«آلفرد دِ زایاس» کارشناس حقوق بشر، استاد حقوق و مقام پیشین سازمان ملل متحد، در گفتوگو با ایسنا با اشاره به پیامدهای سیاسی، امنیتی و ژئوپلیتیکی حملات ۱۱ سپتامبر، تأکید کرد که جنگ آمریکا علیه تروریسم نهتنها به تضعیف گروههای تروریستی منجر نشد، بلکه شرایط ظهور گروههایی مانند داعش را فراهم کرد.
این کارشناس مستقل پیشین سازمان ملل متحد در زمینه «ارتقاء یک نظم بینالمللی دموکراتیک و عادلانه»، سیاستهای امپریالیستی آمریکا و ناتو را از ریشههای اصلی تروریسم دانست و گفت که حملات ۱۱ سپتامبر به ابزاری برای محدودکردن حقوق بشر در آمریکا و توجیه جنگهای این کشور تبدیل شد.
روایت آمریکا قابل قبول نیست
دِ زایاس معتقد است ۲۵ سال پس از حملات ۱۱ سپتامبر، مهمترین پیامدهای سیاسی، امنیتی و ژئوپلیتیکی این فاجعه برای جهان این بود که این حملات ۱۱ سپتامبر بلافاصله از سوی آمریکا به ابزاری برای اعلام «جنگ علیه تروریسم» و تصویب قانون «میهنپرستانه» تبدیل شد؛ اقداماتی که هر دو، بهرهمندی از حقوق بشر، آزادی رفتوآمد و آزادی بیان را در آمریکا بهشدت محدود کردند.
وی افزود: رسانهها از ۱۱ سپتامبر برای راهانداختن موجی از نفرتپراکنی علیه مسلمانان و دیگر منتقدان امپریالیسم آمریکا استفاده کردند. کارزاری علیه منتقدان اسرائیل به راه افتاد و تمام تقصیر حملات ۱۱ سپتامبر بر گردن مسلمانان گذاشته شد. دولت آمریکا بر این موضع تأکید مضاعف کرد که ما قربانی هستیم و باید «تروریستها» را مجازات کنیم. دولت جورج دبلیو. بوش، رئیسجمهور وقت آمریکا، در اقدامی گسترده علیه حقوق بینالملل و اخلاق، به افغانستان و ۲ سال بعد به عراق حمله کرد و صدها هزار غیرنظامی بیگناه را کشت.
دِ زایاس اظهار کرد: به یاد دارم تحلیلی را در روزنامه گاردین خواندم که نویسنده در آن پرسش ناخوشایند «چرا آنها از ما متنفرند؟» را مطرح کرده بود. او بهروشنی پاسخ داده بود که «چون ما امپریالیست هستیم و دهههاست که از اعراب و مسلمانان سوءاستفاده کردهایم.» این روزنامهنگار سپس طرد شد. پاتریک بوکانان، روزنامهنگار و سیاستمدار آمریکایی، نیز در کتاب خود با عنوان «جریان راست کجا به خطا رفت» همین پرسش را مطرح کرد. پاسخ او نیز به همان اندازه روشن بود: «آنها به سراغ ما آمدند، چون ما ابتدا به سراغ آنها رفتیم.» به این معنا که ما برای مدت بسیار طولانی در حال استثمار و تحریک مسلمانان بودهایم و دیر یا زود باید با پیامدهای آن روبهرو میشدیم.
این مقام پیشین سازمان ملل متحد گفت: البته من توضیحاتی را که واشنگتن ارائه میکند، نمیپذیرم. روایتی که در گزارش رسمی به ما ارائه شده، آنقدر نامنسجم و پر از خلأ است که هیچکس واقعاً نمیتواند آن را جدی بگیرد. بااینحال، دولت از پاسخگویی طفره میرود و از انجام تحقیقاتی که به انتقادات شمار زیادی از کارشناسان و مهندسان پاسخ دهد، خودداری میکند. کارشناسانی که بر اساس تجربه حرفهای خود تأکید دارند روایت آمریکا قابل دفاع نیست. هر دولت آمریکا از روشنکردن حقیقت درباره ۱۱ سپتامبر خودداری کرده است، همانطور که درباره قتل جان اف. کندی در نوامبر ۱۹۶۳ نیز از روشنکردن حقیقت خودداری کردهاند. پرسشهایی درباره اینکه آیا ۱۱ سپتامبر یک عملیات «پرچم دروغین» بوده است یا نه، مطرح شده است. این پرسشها باید با رویکردی سنجیده و عاری از هیجان بررسی شوند.
