آمریکا در دو دهه پس از آن جنگهای افغانستان و عراق را تجربه کرد، شبکهای گسترده از نهادهای اطلاعاتی و ضدتروریسم ایجاد کرد و بخش قابل توجهی از منابع نظامی و امنیتی خود را به مقابله با گروههای جهادی اختصاص داد. اما ۲۵ سال بعد، پرسش اساسی این است که در میان مجموعهای از تهدیدهای جدید و پیچیده، تروریسم امروز آمریکا در چه رتبهای از تهدیدات امنیتی قرار دارد؟ آیا تروریسم هنوز تهدید است؟
آمریکا در طول بیش از دو دهه عملیات ضدتروریسم توانسته است ظرفیت عملیاتی القاعده مرکزی را بهشدت تضعیف کند؛ بهگونهای که این سازمان دیگر از ساختار، نیروی انسانی، پناهگاه امن و قابلیت فرماندهی و کنترل لازم برای طراحی و اجرای عملیاتی در مقیاس و پیچیدگی حملات ۱۱ سپتامبر برخوردار نیست. مرکز مبارزه با تروریسم آکادمی نظامی وستپوینت در گزارش سال ۲۰۲۵ خود درباره وضعیت القاعده تصریح میکند که هسته مرکزی این سازمان به یک کادر کوچک تقلیل یافته است.
با این حال ارزیابی سال ۲۰۲۶ مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا (CSIS) عنوان میکند که برخلاف دوره پس از ۱۱ سپتامبر یا دوران اوج خلافت سرزمینی داعش، امروز دیگر یک تهدید تروریستی واحد و مسلط وجود ندارد، بلکه آمریکا با مجموعهای از گروههای رسمی، شبکههای سست و غیرمتمرکز و مهاجمان منفرد مواجه است. در خاورمیانه و آفریقا اما شاخههای القاعده و داعش همچنان تهدید مهمی محسوب میشوند و برخی شاخههای آنها در حال تقویت هستند. بنابراین، ممکن است تروریسم از صدر فهرست تهدیدات امنیتی آمریکا پایین آمده باشد، اما از بین نرفته است و از یک دشمن مشخص و متمرکز به مجموعهای پراکنده، انعطافپذیر و غیر قابل پیشبینیتر تبدیل شده است.
علاوه بر این، به طور همزمان مرز میان تهدید خارجی و داخلی نیز بیش از گذشته مبهم شده است. برخلاف سال ۲۰۰۱ که نگاه امنیتی آمریکا عمدتاً بر دشمنی در خارج از مرزها متمرکز بود، اکنون بسیاری از تهدیدات واقعی، در داخل آمریکا نهفته است. نظرسنجی رویترز در آستانه بیستوپنجمین سالگرد ۱۱ سپتامبر نشان میدهد که آمریکاییها اکنون بیش از گذشته نگران افراطگرایی داخلی هستند؛ ۳۳ درصد تروریسم داخلی را بزرگترین تهدید برای امنیت شهروندان دانستهاند، در حالی که این رقم برای تروریسم خارجی ۲۰ درصد بوده است. ۶۱ درصد مردم آمریکا نیز حملات ایدئولوژیک از سوی افراطگرایان داخلی را تهدید بزرگتری از حملات ایدئولوژیک از خارج دانستهاند. این تغییر نشان میدهد که حتی در داخل آمریکا هم تعریف تهدید تروریستی نسبت به ۲۵ سال قبل دگرگون شده است.
از سوی دیگر، انقلاب فناوری در حال ایجاد لایهای تازه از تهدیدات امنیتی است که در سال ۲۰۰۱ اساساً وجود نداشت. حملات سایبری، هوش مصنوعی، جنگ اطلاعاتی، خرابکاری علیه زیرساختهای حیاتی، حملات پهپادی و ترکیب ابزارهای نظامی و غیرنظامی میتواند بدون آنکه به یک حمله تروریستی کلاسیک شباهت داشته باشد، خساراتی در مقیاس ملی وارد کند. جامعه اطلاعاتی آمریکا در ارزیابی ۲۰۲۶، چین و روسیه را فعالترین و مستمرترین تهدیدهای سایبری علیه آمریکا معرفی کرده و از تلاش آنها برای نفوذ به شبکههای دولتی، بخش خصوصی و زیرساختهای حیاتی سخن گفته است.
