوت زیادی با یکدیگر داشته باشند.
وی درباره تغییرات بدن با افزایش سن، بیان کرد: با افزایش سن، ذخایر فیزیولوژیک یا همان ذخیره عملکردی بسیاری از ارگانهای بدن کاهش پیدا میکند و توانایی بدن برای مقابله با استرسورهای محیطی و درونی نیز ممکن است کاهش یابد.
وی افزود: بیماریها نیز در سالمندان گاهی با علائم غیرمعمول بروز میکنند؛ برای مثال ممکن است یک عفونت ساده در یک فرد سالمند به جای تب بالا، با ضعف، گیجی یا کاهش ناگهانی عملکرد بدن خود را نشان دهد.
این متخصص سالمندشناسی ادامه داد: پاسخ سالمندان به داروها نیز ممکن است متفاوت باشد و خطر بروز عوارض دارویی افزایش پیدا کند؛ بنابراین تشخیص و درمان در سالمندان باید علاوه بر بیماری، وضعیت عملکردی، شناختی، تغذیهای و روانی، داروهای مصرفی و شرایط اجتماعی فرد را نیز در نظر بگیرد.
خانوادهها نباید منتظر بروز بیماری شدید برای مراجعه به متخصص طب سالمندان باشند
وی درباره زمان مراجعه به متخصص طب سالمندان اظهار کرد: خانوادهها نباید منتظر بروز یک بیماری شدید بمانند تا سالمند را نزد متخصص طب سالمندان ببرند، به ویژه زمانی که فرد چند بیماری همزمان دارد یا داروهای متعددی مصرف میکند. سقوطهای مکرر، کاهش تعادل، کاهش وزن ناگهانی، بیاشتهایی، تغییرات حافظه و عملکرد شناختی و همچنین بروز مشکل در انجام فعالیتهای روزمره زندگی مانند استحمام، لباس پوشیدن و خرید کردن از جمله مواردی است که مراجعه برای ارزیابی تخصصی را ضروری میکند.
وی ادامه داد: زمانی که خانواده متوجه میشود استقلال و تواناییهای سالمند کاهش پیدا کرده است، ارزیابی تخصصی میتواند بسیار کمککننده باشد. متخصص طب سالمندان طیف وسیعی از مشکلات شایع دوران سالمندی از جمله بیماریهای قلبی ـ عروقی، دیابت، فشار خون، پوکی استخوان، اختلالات شناختی، مشکلات حرکتی و تعادلی، سوءتغذیه، بیاختیاری ادراری، اختلالات خواب و مشکلات روانی مانند افسردگی و اضطراب را در چارچوب یک ارزیابی جامع بررسی میکند. مهمتر از فهرست کردن بیماریها، توجه به عملکرد سالمند است؛ هدف این است که مشخص شود بیماریها چه تأثیری بر زندگی روزمره فرد دارند و چگونه میتوان استقلال او را حفظ یا بازگرداند.
پلیفارماسی؛ یکی از مشکلات مهم سلامت سالمندان
این استادیار دانشگاه مصرف همزمان چند دارو یا «پلیفارماسی» را یکی از مسائل مهم در سلامت سالمندان دانست و اظهار کرد: هرچه تعداد داروهای مصرفی بیشتر شود، احتمال تداخل دارویی، عوارض ناخواسته، خطا در مصرف دارو و مشکلات ناشی از مصرف نامناسب دارو نیز افزایش پیدا میکند.
وی درباره نقش متخصص طب سالمندان در مدیریت داروها، گفت: متخصص طب سالمندان ابتدا ارزیابی جامعی از سالمند انجام میدهد و تمام داروهای نسخهای او را فهرست میکند؛ همچنین داروهای بدون نسخه، مکملهایی که سالمند مصرف میکند و داروهایی که ممکن است از پزشکان مختلف دریافت کرده باشد نیز مورد بررسی قرار میگیرد. سپس ضرورت مصرف هر دارو، اثربخشی، دوز، تداخلات و عوارض احتمالی داروها با شرایط فرد ارزیابی میشود و در ادامه، داروهای غیرضروری یا نامناسب با نظر پزشک کاهش یافته یا قطع میشوند و در برخی موارد نیز رژیم دارویی سادهسازی میشود.
وی تأکید کرد: کاهش تعداد داروها به خودی خود هدف متخصص طب سالمندان نیست، بلکه هدف رسیدن به مناسبترین و ایمنترین درمان برای فرد سالمند است. همچنین سالمندان و خانوادهها نباید هیچ دارویی را به صورت خودسرانه قطع یا تغییر دهند و هرگونه اصلاح در رژیم دارویی باید با نظر پزشک انجام شود.
طب سالمندان برای نظام سلامت ایران دیگر یک انتخاب نیست
مبصری با اشاره به افزایش جمعیت سالمندان در ایران، اظهار کرد: با توجه به اینکه جمعیت سالمندان رو به افزایش است، توجه به طب سالمندان و رشتههایی که در حوزه سالمندان فعالیت میکنند، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی برای نظام سلامت محسوب میشود. افزایش تعداد سالمندان به معنای افزایش نیاز به مراقبت، مراقبت از اختلالات شناختی، مشکلات حرکتی، مراقبت طولانیمدت و خدمات سلامت روان است.
