جمعه ۳ مهر ۱۴۰۵ | ۲۳:۳۶
«من همین رضا سنجرانی را دوست دارم»؛ روایتی واقعی برای نزدیک‌تر شدن نسل امروز به شهدا

«من همین رضا سنجرانی را دوست دارم»؛ روایتی واقعی برای نزدیک‌تر شدن نسل امروز به شهدا

خراسان رضوی (ایسنا) - آیین رونمایی از کتاب «من همین رضا سنجرانی را دوست دارم» شامل خاطرات شهید رضا سنجرانی، خانواده و دوستان وی با حضور جمعی از مدیران فرهنگی ملی و استانی، خانواده و همرزمان شهید و جمعی از نویسندگان و فعالان فرهنگی برگزار شد و سخنرانان این مراسم بر ضرورت روایت واقعی و قابل دسترس از زندگی شهدا و معرفی آنان به نسل جوان تأکید کردند.

مجید عسکری، رئیس حوزه هنری خراسان رضوی، جمعه ۳ مهرماه در مراسم رونمایی از کتاب «همین رضا سنجرانی را دوست دارم» که در پاتوق خانوادگی کتاب‌رسان برگزار شد، با گرامیداشت یاد و خاطره شهید محمدرضا سنجی و شهدای انقلاب اسلامی، اظهار کرد: امیدوارم این مراسم تنها به رونمایی از یک کتاب محدود نشود، بلکه آغازی برای آشنایی بیشتر جوانان و نوجوانان با شهید رضا سنجرانی، خنده‌ها، رفاقت‌ها، جدیت و انتخاب‌هایی باشد که در نهایت او را به نقطه شهادت رساند.

وی با اشاره به ویژگی‌های محتوایی و فرمی این کتاب، افزود: به عنوان کسی که چند سال کتابفروشی کرده و حدود دو دهه در زمینه تولیدات فرهنگی تجربه‌هایی داشته‌ام، معتقدم این کتاب جذابیت‌های لازم برای نسل امروز را دارد و مهم‌تر از آن می‌تواند آغازی برای تولیدات متنوع بعدی باشد و ظرفیت تبدیل شدن به آثار هنری، نمایشی و محصولات عمومی و کاربردی را دارد.

رئیس حوزه هنری خراسان رضوی با اشاره به بخشی از محتوای کتاب خاطرنشان کرد: در کتاب آمده است که رضا در شب اول محرم با سیدسادات تماس می‌گیرد و می‌گوید «مامان، حرم حضرت زینب بودم و کلی برایت دعا کردم، تو هم دعا کن به هرچه می‌خواهم برسم.» سیدسادات پس از صحبت با رضا به روضه می‌رود و با دل سیر گریه می‌کند؛ گریه‌ای که با دلتنگی فرزندش نیز آمیخته شده و برای رسیدن رضا به خواسته‌اش دعا می‌کند.

عسکری خطاب به خانواده شهید رضا سنجرانی و به‌ویژه مادر شهید گفت: من و دوستانم در حوزه هنری خراسان رضوی و مجموعه‌هایی که هر کدام گوشه‌ای از تولید، انتشار، ترویج و توزیع این کتاب را بر عهده داشتیم، با شما عهد می‌بندیم که تلاش کنیم در خط رضا سنجرانی و رفقایش، از جمله شهید حسن قاسمی‌دانا، شهید مرتضی عطایی، شهید جواد محمدی، شهید محمدجواد دانایی، شهید مصطفی عارفی و سایر شهدای انقلاب اسلامی، به‌ویژه شهید سلیمانی، بمانیم و در روزهایی که ایران عزیزمان درگیر یک جنگ تمام‌عیار رزمی و فرهنگی است، به وظیفه و تکلیف خود عمل کنیم.

وی افزود: امیدواریم با وصل کردن خودمان به این شهدا، وظیفه خود را بهتر بشناسیم و بدانیم در این جنگ فرهنگی و تمدنی چگونه باید مبارزه کنیم. با رضا سنجرانی‌ها و شهید قاسم سلیمانی‌ها عهد بسته‌ایم که راهشان را ادامه دهیم و به جمله شهید سلیمانی که فرمود «برای شهید شدن باید شهیدانه زیست» عمل کنیم و برای گسترش و تثبیت تفکر انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران مجاهدت داشته باشیم.

