به گزارش ایسنا، قدرتالله قربانی روز دوشنبه ۱۶ شهریور در هفتمین دوره طرح ملی سلسله نشستهای نقد و بررسی کتب علوم انسانی با محوریت بررسی کتاب دین و عقلانیت که در پردیس امیرکبیر دانشگاه فرهنگیان البرز برگزار شد، اظهار کرد: در فلسفه دین با پرسشهایی درباره چیستی دین، منشأ آن، حقانیت ادیان، نسبت دین و عقل، رابطه آموزههای دینی با یافتههای علمی، نسبت دین و اخلاق، معنای زندگی و مسئله شر مواجه هستیم. اینها پرسشهایی انتزاعی نیستند و با مسائل واقعی زندگی انسان ارتباط دارند.
وی افزود: یکی از مسائل مهم فلسفه دین، رابطه دین و عقل است، اینکه آیا باورهای دینی عقلانی هستند یا خیر. برای مثال، باور به وجود خدا، عدالت و حکمت خداوند، و حیانی بودن قرآن یا برخی باورهای موجود در ادیان مختلف، همگی میتوانند موضوع پرسش از عقلانیت قرار گیرند.
قربانی با تأکید بر تفاوت فلسفه دین و علم کلام بیان کرد: تفاوت مهمی میان فلسفه دین و کلام وجود دارد که گاهی مورد توجه قرار نمیگیرد. هدف متکلم دفاع از باورهای دینی است، اما فیلسوف دین به دنبال ارزیابی عقلانیت باورهاست. فیلسوف پیشاپیش متعهد نیست که نتیجه پژوهش او حتماً به سود یک دین تمام شود و ممکن است در فرآیند بررسی به این نتیجه برسد که بخشی از یک نظام اعتقادی قابل دفاع و بخش دیگری نیازمند اصلاح است.
وی ادامه داد: متکلم از درون نظام اعتقادی و با رویکردی مؤمنانه به موضوع نگاه میکند، اما فیلسوف دین از بیرون به نظام اعتقادی نگاه میکند و آن را از نظر عقلانیت و استحکام مورد ارزیابی قرار میدهد. به همین دلیل، فلسفه دین حوزهای پژوهشی و حساس است و نیازمند ورزیدگی علمی است.
مؤلف کتاب دین و عقلانیت درباره ساختار این اثر توضیح داد: در فصل نخست کتاب، تلقیهای مختلف از دین، عقل و عقلانیت بررسی شده است، زیرا برای هیچ کدام از این مفاهیم تنها یک تعریف وجود ندارد. در ادامه نیز دیدگاههای مختلف درباره عقلانیت باورهای دینی، از جمله ایمانگرایی و عقلگرایی حداکثری، مورد بررسی قرار گرفته و تلاش شده میان این دو، رویکردی با عنوان عقلگرایی اعتدالی و انتقادی ارائه شود.
وی بیان کرد: در ایمانگرایی صرف ایمان برای پذیرش باور دینی کفایت میکند و لازم نیست باورها در معرض آزمون عقل قرار گیرند. در مقابل، عقلگرایی حداکثری معتقد است هر باوری تنها زمانی پذیرفتنی است که بتواند از آزمون عقل عبور کند. رویکردی که در این کتاب دنبال کردهام این است که باورهای دینی باید در معرض آزمون عقل قرار بگیرند، اما عقل نیز لزوماً حرف آخر را نمیزند و ممکن است برخی باورها فراتر از عقل باشند و نتوان آنها را صرفاً با عقل ارزیابی کرد.
قربانی یکی از مباحث مهم کتاب را تقسیمبندی باورهای دینی به سه دسته دانست و گفت: در فصل چهارم، تقسیمبندی نسبتاً ابتکاری از باورهای دینی ارائه شده و این باورها به سه دسته بنیادی، میانی و حاشیهای تقسیم شدهاند.
وی توضیح داد: باورهای بنیادی ثبات و عقلانیت بیشتری دارند و به راحتی قابل نقض نیستند و در میان سنتهای دینی ابراهیمی نیز اشتراک بیشتری دارند. در مقابل، باورهای میانی بیشتر نسبی و تغییرپذیرند و بخشی از تفاوتهای موجود میان سنتهای دینی و مذاهب در این سطح قرار میگیرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی درباره باورهای حاشیهای نیز اظهار کرد: باورهای حاشیهای در بسیاری از موارد تحت تأثیر شرایط اجتماعی، فرهنگی، جغرافیایی، معیشتی و حتی سبک زندگی شکل میگیرند و از شهری به شهر دیگر یا از دورهای به دوره دیگر تغییر میکنند. بخشی از باورهای مربوط به امامزادهها، برخی آداب و رسوم و شکلهای متفاوت زیارت و دعا را میتوان در این سطح بررسی کرد.
قربانی تأکید کرد: شناخت این لایههای باور دینی کمک میکند بدانیم نباید باورهای حاشیهای و حتی میانی را با هسته اصلی دین یکسان تلقی کنیم. بخش قابل توجهی از اختلافات دینی و فرقهای نیز در همین باورهای میانی و حاشیهای ریشه دارد. بنابراین تمرکز مؤمنان باید بیشتر بر باورهای بنیادی و پیام اصلی ادیان باشد.