وی ادامه داد: آینده نظام سلامت باید از رویکردی که صرفاً بیماریمحور است، به سمت رویکردی حرکت کند که سالمند را به صورت جامع و با محوریت حفظ عملکرد و استقلال مورد توجه قرار میدهد. در این مسیر، رشتههایی مانند طب سالمندان و سالمندشناسی اهمیت زیادی دارند و باید حضور متخصصان و تیمهای چندرشتهای سالمندی تقویت شود. نیاز است که کل نظام سلامت برای مواجهه با جامعه سالمندی آماده شود.
وی در بخش پایانی سخنان خود با تأکید بر اهمیت نگاه فردمحور به سالمندان، اظهار کرد: نباید فرد سالمند را صرفاً مجموعهای از بیماریها دید؛ پشت هر تشخیص پزشکی، انسانی قرار دارد که تاریخچه زندگی، خانواده، علایق، ارزشها و ترجیحات فردی خودش را دارد. جامعهای که برای سالمندان خود برنامهریزی میکند، در واقع برای آینده همه اعضای جامعه برنامهریزی کرده است، چراکه همه افراد، اگر فرصت زندگی طولانی داشته باشند، روزی وارد دوران سالمندی خواهند شد.
ماهیت سالمندشناسی
در ادامه، یک متخصص بهداشت سالمندان با تشریح ابعاد مختلف رشته سالمندشناسی، گفت: سالمندشناسی علم مطالعه و ارتقای وضعیت سلامت سالمندان و فرایند پیرشدن در ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی و همچنین کیفیت زندگی سالمندان است و دانشآموختگان این رشته میتوانند در سیاستگذاری، برنامهریزی، آموزش، پژوهش و ارائه خدمات مختلف مرتبط با سالمندان نقشآفرینی کنند.
دکتر حسین مطلبی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به ماهیت رشته سالمندشناسی، اظهار کرد: برنامه آموزشی دکتری تخصصی سالمندشناسی به گونهای تنظیم شده است که دانشآموختگان بتوانند در طراحی و تدوین سیاستها و برنامههای ارتقای کیفیت زندگی سالمندان نقش مهمی ایفا کنند و نیروی انسانی ماهر و آموزشدیده با توانمندیهای تخصصی چندگانه برای طراحی، اجرا، ارزیابی و ارزشیابی برنامههای اثربخش سالمندی تربیت کنند. این خدمات و فعالیتها طیف گستردهای را دربرمیگیرد و میتواند به شکل ارائه خدمات و مراقبتهای سالمندی، آموزش، اطلاعرسانی و مشاوره به سالمندان و مراقبین آنان در زمینه ابعاد مختلف جسمانی، روانی و اجتماعی ارائه شود.
وی ادامه داد: این خدمات در سطوح مختلف از جمله خانه، جامعه، مراکز خدمات جامع سلامت، مراکز نگهداری روزانه، مراکز نگهداری شبانهروزی سالمندان، خانههای سالمندان و آسایشگاهها، مؤسسات مراقبت در منزل، سازمانهای ارائهدهنده خدمات حمایتی به سالمندان، سراهای محله، کانونها و صندوقهای بازنشستگی، کلینیکهای طب سالمندی، بیمارستانها، سازمانهای مردمنهاد، بنیادها و سایر مؤسسات خصوصی و دولتی مرتبط با سالمندی قابل ارائه است.
وی با اشاره به تاریخچه شکلگیری این رشته در ایران و جهان، بیان کرد: در ایران از سال ۱۳۸۸ مقطع دکتری تخصصی رشته سالمندشناسی ایجاد شد و نخستین دوره پذیرش دانشجو در مقطع دکتری تخصصی سالمندشناسی در دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی و سپس دانشگاه علوم پزشکی تبریز آغاز شد. از دهه ۱۹۵۰ میلادی به بعد نیز در بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان این رشته ایجاد شده است که از جمله آنها میتوان به دانشگاههای کشورهای فرانسه، انگلستان، آمریکا، کانادا و سوئد اشاره کرد.
دانشآموختگان سالمندشناسی در چه حوزههایی فعالیت میکنند؟
مطلبی با اشاره به جایگاههای شغلی دانشآموختگان رشته سالمندشناسی، گفت: دانشآموختگان این دوره میتوانند در معاونتهای توانبخشی، امور اجتماعی و پیشگیری سازمان بهزیستی، معاونتهای فرهنگی و اجتماعی شهرداریها، دانشگاهها و مراکز آموزشی و همچنین مراکز پژوهشی و تحقیقاتی فعالیت کنند. مراکز مراقبتهای سرپایی و بستری، مراکز نگهداری روزانه و شبانهروزی، مؤسسات مراقبتهای تخصصی در منزل، صندوقها و کانونهای بازنشستگی، بنیادها و مؤسسات خصوصی و دولتی مرتبط با سالمندی نیز از دیگر حوزههایی هستند که دانشآموختگان این رشته میتوانند در آنها انجام وظیفه کنند.
وی افزود: شرکتهای فناورانه و دانشبنیان در راستای تولید و ارائه فناوری و تجهیزات هوشمند مرتبط با خدمات و مراقبتهای سالمندی، سازمانهای بیمه درمانی پایه و تکمیلی، معاونتهای بهداشتی و مراکز بهداشتی درمانی و مراکز جامع خدمات سلامت نیز میتوانند از ظرفیت دانشآموختگان این رشته استفاده کنند.