از جلسات قرآن تا آموزش نظامی؛ روایت برادر شهید سنجرانی از تأثیر رضا بر زندگی‌اش

در ادامه برادر شهید رضا سنجرانی با اشاره به ویژگی‌های مختلف شخصیتی این شهید، گفت: کتاب «همین رضا سنجرانی را دوست دارم» توانسته ابعاد مختلف شخصیت شهید را به‌خوبی روایت کند. بسیاری از خاطرات کتاب را خودم دیده یا از راویان شنیده بودم، اما هنگام مطالعه آن، با وجود آشنایی با اتفاقات، تحت تأثیر قرار می‌گرفتم؛ به‌گونه‌ای که یک صفحه را با خنده و صفحه‌ای دیگر را با گریه می‌خواندم.

وی افزود: رضا شخصیتی چندبعدی داشت و در کنار جدیت و توانمندی در آموزش نظامی، در رفاقت و صمیمیت نیز بسیار شناخته‌شده بود و اهل مرام و معرفت بود. معمولاً وقتی از شهید صحبت می‌شود، برخی ویژگی‌های او کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد؛ ازجمله اینکه رضا قاری قرآن بود و از همان دوران نوجوانی در جلسات قرآن حضور داشت.

«من همین رضا سنجرانی را دوست دارم»؛ روایتی واقعی برای نزدیک‌تر شدن نسل امروز به شهدا


برادر شهید سنجرانی ادامه داد: رضا سه تأثیر مهم در زندگی من داشت؛ نخست اینکه در دوران راهنمایی مرا با جلسات قرآن آشنا کرد و از مشوقان اصلی من برای حضور در حوزه علمیه بود و بعد نیز در سال ۱۳۸۰ مرا با دوره‌های آموزش نظامی آشنا کرد. بعدها خودم نیز به مربی آموزش نظامی تبدیل شدم و به همین دلیل خود را مدیون او می‌دانم.

وی با اشاره به روحیه رفاقت شهید رضا سنجرانی خاطرنشان کرد: حتی پس از شهادت نیز این روحیه رفاقت برای من قابل توجه بود. زمانی که یکی از دوستانمان، مهدی ظریف، مجروح و در بیمارستان بستری بود و هنوز پیکر رضا به مشهد نرسیده بود، او را در خواب دیدم که بر دیدار این دوست تأکید می‌کرد. این اتفاق دوباره تکرار شد و برای من یادآور همان روحیه مرام و رفاقتی بود که رضا در دوران زندگی نیز داشت.

برادر شهید رضا سنجرانی با بیان خاطره‌ای از سفر مشترک با شهید، گفت: رضا در سفر نیز روحیه خاص و خاطره‌انگیزی داشت. یک بار قرار بود همراه او و برادر بزرگ‌ترم به شمال برویم و قرار شد شب حرکت کنیم. رضا که بر حرکت شبانه تأکید داشت، پس از تأخیر به محل قرار رسید و در طول مسیر نیز چند بار به دلیل خستگی و خواب توقف کرد و حتی کنار جاده با کیسه خواب استراحت کرد؛ در نهایت سفری که معمولاً حدود ۱۰ ساعت طول می‌کشید، برای ما حدود ۲۴ ساعت زمان برد، اما همان سفر با تمام اتفاقاتش به یکی از خاطرات ماندگار ما از رضا تبدیل شد.

شهدا را باید در مکتب انقلاب و دفاع مقدس شناخت

در ادامه علی پیراسته، راوی دفاع مقدس، نقاش و از دوستان شهید رضا سنجرانی، با اشاره به اینکه شناخت شهدا باید در چارچوب فرهنگ انقلاب اسلامی و دفاع مقدس صورت گیرد، گفت: شهید فقط یک شخصیت با کرامات و خاطرات نیست، بلکه باید دانست در چه مکتبی تربیت شده و چه مسیری را طی کرده است؛ مسیری که انقلاب اسلامی و دفاع مقدس برای نسل‌های مختلف ترسیم کرد.

وی با اشاره به تأکیدات رهبر انقلاب درباره شناخت صحیح گذشته برای ساخت آینده، افزود: اگر قرار است آینده خوبی داشته باشیم، باید گذشته خود را درست بشناسیم و دفاع مقدس یکی از مهم‌ترین مقاطع تاریخی و فرهنگی کشور است که می‌تواند برای نسل امروز درس‌آموز باشد. شهید سلیمانی نیز معتقد بود قله حکومتی که در زمان ظهور امام زمان(عج) شکل می‌گیرد، در برخی جلوه‌های خود شبیه آن چیزی است که در دفاع مقدس تجربه شد؛ جایی که انسان‌ها از جان و مال و هستی خود برای دفاع از اعتقاد و سرزمینشان می‌گذشتند.

