چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۶:۲۲
آن‌هِرد: غرب در ۲ جنگ در حال شکست است

آن‌هِرد: غرب در ۲ جنگ در حال شکست است

اعتماد بیش از حد غرب به برتری اقتصادی و نظامی خود، ضعف اصلی آن است و در حالی که واشنگتن راهبرد روشنی برای جنگ در غرب آسیا ندارد، اروپا نیز هنوز نتوانسته هدف راهبردی مشخصی برای حمایت از اوکراین تعریف کند.

به گزارش ایسنا، «ولفگانگ مونشو» در تحلیلی برای پایگاه «آن‌هِرد» با عنوان «غرب همزمان در حال باختن دو جنگ است» نوشت این روزها کمتر از گذشته گزارش‌هایی درباره تغییر موازنه جنگ روسیه و اوکراین به سود کی‌یف منتشر می‌شود و همچنین تهدیدهای ترامپ درباره نابودی قریب‌الوقوع ایران کاهش یافته است.

نویسنده می‌گوید آنچه اکنون در اوکراین دیده می‌شود، نه یک ضدحمله موفق، بلکه ادامه پیشروی روسیه در بخش‌هایی از دونباس است که هنوز در کنترل مسکو قرار ندارند. همزمان در جنوب غربی شبه‌جزیره عربستان، انصارالله یمن بندر راهبردی «المخا» را در اختیار گرفته و جزیره «پریم» در میانه تنگه باب‌المندب را نیز تصرف کرده است؛ تحولاتی که به نوشته او موقعیت این گروه را برای تهدید کشتیرانی در این آبراه تقویت کرده است.

به نوشته مونشو، اگر باب‌المندب نیز عملا بسته شود، ایران و متحدانش بر مهم‌ترین گلوگاه‌های دریایی غرب آسیا فشار بیشتری وارد خواهند کرد؛ مسئله‌ای که می‌تواند پیامدهای اقتصادی قابل توجهی برای کشورهای غربی داشته باشد.

او یادآور می‌شود که بخش بزرگی از نفت تولیدشده در شبه‌جزیره عربستان پیش از جنگ از هرمز و باب‌المندب عبور می‌کرد. اکنون حدود ۴۰۰ هزار بشکه نفت عربستان در روز از باب‌المندب می‌گذرد و پس از تصرف المخا، قیمت نفت برنت دوباره به محدوده ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسیده است.

مونشو با اشاره به هشدار «لئون پانه‌تا» که در متن از او به‌عنوان مدیر سابق سیا در دولت باراک اوباما یاد شده، می‌نویسد جنگ ایران دیگر شبیه شوک کوتاه‌مدتی نیست که بازارها در آغاز انتظار داشتند و خطر تبدیل شدن آن به یک «جنگ بی‌پایان» وجود دارد.

نفت، حلقه اتصال دو جنگ

نویسنده وضعیت اقتصادی کنونی را میان سناریوی «نامطلوب» و «شدید» توصیف می‌کند. به نوشته او، نفت ۱۰۰ دلاری به معنای افزایش قیمت بنزین، گازوئیل، نفت گرمایشی و دیگر فرآورده‌هاست و یک زمستان سخت حتی می‌تواند آلمان را با کمبود گاز گرمایشی مواجه کند.

با این حال، او استدلال می‌کند همین قیمت بالای نفت به سود اقتصاد روسیه است؛ زیرا نفت و گاز از اصلی‌ترین صادرات این کشور محسوب می‌شوند. بنابراین هرچه جنگ ایران طولانی‌تر شود، درآمدهای روسیه نیز از قیمت بالاتر انرژی تقویت می‌شود.

مونشو می‌نویسد از دید غرب، سناریوی نامطلوب این است که آمریکا نتواند اهداف خود را در جنگ با ایران محقق کند و همزمان اوکراین نیز در برابر روسیه شکست بخورد.

با این وجود، او تأکید می‌کند بیشتر جنگ‌ها با پیروزی یا شکست کامل پایان نمی‌یابند و انتظار شخصی او این است که هر دو درگیری نهایتا به نوعی توافق مبهم و ناخوشایند ختم شوند. درباره اوکراین، او چنین وضعیتی را حفظ سرزمین‌های تحت کنترل روسیه و دریافت تضمین‌هایی درباره خارج ماندن اوکراین از ناتو توصیف می‌کند.

نویسنده همچنین هشدار می‌دهد که امکان کشیده شدن دیگر کشورهای اروپایی به جنگ اوکراین، همانند خطر گسترش درگیری در غرب آسیا، وجود دارد و در بدترین سناریو این دو بحران حتی می‌توانند به یک تقابل وسیع‌تر اوراسیایی و نوعی جنگ نیابتی میان آمریکا و چین تبدیل شوند.

غرب برای جنگ طولانی آماده نیست

مونشو نسبت به توان اروپای غربی برای تحمل یک درگیری طولانی نیز تردید دارد. او می‌نویسد این کشورها برای رسیدن به اهداف هزینه‌های دفاعی ناچار به استقراض هستند و نیروی انسانی کافی و اشتیاق عمومی برای ورود به یک جنگ گسترده با روسیه نیز وجود ندارد.