وی با بیان اینکه تکریم سالمندان در کشور ایران از امور مهم محسوب میشود، اظهار کرد: با توجه به تغییر ساختار هرم سنی جمعیت و افزایش تعداد سالمندان تنها، بدون مراقب، بیسرپرست یا بدسرپرست، همچنین تحول در ارزشهای اجتماعی و توسعه علم و فناوری، توجه به امور سالمندان از دیدگاه تخصصی بیش از پیش مطرح شده است. تحولات جمعیتی جهان در قرن اخیر، تصاویر متنوعی از وضعیت جوامع بشری ارائه داده است؛ بهطوری که برخی کشورها با معضل افزایش جمعیت و برخی دیگر با مشکلات کاهش جمعیت مواجه هستند و در این میان، جوامعی با پدیده جمعیت جوان و جوامعی نیز با پدیده سالمندی روبهرو هستند که هر کدام مختصات، نیازها و مشکلات ویژه خود را دارند.
این متخصص بهداشت سالمندان افزود: با توجه به اینکه در کشورهای کمتر توسعهیافته، پدیده سالمندی در دو تا سه دهه آینده ایجاد خواهد شد، توجه، پیشبینی و برنامهریزی برای برخورد با این پدیده از اهمیت و ارزش بالایی برخوردار است. تطابق با این روند نیازمند تغییرات اساسی در سیاستگذاریهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و بهداشتی است تا ضمن غلبه بر مشکلات ناشی از آن، بتوان بستر مناسبی برای رشد، تعالی و پویایی سالمندان نیز ایجاد کرد.
وی با اشاره به روند افزایش جمعیت سالمندان در ایران، بیان کرد: در جمهوری اسلامی ایران بر اساس سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۶۵، تعداد سالمندان حدود ۴.۵ درصد و در سال ۱۳۸۵ حدود ۷.۳ درصد گزارش شده است. با توجه به روند صعودی کنونی، پیشبینی میشود تا سال ۱۴۳۰ شمسی تعداد سالمندان کشور به حدود ۲۱ درصد افزایش یابد.
تقسیمبندی جمعیت سالمندان
این متخصص سالمندشناسی جمعیت سالمند را به سه گروه وسیع تقسیم کرد و گفت: سالمندان جوان یا «Young old» معمولاً در محدوده سنی ۶۰ تا ۷۵ سال قرار دارند که از نظر وضعیت جسمانی پویا و مستقل و از نظر ذهنی هوشیار هستند. گروه دوم، سالمندان پیر یا «Old» در محدوده سنی ۷۵ تا ۸۴ سال قرار دارند که ممکن است به علت اختلالات بینایی، حرکتی و شنوایی به مراقبتهای خاص نیاز داشته باشند. گروه سوم نیز کهنسالان یا «Oldest-old» هستند که گروه سنی ۸۵ سال و بالاتر را شامل میشوند و بیشتر آنها را افراد وابسته و آسیبپذیر تشکیل میدهند.
وی درباره عوامل مؤثر در روند پیری انسان نیز گفت: عوامل مختلفی در پیر شدن انسانها دخالت دارند و زمان، هدایت و کنترل زمانبندیشده، وراثت، محیط، تغذیه، اختلالات غدد داخلی، برهم خوردن تعادل درونی و بیرونی، تغییرات مربوط به DNA، تجمع مواد زائد در سلولها، استرس، عدم جایگزینی سلولها، خودایمنی و علل رفتاری، عقیدتی و اخلاقی از جمله این عوامل هستند. زمان به خودی خود عامل پیری نیست، بلکه عوامل و پدیدههایی که در طول زمان و به مرور اتفاق میافتند، میتوانند تغییرات دوران پیری را توجیه کنند.
وی افزود: در زمینه هدایت و کنترل زمانبندیشده، عدهای معتقدند در هیپوتالاموس نوعی ساعت بیولوژیکی وجود دارد که تغییرات دورههای مختلف زندگی را کنترل میکند. در این فرضیه، علت اساسی تغییرات دوران پیری در شرایط طبیعی بدن دانسته میشود و تصور بر این است که هیپوتالاموس این نقش را از طریق تأثیر بر نحوه ترشح هورمونهای داخلی بدن اعمال میکند. برخی تئوریهای ژنتیکی معتقدند طول عمر به صورت ژنتیکی تعیین و زمانبندی شده است و آمارهای مختلف نشان میدهد افراد کهنسال دارای اجداد مسنتری بودهاند.
این متخصص سالمندشناسی با بیان اینکه محیط نیز میتواند بر روند سلامت و طول عمر اثرگذار باشد، گفت: زندگی در طبیعت سالم موجب کاهش عوامل مضر و امکان ادامه طول عمر بیشتر خواهد شد، در حالی که امروزه آلودگیهای محیط زیست ابعاد مختلف سلامت را به خطر انداخته است. عوامل مخرب محیطی اگرچه موجب بیماریهای حاد و مشخص نشوند، اثرات تدریجی خود را طی سالیان متمادی بر جای خواهند گذاشت. کمیت و کیفیت تغذیه نیز رابطه مستقیمی با سلامت و طول عمر انسانها دارد.
عوامل مؤثر بر سلامت جسم و روان سالمندان
وی درباره نقش اختلالات غدد داخلی در روند پیری، اظهار کرد: اختلالات غدد، سلولهای ترشحی و مواد پروتئینی سنتزشده بر تکتک اعضای بدن تأثیر میگذارد و در پیری نقش تعیینکننده دارد. برخی دانشمندان عامل طول عمر و بقای زندگی هر فرد را در حفظ تعادل بیولوژیک و فیزیولوژیک ارگانیسم میدانند و هر عاملی را که موجب برهم خوردن این تعادل شود، مؤثر در پیری میدانند. در حقیقت، در سالمندان عوامل کنترلکننده تعادل به درجات متفاوتی دچار اختلال میشوند.