۱۱ سپتامبر؛ آغاز نظم امنیتی جدید یا شتابدهنده روندهای قبلی؟
دِ زایاس میگوید: این روندها از زمان ریاستجمهوری رونالد ریگان، جورج اچ. دبلیو. بوش و بیل کلینتون، که جنگطلب و متجاوزی بیپروا بود، از جمله در قبال یوگسلاوها، وجود داشتند. ۱۱ سپتامبر ترسها و نفرتهای آمریکاییها را از مشکلات داخلی دور کرد و آنها را به سمت «دشمنان دموکراسی» هدایت کرد. این روایت مضحک بود، اما بارها و بارها تکرار شد و نتیجه مطلوب را به همراه داشت؛ بهگونهای که آمریکاییها بهطور کامل شستوشوی مغزی شدند.
این استاد حقوق گفت: در اینجا میتوان به «هفته نفرت» در رمان «۱۹۸۴» نوشته جورج اورول فکر کرد.
تأثیر جنگهای افغانستان و عراق بر گسترش تروریسم و بیثباتی منطقهای
این کارشناس حقوق بشر گفت: جنگ موسوم به «جنگ علیه تروریسم» کاملاً نتیجه معکوس داشت. حتی کسانی که در ابتدا ضدآمریکایی نبودند، شروع به نفرت از آمریکا کردند. اگر خواهر یا برادر شما بهعنوان «خسارت جانبی» در یکی از عملیاتهای «ضدتروریسم» آمریکا کشته شود، خود شما نیز افراطی میشوید.
دِ زایاس در پاسخ به این پرسش که آیا جنگ علیه تروریسم سازمانهای تروریستی را تضعیف کرد یا شرایط ظهور گروههایی مانند داعش را فراهم آورد، گفت: داعش محصول مستقیم «جنگ علیه تروریسم» است. برخی پژوهشگران و دانشگاهیان این پرسش را مطرح میکنند که آیا کل این ماجرا یک موضوع انحرافی نبوده است تا توجهها از جنایات اسرائیل علیه فلسطینیان منحرف شود و نفرت تمام شهروندان آمریکایی به سمت داعش و القاعده هدایت شود؟
نقش عربستان سعودی در ظهور و گسترش افراطگرایی
این مقام پیشین سازمان ملل متحد درباره نقش ساختارهای سیاسی، مذهبی و مالی عربستان سعودی در ظهور و گسترش افراطگرایی، با توجه به اینکه ۱۵ نفر از ۱۹ هواپیماربای حملات ۱۱ سپتامبر تبعه عربستان بودند، گفت: اینها پرسشهایی هستند که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و موساد قطعاً درباره آنها تحقیق کردهاند. آنها بهتر از هر کسی میدانند.
وی افزود: عربستان سعودی قرار بود «دوست» و متحد ما باشد. بنابراین نمیتوانستیم بر ملیت هواپیماربایان تأکید کنیم. در نتیجه، یک قربانی مناسب پیدا کردیم: طالبان در افغانستان. مردم آمریکا با روایتهایی تغذیه شدهاند که در برابر بررسی تاریخی یا حقوقی تاب نمیآورند. اما اگر دروغی را بهاندازه کافی تکرار کنید، مردم شروع به باورکردن آن میکنند.
این استاد حقوق در پاسخ به این سوال که چرا عربستان با وجود نقش اتباعش در حملات ۱۱ سپتامبر همچنان متحد مهم واشنگتن ماند؟ گفت: پول و نفت مهم هستند. صنایع آمریکا به نفت عربستان نیاز داشتند و خاندان آلسعود آنقدر فاسد بود و هست که بتواند بازی آمریکا را انجام دهد.
دِ زایاس در باره نقش روابط راهبردی و اقتصادی میان واشنگتن و ریاض در عدم تحقیقات کامل درباره نقش احتمالی افراد و نهادهای سعودی در حملات ۱۱ سپتامبر گفت: روابط راهبردی و اقتصادی همچنان در اولویت قرار دارند؛ حتی امروز.
وی افزود: بااینحال، من متقاعد شدهام که تحقیقات واقعاً انجام شدهاند. البته مردم از نتایج آنها بیخبر نگه داشته شدند. این موضوع با تحقیقاتی که درباره انفجار خطوط لوله نورد استریم در سپتامبر ۲۰۲۲ انجام شد، بیشباهت نیست. البته این آمریکا بود که آن را هماهنگ و تأمین مالی کرد، شاید با همدستی انگلیس، نروژ و سوئد. دولت سوئد تحقیقاتی انجام داد و حتماً به این نتیجه رسیده است که آمریکا مسئول بوده است. اما چگونه میتوانید برای شهروندان خود و جهان توضیح دهید که آمریکا، متحد شما، این کار را انجام داده است؟ چگونه میتوانید توضیح دهید که این آمریکا یک دولت یاغی و حکومتی منحرف است که مخفیانه و گاهی حتی آشکارا، مرتکب جنایات بسیار سنگین میشود؛ همانطور که در مورد خیانت آمریکا و اسرائیل علیه ایران در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، در میانه مذاکرات، شاهد آن بودیم.
