به گزارش ایسنا، روزنامه سازندگی نوشت:
برجام ظاهراً تمام شده است؛ دستکم روی کاغذ. آمریکا سالها پیش از آن خارج شد، ایران نیز مجبور شد، بخش مهمی از تعهدات هستهای خود را کنار بگذارد و در نهایت نیز مهلت ۱۰ ساله این قطعنامه به پایان رسید. اما اتفاق پنجشنبهشب در شورای امنیت نشان داد که این توافق، برخلاف تصور بسیاری از مخالفانش، هنوز هم میتواند در معادلات حقوقی و سیاسی ایران اثر بگذارد. قراردادی که در دولت حسن روحانی بین ایران و آمریکا و سه کشور اروپایی بسته شد و جهان بر آن صحه گذاشت هنوز به سود ایران کار میکند تا جایی که روز پنجشنبه، دو کشور روسیه و چین با وتوی قطعنامه پیشنهادی آمریکا برای تمدید مأموریت هیأت کارشناسان تحریمهای ایران دقیقاً به همان بندی استناد کردند که در متن برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ برای پایان یافتن پرونده ایران در شورای امنیت پیشبینی شده بود. اهمیت ماجرا در همینجاست. برجام فقط مجموعهای از محدودیتهای هستهای ایران در برابر رفع تحریمها نبود؛ برای پایان این وضعیت نیز تاریخ و سازوکار مشخص تعیین کرده بود. بند ۸ قطعنامه ۲۲۳۱ میگفت در ۱۸ اکتبر ۲۰۲۵ پس از گذشت ۱۰ سال از روز تصویب برجام، مفاد قطعنامه پایان مییابد و شورای امنیت، رسیدگی به پرونده هستهای ایران را خاتمه میدهد؛ البته مشروط به اینکه تحریمهای قبلی در فاصله آن تا روز پایان دوباره برقرار نشده باشند. غرب میگوید، مکانیسم «اسنپبک» در سپتامبر ۲۰۲۵ همین استثنا را فعال کرده است؛ اما ایران، روسیه و چین این اقدام را فاقد اعتبار حقوقی میدانند. اکنون این اختلاف فقط یک بحث نظری نیست؛ در شورای امنیت به یک واقعیت سیاسی تبدیل شده است. شاید این همان طنز بزرگ تاریخ برجام باشد؛ توافقی که زمانی از سوی مخالفان و تندروهای داخلی بهعنوان قراردادی پرهزینه و از سوی دونالد ترامپ بهعنوان توافقی بد و ناکارآمد مورد حمله قرار میگرفت، امروز حتی پس از خروج آمریکا و پایان رسمی دوره آن هنوز بخشی از زمین حقوقی بازی ایران را شکل میدهد. برجام اگرچه دیگر یک توافق زنده نیست؛ اما بعضی از بندهای آن هنوز زنده است و در سیاست بینالملل، گاهی یک بند حقوقی که در زمان امضای توافق چندان دیده نمیشود، سالها بعد میتواند به اندازه خود توافق اهمیت پیدا کند.
از همین زاویه است که باید امروز تفاهم اسلامآباد را نیز جدیتر دید و قدر دانست و برای اجرای آن کوشش بیشتری به خرج داد و آن را هوا نکرد. مسئله فقط متن یک تفاهم یا توافق میان ایران و آمریکا نیست؛ مسئله ایجاد یک مسیر برای حل اختلاف است، آن هم در شرایطی که هر دو کشور تجربه پرهزینه خروج از توافق و بازگشت به تقابل را پشت سر گذاشتهاند. اگر برجام به ما یک درس داده باشد این است که توافقهای دیپلماتیک حتی وقتی عمر سیاسیشان کوتاه میشود، میتوانند آثار حقوقی و سیاسی بلندمدتی بر جای بگذارند.