وی با اشاره به برخی دیدگاهها درباره نقش تغییرات سلولی در روند پیری، گفت: بعضی شواهد نشان دادهاند که در سلولها به مرور زمان چسبندگی DNA به سایر مولکولهای بزرگ افزایش مییابد و به تدریج عملکرد طبیعی آنها را مختل میکند. عدهای نیز وقوع جهشهای اتفاقی در DNA سلولهای سوماتیک را عامل پیری میدانند. بررسیها نشان دادهاند که با پیشرفت سن، به تدریج مواد غیرفعال و سمی در سلولها تجمع پیدا میکنند و مانع فعالیت و تقسیم طبیعی سلولی شده و علائم پیری را به وجود میآورند.
این متخصص سالمندشناسی با اشاره به تأثیر استرس بر سالمندان، اظهار کرد: استرس اثرات مخربی بر کارکردهای جسمانی، روانی، عصبی و رفتاری افراد سالمند میگذارد.
وی افزود: مواد شیمیایی که بدن هنگام استرس تولید میکند، بر مغز تأثیر گذاشته و در نتیجه تمرکز، یادگیری و حافظه فرد سالمند را دستخوش اختلال میکند. استرس همچنین باعث اضطراب و افسردگی میشود.
وی با اشاره به عدم جایگزینی برخی سلولها، گفت: سلولهای بعضی از بافتها قابلیت تکثیر و جایگزینی ندارند. برای مثال، یک نورون از ابتدای تولد بدون امکان تجدید و جایگزینی، یکی از پیچیدهترین و حساسترین فعالیتهای حیاتی را در بدن بر عهده دارد و هرگونه اختلال، کمبود، ضایعه یا تجمع مواد زائد بر فعالیت و طول عمر سلول اثر میگذارد.
وی همچنین بیان کرد: خودایمنی دستهای از اختلالات دستگاه ایمنی است که در آن برخی از سلولها و مولکولهای درون بدن، بیگانه تلقی شده و به اشتباه مورد حمله دستگاه ایمنی بدن قرار میگیرند. به این ترتیب علیه سلولهای خودی پاسخ ایمنی ایجاد شده و دستگاه ایمنی به مبارزه با آنها میپردازد. بیماریهای خودایمنی میتوانند اندامها و بافتهایی از جمله گلبولهای سرخ خون، عروق خونی، غده تیروئید، لوزالمعده، عضلات، مفاصل و پوست را درگیر کنند. با توجه به بالا رفتن بیماریهای خودایمنی در دوران پیری، میتوان نتیجه گرفت که این پدیده در تعداد زیادی از سالمندان از عوامل مؤثر در روند پیری به شمار میرود.
باورها و رفتارها نیز در روند پیری نقش دارند
وی در پایان سخنان خود با اشاره به نقش عوامل رفتاری، عقیدتی و اخلاقی در روند پیری، اظهار کرد: باورها، طرز تلقیها، ارزشها، رفتارها و مجموعه عواملی که موجب تکوین شخصیت انسان میشوند، نقش مؤثری در پیری و طول عمر دارند. تأثیر مسائل معنوی بر کاهش اضطراب و ناراحتیهای روانی نیز در مطالعات همهگیرشناسی تأیید شده است.
سالمند بودن فقط به سن شناسنامهای محدود نیست
مدیر گروه سلامت سالمندی دانشگاه علوم پزشکی تبریز نیز گفت: اگرچه در ایران ۶۰ سالگی به عنوان سن سالمندی در نظر گرفته میشود، اما نمیتوان سالمندی را صرفاً بر اساس سن تقویمی تعریف کرد. ممکن است دو فرد ۷۰ ساله از نظر جسمانی، روانشناختی و اجتماعی تفاوت زیادی با یکدیگر داشته باشند؛ به همین دلیل سالمندی از جنبههای مختلفی مانند سالمندی بیولوژیک، روانشناختی و اجتماعی قابل بررسی است.
نفیس قصاب عبداللهی در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به تعریف سالمندی، اظهار کرد: در سالمندی بیولوژیک، میزان سالخوردگی بدن مورد توجه است. برای مثال ممکن است دو فرد ۷۰ ساله، یکی عملکرد جسمانی مناسبی داشته باشد و دیگری به سارکوپنی، پوکی استخوان و چند بیماری مزمن مبتلا باشد. بنابراین اگرچه سن تقویمی آنها یکسان است، میزان سالمندی بیولوژیک آنها متفاوت است.
وی ادامه داد: در سالمندی روانشناختی نیز سازگاری فرد با تغییرات زندگی اهمیت دارد. فردی که در سنین بالا انگیزه یادگیری، رضایت از زندگی و سازگاری مناسبی دارد، الزاماً دچار سالمندی روانشناختی نشده است، در حالی که ناامیدی، افسردگی و انزوا میتواند نشاندهنده مشکلات روانشناختی باشد.
