سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۲:۰۰
منبع: نمایندگی خوزستان
جبهه؛ مکتب آسمانی و انسان‌ساز

جبهه؛ مکتب آسمانی و انسان‌ساز

خوزستان (ایسنا) - جبهه یک مکتب آسمانی بود؛ مکتبی که در آن انسان‌های زمینی، آسمانی شدند. در آن روزها، رزمندگانی با افکار و سلیقه‌های متفاوت، اما با یک هدف مشترک، برای دفاع از انقلاب، آرمان‌ها و کشورشان در برابر متجاوز ایستادند. در ظاهر، جنگ بود، اما در محتوا، جبهه زمینه عروج و تعالی را فراهم می‌کرد. جبهه، مدرسه‌ای برای ساختن انسان‌های بزرگ بود.

منوچهر علیزاده، رزمنده دفاع مقدس در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به دوران حضورش در جبهه‌های نبرد، اظهار کرد: من از طریق پایگاه مقاومت و بسیج به جبهه رفتم و بیشتر در کارهای فرهنگی و اجتماعی فعالیت داشتم. ابتدا با گردان مالک اشتر، سپس گردان شهید چراغانی و بعد گردان حضرت ابوالفضل(ع) همراه بودم. پس از آن به قرارگاه مهندسی کربلا رفتم و بعد از چند ماه در ستاد جذب قرارگاه مشغول شدم. هر کدام از این دوران، داستان‌های خاص خود را دارد. من در مقطعی در ستاد آزادگان فعالیت داشتم و بعد از آن با سردار عباسی، مسئول بسیج وزارت کشور آن زمان، کمیسون ایثارگران را در استان تشکیل دادیم. 

وی با اشاره به پیشینه خانوادگی‌اش، گفت: برادر بزرگ‌ترم جانباز بود و برادر کوچک‌ترم نیز در جبهه حضور داشت. خانواده ما کشاورز بود و خانواده‌ای بودیم که از قبل از انقلاب با روحانیت ارتباط قوی داشتیم و از نعمت ولایت اهل‌بیت(ع) و توسل در خانه برخوردار بودیم. همین پیشینه اعتقادی و خانوادگی، زمینه‌ساز حضور من در جبهه شد. وقتی می‌خواستم به جبهه بروم، خانواده‌ام با روحیه مذهبی و انقلابی، نه تنها مخالفتی نداشتند، بلکه مشوق من بودند.

جبهه؛ مکتب انسان‌سازی و آسمانی شدن

علیزاده با اشاره به حال و هوای جبهه، معتقد است که همه کسانی که با افکار متفاوت به جبهه می‌آمدند، یک وجه مشترک داشتند؛ در ظاهر از انقلاب، آرمان‌ها و کشورمان در برابر متجاوز دفاع می‌کردیم، اما در محتوا، جبهه زمینه عروج را فراهم می‌آورد. جبهه یک مکتب بود که آدم‌های زمینی را آسمانی کرد. من هنوز خودم را از این مکتب می‌دانم و به آن افتخار می‌کنم.

وی با اشاره به خاطراتی از رزمندگان، گفت: رزمنده‌ای داشتیم که با وجود کهولت سن، آمده بود و می‌گفت من آمده‌ام تا لباس بشویم، آب بیاورم و چای درست کنم. او همچنین می‌گفت که بنایی بلد بودم و هر کاری که از دستم برمی‌آمد انجام می‌دهم. رزمنده دیگری به نام مجید داشتیم که خطاط و نقاش بود و بدون خداحافظی از خانواده‌اش آمده بود. پدرش با انقلاب میانه‌ای نداشت، او راهی جبهه شد و در همان جبهه انقلابی شد. این‌ها نشان می‌دهد جبهه چگونه خانواده‌ها را متحول می‌کرد. 

علیزاده با اشاره به خاطرات دیگری از آزادگان، گفت: آزاده‌ای داشتیم که اهل شوش بود. او بیش از هشتاد سال سن داشت و در دوران اسارت، بسیار اذیت شده بود. او می‌گفت وقتی مرا می‌زدند، یاد امام خمینی می‌افتادم و لذت می‌بردم. این پیرمرد روستایی و کشاورز، نه دانشگاه رفته بود و نه در مکتب درس خوانده بود، اما عشق به امام و انقلاب باعث شده بود که با آن سن بالا، به جبهه بیاید و در نود سالگی شهید شود.

وی افزود: رزمنده دیگری داشتیم که از مسجدسلیمان به جبهه آمد. او می‌گفت من به امر امام به جبهه رفتم. او در قبرستان زندگی می‌کرد و پیش شهدا بود. سال ٧۵ که رهبر شهید به خوزستان آمد، او برای دیدار با رهبر شهید، با پای برهنه از مسجدسلیمان به اهواز آمد.