بنابراین هر اقدامی که تفاهم اسلامآباد را، چه در ایران و چه در آمریکا، از مسیر اجرا خارج کند پیش از هر چیز باید با این پرسش روبهرو شود که جایگزین آن چیست؟ بازگشت به همان نقطهای که پیش از تفاهم در آن ایستاده بودیم، یا باز کردن راهی برای حل مسئله؟ مخالفت با یک توافق البته حق هر جریان سیاسی است اما مخالفت بدون ارائه راهحل جایگزین، میتواند هزینهای داشته باشد که بعداً همه باید آن را بپردازند. تجربه برجام نشان داد که دیپلماسی را میتوان شکستخورده اعلام کرد اما آثار تصمیمهای دیپلماتیک به این سادگی از میان نمیرود. تفاهم اسلامآباد هم ممکن است همه اختلافهای ایران و آمریکا را حل نکند اما اگر بتواند حتی یک قدم از چرخه «تفاهم- نقض- تنش- درگیری» دور کند، ارزش آن را باید در همین نقطه سنجید. دوستان ناآگاه گاهی از دشمنان آگاه خطرناکترند؛ نه از سر سوءنیت بلکه چون ممکن است آدمی را به مسیری ببرند که بازگشت از آن بسیار دشوار باشد. اما روز پنجشنبه چه گذشت؟
تلاش واشنگتن برای تمدید مأموریت تیم موسوم به «هیأت کارشناسان کمیته تحریمهای ایران» در شورای امنیت سازمان ملل متحد با وتوی روسیه و چین ناکام ماند؛ اما آنچه روز پنجشنبه در نیویورک رخ داد، فراتر از شکست یک قطعنامه آمریکایی بود. رأی منفی مسکو و پکن بار دیگر اختلاف عمیق بر سر سرنوشت برجام و جایگاه حقوقی قطعنامه ۲۲۳۱ را به مرکز توجه بازگرداند؛ اختلافی که طی سالهای گذشته از یک مناقشه هستهای به نزاعی حقوقی و سیاسی درباره حدود صلاحیت شورای امنیت تبدیل شده است. قطعنامه پیشنهادی آمریکا که تمدید فعالیت هیأت کارشناسان تحریمهای ایران را دنبال میکرد با وتوی رسمی روسیه و چین از دستورکار خارج شد. واسیلی نبنزیا، نماینده روسیه در سازمان ملل، در این نشست گفت، جلسه شورای امنیت برای تمدید فعالیت کمیته تحریمها علیه ایران غیرقانونی است. نبنزیا تأکید کرد، قطعنامه ۲۲۳۱ در سال ۲۰۱۵ به تحریمها علیه ایران پایان داد اما به گفته او، کشورهای غربی به این چارچوب پایبند نماندند.
استدلال مخالفان و موافقان
موضع مسکو بر یک استدلال حقوقی مشخص استوار است: آنچه پس از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ در شورای امنیت تصویب شد صرفاً یک توافق سیاسی میان ایران و قدرتهای جهانی نبود بلکه در قالب قطعنامه ۲۲۳۱ وارد چارچوب حقوقی سازمان ملل شد. از نگاه روسیه نمیتوان بدون توجه به مفاد و دوره زمانی تعیین شده در این قطعنامه سازوکارهای تحریمی پیشین را دوباره احیا کرد.
نماینده چین نیز در جلسه شورای امنیت بر ضرورت دیپلماسی تأکید کرد. او گفت، اقدامات خصمانه در خاورمیانه ادامه دارد و یافتن راهحل دیپلماتیک برای مسائل منطقه ضروری است. نماینده پاکستان هم بر نیاز فوری به تعامل دیپلماتیک برای حل مسائل باقیمانده درباره ایران تأکید کرد. نمایندگی دائم ایران نزد سازمان ملل متحد در نیویورک نیز اعلام کرد: «ایران عمیقاً از روسیه و چین به دلیل مواضع اصولی و اقدامات قاطعانه امروزشان قدردانی میکند. ما همچنین از سومالی و پاکستان بهخاطر مواضع ارزشمند و رأی ممتنعشان تشکر میکنیم».