وی درباره سالمندی اجتماعی نیز گفت: تغییر در نقشها، روابط اجتماعی، جایگاه اجتماعی و میزان مشارکت فرد در جامعه از جمله ابعاد سالمندی اجتماعی است. بنابراین فرد سالمندی که همچنان در فعالیتهای اجتماعی و داوطلبانه حضور دارد، لزوماً از نظر اجتماعی دچار سالخوردگی نشده است.
عبداللهی ادامه داد: نقش خانواده و جامعه در کیفیت زندگی سالمندان، تبعیض سنی، سوءرفتار با سالمندان، بازنشستگی و مسائل اقتصادی مؤثر بر زندگی آنان نیز از دیگر موضوعات مورد مطالعه در سالمندشناسی است. مراقبت، سیاستگذاری و موضوع «شهر دوستدار سالمند» یکی از حوزههای مهم مطالعات سالمندی است؛ چراکه محیط توانمندساز میتواند به سالمند کمک کند تا زندگی مستقل و با کیفیتی داشته باشد و در مقابل، محیط نامناسب شهری میتواند زمینه انزوای اجتماعی سالمند را فراهم کند.
تشخیص زودهنگام مشکلات سالمندان اهمیت دارد
این عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تبریز، ارزیابی جامع سالمندان را یکی از وظایف مهم سالمندشناسان عنوان کرد و گفت: ارزیابی وضعیت عملکردی، خطر زمینخوردن، وضعیت شناختی، تغذیه و سایر ابعاد زندگی سالمند از اهمیت زیادی برخوردار است، چراکه بسیاری از مشکلات سالمندان در مراحل اولیه شناسایی نمیشوند و فرد زمانی مراجعه میکند که مشکل به بیماری یا ناتوانی جدی تبدیل شده است.
وی افزود: شناسایی زودهنگام اختلالات میتواند امکان آغاز مداخلات پیشگیرانه را فراهم کند؛ برای مثال سوءتغذیه سالمند را میتوان پیش از رسیدن به مراحل شدید شناسایی و برای آن مداخله کرد. زمینخوردن یکی از مشکلات شایع در این گروه سنی است و بر اساس آمارهای مطرحشده، از هر سه سالمند بالای ۶۰ سال، یک نفر در طول سال زمین میخورد. این میزان در سالمندان بالای ۸۰ سال به حدود یک نفر از هر دو نفر میرسد.
وی گفت: زمینخوردن میتواند یک سالمند مستقل را به فردی وابسته و ناتوان تبدیل کند؛ بنابراین شناسایی افراد در معرض خطر و اجرای مداخلات پیشگیرانه میتواند از بسیاری از پیامدهای ناگوار جلوگیری کند. همچنین آموزش سالمندان، خانوادهها، مراقبان و کارکنان مراکز مراقبت از سالمندان میتواند تأثیر قابل توجهی بر کیفیت زندگی این افراد داشته باشد.
ایران با شتاب بالای سالمندی جمعیت مواجه است
عبداللهی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به ضرورت توسعه رشتههای تخصصی سالمندی در کشور، بیان کرد: اگرچه ایران هنوز در مرحله یک کشور سالمند قرار نگرفته است، اما سرعت حرکت کشور به سمت سالمندی جمعیت بالاست و همین مسئله، ضرورت ایجاد زیرساختهای لازم را بیشتر میکند. حتی اگر سیاستهای افزایش فرزندآوری موفق شود و سهم سالمندان از جمعیت کاهش پیدا کند، تعداد سالمندان کاهش نخواهد یافت؛ بنابراین موضوع سلامت سالمندان همچنان اهمیت خود را حفظ خواهد کرد.
وی تصریح کرد: در برخی کشورها گذار از جمعیت جوان به جمعیت سالمند طی حدود ۱۰۰ تا ۱۲۰ سال اتفاق افتاده، اما این فرایند در ایران با سرعت بیشتری در حال وقوع است و همین سرعت بالا موجب میشود فرصت کمتری برای ایجاد زیرساختهای لازم وجود داشته باشد. سالمندی پدیدهای چندبعدی است و با یک تخصص نمیتوان همه نیازهای سالمندان را مدیریت کرد؛ یک سالمند ممکن است همزمان با چند بیماری، کاهش عملکرد جسمی، ضعف، افسردگی و نیازهای مختلف مراقبتی مواجه باشد، بنابراین باید با رویکردی چندجانبه و چندرشتهای به سالمندی توجه کرد.
وی با بیان اینکه سالمندشناسی در بسیاری از کشورهای دارای سابقه طولانی در حوزه سالمندی جایگاه مشخصی در نظام سلامت پیدا کرده است، گفت: این رشته در ایران نسبتاً جدید محسوب میشود و هنوز جایگاه اصلی و موقعیتهای شغلی آن به طور کامل تثبیت نشده است. سالمندشناس میتواند به عنوان «هماهنگکننده مراقبت» در یک تیم چندرشتهای فعالیت کند؛ زیرا سالمند ممکن است نیازهای مراقبتی متنوعی داشته باشد و هماهنگی میان متخصصان مختلف برای ارائه مراقبت جامع ضروری است.
مدیر گروه سلامت سالمندی دانشگاه علوم پزشکی تبریز با اشاره به یک تصور اشتباه درباره حوزه فعالیت سالمندشناسان، گفت: گاهی تصور میشود سالمندشناسان صرفاً در مراکز نگهداری یا خانههای سالمندان فعالیت میکنند، در حالی که رویکرد جدید در بسیاری از کشورها حرکت به سمت ارائه مراقبت در منزل سالمند است. مفهوم «پیری در مکان» یا Ageing in Place بر این موضوع تأکید دارد که فرد تا حد امکان دوران سالمندی و سالهای پایانی عمر خود را در همان محیطی که سالها در آن زندگی کرده است، سپری کند.
