حسین فلاحیاصل در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به تغییر الگوهای دینداری در جامعه امروز، اظهار کرد: نحوه دینداری در روزگار ما دستخوش تحولی بنیادین شده و جامعه از یک مرحله به مرحله دیگری در حال گذار است که طبیعتاً عوارض و دشواریهای خاص خود را نیز به همراه دارد.
وی افزود: در جامعه سنتی گذشته، دینداری قالب و روش معهودی داشت و نسلهای پیشین بسیاری از باورها و موازین را از خانواده و جامعه دریافت کرده و میپذیرفتند، اما نسل جدید دیگر به سادگی تابع افکار دیگران نیست و مطالبهگر استدلال و دلیل است و میخواهد ادلهای را دریافت کند که برای او قابل فهم و با چارچوب ذهنیاش سازگار باشد.
شناخت زبان و جهان ذهنی نسل جدید
این عضو هیأت علمی دانشگاه لرستان با بیان اینکه نسل جوان امروز زبان و ادبیات خاص خود را دارد، ادامه داد: برای گفتوگو با نسل جدید نمیتوان صرفاً با زبان و روشهای گذشته وارد شد. نخستین گام برای حل این مسئله، شناخت دقیق مخاطب است و هر فرد یا نهادی که بخواهد پیامی را منتقل کند، باید ابتدا بداند این پیام برای چه مخاطبی و با چه ویژگیهای فکری و فرهنگی ارائه میشود.
فلاحیاصل تصریح کرد: منظور از زبان مخاطب صرفاً لغات فارسی یا عربی نیست، بلکه باید بینش، فهم و دستگاه ادراکی او را شناخت. فرهنگ، جایگاه اجتماعی، میزان تأثیرپذیری از محیط، فضای مجازی و تحولات بینالمللی، همگی در شکلگیری ذهنیت جوان امروز نقش دارند.
وی با تأکید بر اینکه جوان امروز ناظر به تحولات جهان است، گفت: نسل جدید دیگر خود را محدود به یک محیط جغرافیایی یا فرهنگی خاص نمیبیند و با جهان ارتباط دارد. بنابراین اگر این واقعیت در برنامههای فرهنگی و دینی مورد توجه قرار نگیرد، بسیاری از فعالیتهای تبلیغی و فرهنگی نمیتواند به نتیجه مطلوب برسد.
این دکترای معارف دانشگاه لرستان خاطرنشان کرد: گاهی گوینده سخنی دارد و مخاطب سخن دیگری را دریافت میکند؛ گویی این دو در دو وادی متفاوت قرار گرفتهاند و نمیتوانند یکدیگر را درک کنند. در چنین شرایطی، گوینده نمیتواند مقصود خود را به درستی تبیین کند و شنونده نیز از فهم مراد او عاجز میماند.
قرآن و اهلبیت(ع)، مبنای هدایت
فلاحیاصل در ادامه با اشاره به جایگاه قرآن کریم و اهلبیت(ع) در هدایت انسان، اظهار کرد: ما به عنوان یک باور کلامی معتقدیم هدایت حقیقی بشر در قرآن کریم با همه ابعاد آن و در سیره و معارف اهلبیت پیامبر(ص) که تجسم قرآن ناطق هستند، قرار دارد و این اعتقاد، مبنای تلاشهای تبلیغی و فرهنگی ماست.
وی افزود: با این حال، برای انتقال این حقیقت به نسل جدید، باید ابتدا فضای ذهنی و فکری او را شناخت و سپس وارد عرصه تبیین شد، چراکه بدون شناخت مخاطب، حتی محتوای درست نیز ممکن است نتواند تأثیر مورد انتظار را بر جای بگذارد.
فاصله باور و عمل از کجا ناشی میشود؟
این عضو هیأت علمی دانشگاه لرستان در ادامه درباره فاصلهای که گاهی میان باورهای دینی و عملکرد اجتماعی افراد دیده میشود، گفت: این پرسش که چرا میان باورهای دینی و عمل اجتماعی ما گاهی تفاوت و تعارض مشاهده میشود، پرسشی جدی است. باورهای دینی دارای مراتب مختلف هستند و هرچه مرتبه باور عمیقتر و والاتر باشد، اثرگذاری آن بر رفتار انسان نیز بیشتر خواهد بود.
وی ادامه داد: اگر فردی به باورهای متعارف دینی پایبند باشد، رفتار او نیز متناسب با همان باورها خواهد بود، اما اگر باورهای او عمیق، توحیدی و ریشهدار باشد، این بینش در همه عرصههای زندگی از نحوه رفتار با دیگران گرفته تا مواجهه با طبیعت و رابطه با خداوند، خود را نشان خواهد داد.
فلاحیاصل تصریح کرد: اگر باورها صرفاً در حد لقلقه زبان باقی بمانند یا به یک اعتقاد سطحی محدود شوند و با حقیقت وجود انسان پیوند نخورند، طبیعی است که تأثیر چندانی در عمل نداشته باشند. فاصله میان باور و عمل فردی و اجتماعی نشان میدهد که این باورها هنوز در جان انسان ریشهدار نشدهاند و پیوند عقیده با وجود انسان، شرط اصلی اثرگذاری آن است.
خانواده؛ نخستین پایگاه تربیت
این دکترای معارف دانشگاه لرستان، خانواده را نخستین و بنیادیترین پایگاه تربیت انسان دانست و گفت: مهمترین رکن تربیت خانوادگی، محبت است. اظهار مودت و محبت و سیراب کردن فرزندان از مهر و عاطفه، بنیاد تربیت را استوار میکند.
وی افزود: اکرام، تکریم، احترام گذاشتن و آموزش آداب زندگی نیز نقش اساسی در تربیت انسان دارد و زمینه رشد شخصیت کودک را فراهم میکند. فرزند باید در خانواده احساس کند که مورد احترام و محبت قرار دارد تا بتواند در مراحل بعدی زندگی نیز روابط سالم و انسانی را تجربه کند.
مدرسه باید ادامهدهنده مسیر تربیت خانواده باشد
فلاحیاصل با اشاره به نقش مدرسه در ادامه فرآیند تربیت، اظهار کرد: مدرسه ادامهدهنده مسیری است که در خانواده آغاز شده است. کودک هنگامی که وارد مدرسه میشود باید از سوی معلمان، مدیران و همه افرادی که با او ارتباط دارند، با احترام و اکرام پذیرفته شود.
وی ادامه داد: اگر دانشآموز دلسوزی، تعهد، مهربانی و محبت معلم و مدیر را در عمل مشاهده کند، زمینه تأثیرپذیری مثبت در او فراهم خواهد شد، اما اگر میان رفتار و گفتار مربی تناقض وجود داشته باشد، حتی سخنان نیکو و آموزههای ارزشمند نیز ممکن است تأثیر لازم را نداشته باشد.
این عضو هیأت علمی دانشگاه لرستان تأکید کرد: تربیت باید بر دو پایه «محبت» و «تکریم» استوار باشد. هنگامی که فرزند را تکریم میکنیم، به او مودت میورزیم و محبت درونی خود را در رفتار نشان میدهیم، بستر امنی برای مراحل بعدی تربیت فراهم میشود.
فلاحیاصل در ادامه خاطرنشان کرد: اگر این بستر با کرامت و حرمت آبیاری شود، شخصیت کودک رشد میکند و زمینههای رشد انسانی او شکوفا میشود؛ بنابراین برای اثرگذاری بر نسل جدید، پیش از هر چیز باید رابطهای مبتنی بر شناخت، محبت، احترام و گفتوگو ایجاد کرد.
انتهای پیام