در سوی دیگر، نماینده آمریکا از احیای کمیته ۱۷۳۷ استقبال کرد و مدعی شد، واشنگتن از وتوی روسیه و چین غافلگیر نشده است. به گفته او، هیأت کارشناسان میتوانست، همکاری دفاعی دوجانبه میان ایران و شرکایش که از نگاه آمریکا به موجب قطعنامههای شورای امنیت ممنوع است را آشکار کند. معاون نمایندگی انگلیس در سازمان ملل نیز از برگزاری نشست حمایت کرد و از وتوی قطعنامه آمریکا توسط چین و روسیه ابراز تأسف کرد. نماینده انگلیس مدعی شد، هیأت کارشناسان در سال ۲۰۱۰ برای نظارت بر تحریمهای ایران و ارائه مشاوره مستقل تشکیل شده بود. نماینده فرانسه نیز عدم همکاری ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را تهدیدی برای صلح و امنیت بینالمللی توصیف کرد.
میراث برجام
اما ریشه اختلاف را باید یک دهه عقبتر برد؛ به سال ۲۰۱۵ زمانی که توافق هستهای ایران و قدرتهای جهانی به امضا رسید و شورای امنیت نیز با تصویب قطعنامه ۲۲۳۱ آن را در ساختار سازمان ملل تثبیت کرد. قطعنامه ۲۲۳۱ مجموعه قطعنامههای قبلی شورای امنیت علیه ایران از جمله قطعنامههای ۱۷۳۷، ۱۷۴۷، ۱۸۰۳ و ۱۹۲۹ را در چارچوب اجرای توافق کنار گذاشت. در نتیجه، کمیته تحریمهای ایران و سازوکارهای نظارتی مرتبط با آن نیز موضوعیت قبلی خود را از دست دادند. به این ترتیب، برجام تنها یک توافق برای محدود کردن برنامه هستهای ایران نبود. توافق هستهای، پرونده ایران را از مسیر مجموعهای از قطعنامههای تحریمی به سمت نظارت، محدودیتهای هستهای و دیپلماسی هدایت کرد و قطعنامه ۲۲۳۱ نیز این تغییر مسیر را در ساختار حقوقی شورای امنیت ثبت کرد. اما این پایان ماجرا نبود.
بازگشت به نقطه صفر
خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ توافق را با بحرانی جدی مواجه کرد. با این حال، ساختار حقوقی ایجاد شده توسط قطعنامه ۲۲۳۱ همچنان باقی ماند و به یکی از مهمترین محورهای اختلاف میان ایران، آمریکا و کشورهای اروپایی تبدیل شد. در سال ۲۰۲۵ فرانسه، آلمان و بریتانیا با استناد به سازوکاری موسوم به «اسنپبک» تلاش کردند تا تحریمهای سازمان ملل علیه ایران را بازگردانند. کشورهای غربی این اقدام را با استناد به آنچه نقض تعهدات هستهای ایران میدانستند، توجیه کردند اما تهران این ادعا را رد کرد. در همین حال روسیه و چین اعتبار حقوقی و رویهای این اقدام را نپذیرفتند. از این نقطه، برجام دیگر صرفاً یک توافق هستهای نبود؛ به میدان اختلاف بر سر تفسیر حقوق بینالملل تبدیل شد.
اختلاف بر سر اسنپبک
اختلاف مسکو و پکن با کشورهای غربی بر سر همین موضوع است. روسیه و چین معتقدند، سازوکار بازگشت تحریمها نمیتواند بدون توجه به مفاد و دوره زمانی پیشبینی شده در قطعنامه ۲۲۳۱ فعال شود. بنابراین آنها اعتبار اقدام کشورهای اروپایی برای فعال کردن اسنپبک را زیر سوال بردهاند. در مقابل، آمریکا، فرانسه، آلمان و بریتانیا معتقدند، روند بازگشت تحریمها معتبر بوده و در نتیجه سازوکارهای تحریمی پیشین دوباره موضوعیت پیدا کردهاند. این اختلاف صرفاً یک بحث حقوقی میان دیپلماتها نیست. نتیجه هر یک از این دو تفسیر مستقیماً بر نحوه برخورد شورای امنیت با پرونده ایران تأثیر میگذارد. به همین دلیل حتی موضوعی ظاهراً فنی مانند تمدید مأموریت هیأت کارشناسان تحریمهای ایران نیز به میدان تازهای برای رویارویی بر سر سرنوشت قطعنامه ۲۲۳۱ تبدیل شده است.
چرا برجام هنوز مهم است؟
اهمیت برجام امروز دقیقاً در همین نقطه آشکار میشود. اگر برجام تنها توافقی سیاسی میان ایران و چند کشور بود، اختلاف بر سر آینده آن میتوانست در همان سطح باقی بماند. اما توافق سال ۲۰۱۵ با قطعنامه شورای امنیت پیوند خورد و آثار آن وارد ساختار حقوقی سازمان ملل شد. همین ویژگی باعث شده که سالها پس از امضای توافق، برجام همچنان بتواند بر رفتار قدرتهای بزرگ در شورای امنیت اثر بگذارد. در واقع، فروپاشی سیاسی برجام بهمعنای محو تمام آثار حقوقی آن نبود. توافق هستهای از نظر سیاسی تضعیف شد اما قطعنامه ۲۲۳۱ همچنان یکی از مهمترین نقاط ارجاع در مناقشه بر سر وضعیت تحریمهای ایران باقی ماند. مسکو و پکن امروز از همین چارچوب برای مخالفت با بازسازی سازوکار تحریمهای پیشین استفاده میکنند، درحالی که کشورهای غربی با تکیه بر تحولات پرونده هستهای ایران و روند اسنپبک، قرائت متفاوتی از وضعیت حقوقی تحریمها ارائه میدهند.
واکنش ایران
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، پس از این رأیگیری در حساب کاربری خود در شبکه ایکس نوشت: «نظم تکقطبی که در آن یک طرف با زور و اجبار امتیازگیری میکرد به پایان رسیده است. وتوی چین و روسیه، سوءاستفاده سیاسی از شورای امنیت را رد و حاکمیت قانون را مجدداً تثبیت کرد. ما باید از چندجانبهگرایی دفاع کنیم؛ زیرا یکجانبهگرایی در خدمت منافع هیچکس نیست».
توافقی که هنوز کار میکند
بنابراین وتوی روسیه و چین فقط یک رأی منفی به یک قطعنامه آمریکایی نبود. این رأی بار دیگر شکاف میان اعضای دائم شورای امنیت بر سر میراث توافق هستهای سال ۲۰۱۵ را آشکار کرد. برجام اگرچه در سالهای گذشته از نظر سیاسی تضعیف شده اما همچنان سندی کلیدی برای فهم وضعیت حقوقی پرونده هستهای ایران است. قطعنامه ۲۲۳۱ همچنان نقطه ارجاع اصلی در مناقشه بر سر تحریمهاست و اختلاف بر سر تفسیر آن، شورای امنیت را به صحنه رویارویی دو قرائت متفاوت از نظم ایجاد شده پس از توافق هستهای تبدیل کرده است. آنچه پنجشنبه در شورای امنیت رخ داد از این منظر اهمیت بیشتری پیدا میکند. پرونده برجام دیگر فقط در اتاقهای مذاکره هستهای دنبال نمیشود؛ اکنون بخش مهمی از مناقشه آن در قلب شورای امنیت و بر سر تفسیر حقوقی قطعنامهای جریان دارد که بیش از یک دهه پیش قرار بود، نقطه پایانی بر چرخه تحریم و تقابل باشد. به همین دلیل حتی پس از خروج آمریکا از توافق، بازگشت تحریمها و سالها بحران، برجام هنوز از معادله حذف نشده است. توافقی که قرار بود، پرونده هستهای ایران را از مسیر تقابل به مسیر دیپلماسی منتقل کند اکنون خود به یکی از اصلیترین میدانهای اختلاف میان قدرتهای بزرگ تبدیل شده است.