دِ زایاس گفت: آمریکا نابودکننده تمدن است؛ چیزی کمتر از این نیست.
آیا سیاستهای امنیتی و نظامی آمریکا پس از ۱۱ سپتامبر جهان را امنتر کرد؟
دِ زایاس معتقد است: سیاستهای امنیتی و نظامی آمریکا، من و دیگر آمریکاییها را به اهداف بالقوه تبدیل کرده است. پس از پذیرش تروریسم دولتی از سوی آمریکا و اسرائیل، در خانه و سفرهایم احساس امنیت بسیار کمتری میکنم.
وی افزود: روشن است که اگر کسی را تحریک کنید، دیر یا زود پاسخی دریافت خواهید کرد. حتی پاپ فرانسیس نیز در سالهای ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲، پیش از حمله روسیه به اوکراین، این موضوع را بیان کرد. پاپ فرانسیس میگفت که اگر برای مدت طولانی به سمت خرس سروصدا کنید، خرس به شما حمله خواهد کرد.
این کارشناس مستقل سابق سازمان ملل متحد در زمینه ارتقاء یک نظم بینالمللی دموکراتیک و عادلانه گفت: ریشههای تروریسم، سیاستهای امپریالیستی آمریکا و ناتو هستند. ریشههای اصلی این مسئله، بیعدالتیهای موجود در نظم اقتصادی کنونی جهان، استثمار جنوب جهانی توسط شمال جهانی و غرور ناشی از قدرت است. این کلیشه که «تروریسم سلاح ضعیفان است» تا حدی اعتبار دارد. البته قدرتمندان نیز از تروریسم استفاده میکنند؛ به آمریکا و اسرائیل نگاه کنید.
دِ زایاس گفت: ما شاهد پسرفت در زمینه حقوق بینالملل و حقوق بشر بودهایم. شاهد شورش علیه منشور سازمان ملل متحد و حقوق بینالملل عرفی بودهایم. آمریکا اعتبار خود را بهعنوان کشوری که به «حاکمیت قانون» و معاهدات احترام میگذارد، از بین برده است. آمریکا مواد ۵، ۶، ۷ و ۸ اساسنامه رم را نقض کرده است. اما من نمیبینم که دیوان کیفری بینالمللی به این زودیها ترامپ را متهم کند.
آیا بدون ۱۱ سپتامبر هم آمریکا به عراق و افغانستان حمله میکرد؟
دِ زایاس میگوید تردید دارد که اگر حملات ۱۱ سپتامبر رخ نمیداد، آمریکا باز هم به افغانستان و عراق حمله میکرد.
وی افزود: مردم آمریکا در سال ۲۰۰۱ خواهان صلح و رفاه بودند؛ همانطور که هنوز هم آرامش و ثبات را ترجیح میدهند. یک آمریکایی معمولی میخواهد زندگی خود را بگذراند، از خانواده، ورزش و رویدادهای فرهنگی لذت ببرد. مردم باید آموزش میدیدند که بترسند، «دشمن بیرونی» را شناسایی کنند و متقاعد شوند که «مسلمانان متعصب» تهدیدی موجودیتی برای دموکراسی و شیوه زندگی ما هستند. آن دسته از آمریکاییهایی که بهاندازه کافی «میهنپرست» نبودند و در جشنهای نفرت شرکت نمیکردند، با روشهای روانی به این باور رسانده شدند که در حق دوستان و خانواده خود کوتاهی میکنند. ذهنیت گلهای راه غالب بود. تفکر گروهی جایگزین تحلیل فردی شد. مخالفت با جریان غالب، خیانت تلقی میشد. همبستگی میان آمریکاییها به معنای «از مسلمانان متنفر باشید» بود.
دِ زایاس افزود: این نوع تلقین جدید نیست. نازیها تمام ترس و نفرت خود را بر «یهودیان» متمرکز کرده بودند. الگوی قدیمی همچنان کارآمدی خود را از دست نداده است.
آیا ۱۱ سپتامبر جهان را تغییر داد یا واکنش آمریکا به آن؟
وی گفت: ۱۱ سپتامبر رویدادی تکاندهنده و تراژدی انسانی برای سه هزار قربانی بود. اما آنچه واقعاً زیاده از حد بود، واکنش به این حملات و رشد تصاعدی بودجههای نظامی بود. بسیاری از افراد در مجتمع نظامی، صنعتی، مالی، دیجیتال و رسانهای پول زیادی در این راه به دست آوردند.
دِ زایاس معتقد است مهمترین درس راهبردی از سیاستهای آمریکا پس از ۱۱ سپتامبر و سیاستهای جایگزینی که میتواند جهان را واقعاً امنتر کنداین است که اگر آمریکا مطابق اهداف و اصول سازمان ملل متحد عمل کرده بود، ۱۱ سپتامبر رخ نمیداد.
انتهای پیام