وی ادامه داد: خانه و محلهای که فرد سالها در آن زندگی کرده، بخشی از هویت و تعلق خاطر او را تشکیل میدهد؛ بنابراین به جای جدا کردن سالمند از محیط زندگی، بهتر است خدمات مراقبتی تا حد امکان به منزل او منتقل شود. هدف سالمندشناس این است که سالمند تا حد امکان استقلال خود را حفظ کند و دیرتر وارد مرحله وابستگی و ناتوانی شود. از آنجا که بخش عمده سالمندان در جامعه و منازل خود زندگی میکنند، باید تمرکز اصلی خدمات نیز بر همین گروه باشد.
چه زمانی باید سالمند را نزد پزشک برد؟
قصاب عبداللهی با تأکید بر اینکه سالمندی به خودی خود بیماری نیست، اظهار کرد: باید میان تغییرات طبیعی ناشی از افزایش سن و تغییرات پاتولوژیک تفاوت قائل شد. تغییرات طبیعی معمولاً تدریجی هستند و اختلال قابل توجهی در عملکرد فرد ایجاد نمیکنند، اما تغییرات پاتولوژیک میتوانند در مدت کوتاهتری ایجاد شده و عملکرد روزمره فرد را مختل کنند.
وی افزود: برای مثال ممکن است یک سالمند به طور طبیعی دچار کندی روانشناختی شود و برای پاسخ دادن به سؤال به زمان بیشتری نیاز داشته باشد، اما دمانس میتواند با تغییرات قابل توجه در حافظه، توجه و ادراک همراه باشد و عملکرد روزمره فرد را مختل کند. افسردگی نیز بخشی طبیعی از سالمندی نیست و باید آن را به عنوان یک اختلال مورد توجه قرار داد.
وی با اشاره به علائم هشداردهنده برای مراجعه به پزشک، اظهار کرد: زمینخوردن مکرر، احساس عدم تعادل، کاهش واضح سرعت راه رفتن، ضعف عضلات، تغییرات قابل توجه حافظه، گم کردن مسیرهای آشنا، اشتباه در مصرف دارو، فراموش کردن مکرر قرار ملاقاتها و کاهش توانایی انجام فعالیتهای روزمره میتواند از جمله علائمی باشد که نیاز به بررسی تخصصی دارد.
قصاب عبداللهی تصریح کرد: کاهش وزن بدون دلیل، بیاشتهایی، مشکلات جویدن یا بلع، مصرف تعداد زیادی دارو، بیاختیاری، افسردگی، اضطراب بدون دلیل، احساس پوچی یا صحبت درباره خودکشی نیز از مواردی است که باید برای خانواده به عنوان زنگ خطر تلقی شود.
هدف طب سالمندی افزایش طول عمر به هر قیمت نیست
وی درباره هدف خدمات تخصصی سالمندی نیز گفت: هدف صرفاً افزایش طول عمر نیست؛ افزایش طول عمر زمانی ارزشمند است که همراه با حفظ کیفیت زندگی، استقلال و عملکرد سالمند باشد. سالمندی که عمر طولانی داشته باشد اما کاملاً زمینگیر و وابسته باشد و برای فعالیتهای روزمره مانند غذا خوردن، لباس پوشیدن و استحمام نیازمند کمک باشد، از نظر اجتماعی و روانشناختی نیز با آسیب مواجه خواهد شد.
وی تأکید کرد: حفظ کرامت سالمند نیز یکی از اهداف مهم حوزه سالمندی است و این کرامت زمانی بهتر حفظ میشود که فرد بتواند استقلال و عملکرد خود را تا سالهای پایانی زندگی حفظ کند. زمینه بسیاری از بیماریهایی که در دوران سالمندی بروز میکنند، سالها قبل ایجاد شده است. برای مثال ممکن است فردی در ۷۰ سالگی به آلزایمر مبتلا شود، اما زمینههای این بیماری از دهههای قبل شکل گرفته باشد.
قصاب عبداللهی افزود: اگر قرار است طول عمر همراه با کیفیت زندگی مناسب باشد، اصلاح سبک زندگی باید بسیار پیش از رسیدن به سالمندی آغاز شود. تغذیه سالم، تحرک بدنی، حفظ روابط اجتماعی و تقویت عضلات و تعادل از جمله اقداماتی است که باید از سالهای جوانی مورد توجه قرار گیرد. برای پیشگیری از زمینخوردن در سالمندی، تقویت عضلات و انجام تمرینهای مناسب تعادل باید از سالها قبل آغاز شود و برای کاهش خطر بیماریهای قلبی ـ عروقی نیز تغذیه سالم، کمچرب و کمنمک باید از سنین پایین مورد توجه باشد.
مدیر گروه سلامت سالمندی دانشگاه علوم پزشکی تبریز، مصرف همزمان چند دارو یا «پلیفارماسی» را یکی از مشکلات مهم سالمندان دانست و گفت: موضوع خطاهای مصرف دارو در سالمندان از محورهای مورد مطالعه بوده و در مطالعهای که روی ۳۱۸ سالمند مصرفکننده همزمان پنج دارو یا بیشتر انجام شد، مشخص شد نزدیک به ۷۰ درصد آنان طی شش ماه گذشته دستکم یک مورد خطای مصرف دارو داشتهاند.