علیزاده با اشاره به دوران مسئولیتش در ستاد آزادگان، اظهار کرد: یکی از آزادگان ما به نام حاج حسین، از بزرگترین خانواده‌ای ثروتمند اهواز بود که بدون رضایت خانواده به جبهه رفت و اسیر شد. خانواده او به سوئد مهاجرت کرده بودند و پدرش با نفوذ و توان مالی، از طریق صلیب سرخ سوئد قول آزادی او را از عراق گرفت، اما او در اردوگاه موصل، فرصت آزادی را رد کرد و گفت من پل قرار امام خمینی هستم. او فرصت آزادی را رد کرد اما با آزاده‌ها آمد. این از خودگذشتگی‌ها در جنگ کم نبود، اما امروز جامعه توان پذیرش برخی از این واقعیت‌ها را ندارد و باید در محتوا و پردازش، به آن‌ها پرداخته شود.

وی با تأکید بر لزوم توجه به مشکلات آزادگان، گفت: باید به آزادگان در چهار حوزه اصلی از جمله آموزش، اسکان، اشتغال و کرامت را برای رسیدگی به مشکلات آنان در توجه کرد. ٧۰ درصد آزادگان خوزستان دیپلم نداشتند و ١۵ درصد حتی سواد خواندن و نوشتن نداشتند. اولویت اول را باید بر آموزش گذاشت تا بتوانند ادامه تحصیل دهند، زیرا بدون سواد و مدرک، نمی‌توان کرامت آنان را حفظ کرد. اگر بخواهیم آزاده‌ای را در جایگاهی قرار دهیم، باید ابتدا بستر آموزشی و اسکان و اشتغال او را فراهم کنیم تا بتواند با عزت و کرامت در جامعه حضور پیدا کند.

انتقاد از کارهای نمادین در حوزه فرهنگ

علیزاده با انتقاد از کارهای نمادین در حوزه فرهنگ، بیان کرد: کار فرهنگی نباید نمادین باشد. باید عملی و شاخص‌ محور باشد. متأسفانه برخی متولیان فرهنگ، بین تبلیغات و کار فرهنگی تفاوت قائل نیستند. کار فرهنگی واقعی این است که به ریشه مشکلات بپردازیم و برای حل آن‌ها برنامه عملی داشته باشیم. مدیریت فرهنگی در تراز انقلاب اسلامی باید کارآمد باشد وگرنه کار فرهنگی تأثیر ندارد.

وحدت ملی؛ ضرورت انکارناپذیر در برابر دشمن

علیزاده در ادامه با اشاره به اهمیت وحدت ملی در شرایط کنونی، بیان کرد: دشمن فهمیده است که جمهوری اسلامی با جنگ نظامی شکست نمی‌خورد، لذا به سراغ جبهه‌های دیگر از جمله تردید، تشبیه، اختلاف و ایجاد بدبینی رفته است. در حوزه اجتماع وحدت برای ما یک ضرورت انکارناپذیر است. ما باید از اختلاف در حزب، قوم، جغرافیا و سلیقه سیاسی خود پرهیز کنیم، زیرا یک دشمن مشترک داریم. باید از هر بحثی که موجب ایجاد تفرقه شود، دوری کنیم و حول محور ولایت و دشمن‌شناسی حرکت کنیم. ولایت نعمت بزرگی برای ما شیعیان است و باید قدر این نعمت را بدانیم. 

وی با اشاره به دستاوردهای جنگ‌های اخیر، گفت: ما الان پنجه در پنجه ابرقدرت دنیا گذاشته‌ایم و دستاوردهای دو جنگ اخیر کم نیست. معیشت مردم سخت است و کسی منکرش نیست، اما بخش عمده مشکلات اقتصادی باید از داخل حل شود. دولت، مجلس، تریبون‌های فرهنگی و رسانه‌ها باید فکرشان را برای مقابله با دشمن بگذارند. جوهره مقابله با دشمن نیز وحدت است. دشمن ما، دشمنی زیرک و سختی است و ما باید با شناخت توطئه‌ها و ترفندهای او، از بازی خوردن پرهیز کنیم.

توصیه به جوانان

علیزاده با توصیه به جوانان گفت: جوانان قدر جوانی خود را بدانند. جوان، ابداع‌کننده و موتور محرک جامعه است. این انرژی را باید هدفمندسازی کنند. جوان باید بشنود، تحلیل کند، مقایسه کند و از تجربه‌ها استفاده کند. همان تردیدی که در مدینه و قلمرو اسلام پیش آمد و زمینه کربلا را به وجود آورد، امروز با شیوه‌های مختلف در حال شکل‌گیری است. جوانان باید راست‌آزمایی کنند و هدفمند به آینده بنگرند، زیرا سعادت و کمال در جوانی بنیاد نهاده می‌شود.  هر جا ریزش‌هایمان زیاد شده، به این دلیل بوده که بنیادهای اصلی‌مان را تقویت نکرده‌ایم.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها