آروین صداقتکیش ـ آهنگساز و پژوهشگر و رهبر ارکستر «همیسا» ـ در گفتوگو با ایسنا درباره این ارکستر سازهای ایرانی و وضعیت کنونی برگزاری کنسرت در ایران نکاتی را مطرح میکند که در ادامه مشروح آن را میخوانید.
ـ درباره این ارکستر سازهای ایرانی و تاریخچه شکلگیری آن توضیح میدهید؟ چه زمانی تأسیس شد و فعالیت خود را از چه زمانی آغاز کرد؟
ارکستر ایرانی «همیسا» در سال ۱۴۰۳ و در نیمه دوم همان سال، در فصل زمستان، تأسیس شد و از آن زمان تاکنون فعالیت خود را ادامه داده است.
ـ قرار بود این ارکستر نوازندگان جدید و جوان را جذب کند. این روند تاکنون به چه صورت پیش رفته است؟
نوازندگان ارکستر از ابتدا جوان بودهاند و از نوازندگان زیر ۳۰ سال تشکیل شده است. البته ممکن است در مقاطعی، به دلایل مختلف، ارکستر به نوازنده جدید نیاز داشته باشد که در این شرایط فراخوان میدهیم و نوازندگان جدید را جذب میکنیم. در حال حاضر نیز برای چند جایگاه مشخص در ارکستر به نوازنده نیاز داریم و به همین منظور فراخوان جذب نوازنده منتشر کردهایم.
ـ درباره ترکیب کاری ارکستر توضیح دهید. اجراهای ارکستر معمولاً هر چند وقت یکبار برگزار میشود و چه روندی برای انتخاب و اجرای آثار دارید؟ مأموریت کاری ارکستر چیست؟
مأموریت اصلی ارکستر، اجرای آثار ارکستری موسیقی ایرانی است؛ یعنی آثاری که برای ترکیب سازهای ایرانی نوشته شدهاند. هر اثری که به دست ما برسد، چه اثری باشد که از قبل وجود داشته و چه اثری جدید، اگر از نظر ما ارزش اجرا داشته باشد، آن را در برنامه ارکستر قرار میدهیم.
برای تعداد اجراها با توجه به شرایطی که طی یکی دو سال گذشته وجود داشته، نمیتوان نرخ مشخص و ثابتی در نظر گرفت، اما معمولاً ارکستر سالانه حدود سه تا چهار اجرا دارد. این اجراها گاهی در قالب جشنوارههای موسیقی و در کنار برنامههای دیگر برگزار میشوند و گاهی به صورت مستقل روی صحنه میرویم.
ـ همانطور که اشاره کردید، در شرایط اقتصادی موجود، هزینههای ارکستر چگونه تأمین میشود؟
ارکستر بهطور کامل مستقل است و هزینههای آن از محل فعالیتهای خود ارکستر تأمین میشود. زمانی که ارکستر کنسرتی برگزار میکند، درآمدی از آن حاصل میشود و بسته به میزان این درآمد، تصمیم گرفته میشود که بخشی از آن در خود ارکستر باقی بماند و صرف هزینههای جاری و فعالیتهای بعدی شود یا در اختیار نوازندگان قرار گیرد.
ـ در آثاری که اجرا میکنید، نام آهنگسازانی مانند سیامک جهانگیری دیده میشود. روند همکاری با آهنگسازان معاصر به چه صورت است؟ آیا برای دریافت و اجرای آثار، قراردادی با آهنگسازان بسته میشود؟
افرادی که تاکنون با ما همکاری کردهاند، آثارشان را در اختیار ارکستر قرار دادهاند. برای مثال، آقای سیامک جهانگیری به دلیل سابقه دوستی و همکاریای که با ایشان داشتهام آثارشان را در اختیار من قرار دادند. بخشی از این آثار پیشتر برای پروژههای دیگری نوشته شده بود و ایشان اجازه اجرای مجدد آنها را به ارکستر دادهاند.
البته آهنگسازانی هم هستند که مشخصاً برای این ارکستر اثر نوشتهاند، از جمله آقایان روزبه تابنده و شاهین مهاجری. تاکنون هیچ قرارداد مالی میان ارکستر و این آهنگسازان برای خرید آثار یا پرداخت هزینه اجرای آنها وجود نداشته است؛ زیرا ارکستر از نظر اقتصادی در شرایطی نبوده که بتواند آثار آهنگسازان را خریداری کند یا برای اجرای آنها هزینهای پرداخت کند.
البته یک مسیر دیگر برای دریافت آثار، فراخوانهای آهنگسازی است. گاهی در برخی جشنوارهها یا از سوی خود ارکستر فراخوان منتشر میشود و آهنگسازان آثارشان را ارسال میکنند. معمولاً هیأتی داوری وجود دارد که آثار را بررسی و انتخاب میکند و از این طریق تعدادی اثر به ارکستر میرسد. درباره آثاری که از طریق فراخوان ارسال میشوند، بحث قرارداد مالی مطرح نیست؛ چراکه آهنگسازان با اطلاع از شرایط فراخوان، اثر خود را برای شرکت در آن ارسال و در اختیار مجموعه قرار میدهند.
