«سیدجلال دهقانی فیروزآبادی» دبیر شورای راهبردی روابط خارجی ایران در گفتوگو با ایسنا در تحلیل خود از تحولاتی که بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر در سطح منطقهای و بینالمللی رخ داد، اظهار کرد: تردیدی وجود ندارد که حادثه ۱۱ سپتامبر یکی از مهمترین تحولات بینالمللی به طور کلی و به ویژه در قرن ۲۱ بوده است، به گونهای که هم در عمل و هم در سطح روابط بینالملل قبل و بعد از ۱۱ سپتامبر اهمیت این حادثه را نشان میدهد.
وی با اشاره به کارکردها و تحولاتی که این اتفاق در پی داشت، گفت: یکی از مهمترین پیامدهای حادثه ۱۱ سپتامبر پر کردن خلاء مفهومی در سیاست خارجی آمریکا بود. پس از فروپاشی شوروی و اضمحلال کمونیست، سیاست خارجی دچار یک خلاء مفهومی شد، کمونیست از بین رفت، بنابراین آمریکاییها تلاش کردند اسلام را جایگزین کمونیست کنند که موفق نشدند، ولی با ۱۱ سپتامبر به هدفشان رسیدند و تروریست را بالاخره جایگزین کردند. نکته مهم این است که آمریکاییها از یک تهدید امنیتی استفاده کرده و آن را به یک فرصت تبدیل کردند.
دبیر شورای راهبردی روابط خارجی همچنین بیان کرد: یکی دیگر از تحولات بسیار مهم بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر این بود که زمینهای ایجاد کرد برای اینکه آمریکا در پی اعمال هژمونی بدخیم و غارتگر خود برآمده و تحت عنوان مبارزه با تروریسم حضور و نفوذ غلبه خود را در نظام بینالملل تشدید کند.
این استاد دانشگاه در پاسخ به این سوال که آمریکا بعد از ۱۱ سپتامبر افغانستان و عراق را مورد هدف قرار داد و در نهایت دیدیم به چه نحوی از این کشورها خارج شد؛ اکنون سیاست و رویکرد آمریکا را چطور ارزیابی میکنید؟ گفت: از مهمترین پیامدهای ۱۱ سپتامبر، حضور نظامی مستقیم آمریکا در خاورمیانه و تشدید حملات مستقیم به عراق و افغانستان بود. زیرا آمریکاییها فکر میکردند فرصتی تاریخی برای اینکه هژمونیشان را بر نظام بینالملل تحمیل کنند، ایجاد شده است لذا نقطه آغاز را در خاورمیانه تعیین کرده بودند. علاوه بر این یکی دیگر از پیامدها انفعال جهان اسلام و کشورهای اسلامی در نظام بینالملل و به ویژه در خاورمیانه بود که نهایتا بعد از ۲۵ سال به ایران ختم شد.
شکست تز بوش پسر و تشدید ناامنی در خاورمیانه
دهقانی فیروزآبادی همچنین درباره اینکه اقدامات آمریکاییها چه پیامدهایی را در منطقه در برداشت، گفت: آمریکا به اهداف اعلام شده خودش نرسید؛ یعنی نه موفق شد هژمونی جهانیاش را تثبیت کند و نه نظم جدید منطقهای را که در خاورمیانه دنبال میکرد، به دست آورد. در زمان بوش پسر طرحی را با عنوان خاورمیانه بزرگتر یا جدید دنبال میکردند اما در اثر اقداماتی که خودشان انجام دادند در چارچوب راهبرد موازنه آشوب، ناامنی و بیثباتی در خاورمیانه به اوج خودش رسید.
وی خاطرنشان کرد: نتیجه این اقدامات چنین شد که بر اثر سیاستهای آمریکا یک خاورمیانه ناامن و بیثبات و آشوبزده وجود دارد که این نوع سیاستها کماکان ادامه دارد. اما از این به بعد به خصوص بعد از بوش پسر آمریکا در چارچوب راهبرد چرخش به آسیا تلاش کرد حضور مستقیم خود را به حضور نیابتی تبدیل کند. در واقع درصدد بوده برقراری نظم منطقهای را به متحدین خود و در رأس آنها اسرائیل در چارچوب پیمان ابراهیم منتقل کند.
نظم نیابتی عملا شکست خورده است
دبیر شورای راهبردی روابط خارجی در ادامه اظهار کرد: راهبردی که آمریکا در زمان اوباما در پیش گرفت یک چیز بود و در زمان ترامپ هم پیمان ابراهیم را دنبال کرد اما بعد از حادثه طوفان الاقصی این نظم بهم خورد. در حال حاضر نیز با تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران چه در جنگ ۱۲ روزه و چه جنگ ۴۰ روزه این نظم نیابتی عملا شکست خورده است.
این استاد دانشگاه ادامه داد: یکی از اهداف تجاوز آمریکا به ایران نیز بازسازی این نظم بود آنها تلاش کردند با تجاوز به ایران، نظامی که بهم خورده است را مجددا بازسازی کرده و حتی آن را گسترش هم دهند.