وی افزود: این خطاها شامل مصرف دارو در زمان نامناسب، مصرف دوز نادرست، رعایت نکردن شرایطی مانند مصرف دارو با غذا یا به صورت ناشتا و اشتباه در تعداد دفعات مصرف بوده است. در برخی موارد سالمند داروی خوابآور را صبح مصرف کرده یا داروی فشار خون را با دوزی بیشتر از مقدار تجویزشده استفاده کرده است. در موارد دیگر نیز تعداد دفعات مصرف دارو با دستور پزشک مطابقت نداشته است.
وی تأکید کرد: افزایش تعداد داروها علاوه بر افزایش احتمال خطای مصرف، با برخی مشکلات شایع سالمندی نیز ارتباط دارد و رژیم دارویی پیچیدهتر، احتمال اشتباه سالمند در مصرف دارو را افزایش میدهد.
سالمندی فقط چالش نیست؛ «اقتصاد نقرهای» یک فرصت است
قصاب عبداللهی با تأکید بر اینکه سالمندی جمعیت نباید صرفاً به عنوان یک تهدید دیده شود، اظهار کرد: اگرچه افزایش جمعیت سالمندان چالشهایی برای اقتصاد، نظام سلامت و نیاز به نیروی تخصصی مراقبتی ایجاد میکند، اما میتوان از دل این تغییر جمعیتی فرصتهایی نیز ایجاد کرد.
وی «اقتصاد نقرهای» یا Silver Economy را یکی از این فرصتها عنوان کرد و گفت: افزایش جمعیت سالمندان میتواند بازارهای جدیدی در حوزههایی مانند مراقبت در منزل، خدمات توانبخشی، تجهیزات و وسایل کمکی، سمعک، عینک، خدمات بیمهای، گردشگری سالمندی، پوشاک، کفش و حتی مواد غذایی متناسب با نیاز سالمندان ایجاد کند. این حوزهها در سالهای آینده میتوانند فرصتهای شغلی و اقتصادی جدیدی ایجاد کنند و به رشد اقتصاد جامعه کمک کنند.
استفاده از ظرفیت سالمندان برای جامعه
این متخصص سالمندشناسی با اشاره به ظرفیت اجتماعی سالمندان نیز گفت: مشارکت اجتماعی سالمندان باید تقویت شود؛ چراکه حضور اجتماعی میتواند به کاهش مشکلات شناختی و روانشناختی کمک کند و از سوی دیگر، جامعه نیز میتواند از تجربه و توانمندی سالمندان بهرهمند شود.
وی افزود: سالمندان در فعالیتهای داوطلبانه و خیریه ظرفیت بالایی دارند و میتوان از این ظرفیت برای حل مسائل اجتماعی استفاده کرد. در تبریز نیز برخی از خیران و فعالان اجتماعی سالمند در ایجاد و اداره مجموعههای خیریه و اجتماعی نقش دارند. استفاده از سالمندان در شوراها، انجمنها و فرایندهای تصمیمگیری محلی نیز میتواند به شنیده شدن مسائل این گروه و مشارکت بیشتر آنان در جامعه کمک کند.
وی با اشاره به ظرفیت سالمندی جمعیت برای اصلاح سیاستهای شهری، اظهار کرد: شهر دوستدار سالمند به معنای شهری مخصوص سالمندان نیست، بلکه شهری است که برای افراد با سنین و توانمندیهای مختلف مناسبسازی شده باشد. حملونقل عمومی مناسب، مناسبسازی فضاهای شهری و طراحی مناسب مسکن، از جمله مؤلفههایی هستند که در شهر دوستدار سالمند مورد توجه قرار میگیرند و اجرای آنها نه تنها به سالمندان، بلکه به کودکان، افراد دارای معلولیت و زنان باردار نیز کمک میکند.
این متخصص تشریح کرد: شهری که برای سالمند ایمن و مناسب باشد، میتواند برای سایر گروههای جمعیتی نیز محیط مناسبتری ایجاد کند. همچنین انتقال تجربه، فرهنگ و آیینها از نسل سالمند به نسل جوان، یکی دیگر از ظرفیتهای سالمندی است. در برخی کشورها مانند ژاپن از سالمندان در نقشهایی مانند مربی مهدکودک استفاده میشود که هم فرصت مشارکت اجتماعی برای سالمند ایجاد میکند و هم زمینه انتقال فرهنگ و سنتها به نسل جوان را فراهم میسازد.
سالمندشناسی؛ رشتهای برای حفظ استقلال و کیفیت زندگی سالمندان
عبداللهی با تشریح ابعاد مختلف رشته سالمندشناسی، گفت: سالمندشناسی رشتهای میانرشتهای است که سالمندی را از ابعاد زیستی، روانشناختی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و محیطی بررسی میکند و هدف آن صرفاً افزایش طول عمر نیست، بلکه حفظ استقلال، عملکرد، کرامت و کیفیت زندگی سالمندان است.
وی ضمن تشریح مفهوم سالمندشناسی، اظهار کرد: در سالمندشناسی ابعاد روانشناختی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، معنوی و محیطی سالمندی نیز مورد توجه قرار میگیرد و هدف اصلی، مطالعه فرایند سالمندی، شناخت تغییرات این دوران و در نهایت ارتقای کیفیت زندگی سالمندان است.
