به گزارش ایسنا، میدل ایست مانیتور در گزارشی نوشت: این پیمان در ۷ اوت ۲۰۲۶ در کاخ الصفا، به امضای نخستوزیر پاکستان شهباز شریف، ولیعهد سعودی محمد بن سلمان و رئیسجمهور ترکیه رجب طیب اردوغان رسید. بند اصلی آن به صراحت میگوید که حمله مسلحانه علیه یکی از اعضا، حمله علیه همگی تلقی خواهد شد.
محاصره طولانی یمن توسط عربستان و فشار به انصارالله، تعاملات میان این گروه محور مقاومت و ریاض را با تنش مواجه کرد و در حالی که تنگه هرمز در گیر و دار جنگ میان آمریکا و ایران بسته شده بود، تلاش عربستان برای یافتن راهی از باب المندب در راستای تامین انرژی جهان نگاهها را به آن سو کشاند. در عین حال انصارالله از عربستان و جامعه جهانی خواست تا به محاصره یمن پایان دهند که مورد توجه قرار نگرفت، از این رو حملات از سوی انصارالله به تاسیسات نفتی و زیرساختهای عربستان شدت یافت و باعث کاهش و توقف تولید نفت شد.
در پی این حملات، وزیر دفاع پاکستان خواجه آصف گفت اسلامآباد «آماده ایفای تعهداتش» تحت این پیمان است و معتقد است: «توافق مکه درباره ما هم صدق میکند و ما وظیفه خود را انجام خواهیم داد.»
شایان ذکر است، هر چند توافق مکه تعهد امنیتی میان سه کشور را تضمین میکند اما از زمان امضای این توافق تا کنون هیچ یک از تهدیدات و تنشها علیه عربستان موجب نشد که ترکیه یا پاکستان به حمایت از ریاض اقدامی را انجام دهند.
اینجاست که شکاف میان عمل و گفتار به داستان اصلی بدل میشود. با وجود همه سخنان خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، اقدامی برای فعالسازی نظامیِ این توافق انجام نشده است. در 19 شهریور (۱۰ سپتامبر)، اسلامآباد بهروشنی اعلام کرد که به واکنش نظامی فوری فکر نمیکند و رویکردش فعلا عمدتا دیپلماتیک خواهد ماند.
ترکیه هم بهانه خودش را برای کندی در عمل دارد؛ احتمال دارد پارلمان این کشور توافق مکه را تا اکتبر تصویب نکند که این توافق دفاعی را در بلاتکلیفی نگه میدارد. هیچکدام از این تاخیرها بیهزینه نیست. بهنظر میرسد عربستان سعودی با رویآوردن به شرکای دیگر، در حال پوششدادن خود است؛ گزارش شده که محمد بن سلمان دو بار با دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا تماس گرفته و درخواست حمله نظامی آمریکا به انصارالله یمن را داده؛ ترامپ نپذیرفته اما پیشنهاد حمایت اطلاعاتی داده و گفته میشود ریاض همچنین در حال گمانهزنی با رژیم صهیونیستی و انگلیس است و علتش هم این است که شرکای توافق مکه وارد میدان نشدهاند.
در این میان، تحلیلگرانی از جمله «استیون کوک» آشکارا این پرسش را مطرح کردهاند که آیا اعتبار این توافق، صرفا به این دلیل که پس از مراسم امضا هیچ اقدام نظامیای رخ نداده، از هماکنون آسیب دیده است یا نه و این دقیقا هسته مرکزی این مساله است؛ آنچه از منظر اسلامآباد خویشتنداری معقول به نظر میرسد، از دید ریاض میتواند بهطرز ناراحتکنندهای شبیه به نادیده گرفته شدن و رها کردن باشد.
به علاوه این تحلیل وجود دارد که هیچکدام از تنشهای موجود، مسالهای نیستند که صرفا با برنامهریزی نظامی حل شود. اگرچه پاکستان رابطه نظامی عمیقی با عربستان سعودی دارد اما به دلیل همسایگی با ایران، سالها کوشیده آن رابطه را نیز حفظ کند و بههیچوجه علاقهای ندارد شاهد آن باشد که یمن به جرقه رویارویی تمامعیار سعودی ایرانی بدل شود.
موضع چین نیز شایان توجه است. در ژانویه ۲۰۲۴، مقامهای چینی از ایران خواستند تا مانع از حملات انصارالله یمن به کشتیرانی در دریای سرخ شود. با توجه به حجم زیاد تجارت چین که از هر دو گلوگاه عبور میکند، این پیشینهای است که پکن بهراحتی میتواند بار دیگر به آن بازگردد. آشتی سعودی ـ ایرانی در سال ۲۰۲۳ که با میانجیگری چین رقم خورد، پیشتر ثابت کرده بود که پکن با ایفای چنین نقش میانجیگرانهای راحت است.
تصمیم واقعا دشوار برای اسلامآباد تنها زمانی فرا خواهد رسید که ریاض رسما از پاکستان بخواهد در اقدام نظامی مستقیم علیه انصارالله یمن مشارکت کند اما تاکنون چنین درخواست صریحی مطرح نشده است. به علاوه اینکه نقش نظامی پاکستان در یمن میتواند خطر تلافیجویی را بههمراه بیاورد، رابطه با ایران و میانجیگری میان آن با آمریکا را پیچیده کند، تنشهای فرقهای را برانگیزد و آنچه امروز اتحادی نظامی است را به طرفی در جنگی بیسرانجام بدل کند و دقیقا همان نقش پل دیپلماتیکی را که پاکستان اکنون بهخوبی ایفا میکند، از میان ببرد.
آزمون واقعی توافق مکه هرگز این نبوده که آیا سربازان پاکستانی سرانجام پا به خاک یمن میگذارند یا نه. این آزمون همین حالا، در حال تعیین شدن است اینکه آیا این پیمان میتواند بازدارندگیِ معتبری ایجاد کند بدون آنکه پاکستان را به جنگی بکشاند که هیچ میلی به ورود مستقیم به آن ندارد.
انتهای پیام