وی با اشاره به فصل دیگری از کتاب درباره معیارهای ارزیابی عقلانیت باورهای دینی گفت: برای ارزیابی عقلانیت باورهای دینی معیارهای مختلفی وجود دارد و در کتاب ۱۳ معیار برای این موضوع بررسی شده است. یکی از مهمترین معیارها اخلاقی بودن است. هر باور دینی که خلاف اخلاق باشد، باید مورد بازنگری قرار گیرد. خداوند پیش از آنکه خدای خالق باشد، خدای اخلاق است و نمیتوان باور دینی را که پیامد غیراخلاقی دارد، صرفاً به دلیل دینی بودن پذیرفت.
قربانی نتیجه عملی مناسب، سادگی و سازگاری میان باورها را از دیگر معیارهای مهم دانست و افزود: اگر یک باور به جای اینکه زندگی انسان را سامان دهد، موجب بدبختی او شود، نتیجه عملی آن میتواند در ارزیابی آن مورد توجه قرار گیرد. همچنین باورهای دینی باید با یکدیگر سازگار باشند، زیرا نظام اعتقادی مانند یک شبکه است و باید میان اجزای آن انسجام وجود داشته باشد.
وی در ادامه با اشاره به وضعیت دینداری در جامعه گفت: به نظر من یکی از مهمترین مسائل جامعه امروز، بحران دینداری است. ما با نسلی مواجه هستیم که بخش قابل توجهی از آن درک درستی از دین ندارد و حتی بخشی از نسل جوان از دین فاصله گرفته است. البته بررسی همه ابعاد این مسئله در حوزه فلسفه دین نیست و جامعهشناسی و روانشناسی نیز باید در آسیبشناسی آن نقش داشته باشند.
قربانی با بیان اینکه دینداری را میتوان به مقلدانه و محققانه تقسیم کرد، اظهار کرد: بخش عمده دینداری انسانها مقلدانه است؛ یعنی زمان، مکان و خانوادهای که فرد در آن متولد میشود، نقش مهمی در شکلگیری نظام اعتقادی او دارد. اگر فردی در ایران، روسیه، فرانسه یا هر جای دیگری متولد شود، احتمال زیادی دارد که در همان سنت دینی و فرهنگی رشد کند. این مسئله طبیعی است و به خودی خود اشکالی ندارد، اما مشکل زمانی ایجاد میشود که فرد هیچگاه نظام اعتقادی به ارث رسیده را مورد بررسی و ارزیابی عقلانی قرار ندهد.
وی افزود: بخشی از افراد در طول زندگی درباره دین خود و سایر ادیان مطالعه و تحقیق میکنند و ممکن است در نهایت از سنت دینی خود خارج شوند یا به این نتیجه برسند که بخشی از باورهای آن درست و بخش دیگری نیازمند اصلاح است. این همان دینداری محققانه است.
مؤلف کتاب دین و عقلانیت تأکید کرد: در دنیای جدید هیچ چارهای جز حرکت از دینداری مقلدانه به سمت دینداری محققانه نداریم. در گذشته انسان میتوانست نوعی زیست جزیرهای داشته باشد، اما امروز از طریق اینترنت، شبکههای اجتماعی، سفر، ارتباطات فرهنگی و هزاران مسیر دیگر، دائماً با پیروان ادیان و اندیشههای مختلف مواجه هستیم.
قربانی ادامه داد: نسل جوان امروز از طریق فضای مجازی با بودیسم، هندوئیسم، شینتوئیسم، کنفوسیوس و دیگر ادیان و اندیشهها آشنا میشود و طبیعی است که در مواجهه با این تنوع، پرسشهای جدیدی برای او ایجاد شود، اینکه تفاوت ادیان چیست، چرا ما اینگونه فکر میکنیم و دیگران به شکل دیگری میاندیشند. بنابراین دیگر نمیتوان با دینداری مقلدانه به این پرسشها پاسخ داد و باید نسل جوان را به سمت آگاهی و مطالعه بیشتر هدایت کرد.
وی با اشاره به اهمیت شناخت ادیان در این مسیر گفت: مطالعه ادیان دیگر به ما کمک میکند شباهتها و تفاوتهای خود را بهتر بشناسیم. هرچه شناخت ما از دیگری دینی و جهانی که در آن زندگی میکنیم بیشتر شود، شناخت ما از خودمان نیز کاملتر خواهد شد.
قربانی با تأکید بر ضرورت توجه به پیام اصلی دین افزود: نباید اجازه دهیم جزئیات و حواشی دین جای پیام اصلی آن را بگیرد. اگر فرد به حاشیههای دین بیش از هسته اصلی آن وابسته شود، عقلانیت کاهش پیدا میکند و زمینه اختلاف و خشونت فراهم میشود، در حالی که توجه به هسته اصلی پیام دین، امکان گفت و گو با دیگران را افزایش میدهد.
وی با اشاره به نقش خرافات در دینگریزی اظهار کرد: یکی از مشکلات جوامع دینی، گسترش حواشی و خرافات است و این مسئله اختصاصی به یک دین ندارد. هرچه جنبه عقلانی دین افزایش و جنبه خرافی آن کاهش پیدا کند، زمینه دین گریزی نیز کمتر خواهد شد، زیرا نسل جدید آگاهی بیشتری دارد و در برابر باورهای خرافی پرسشگرتر است.
انتهای پیام