«من همین رضا سنجرانی را دوست دارم»؛ روایتی واقعی برای نزدیک‌تر شدن نسل امروز به شهدا


این راوی دفاع مقدس با اشاره به روحیه شهید رضا سنجرانی در دوران جوانی اظهار کرد: رضا حتی در دوران سربازی نیز دغدغه فعالیت‌های فرهنگی و تربیتی داشت و برای بچه‌ها جلسه قرآن برگزار می‌کرد. از دانش‌آموز کلاس اول دبستان تا بزرگ‌ترها را با صبر و حوصله پای قرآن می‌نشاند و این روحیه نشان می‌داد ارتباط او با قرآن و تربیت نسل جوان، صرفاً یک علاقه مقطعی نبود. رضا از خانواده‌ای با سابقه دفاع مقدس بود و پدرش از روزهای نخست جنگ و درگیری‌های کردستان حضور داشت. خودش نیز در سایه همان تربیت و با نگاه به ولایت رشد کرد و مادر شهید نیز توانست فرزندش را در مسیر شهادت تربیت کند.

پیراسته با اشاره به خاطرات خود از عملیات خیبر، به شرایط سخت رزمندگان در جزایر مجنون گفت: در آن عملیات، رزمندگان با وجود حملات گسترده و استفاده عراق از سلاح‌های شیمیایی، در شرایط دشواری ایستادگی کردند. در مقطعی که تصمیم به عقب‌نشینی مطرح شده بود، پیام امام خمینی(ره) مبنی بر اینکه «حفظ جزایر، حفظ اسلام است» به رزمندگان رسید و همین نگاه نشان می‌دهد دفاع مقدس تنها یک نبرد نظامی نبود، بلکه میدان اعتقاد و ایستادگی بود.

وی با روایت بخشی از خاطرات خود از انتقال رزمندگان در عملیات خیبر افزود: در شرایطی که باید با قایق از مسیری زیر آتش مستقیم تانک‌های دشمن عبور می‌کردیم، رزمندگان با وجود احتمال بالای شهادت، بدون ترس سوار قایق‌ها می‌شدند. قایق‌های اول هدف قرار گرفتند و صحنه‌هایی از مجروحیت و شهادت رزمندگان رقم خورد که یادآوری آن پس از سال‌ها برایم سنگین است. آنچه در آن لحظات اهمیت داشت، شجاعت و ایستادگی جوانانی بود که می‌دانستند چه خطری در انتظارشان است اما باز هم جلو می‌رفتند. این همان روحیه‌ای است که باید درباره آن با نسل امروز صحبت کنیم تا بدانند دفاع مقدس فقط مجموعه‌ای از خاطرات نیست، بلکه سرشار از ایمان، ایثار، مسئولیت‌پذیری و گذشتن از خود است.

دوست شهید سنجرانی با اشاره به روحیه رضا سنجرانی گفت: خود رضا نیز بارها به دنبال این بود که ببیند آیا توان ایستادگی و تحمل شرایط سختی را که رزمندگان دفاع مقدس تحمل کرده‌اند، دارد یا نه. او درباره شهدا سؤال می‌کرد و می‌خواست آنها را بشناسد و خودش را با آنها بسنجد؛ همین روحیه نشان می‌داد که برای او شهدا صرفاً شخصیت‌هایی در کتاب‌ها نبودند، بلکه الگویی برای زندگی و انتخاب مسیر بودند.

پیراسته با تأکید بر ضرورت شناخت تاریخ دفاع مقدس خاطرنشان کرد: ما نباید دفاع مقدس را تنها به هشت سال محدود کنیم؛ کشور ما در طول دهه‌های گذشته در عرصه‌های مختلف با تهدیدها و چالش‌های گوناگون مواجه بوده و همچنان نیازمند شناخت درست این مسیر است. آگاهی، قدرت یک ملت است و زمانی این قدرت از بین می‌رود که نسل جوان تاریخ کشور خود و کسانی را که برای آن فداکاری کرده‌اند، نشناسد.