امروز بخش مهمی از نگرانیهای راهبردی واشنگتن به رقابت با قدرتهای بزرگ بازگشته است. چین و روسیه در ارزیابی جامعه اطلاعاتی آمریکا بهعنوان رقبای راهبردی و تهدیدهای مستمر با بحرانهای احتمالی در تایوان، اروپا و دیگر مناطق، میتوانند آمریکا را در معرض یک رویارویی مستقیم با یک قدرت بزرگ قرار دهد؛ سناریویی که از نظر مقیاس و پیامد با حمله تروریستی ۱۱ سپتامبر قابل مقایسه نیست. شورای روابط خارجی آمریکا نیز در ارزیابی ریسکهای سال ۲۰۲۶، تشدید بحران در تنگه تایوان و احتمال درگیری نظامی میان روسیه و یکی از اعضای ناتو را از سناریوهایی با احتمال متوسط و پیامد بالا برای منافع آمریکا دانسته است که میتواند واشنگتن را به درگیری مستقیم با چین یا روسیه وارد کند.
در کنار رقابت قدرتهای بزرگ، بازگشت تهدیدهای کلاسیک نظامی و راهبردی نیز معادله امنیت آمریکا را تغییر داده است. گزارش سالانه تهدیدات جامعه اطلاعاتی آمریکا هشدار میدهد که چین، روسیه، کره شمالی، ایران و پاکستان در حال توسعه طیفی از سامانههای موشکی با قابلیت حمل کلاهکهای هستهای یا متعارف هستند و برآورد میکند تعداد موشکهایی که بالقوه میتوانند خاک آمریکا را تهدید کنند، در صورت تداوم روند کنونی، تا سال ۲۰۳۵ به بیش از ۱۶ هزار فروند میرسد. به این ترتیب، تهدیدی که در سالهای پس از ۱۱ سپتامبر عمدتاً بهصورت حمله تروریستی از سوی یک شبکه غیردولتی تصور میشد، امروز بار دیگر میتواند در قالب فراتر از یک گروهک تروریستی ظاهر شود.
این بار متحدان آمریکا هستند که او را غافلگیر میکنند
اسفندیار خدایی، تحلیلگر مسائل آمریکا معتقد است که امروز ۲۵ سال پس از ۱۱ سپتامبر، با وجود تمام تهدیدات خارجی، آمریکا باید ریشه تهدیدات امنیتیاش را از داخل کشورش بیابد و پیگیری کند، زیرا اگر قرار باشد ایالات متحده خودش را از عواقب حوادثی مانند ۱۱ سپتامبر برهاند، بهتر است به نفوذ لابی خارجی چون رژیم اسرائیل پایان دهد.
خدایی در گفتوگو با ایسنا با بیان اینکه مسئله تروریسم در آمریکا حل نشده باقی مانده است، اظهار کرد: در همان سالهای ابتدایی پس از گرفتار شدن آمریکا در باتلاق اشغال عراق، یک گروه فراحزبی متشکل از جمهوریخواهان و دموکراتها ایجاد شد تا مسئله عدم دستیابی به موفقیتهای قابل انتظارشان را پیگیری کند. آنها به این نتیجه رسیدند دلیل منفور شدن آمریکا در نگاه مردم خاورمیانه، حمایت یکجانبه این کشور از رژیم صهیونیستی است. در همان زمان تلاش شد در این زمینه اقداماتی صورت گیرد، اما لابی رژیم صهیونیستی موضوع را به حاشیه کشید. این لابی قدرتمند در پی قبولاندن این گزاره بود که امنیت آمریکا با حمایت بیشتر از اسرائیل تامین میشود، لذا حمایت ایالات متحده از صهیونیستها تداوم یافت و مسئله مبارزه با تروریسم به طور ریشهای حل نشد.
وی با اشاره به دلیل اصلی رشد و تقویت افراطیگری در خاورمیانه و فعالیت ضدآمریکایی آن، اضافه کرد: بعد از جنگ جهانی اول، آمریکا به عنوان کشوری دموکراتیک در خاورمیانه ظاهر شد؛ بسیار عادلانه از جنبشهای استقلالطلبانه حمایت کرد و در پشتیبانی از سوریه، عربستان، عراق، هند و ایران اشغالشده در برابر قدرتهای استعماری چون انگلیس و شوروی عمل کرد. در آن زمان آمریکا محبوب بود، اما بعد از جنگ جهانی دوم چهره جدیدی از خود نشان داد که در قالب کودتا در ایران خودش را به نمایش گذاشت. جنگ اعراب و اسرائیل و تحریم نفتی آمریکا هم باعث شد ایالات متحده همچنان در منطقه منفور بماند، چراکه در دعوای اعراب و اسرائیل، یکطرفه و به نفع رژیم و به ضرر فلسطین وارد شد.
این تحلیلگر مسائل آمریکا با بیان اینکه همچنان تروریسم در اولویتهای نخست تهدیدهای امنیت ملی ایالات متحده است، ادامه داد: شاید دیگر حملاتی مانند ۱۱ سپتامبر وجود رخ ندهد، اما به دلیل کاهش محبوبیت آمریکا در عربستان، اردن، امارات، ترکیه، مصر و ... زمینه برای اقدامات تروریستی وجود دارد. آن گروهکهای سازمانیافته مانند القاعده الان وجود ندارند، اما زمینه و بستر برای عضو گیری گروههای مختلف مهیاست. حتی اگر آمریکا در این کشورها اجازه برگزاری انتخابات آزاد بدهد، دولتی از انتخابات پیروز بیرون میآید که در برابرش قد علم میکند. لذا مجبور است جانب قدرتهای حاکم موجود را بگیرد و در تقابل با منافع ملتها و دموکراسیخواهی حرکت کند.
خدایی، دوقطبی شدن را مهمترین تهدید امنیتی ایالات متحده و دلیلی برای اهمیت مضاعف تروریسم دانست و اظهار کرد: جمهوریخواهان و دموکراتها مانند دو کشور متفاوت از هم هستند و نگاهشان نسبت به مسائل مختلف به شدت متضاد است؛ یکی در کنوانسیونهای بینالمللی محیط زیستی عضو میشود، به برجام رضایت میدهد و منافع آمریکا را در موازنه قدرت میبیند و دیگری مثل ترامپ جمهوریخواه از کنوانسیونها خارج میشود و به هر قیمتی حتی اگر بر خلاف منافع آمریکا باشد، در پی سقوط جمهوری اسلامی است. در سایر مسائل از جمله ازدواج همجنسگرایان، مالیات، مهاجرت، جایگاه روسیه، ارتباط با اروپا، هند، کره جنوبی و ژاپن نیز این دو حزب نظرات متناقض دارند که در درازمدت موجب بیاعتباری ایالات متحده میشود.
وی با اشاره به اینکه در حال حاضر جمهوریخواهان و دموکراتها از هر زمانی قطبیتر هستند، گفت: سازش این دو حزب و پیگیری هدف مشترک، مشکل است. به نظرم بر خلاف ۲۵ سال گذشته، تهدیدات اصلی امنیتی علیه آمریکا را نه در خارج، بلکه باید در داخل این کشور جستوجو کرد؛ وقتی جوان دموکرات اصلا حرف جمهوریخواهان را نمیفهمد و در مقابل، جمهوریخواهان، دموکراتها را مزدور بیگانه میدانند و گوش شنوایی برای شنیدن دموکراتها ندارند، تروریسم داخلی زاده و باعث میشود آنها علیه یکدیگر دست به اسلحه ببرند و دخالت کشورهای دیگر هم به این موضوع دامن میزند.
این تحلیلگر مسائل آمریکا در پاسخ به اینکه اکنون پس از ۲۵ سال، افکار عمومی ایالات متحده چه دیدگاهی نسبت به ۱۱ سپتامبر دارند؟ بیان کرد: بعد از باتلاق عراق، مردم متوجه شدند ۱۱ سپتامبر آنها را به بیراهه کشانده و فریب خوردهاند و دولتشان بجای مقابله با ریشه تروریسم و علت ناامنی کشورشان، آدرس را اشتباه رفته است. اکنون پس از ۲۵ سال، نگاه مردم نسبت به ۱۱ سپتامبر عمیقتر و عاقلانهتر شده و به راحتی روایتهای پیشین را نمیپذیرند. چه بسا از نظرسنجیها پیداست که تهدیدات نشاتگرفته از داخل، بیش از عوامل خارجی موجب نگرانی آنها شده است. مثلا جرایم تروریسم داخلی بیشتر از تروریسمی که منشعب از خارج مرزهایشان باشد، در نظرشان اهمیت یافته است.