او خاطرنشان می‌کند غرب صدها میلیارد پوند کمک نظامی و مالی در اختیار اوکراین قرار داده، اما روسیه همچنان توانسته هزینه‌های بیشتری صرف جنگ کند. به گفته او، اقتصاد روسیه پس از یک رکود کوتاه در اوایل سال اکنون تا حدی به دلیل افزایش قیمت نفت در حال احیاست.

نویسنده همچنین کمبود موشک‌های رهگیر در آمریکا را یکی از نقاط ضعف مهم می‌داند و می‌نویسد ایالات متحده با وجود توان نظامی گسترده، برای یک جنگ طولانی طراحی نشده و زنجیره تأمین آن نقطه آسیب‌پذیرش است. به اعتقاد او، اروپا نیز بهای چند دهه کاهش هزینه‌های دفاعی را می‌پردازد.

او به سخنان ژنرال «ریچارد بارونز»، فرمانده نظامی سابق و یکی از نویسندگان بررسی دفاعی اخیر بریتانیا اشاره می‌کند که درباره ارتش ۷۵ هزار نفری این کشور گفته بود این نیرو در وضعیت فعلی «در یک روز خوب فقط می‌تواند یک شهرک کوچک را تصرف کند.»

روسیه عجله‌ای برای توافق ندارد

مونشو در ادامه می‌نویسد مسکو اکنون آن‌قدر به موقعیت خود مطمئن است که علاقه چندانی به مذاکرات صلح نشان نمی‌دهد.

او به سفر هفته گذشته «استیو ویتکاف» فرستاده ویژه ترامپ برای ماموریت‌های صلح و «جرد کوشنر» داماد ترامپ برای دیدار با ولادیمیر پوتین اشاره می‌کند و می‌نویسد این دیدار نشانه‌ای از نزدیک شدن به توافق صلح ارائه نکرد.

«دیمیتری دریزه» مفسر سیاسی در کومرسانت نیز درباره این سفر نوشته است: «دیدار همان فرمول همیشگی را داشت؛ ورود، رستوران، پذیرایی در کرملین... واقعا آدم دوست دارد چیزی بیشتر ببیند.»

به نوشته آن‌هِرد، فضای کنونی با دوران نزدیک شدن واشنگتن و مسکو پس از نشست آلاسکا در اوت سال گذشته تفاوت دارد. مونشو می‌گوید روسیه اکنون خود را در موقعیتی قوی‌تر از طرف مقابل می‌بیند، هرچند یادآوری می‌کند مسکو پیش از این نیز محاسبات اشتباهی داشته است.

آیا برتری اقتصادی غرب تعیین‌کننده است؟

نویسنده یکی از مشکلات اصلی غرب را «دست‌کم گرفتن دشمن» می‌داند و می‌گوید با گذشت چهار سال و نیم از جنگ، هنوز هدف راهبردی مشخص حمایت غرب از اوکراین برای او روشن نیست.

او سپس به دیدگاه «رادوسواف سیکورسکی» وزیر خارجه لهستان اشاره می‌کند که راهبرد اروپا را فرسوده کردن روسیه، مشابه شکست آلمان در جنگ جهانی اول، توصیف کرده بود. مونشو این قیاس را نادرست می‌داند و استدلال می‌کند روسیه برخلاف آلمان آن دوران با کمبود بحرانی انرژی روبه‌رو نیست و قیمت بالای نفت نیز توان آن را افزایش می‌دهد.

وی همچنین ادعای اینکه اقتصاد اتحادیه اروپا ۹ تا ۱۰ برابر اقتصاد روسیه است، گمراه‌کننده می‌داند. به نوشته او، اگر معیار «برابری قدرت خرید» در نظر گرفته شود که برای مقایسه توان تولید نظامی مناسب‌تر است، اقتصاد اتحادیه اروپا حدود سه برابر روسیه خواهد بود.

در حوزه تولید نظامی نیز نویسنده می‌گوید اتحادیه اروپا حدود ۱.۳ میلیون نیروی نظامی فعال دارد که تقریبا هم‌اندازه روسیه است، اما روسیه در برخی حوزه‌های تولید تسلیحات جلوتر است؛ از جمله تولید سالانه حدود ۳.۴ میلیون گلوله توپخانه سنگین در برابر ظرفیت برنامه‌ریزی‌شده حدود ۲ میلیون گلوله در اتحادیه اروپا.

مونشو در پایان با یادآوری اینکه ترامپ در ماه مارس انتظار داشت جنگ تنها چهار یا پنج هفته طول بکشد، این تصور را با خوش‌بینی رهبران اروپایی در آغاز جنگ جهانی اول مقایسه می‌کند.

او نتیجه می‌گیرد مسئله اصلی، از دید خودش، این است که ترامپ برای غرب آسیا راهبرد روشنی ندارد و اروپا نیز برای اوکراین فاقد یک راهبرد مشخص است؛ غرب هنوز از ثروت و اعتبار مالی کافی برای ادامه حمایت از اوکراین و ادامه جنگ با ایران برخوردار است، اما نویسنده می‌گوید در هیچ‌یک از این دو جبهه «مسیر روشنی برای پیروزی» نمی‌بیند.

انتهای پیام

# جهان

آخرین اخبار جهان