به گزارش ایسنا، با پایان جنگ ۴۰ روزه، بخشی از منازعات سیاسی گذشته بار دیگر به فضای داخلی بازگشت؛ از رقابت اصلاحطلبان و اصولگرایان گرفته تا اختلاف بر سر عملکرد دولت، مذاکره و سیاست خارجی. همین وضعیت این پرسش را پیش روی جامعه قرار داده که آیا میتوان انسجامی که در شرایط تهدید خارجی شکل گرفت، به دوره پس از جنگ منتقل و آن را به سرمایهای پایدار برای حل مسائل داخلی تبدیل کرد؟
مرور دیدگاههای فعالان سیاسی و چهرههای مختلف نشان میدهد پاسخ به این پرسش، تنها در دعوت به وحدت خلاصه نمیشود. از نگاه آنان، انسجام ملی به نحوه مدیریت اختلافات، میزان اعتماد عمومی، وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم، عملکرد رسانهها، شفافیت مسئولان و حتی امکان نقد و بیان دیدگاههای متفاوت وابسته است.
اختلافنظر طبیعی است اما تفرقه نه
تقریباً همه فعالان سیاسی در گفتوگوهایی که با ایسنا داشته اند بر یک نکته مشترک تأکید دارند: انسجام ملی به معنای یکسان شدن افکار نیست.
غلامعلی دهقان تحلیلگر مسائل سیاسی، اختلاف نظر را امری طبیعی در جامعهای متکثر میداند و معتقد است اختلافات باید در چارچوب قانون، با اولویت دادن به منافع ملی و بدون فراهم کردن امکان سوءاستفاده دشمن مدیریت شود.
همچنین محمد هاشمی عضو پیشین تشخیص مصلحت نظام، بر تفاوت میان «آزادی بیان» و «تخریب» تأکید دارد و معتقد است اختلاف سلیقه نباید به تفرقه تبدیل شود.
جهانبخش خانجانی عضو حزب کارگزاران سازندگی و مهدی شاهمیرزا عضو حزب اعتدال و توسعه، نیز معتقدند راه حفظ انسجام، حذف صداهای مخالف نیست. به باور آنان، جریانهای مختلف باید امکان حضور و بیان مسئولانه دیدگاههای خود را داشته باشند، اما نباید اختلاف سیاسی به برچسبزنی، حذف یکدیگر، دوقطبیسازی و تضعیف اعتماد عمومی منجر شود.
آنچه از مجموع این دیدگاهها برمیآید، نفی اختلاف نیست؛ بلکه مسئله اصلی، مرز میان «اختلاف» و «تفرقه» است. اختلاف نظر میتواند بخشی طبیعی از حیات سیاسی یک جامعه متکثر باشد، اما زمانی که شیوه مواجهه با اختلاف به تخریب و حذف طرف مقابل منجر شود، میتواند از سطح رقابت سیاسی عبور کند و به سرمایه اجتماعی آسیب بزند.
رادیکالیسم و دوقطبیسازی؛ وقتی اختلاف به شکاف تبدیل میشود
از پرتکرارترین محورهای مطرحشده از سوی مصاحبهشوندگان، نقش تندروی، دوقطبیسازی و ادبیات هیجانی در تضعیف انسجام ملی است.
غلامعلی دهقان، حمیدرضا فولادگر نماینده پیشین مجلس ، پرویز سروری نایبرئیس شورای شهر تهران، مهدی شاهمیرزا، زهرا صدراعظم نوری عضو مجمع زنان اصلاحطلب و دیگر فعالان سیاسی، رفتارهای رادیکال، توهین، تهمت، تخریب، سیاهنمایی و تبدیل اختلافات سیاسی به نزاع را از عوامل آسیبزننده به وحدت میدانند. به اعتقاد آنان، وقتی رقابت سیاسی جای منافع ملی را بگیرد، اختلاف سلیقه میتواند به شکاف اجتماعی تبدیل شود.
از نگاه پرویز سروری، غیبت جریانهای عقلانی و میانه در فضای رسانهای میتواند میدان را در اختیار صداهای رادیکال قرار دهد. همچنین جهانبخش خانجانی معتقد است غلبه ادبیات تند و هیجانی، صداهای میانه را به حاشیه میراند و در نهایت سرمایه اجتماعی را کاهش میدهد.
