به گزارش ایسنا، یادِ آن ۱۶۸ دانشآموزِو معلم آسمانی، امروز بیش از هر روزی در کلاسهای درس ما زنده است؛ و یاد پدر و مادرهایی که با قامت بلند خود، داغ فرزند را به تابلوی ایستادگی تبدیل کردند، برای همیشه در تاریخ این سرزمین حک خواهد شد.
تقویمها دوباره ورق خوردهاند و به «مهر» رسیدهایم. خیابانها بوی دفترهای مشق که هنوز خطخوردگی ندارند، بوی مدادهای تراشیده و کیفهایی که طعم ماجراجویی میدهند. شهرها، بازارها و کوچهها، همه در تکاپویِ آمادهسازی برای کلاسهای درس هستند. صدای شور و شوق کودکان، شهر را پر کرده است؛ اما در گوشهای از این سرزمین، در نخلستانهای صبور «میناب»، سکوتی حکمفرماست که از هر فریادی شنیدنیتر است.
وقتی در هیاهوی خرید لوازمالتحریر، صدای زنگ مهر میپیچد، این مادران میناباند که با گامهایی استوار و سری بلند، میراث فرزندان خود را پاسداری میکنند. برای آنها، مهر، ماه گریه نیست؛ ماه «اثبات» حضور است. حضورِ کسی که اگرچه در کلاس فیزیکی نیست، اما در جان مادر، تکثیر شده و به ابدیت پیوسته است.
آنها «سروهایِ ایستاده» در غبارِ بیرحمیاند. این مادران، در اوجِ نبودن، حماسهای آفریدهاند که هیچ مدرسهای توانِ تدریس را ندارد. آنها نه در نیمکتهای چوبی، که در «آستانه بلند ایثار» درس بودن را مشق کردهاند.
ما امروز نه برای «نبودن»، که برای «بزرگی» این مادران مینویسیم. برایِ آنهایی که در فقدان مدرسه و کلاس، خود به «مدرسه انسانیت» بدل شدهاند. برای مادرانی که اگرچه دستشان از دست کوچک فرزندشان کوتاه شده، اما قامت باورشان به بلندای نخلهای میناب، استوار مانده است.
امسال مهر، وقتی زنگ مدارس به صدا در میآید، بگذارید طنینش گوشِ جهان را به این حقیقت آشنا کند: «عظمت یک مادر، به حضور فیزیکی فرزند نیست؛ به عمق عشقی است که حتی در غیاب او، دنیا را روشن نگه داشته است.»
پاییزِ امسال، در میناب، فصلِ بازگشت به مدرسه نیست؛ فصلِ تجدید میثاق با کسانی است که داغِ فرزند را به «سندِ ایستادگی» تبدیل کردند. این ۱۶۸ دانشآموز، اگرچه پشت نیمکتها نیستند، اما در درس بزرگ «صبر و استقامت» که والدینشان به تمام شهر دادهاند، جاودانه شدهاند. آنها رفتند، اما کوهستان صبر پدر و مادرانشان، تا ابد ایستاده است.
انتهای پیام