برجام ظاهراً تمام شده است؛ دستکم روی کاغذ. آمریکا سالها پیش از آن خارج شد، ایران نیز مجبور شد، بخش مهمی از تعهدات هستهای خود را کنار بگذارد و در نهایت نیز مهلت ۱۰ ساله این قطعنامه به پایان رسید. اما اتفاق پنجشنبهشب در شورای امنیت نشان داد که این توافق، برخلاف تصور بسیاری از مخالفانش، هنوز هم میتواند در معادلات حقوقی و سیاسی ایران اثر بگذارد. قراردادی که در دولت حسن روحانی بین ایران و آمریکا و سه کشور اروپایی بسته شد و جهان بر آن صحه گذاشت هنوز به سود ایران کار میکند تا جایی که روز پنجشنبه، دو کشور روسیه و چین با وتوی قطعنامه پیشنهادی آمریکا برای تمدید مأموریت هیأت کارشناسان تحریمهای ایران دقیقاً به همان بندی استناد کردند که در متن برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ برای پایان یافتن پرونده ایران در شورای امنیت پیشبینی شده بود. اهمیت ماجرا در همینجاست. برجام فقط مجموعهای از محدودیتهای هستهای ایران در برابر رفع تحریمها نبود؛ برای پایان این وضعیت نیز تاریخ و سازوکار مشخص تعیین کرده بود. بند ۸ قطعنامه ۲۲۳۱ میگفت در ۱۸ اکتبر ۲۰۲۵ پس از گذشت ۱۰ سال از روز تصویب برجام، مفاد قطعنامه پایان مییابد و شورای امنیت، رسیدگی به پرونده هستهای ایران را خاتمه میدهد؛ البته مشروط به اینکه تحریمهای قبلی در فاصله آن تا روز پایان دوباره برقرار نشده باشند. غرب میگوید، مکانیسم «اسنپبک» در سپتامبر ۲۰۲۵ همین استثنا را فعال کرده است؛ اما ایران، روسیه و چین این اقدام را فاقد اعتبار حقوقی میدانند. اکنون این اختلاف فقط یک بحث نظری نیست؛ در شورای امنیت به یک واقعیت سیاسی تبدیل شده است.
شاید این همان طنز بزرگ تاریخ برجام باشد؛ توافقی که زمانی از سوی مخالفان و تندروهای داخلی بهعنوان قراردادی پرهزینه و از سوی دونالد ترامپ بهعنوان توافقی بد و ناکارآمد مورد حمله قرار میگرفت، امروز حتی پس از خروج آمریکا و پایان رسمی دوره آن هنوز بخشی از زمین حقوقی بازی ایران را شکل میدهد. برجام اگرچه دیگر یک توافق زنده نیست؛ اما بعضی از بندهای آن هنوز زنده است و در سیاست بینالملل، گاهی یک بند حقوقی که در زمان امضای توافق چندان دیده نمیشود، سالها بعد میتواند به اندازه خود توافق اهمیت پیدا کند.
از همین زاویه است که باید امروز تفاهم اسلامآباد را نیز جدیتر دید و قدر دانست و برای اجرای آن کوشش بیشتری به خرج داد و آن را هوا نکرد. مسئله فقط متن یک تفاهم یا توافق میان ایران و آمریکا نیست؛ مسئله ایجاد یک مسیر برای حل اختلاف است، آن هم در شرایطی که هر دو کشور تجربه پرهزینه خروج از توافق و بازگشت به تقابل را پشت سر گذاشتهاند. اگر برجام به ما یک درس داده باشد این است که توافقهای دیپلماتیک حتی وقتی عمر سیاسیشان کوتاه میشود، میتوانند آثار حقوقی و سیاسی بلندمدتی بر جای بگذارند.