تجاوز آمریکایی-صهیونی برای جبران ناکامیها بود
وی در بخش دیگری از این گفتوگو درباره اینکه بعد از گذشت ۲۵ سال ایالات متحده به رهبری ترامپ و با همکاری رژیم صهیونیستی تجاوز دیگری را در منطقه و علیه جمهوری اسلامی ایران به راه انداختند و این اقدامات بیانگر چه نوع عملکردی در سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا است، بیان کرد: تجاوزی که آمریکا با همراهی اسرائیل علیه ایران انجام دادند برای جبران این ناکامیهای بینالمللی و منطقهای بود. آمریکاییها برای جلوگیری از کاهش نقششان در نظام بینالملل و اعمال هژمونی منطقهای، ایران را یکی از مهمترین موانع بر سر راه خود میدانستند که درصدد برآمدند تا آن را از سر راه بردارند.
دهقانی فیروزآبادی خاطرنشان کرد: نکته حائز اهمیت این بود که برخلاف انتظار آمریکاییها، تجاوز علیه ایران نه تنها نتایج مطلوبی نداشت بلکه نتایج معکوسی به همراه داشت، اولا باعث تخریب نظم منطقهای مبتنی بر پیمان ابراهیم شد که گاهی از آن بهعنوان نظم دو ستونی هم یاد کردهاند چون یک طرف آن اعراب به رهبری عربستان و یک طرف اسرائیل قرار داد.
کاهش اعتبار چتر امنیتی آمریکا در منطقه
دبیر شورای راهبردی روابط خارجی ادامه داد: گرچه آمریکاییها و اسرائیل به دنبال بازسازی نظم خود هستند اما یکی از مهمترین پیامدهای تجاوز آنها به ایران کاهش اعتبار چتر امنیتی آمریکا در منطقه بوده است که هم اعتبار تضعیفکنندگی امنیت توسط آمریکا کاهش یافته و هم اعتماد اعراب به نظم امنیتی آمریکا محور تضعیف شده است.
پیمان مکه؛ ساز و کار مکمل برای امنیت
وی افزود: در واقع نظمی که براساس برونسپاری امنیت در خلیج فارس وجود داشت، بر هم خورده به گونهای که تلاشهایی برای نظم منطقهای جدید وجود دارد، البته یکی از پیامدهای نظم پیشین مبتنی بر چتر امنیتی آمریکا و اتخاذ راهبرد مصونسازی به معنای متنوعسازی منابع و سازوکارها و شرکای امنیتی اعراب بود اما اکنون اعراب به این نتیجه رسیدهاند که آمریکا به تنهایی نمیتواند امنیت آنها را تامین کند و باید به دنبال ساز و کار مکمل باشند که پیمان مکه در همین شرایط و با این نگاه انجام شده است.
این استاد دانشگاه در پاسخ به این سوال که به نظر میرسد سیاستهای مداخلهجویانه آمریکا نه تنها تغییر نکرده بلکه در هر مرحله و زمانی به نحوی خود را در منطقه بازتعریف کرده است، گفت: به نظر من هدف اصلی مداخله آمریکا در منطقه تغییر کرده است، همانطور که اشاره شد آمریکا میخواهد نقش اول را در منطقه ایفا کند چه به طور مستقیم یا غیر مستقیم و یا حتی نیابتی، اما راهبرد، تاکتیک و سیاستها را تغییر داده است.
دهقانی فیروزآبادی خاطرنشان کرد: قرار بود مداخله مستقیم آمریکا جای خود را به مداخله نیابتی اسرائیل با ستون اقتصادی اعراب دهد، که این مساله قبل از تجاوز به ایران بهم خورد. بنابراین آمریکا در چارچوب راهبرد چرخش به آسیا (برای مهار چین) مجبور بود درگیریاش را کاهش دهد نه به معنای اینکه نفوذشان را کم کنند، بلکه میخواستند به متحدانشان واگذار کنند. از نظر آنها ایران تنها راه بود و حمله و تجاوز به آن را ترتیب دادند اما در رسیدن به اهدافشان شکست خوردند.
راهبرد کلان آمریکا، کاهش حضور نظامی در منطقه
دبیر شورای راهبردی روابط خارجی در ادامه اظهار کرد: درست است که آمریکاییها در سطح جهانی رقیب و تهدید اصلی خود را چین معرفی میکنند، اما حداقل در منطقه و خاورمیانه به این معنا نیست که منطقه را ترک کنند بدون اینکه منافعشان تامین نشود. بنابراین در کوتاه مدت مداخله مستقیم آمریکا ادامه مییابد و حتی اگر اعراب به سمت متنوعسازی بروند، آمریکا در کوتاه مدت حضور دارد و ممکن است در بلند مدت و یا میان مدت حضورش را کاهش دهد.
این استاد دانشگاه ایرانی تاکید کرد: در تجاوز آمریکا به ایران شاهد بودیم که ایران دفاع سرسختانه و قهرمانانه در دفع این تجاوز و هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا در منطقه انجام داد که بیتردید باعث بازنگری در حضور مستقیم آمریکا در منطقه خواهد شد. آمریکا پایگاههای خود را که در حوزه پیرامونی ایران در جنوب خلیج فارس بود، به فاصله دورتر از جمله اردن انتقال داده، آنجا زیر آتش ایران است.
دهقانی فیروزآبادی همچنین گفت: پیشبینیام این است در آینده به لحاظ لجستیکی راهبرد کلان آمریکا این است که مجبور میشود حضور نظامیاش را در منطقه کاهش دهد و به فاصله دورتر منتقل کند، تا یک نوع راهبرد موازنهسازی فراساحلی و احاله مسئولیت به متحدان خود را تقویت کند، البته این با شرایط جدید خواهد بود.
انتهای پیام