از این منظر، مسئله صرفاً وجود جریانهای مختلف سیاسی نیست؛ بلکه نحوه رقابت آنان است. جامعهای متکثر میتواند اختلافات سیاسی فراوانی داشته باشد، بدون آنکه الزاماً دچار گسست شود؛ مشروط بر اینکه اختلافات در چارچوبی مدیریت شوند که در آن منافع ملی، قربانی رقابتهای جناحی نشود.
رسانه، پل ارتباطی یا تشدیدکننده شکاف؟
رسانهها و صاحبان تریبون نیز جایگاه ویژهای پیدا میکنند؛ چراکه در انتقال مطالبات و دیدگاههای مختلف نقش دارند و در صورت انتشار روایتهای نادرست، ناامیدکننده و دوقطبیساز، به تشدید شکافها کمک میکنند. کمالالدین سجادی سخنگوی جبهه پیروان خط امام و رهبری، با تکیه بر همین امر از ضرورت مقابله با روایتهای جعلی و ناامیدکننده از جنگ سخن میگوید، احمد سالک عضو جامعه روحانیت مبارز، نیز معتقد است رسانه و تریبون باید مطالبات واقعی مردم را بیان کنند، نه اینکه برای ایجاد جنجال و جلب توجه به تشویش اذهان دامن بزنند. جهانبخش خانجانی تأکید میکند راهحل، حذف صداهای مخالف نیست، بلکه باید امکان حضور مسئولانه و متوازن دیدگاههای مختلف فراهم شود.
از مجموع این دیدگاهها میتوان دریافت که چالش رسانه در موضوع انسجام ملی، صرفاً انتخاب میان «وحدت» و «اختلاف» نیست؛ بلکه یافتن تعادلی میان آزادی بیان، نقد، چندصدایی و جلوگیری از قطبیسازی مخرب است.
انسجام ملی فقط مسئولیت سیاستمداران نیست
اگر انسجام ملی قرار است از یک واکنش مقطعی در برابر تهدید خارجی به یک سرمایه پایدار تبدیل شود، نمیتوان مسئولیت آن را تنها بر دوش سیاستمداران گذاشت. در گفتوگوهای ایسنا با فعالان سیاسی تأکید شده که مردم، دولت، مجلس، قوه قضائیه، نیروهای مسلح، رسانهها، احزاب و گروههای اجتماعی همگی در این فرآیند نقش دارند. از این منظر محمد هاشمی به نقش رسانهها بهعنوان پل ارتباطی میان مردم، نظام، مسئولان و نیروهای مسلح اشاره میکند و غلامعلی دهقان معتقد است انسجام باید میان گروهها و جریانهای متنوع جامعه برقرار باشد. احمد مازنی رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس دهم، نیز با اشاره به تنوع دیدگاههای جامعه تأکید میکند در برابر تهدید خارجی، همه گروهها در یک سنگر قرار دارند.
از این منظر، «اتحاد مقدس» مفهومی فراتر از همکاری میان مسئولان است و رابطه میان مردم و حاکمیت، جریانهای سیاسی، نهادهای رسمی و جامعه را نیز دربرمیگیرد. اما پرسش مهم این است مطرح میشود: آیا صرف تأکید بر وحدت میتواند این پیوند را حفظ کند؟ دیدگاههای فعالان سیاسی در گفتوگو با ایسنا نشان میدهد پاسخ منفی است؛ زیرا بخشی از پایههای انسجام، نه در عرصه سیاسی، بلکه در وضعیت زندگی روزمره مردم قرار دارد.
بدون رضایت مردم، انسجام پایدار نمیماند
از مهمترین نکات این مجموعه اظهارنظرها، پیوند مستقیم میان انسجام ملی و وضعیت اقتصادی و اجتماعی مردم است. در این زمینه حسن بیادی دبیرکل جمعیت آبادگران جوان، کاهش تابآوری مردم، گرانی، سوداگری و مشکلات اقتصادی را از عوامل زمینهساز تفرقه میداند. همچنین صادق نوروزی تأکید میکند برای تقویت انسجام باید نارضایتیهای مردم و مشکلات آنان جدی گرفته شود. حسین کمالی دبیرکل حزب اسلامی کار، نیز معتقد است بازسازی اعتماد اجتماعی، اصلاح امور، کاهش تورم، افزایش اشتغال و ایجاد رفاه میتواند تابآوری جامعه را افزایش دهد. محسن رهامی رئیس بنیاد بینالمللی صلح برای همه، هم بر این نکته تأکید دارد که توجه به زندگی روزمره و معیشت مردم باید در کنار هر تصمیم سیاسی و امنیتی مورد توجه قرار گیرد.