ـ ترکیب سازی ارکستر صرفاً شامل سازهای ایرانی است؟
بله، ترکیب ارکستر بهطور کامل از سازهای ایرانی تشکیل شده است؛ البته دو استثنای کوچک وجود دارد. گاهی به دلیل کمبود نوازنده قیچک باس، ممکن است در یک اجرای خاص ناچار شویم از نوازنده ویولنسل استفاده کنیم.
استثنای دیگر مربوط به آثاری است که برای ترکیب ارکستر ایرانی با یک ساز غیرایرانی نوشته میشوند. برای مثال، اخیراً پیشنهادی از سوی یکی از آهنگسازان و تنظیمکنندگان مطرح شده تا آثاری برای ترکیب این ارکستر و گیتار در اختیار ما قرار دهد. ما نیز از چنین تجربههایی دوری نمیکنیم و از آنها استقبال خواهیم کرد.
ـ رهبری ارکستری که ترکیب سازی آن صرفاً از سازهای ایرانی تشکیل شده، چه تفاوتی با ارکسترهای کلاسیک غربی یا ارکسترهای ترکیبی ایرانی و غربی دارد؟
تفاوت اصلی در رنگ صوتی است. وقتی ارکستری کاملاً از سازهای ایرانی تشکیل شده باشد، رنگ صوتی متفاوتی نسبت به ارکسترهای متشکل از سازهای کلاسیک غربی یا ارکسترهای ترکیبی ایرانی و غربی ایجاد میکند. این رنگ صوتی خاص، چند سالی است که بیشتر مورد توجه قرار گرفته و افراد دیگری هم در این زمینه فعالیت میکنند، اما در مقایسه با ارکسترهای کلاسیک غربی و حتی ارکسترهای ترکیبی ایرانی و غربی، هنوز کمتر تجربه شده است.
ارکسترهای کلاسیک غربی سابقه طولانی دارند و ترکیب سازهای ایرانی و غربی از اوایل قرن گذشته تجربه شده، بهویژه در دوره فعالیت رادیو و برنامه «گلها» بسیار شنیده شده است. اما صدای ارکستری که تماماً از سازهای ایرانی تشکیل شده باشد، به این اندازه تجربه و شنیده نشده است.
تفاوت دیگر به آثاری مربوط میشود که میتوان با این ترکیب اجرا کرد. بسیاری از آثاری که ما اجرا میکنیم، اساساً برای چنین ترکیبی نوشته شدهاند و راه دیگری برای اجرای آنها وجود ندارد.
وجود چنین ارکستری این امکان را نیز فراهم میکند که آهنگسازان از این پس آثاری مشخصاً برای این ترکیب بنویسند و تجربه کنند که چه اتفاقی در این ساختار صوتی رخ میدهد. این حوزه تاکنون چندان مورد آزمایش قرار نگرفته است، چون ارکسترهایی با این ترکیب به اندازه کافی در دسترس نبودهاند که آهنگسازان اثری برای آنها بنویسند، اجرای آن را بشنوند و بر اساس نتیجه، دوباره روی اثر خود فکر و تجربه کنند. حالا با وجود چنین ارکسترهایی، این امکان برای آهنگسازان فراهم میشود.
ـ در دو دهه اخیر تعداد اجراهای موسیقی ایرانیِ غیرتلفیقی کمتر شده است. وقتی با چنین ارکستری روی صحنه میروید، معمولاً در چه سالنهایی اجرا میکنید و آیا مخاطب همچنان از این نوع موسیقی استقبال میکند؟ تجربه خودتان در این زمینه چگونه بوده است؟
تجربه شخصی من در دو ارکستری که در چند سال گذشته رهبری کردهام، این بوده که اجراهای این ارکسترها در سالنهای متوسط با استقبال مخاطبان مواجه شده است.
البته این یک حکم کلی نیست؛ استقبال مخاطب تا حد زیادی به این بستگی دارد که چه اثری، با چه کیفیتی و در چه شرایطی اجرا شود. تجربه من تاکنون نشان داده که این نوع اجراها تا این اندازه برای مخاطب پاسخگو بودهاند، اما شخصاً هنوز اجرا در سالنهای بزرگتر را امتحان نکردهام.
ـ به نظر میرسد در سالهای اخیر، بخش زیادی از موسیقی ایرانی به سمت آثار تلفیقی رفته و از موسیقی اصیل فاصله گرفته است. با توجه به این شرایط، علت کاهش استقبال از اجراهای موسیقی ایرانی چیست؟
در کشورهای غربی هم موسیقی کلاسیک غربی در مقایسه با گونههای دیگر موسیقی، سهم بسیار محدودی از بازار را در اختیار دارد، برای مثال، حدود سه درصد از بازار موسیقی به این گونه اختصاص دارد و بخش عمده بازار در اختیار گونههای دیگر موسیقی است. در ایران هم تا حدی چنین اتفاقی افتاده است.