بنابراین هر اقدامی که تفاهم اسلامآباد را، چه در ایران و چه در آمریکا، از مسیر اجرا خارج کند پیش از هر چیز باید با این پرسش روبهرو شود که جایگزین آن چیست؟ بازگشت به همان نقطهای که پیش از تفاهم در آن ایستاده بودیم، یا باز کردن راهی برای حل مسئله؟ مخالفت با یک توافق البته حق هر جریان سیاسی است اما مخالفت بدون ارائه راهحل جایگزین، میتواند هزینهای داشته باشد که بعداً همه باید آن را بپردازند. تجربه برجام نشان داد که دیپلماسی را میتوان شکستخورده اعلام کرد اما آثار تصمیمهای دیپلماتیک به این سادگی از میان نمیرود. تفاهم اسلامآباد هم ممکن است همه اختلافهای ایران و آمریکا را حل نکند اما اگر بتواند حتی یک قدم از چرخه «تفاهم- نقض- تنش- درگیری» دور کند، ارزش آن را باید در همین نقطه سنجید. دوستان ناآگاه گاهی از دشمنان آگاه خطرناکترند؛ نه از سر سوءنیت بلکه چون ممکن است آدمی را به مسیری ببرند که بازگشت از آن بسیار دشوار باشد. اما روز پنجشنبه چه گذشت؟
تلاش واشنگتن برای تمدید مأموریت تیم موسوم به «هیأت کارشناسان کمیته تحریمهای ایران» در شورای امنیت سازمان ملل متحد با وتوی روسیه و چین ناکام ماند؛ اما آنچه روز پنجشنبه در نیویورک رخ داد، فراتر از شکست یک قطعنامه آمریکایی بود. رأی منفی مسکو و پکن بار دیگر اختلاف عمیق بر سر سرنوشت برجام و جایگاه حقوقی قطعنامه ۲۲۳۱ را به مرکز توجه بازگرداند؛ اختلافی که طی سالهای گذشته از یک مناقشه هستهای به نزاعی حقوقی و سیاسی درباره حدود صلاحیت شورای امنیت تبدیل شده است. قطعنامه پیشنهادی آمریکا که تمدید فعالیت هیأت کارشناسان تحریمهای ایران را دنبال میکرد با وتوی رسمی روسیه و چین از دستورکار خارج شد. واسیلی نبنزیا، نماینده روسیه در سازمان ملل، در این نشست گفت، جلسه شورای امنیت برای تمدید فعالیت کمیته تحریمها علیه ایران غیرقانونی است. نبنزیا تأکید کرد، قطعنامه ۲۲۳۱ در سال ۲۰۱۵ به تحریمها علیه ایران پایان داد اما به گفته او، کشورهای غربی به این چارچوب پایبند نماندند.
استدلال مخالفان و موافقان
موضع مسکو بر یک استدلال حقوقی مشخص استوار است: آنچه پس از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ در شورای امنیت تصویب شد صرفاً یک توافق سیاسی میان ایران و قدرتهای جهانی نبود بلکه در قالب قطعنامه ۲۲۳۱ وارد چارچوب حقوقی سازمان ملل شد. از نگاه روسیه نمیتوان بدون توجه به مفاد و دوره زمانی تعیین شده در این قطعنامه سازوکارهای تحریمی پیشین را دوباره احیا کرد.
نماینده چین نیز در جلسه شورای امنیت بر ضرورت دیپلماسی تأکید کرد. او گفت، اقدامات خصمانه در خاورمیانه ادامه دارد و یافتن راهحل دیپلماتیک برای مسائل منطقه ضروری است. نماینده پاکستان هم بر نیاز فوری به تعامل دیپلماتیک برای حل مسائل باقیمانده درباره ایران تأکید کرد. نمایندگی دائم ایران نزد سازمان ملل متحد در نیویورک نیز اعلام کرد: «ایران عمیقاً از روسیه و چین به دلیل مواضع اصولی و اقدامات قاطعانه امروزشان قدردانی میکند. ما همچنین از سومالی و پاکستان بهخاطر مواضع ارزشمند و رأی ممتنعشان تشکر میکنیم».