وی با اشاره به سابقه فعالیت این گروه، گفت: گروه سلامت سالمندی دانشگاه علوم پزشکی تبریز از سال ۱۳۹۲ فعالیت خود را آغاز کرد و در ابتدا در مقطع کارشناسی ارشد دانشجو پذیرفت. از سال ۱۳۹۶ نیز مقطع دکتری سالمندشناسی در این دانشگاه راهاندازی شد. تاکنون ۵۱ نفر در مقطع کارشناسی ارشد سلامت سالمندی و ۱۶ نفر در مقطع دکتری سالمندشناسی از این گروه فارغالتحصیل شدهاند.
وی ادامه داد: سالمندشناسی یک رشته چندرشتهای است و به همین دلیل متخصصانی از حوزههای مختلف از جمله روانپزشکی، پرستاری، آموزش بهداشت، تغذیه، طب داخلی و طب سالمندی در گروه سلامت سالمندی دانشگاه علوم پزشکی تبریز حضور دارند.
عبداللهی با اشاره به تفاوت سالمندشناسی با طب سالمندی، گفت: طب سالمندی عمدتاً بر تشخیص و درمان بیماریهای سالمندان تمرکز دارد و بیشتر با سالمند بیمار سروکار دارد، در حالی که سالمندشناسی نگاه کلنگر و گستردهتری دارد و ابعاد مختلف زندگی سالمند را بررسی میکند. سالمندشناس میتواند به افراد کمک کند تا سالمندی سالمتر، مستقلتر و با کیفیت زندگی بالاتری داشته باشند و در سطح کلان نیز به آمادهسازی جامعه برای مواجهه با جمعیت سالمند کمک میکند.
وی با اشاره به حوزههای مطالعاتی این رشته، بیان کرد: دانشجویان سالمندشناسی تغییرات زیستی و جسمانی دوران سالمندی، تغییرات سیستمهای مختلف بدن، عوامل خطر و برنامههای پیشگیرانه را مطالعه میکنند؛ برای مثال در زمینه تغییرات سیستم عضلانی ـ اسکلتی، پوکی استخوان و راهکارهای پیشگیری از آن مورد توجه قرار میگیرد. در حوزه روانشناختی نیز موضوعاتی مانند سلامت روان سالمندان، اضطراب، افسردگی، تغییرات شناختی، دمانس و زوال عقل مورد بررسی قرار میگیرد و سالمندشناس میتواند در غربالگری مشکلات روانی و طراحی مداخلات ارتقای سلامت روان نقش داشته باشد.
وی با اشاره به دروس رشته سالمندشناسی، اظهار کرد: دانشجویان در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری، دروسی مانند داروشناسی سالمندی، تغذیه سالمندان، بیماریها و سندرمهای شایع سالمندی، روانشناسی و روانپزشکی، توانبخشی، ارزیابی و بهسازی محیط، اصول برنامهریزی و مدیریت خدمات بهداشتی، جنبههای حقوقی و اخلاقی سالمندی، آسیبپذیری در سالمندی و جامعهشناسی سالمندی را مطالعه میکنند.
احترام به سالمند فقط بلند شدن از جای خود نیست
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تبریز با تأکید بر ضرورت حفظ کرامت سالمندان، اظهار کرد: یکی از اهداف رشته سالمندشناسی، حفظ شأن و کرامت سالمند است و فرهنگ ارتباط صحیح با سالمندان باید در جامعه تقویت شود. احترام به سالمند تنها به این معنا نیست که هنگام ورود او از جای خود بلند شویم، با احترام صحبت کنیم یا صندلی خود را در وسایل حملونقل عمومی به او بدهیم؛ این رفتارها اگرچه مصادیق احترام هستند، اما برای حفظ واقعی کرامت سالمند کافی نیستند.
وی ادامه داد: حفظ واقعی کرامت سالمند زمانی اتفاق میافتد که نیازهای این گروه شنیده و شناخته شود و برای تأمین آنها اقدام شود. سیاستگذار نیز زمانی میتواند مدعی توجه به سالمندان باشد که فرصت شنیده شدن صدای آنان را فراهم کند و به عنوان یک جمعیت در حال افزایش، نیازهای آنان را در سیاستگذاریها مورد توجه قرار دهد.
وی در پایان تأکید کرد: از دید ارائهدهندگان خدمات سلامت نیز کرامت سالمند زمانی حفظ میشود که مراقبت همهجانبه و متناسب با شأن او، بدون دغدغه مالی و بدون نیاز به طی کردن فرایندهای دشوار و فرسایشی، در اختیارش قرار گیرد. حفظ جایگاه و کرامت سالمندان نیازمند یک همت همگانی است و سیاستگذاران، وزارت بهداشت، ارائهدهندگان خدمات سلامت، جامعه و خانوادهها همگی در این زمینه مسئولیت دارند.
به گزارش ایسنا، شاید مهمترین پرسش درباره سالمندی این نباشد که «چند سال بیشتر زندگی کنیم»، بلکه این باشد که «چگونه زندگی کنیم». سالمندی مطلوب زمانی معنا پیدا میکند که افزایش طول عمر با حفظ استقلال، انتخاب، مشارکت و کرامت همراه باشد؛ زیرا جامعهای که امروز برای سالمندان خود برنامهریزی میکند، در حقیقت برای آینده همه اعضای خود برنامهریزی کرده است.
انتهای پیام