البته درباره اینکه این اتفاق لزوماً عجیب یا ناراحتکننده است یا نه، دیدگاههای مختلفی وجود دارد. برخی معتقدند موسیقی کلاسیک و جدی اساساً قرار نبوده مخاطب گسترده داشته باشد و اینکه در دورههایی با افت مخاطب عمومی مواجه شود، تا حدی در ذات این نوع موسیقی وجود دارد. در مقابل، عدهای معتقدند این نوع موسیقی به دلایلی مخاطب خود را از دست داده و این اتفاق، مسئلهای قابل توجه است.
من در ارتباط با این ارکستر چنین احساسی ندارم که اگر کار خوبی ارائه شود، مخاطبی برای آن وجود نداشته باشد. مخاطب متناسب با کاری که انجام میدهیم وجود دارد و میتوانیم با اجرای خوب با آن ارتباط برقرار کنیم. البته آن مخاطب بسیار گسترده و عمومی که موسیقی کلاسیک ایرانی در مقطعی، مثلاً از سالهای ۶۴ و ۶۵ تا حدود ۷۵، داشت، امروز دیگر وجود ندارد.
ـ با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی امروز، که برگزاری برخی کنسرتهای پاپ و دیگر گونههای موسیقی محدود شده است، در صورت ادامه این رویه، آینده اجراهای صحنهای در کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟
با این پیشفرض که اجرای صحنهای در حال حاضر در معرض افول قرار گرفته، چندان موافق نیستم. برای مثال، همین اواخر در شیراز ارکستری با خوانندگی علیرضا قربانی روی صحنه رفت. تا جایی که من اطلاع دارم، سالن این اجرا بیش از پنج هزار صندلی ظرفیت داشت و نهتنها یک شب آن خالی نماند، بلکه اجرا چند بار هم تمدید شد. قیمت بلیتها نیز ارزان نبود که تصور کنیم همه اقشار جامعه امکان حضور در آن را داشتهاند.
بنابراین، اجرای صحنهای در شرایط فعلی لزوماً در معرض خطر نیست؛ البته به شرطی که آزادی عمل لازم برای اقتصاد موسیقی وجود داشته باشد و افرادی که میخواهند در این حوزه فعالیت کنند، بتوانند کارشان را انجام دهند و مانعی بر سر راهشان نباشد. طبیعتاً برخی هنرمندان و گروهها طرفداران بسیار بیشتری دارند و برخی کمتر، این تفاوت نیز در اقتصاد موسیقی خودش را نشان میدهد. مثلاً علیرضا قربانی بهعنوان یکی از خوانندگان پرطرفدار امروز موسیقی ایران، تقریباً در هر سالنی که اجرا داشته باشد، میتواند مخاطب قابل توجهی جذب کند. گروههای کوچکتر یا جوانتر نیز ممکن است بتوانند هر چند ماه یکبار، متناسب با اندازه و میزان شناختهشدنشان، ۲۰۰ یا ۳۰۰ نفر را برای یک اجرا گرد هم بیاورند.
این اجراها میتوانند همچنان برگزار شوند و حتی از نظر اقتصادی نیز امکان ادامه فعالیت داشته باشند. البته برای این کار، گروهها و اجراکنندگان باید از ابزارهای تبلیغاتی و ارتباطی امروز استفاده کنند، بتوانند با مردم ارتباط برقرار کنند و تا حدی سلیقه عمومی را در نظر بگیرند.
البته اینکه بخش بزرگی از مردم، به دلیل افزایش قیمت بلیت و هزینهها، دیگر توان حضور در کنسرتها را ندارند، کاملاً درست است. از طرف دیگر، افزایش هزینه اجاره برخی سالنها نیز باعث میشود بعضی اجراکنندگان، گروهها و ارکسترها امکان اجرای برنامه در آن سالنها را نداشته باشند.
اما باید توجه کنیم که درباره گونهای از موسیقی صحبت میکنیم که اساساً مخاطب آن محدودتر است. اگر درباره موسیقیای صحبت میکردیم که صدها هزار یا میلیونها مخاطب داشت، قیمت بلیت تأثیر بسیار گستردهتری بر اقتصاد آن میگذاشت. اما وقتی یک گروه میخواهد در سالن ۳۰۰ نفره اجرا کند، پیدا کردن ۳۰۰ نفر مخاطب در شهری مانند تهران، حتی با وجود قیمت بالاتر بلیت، لزوماً کار غیرممکنی نیست. نمونههای دیگری هم وجود دارد؛ مثلاً کنسرتنمایشهایی که در مکانهای گرانقیمتی مانند هتل اسپیناس برگزار میشوند و همچنان مخاطب خود را پیدا میکنند.
اتفاقی که از نظر جامعهشناختی افتاده، این است که با گرانتر شدن این برنامهها، ترکیب اجتماعی مخاطبان نیز تغییر کرده است؛ یعنی هرچه قیمت بلیت بالاتر میرود، افرادی که امکان حضور در چنین برنامههایی را دارند، بیشتر از میان طبقات برخوردار و ثروتمند جامعه خواهند بود و فاصله آن با عموم مردم بیشتر میشود.
انتهای پیام