در سوی دیگر، نماینده آمریکا از احیای کمیته ۱۷۳۷ استقبال کرد و مدعی شد، واشنگتن از وتوی روسیه و چین غافلگیر نشده است. به گفته او، هیأت کارشناسان میتوانست، همکاری دفاعی دوجانبه میان ایران و شرکایش که از نگاه آمریکا به موجب قطعنامههای شورای امنیت ممنوع است را آشکار کند. معاون نمایندگی انگلیس در سازمان ملل نیز از برگزاری نشست حمایت کرد و از وتوی قطعنامه آمریکا توسط چین و روسیه ابراز تأسف کرد. نماینده انگلیس مدعی شد، هیأت کارشناسان در سال ۲۰۱۰ برای نظارت بر تحریمهای ایران و ارائه مشاوره مستقل تشکیل شده بود. نماینده فرانسه نیز عدم همکاری ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را تهدیدی برای صلح و امنیت بینالمللی توصیف کرد.
میراث برجام
اما ریشه اختلاف را باید یک دهه عقبتر برد؛ به سال ۲۰۱۵ زمانی که توافق هستهای ایران و قدرتهای جهانی به امضا رسید و شورای امنیت نیز با تصویب قطعنامه ۲۲۳۱ آن را در ساختار سازمان ملل تثبیت کرد. قطعنامه ۲۲۳۱ مجموعه قطعنامههای قبلی شورای امنیت علیه ایران از جمله قطعنامههای ۱۷۳۷، ۱۷۴۷، ۱۸۰۳ و ۱۹۲۹ را در چارچوب اجرای توافق کنار گذاشت. در نتیجه، کمیته تحریمهای ایران و سازوکارهای نظارتی مرتبط با آن نیز موضوعیت قبلی خود را از دست دادند. به این ترتیب، برجام تنها یک توافق برای محدود کردن برنامه هستهای ایران نبود. توافق هستهای، پرونده ایران را از مسیر مجموعهای از قطعنامههای تحریمی به سمت نظارت، محدودیتهای هستهای و دیپلماسی هدایت کرد و قطعنامه ۲۲۳۱ نیز این تغییر مسیر را در ساختار حقوقی شورای امنیت ثبت کرد. اما این پایان ماجرا نبود.
بازگشت به نقطه صفر
خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ توافق را با بحرانی جدی مواجه کرد. با این حال، ساختار حقوقی ایجاد شده توسط قطعنامه ۲۲۳۱ همچنان باقی ماند و به یکی از مهمترین محورهای اختلاف میان ایران، آمریکا و کشورهای اروپایی تبدیل شد. در سال ۲۰۲۵ فرانسه، آلمان و بریتانیا با استناد به سازوکاری موسوم به «اسنپبک» تلاش کردند تا تحریمهای سازمان ملل علیه ایران را بازگردانند. کشورهای غربی این اقدام را با استناد به آنچه نقض تعهدات هستهای ایران میدانستند، توجیه کردند اما تهران این ادعا را رد کرد. در همین حال روسیه و چین اعتبار حقوقی و رویهای این اقدام را نپذیرفتند. از این نقطه، برجام دیگر صرفاً یک توافق هستهای نبود؛ به میدان اختلاف بر سر تفسیر حقوق بینالملل تبدیل شد.
اختلاف بر سر اسنپبک
اختلاف مسکو و پکن با کشورهای غربی بر سر همین موضوع است. روسیه و چین معتقدند، سازوکار بازگشت تحریمها نمیتواند بدون توجه به مفاد و دوره زمانی پیشبینی شده در قطعنامه ۲۲۳۱ فعال شود. بنابراین آنها اعتبار اقدام کشورهای اروپایی برای فعال کردن اسنپبک را زیر سوال بردهاند. در مقابل، آمریکا، فرانسه، آلمان و بریتانیا معتقدند، روند بازگشت تحریمها معتبر بوده و در نتیجه سازوکارهای تحریمی پیشین دوباره موضوعیت پیدا کردهاند. این اختلاف صرفاً یک بحث حقوقی میان دیپلماتها نیست. نتیجه هر یک از این دو تفسیر مستقیماً بر نحوه برخورد شورای امنیت با پرونده ایران تأثیر میگذارد. به همین دلیل حتی موضوعی ظاهراً فنی مانند تمدید مأموریت هیأت کارشناسان تحریمهای ایران نیز به میدان تازهای برای رویارویی بر سر سرنوشت قطعنامه ۲۲۳۱ تبدیل شده است.