خدایی با اشاره به اینکه پس از جنگ رمضان، ایران در ترتیبات امنیتی آمریکا رتبه بالاتری به خود اختصاص داده، اظهار کرد: اگرچه بعد از جنگ ما جزو اولویتهای نخست امنیت ملی آمریکا قرار نخواهیم داشت، اما تهدید نظامی علیه پایگاههای آمریکا و متحدانش خواهیم بود. از سوی دیگر، به لحاظ اقتصادی نیز ما در کوتاهمدت اولویت امنیتی آمریکا هستیم، اما در طولانیمدت خیر. به هر حال ایران در سند امنیت ملی منتشر شده دولت ترامپ در مقایسه با سند قبلی انتشار یافته در زمان بایدن، کمتر تکرار شده است و عملا با حمله به ایران همه اهداف دیگر آمریکا در سایه جنگ قرار گرفت. مثلا چین، روسیه، کانادا، پاناما، گرینلند، مهاجرت تروریسم و قولهای ترامپ برای رشد اقتصادی تماما به حاشیه کشیده شدند.
وی افزود: حمله به ونزوئلا به سادگی انجام شد، اما نقشههای ترامپ برای ایران عملی نشد و بعید است تا پایان دوره او، ایالات متحده از این باتلاق خارج شود. هر اتفاقی در ایران بیفتد و حتی اگر به فرض محال، جمهوری اسلامی از بین برود، باز هم ایران باتلاق آمریکا خواهد ماند، چون در واشنگتن هیچ طرح و برنامهای برای آینده چیده نشده است. مردم ایران علیرغم تمام نارضایتی که از شرایط اقتصادی دارند، اما نظام خودشان را بر ترامپ و نتانیاهو ترجیح میدهند.
این تحلیلگر مسائل آمریکا با بیان اینکه بزرگترین غافلگیری احتمالی ایالات متحده ۲۵ سال پس از حادثه ۱۱ سپتامبر، از ناحیه اقتصاد، دلار و متحدان این کشور خواهد بود، گفت: به نظرم اگر قرار باشد آمریکا مجددا غافلگیری مشابه ۱۱ سپتامبر را تجربه کند از سوی متحدانش اتفاق میافتد و نه دشمنانش. اکنون آمریکا بدهکارترین کشور دنیاست. کشورهای زیادی مثل اروپا، عربستان، ژاپن و کره جنوبی اوراق قرضه از آن خریداری کردند که در صورت تزلزل در واشنگتن یا پشت کردن آمریکا به آنها، ممکن است این دسته از کشورهای متحد، سرمایهشان را خارج کنند. در حال حاضر ترامپ عملا به متحدانش پشت میکند، کما اینکه در جریان جنگ اوکراین به راحتی خودش را از اروپا جدا کرد، در حالیکه در زمان بایدن، آمریکا در خط مقدم جنگ قرار داشت.
خدایی با اشاره به جایگاه چین در این معادلات، ادامه داد: تمام روسای جمهور آمریکا طی اقدامی رندانه، پیش از انتخابات وعده مقابله با چین را میدهند، اما پس از پیروزی عملکرد متفاوتی دارند. این به سبب وابستگی اقتصادی آمریکا به چین است. اگر کالای چینی در آمریکا نباشد، تورم روند صعودی میگیرد و به همین دلیل روسای جمهور از جمله ترامپ بر وعدههای خود مبنی بر مقابله با چین، خط قرمز میکشند. از آن گذشته، جنگ ایران به این موضوع دامن زد و چین را به سادگی از اولویتهای سطح بالاتر خارج کرد. لذا به نظرم خطر اول غافلگیرانه آمریکا، متحدانش و پس از آن اقتصادی است که به شدت به جنگ ایران و وابستگی اقتصادی به رقیبش یعنی چین گره خورده است.
انتهای پیام