برآیند این نظرات نشان میدهد انسجام ملی فقط با دعوت مردم به وحدت ایجاد نمیشود، رضایت عمومی، اعتماد اجتماعی و احساس برخورداری از یک زندگی قابل قبول نیز بخشی از زیرساختهای انسجام هستند. در چنین نگاهی، اقتصاد دیگر موضوعی جدا از انسجام ملی نیست؛ بلکه وضعیت معیشت، میزان رضایت و احساس امنیت اجتماعی میتواند بر میزان تابآوری جامعه در برابر بحرانها و اختلافات اثر بگذارد.
شفافیت و اعتماد؛ حلقه مفقوده
در کنار مسائل اقتصادی، بخش دیگری از دیدگاهها بر ضرورت شفافیت مسئولان تأکید دارد؛ موضوعی که مستقیماً به مسئله اعتماد عمومی گره میخورد. داود محمدی دادستان دیوان محاسبات کشور، در این زمینه معتقد است مسئولان باید واقعیتهای مربوط به سیاست خارجی، مذاکرات و تحولات کشور را برای مردم توضیح دهند و عملکرد خود را تا حد امکان شفاف کنند. حمیدرضا فولادگر نیز بر ضرورت ارائه گزارش عملکرد دولت، مجلس و قوه قضائیه به مردم تأکید دارد.
از این منظر، بخشی از انسجام ملی از مسیر اعتمادسازی میگذرد؛ اعتمادی که بدون اطلاعرسانی، پاسخگویی و شنیدن مطالبات جامعه پایدار نمیماند. به بیان دیگر، در زمان جنگ، تهدید خارجی میتواند گروههای مختلف را حول یک خطر مشترک گرد هم آورد اما دوره پس از جنگ حفظ این اتحاد نیازمند عوامل دیگری است؛ از جمله اینکه مردم نسبت به عملکرد مسئولان احساس اعتماد و نسبت به آینده احساس مشارکت داشته باشند.
اتحاد مقدس؛ توافق بر نقاط مشترک، نه یکسانی در همهچیز
مجموع این دیدگاهها نشان میدهد اتحاد مقدس را نمیتوان معادل پایان اختلافات سیاسی دانست. جامعه ایران متکثر است و اختلاف نظر در آن اجتنابناپذیر است. آنچه اهمیت دارد، نحوه مدیریت این اختلافات است. مرز اصلی در این زمینه میان «اختلاف» و «تفرقه» است؛ اختلاف میتواند بخشی از پویایی سیاسی باشد، اما زمانی که با تخریب، توهین، برچسبزنی، دوقطبیسازی، دروغپراکنی یا ترجیح منافع جناحی بر منافع ملی همراه شود، به تهدیدی برای سرمایه اجتماعی تبدیل خواهد شد. از این زاویه، حفظ انسجام ملی نه بهمعنای حذف اختلاف، بلکه به معنای ایجاد سازوکاری برای زندگی مسالمتآمیز اختلافات در کنار نقاط اشتراک است.
آزمون اصلی، پس از جنگ آغاز میشود
اگر جنگ توانست برای مدتی گروههای مختلف جامعه را در برابر یک تهدید خارجی در یک سنگر قرار دهد، مسئله مهمتر این است که پس از پایان تهدید، چه چیزی میتواند این همبستگی را حفظ کند؟ دیدگاههای مطرحشده از سوی فعالان سیاسی، پاسخهایی چندلایه به این پرسش ارائه میکنند: مدیریت اختلافات سیاسی، پرهیز از رادیکالیسم و دوقطبیسازی، رسانه مسئول، امکان نقد منصفانه، شفافیت مسئولان، بازسازی اعتماد عمومی، حل مشکلات اقتصادی و معیشتی و افزایش رضایت اجتماعی همبستگی را حفظ میکند.
پیام اصلی این دیدگاهها را میتوان در یک گزاره خلاصه کرد: اتحاد ملی زمانی پایدار میماند که مردم احساس کنند در یک سرنوشت مشترک سهیماند، صدایشان شنیده میشود، اختلاف نظرشان به رسمیت شناخته میشود و منافع ملی بر رقابتهای جناحی غلبه دارد. از همین منظر، حفظ «اتحاد مقدس» نه فقط یک وظیفه سیاسی در برابر دشمن خارجی، بلکه یک پروژه اجتماعی و حکمرانی است؛ پروژهای که بدون اعتماد مردم، اصلاح امور و پاسخگویی مسئولان، دوام آن دشوار خواهد بود.
انتهای پیام