چرا برجام هنوز مهم است؟
اهمیت برجام امروز دقیقاً در همین نقطه آشکار میشود. اگر برجام تنها توافقی سیاسی میان ایران و چند کشور بود، اختلاف بر سر آینده آن میتوانست در همان سطح باقی بماند. اما توافق سال ۲۰۱۵ با قطعنامه شورای امنیت پیوند خورد و آثار آن وارد ساختار حقوقی سازمان ملل شد. همین ویژگی باعث شده که سالها پس از امضای توافق، برجام همچنان بتواند بر رفتار قدرتهای بزرگ در شورای امنیت اثر بگذارد. در واقع، فروپاشی سیاسی برجام بهمعنای محو تمام آثار حقوقی آن نبود. توافق هستهای از نظر سیاسی تضعیف شد اما قطعنامه ۲۲۳۱ همچنان یکی از مهمترین نقاط ارجاع در مناقشه بر سر وضعیت تحریمهای ایران باقی ماند. مسکو و پکن امروز از همین چارچوب برای مخالفت با بازسازی سازوکار تحریمهای پیشین استفاده میکنند، درحالی که کشورهای غربی با تکیه بر تحولات پرونده هستهای ایران و روند اسنپبک، قرائت متفاوتی از وضعیت حقوقی تحریمها ارائه میدهند.
واکنش ایران
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، پس از این رأیگیری در حساب کاربری خود در شبکه ایکس نوشت: «نظم تکقطبی که در آن یک طرف با زور و اجبار امتیازگیری میکرد به پایان رسیده است. وتوی چین و روسیه، سوءاستفاده سیاسی از شورای امنیت را رد و حاکمیت قانون را مجدداً تثبیت کرد. ما باید از چندجانبهگرایی دفاع کنیم؛ زیرا یکجانبهگرایی در خدمت منافع هیچکس نیست».
توافقی که هنوز کار میکند
بنابراین وتوی روسیه و چین فقط یک رأی منفی به یک قطعنامه آمریکایی نبود. این رأی بار دیگر شکاف میان اعضای دائم شورای امنیت بر سر میراث توافق هستهای سال ۲۰۱۵ را آشکار کرد. برجام اگرچه در سالهای گذشته از نظر سیاسی تضعیف شده اما همچنان سندی کلیدی برای فهم وضعیت حقوقی پرونده هستهای ایران است. قطعنامه ۲۲۳۱ همچنان نقطه ارجاع اصلی در مناقشه بر سر تحریمهاست و اختلاف بر سر تفسیر آن، شورای امنیت را به صحنه رویارویی دو قرائت متفاوت از نظم ایجاد شده پس از توافق هستهای تبدیل کرده است. آنچه پنجشنبه در شورای امنیت رخ داد از این منظر اهمیت بیشتری پیدا میکند. پرونده برجام دیگر فقط در اتاقهای مذاکره هستهای دنبال نمیشود؛ اکنون بخش مهمی از مناقشه آن در قلب شورای امنیت و بر سر تفسیر حقوقی قطعنامهای جریان دارد که بیش از یک دهه پیش قرار بود، نقطه پایانی بر چرخه تحریم و تقابل باشد. به همین دلیل حتی پس از خروج آمریکا از توافق، بازگشت تحریمها و سالها بحران، برجام هنوز از معادله حذف نشده است. توافقی که قرار بود، پرونده هستهای ایران را از مسیر تقابل به مسیر دیپلماسی منتقل کند اکنون خود به یکی از اصلیترین میدانهای اختلاف میان قدرتهای بزرگ تبدیل شده است.
انتهای پیام