شهیدی که حتی پس از شهادت درس می‌دهد

در ادامه محسن ذوالفقاری، نویسنده کتاب «همین رضا سنجرانی را دوست دارم»، با اشاره به چگونگی شکل‌گیری این اثر گفت: زمانی که دانشجو بودم، کلیپی از شهید رضا سنجرانی با عنوان «چخه» در فضای مجازی منتشر شد و با دیدن آن به شخصیت رضا علاقه‌مند شدم و آرزو کردم بتوانم او را از نزدیک بشناسم. بعدها با سعید محسن‌زاده آشنا شدم و متوجه شدم او برای معرفی و روایت زندگی شهدا فعالیت می‌کند. پس از مدتی موضوع شهید رضا سنجرانی را با او مطرح کردم و بعد از انجام سه جلسه مصاحبه و تأیید، وارد فرآیند تالیف کتاب شدم.

وی افزود: اگر سه مجموعه و گروه همراه نبودند، شاید این کتاب تالیف نمی‌شد؛ نخست خانواده رضا سنجرانی، به‌ویژه مهدی سنجرانی و خانم احمدیان که همراهی بسیاری در روند تولید اثر داشتند، دوم سعید محسن‌زاده که دغدغه زیادی برای محتوا و فرم کتاب داشت و حتی از من خواست متن را دو بار بازنویسی کنم و سوم خانواده خودم، پدر و مادرم و به‌خصوص همسرم که طی سه سال، سفرها، مصاحبه‌ها و پیاده‌سازی گفت‌وگوها را تحمل و در این مسیر همراهی کردند. به نوعی احساس می‌کنم این کتاب را همراه با همسرم نوشته‌ام.

«من همین رضا سنجرانی را دوست دارم»؛ روایتی واقعی برای نزدیک‌تر شدن نسل امروز به شهدا


این نویسنده با اشاره به تجربه خود از نگارش کتاب درباره شهید رضا سنجرانی ادامه داد: در جریان نوشتن این کتاب، رضا چیزهای زیادی به من آموخت و باعث شد خودم نیز با زوایای مختلفی از شخصیت او آشنا شوم. در ابتدای کتاب نیز تلاش کردم این تجربه شخصی را در قالب یک دل‌نوشته بیان کنم؛ اینکه من شباهت زیادی به رضا ندارم و نه در آموزش نظامی مهارتی دارم، نه روحیه رفاقت و شوخی‌های او را دارم و نه مانند او در میدان‌های سخت حضور داشته‌ام، اما شاید رضا مرا انتخاب کرد تا در میان خاطراتش یاد بگیرم خودم باشم و تلاش نکنم شبیه دیگری زندگی کنم.

ذوالفقاری افزود: رضا به برادر کوچک‌ترش نیز گفته بود لازم نیست مثل من وارد مسیر نظامی شوی یا مانند دیگران رفتار کنی؛ خودت باش و آن‌قدر تلاش کن که به جایگاهی برسی که با یک آفتاب آب نشوی. همین نگاه برای من یکی از مهم‌ترین درس‌های رضا بود؛ اینکه صداقت داشته باشیم و خود واقعی‌مان باشیم.

این نویسنده  با اشاره به رابطه شهید رضا سنجرانی و شهید حسن قاسمی‌دانا خاطرنشان کرد: یکی از موضوعاتی که در خاطرات رضا برایم قابل توجه بود، رفاقت عمیق او با شهید حسن قاسمی‌دانا بود. به نظر می‌رسد صداقت و صراحت رفتاری میان این دو، آنها را به یکدیگر نزدیک کرده بود و رضا حتی زمانی که متوجه شد ممکن است کسی با انگیزه‌های شخصی با او رفاقت کرده باشد، باز هم او را پس نزد.

ذوالفقاری ادامه داد: در روایت‌های مربوط به رضا، می‌توان تغییر نگاه او پس از شهادت حسن قاسمی‌دانا را نیز دید؛ اینکه وقتی متوجه شد حسن از برخی تعلقات دنیوی خود مانند موتورسیکلت و قلیان دل کنده، به این باور رسید که یکی از رازهای شهادت، بی‌تعلقی به دنیاست. رضا نیز به تدریج همین مسیر را طی کرد و برای رفتن به سوریه، با وجود موانع و مخالفت‌ها، ایستادگی کرد و در نهایت توانست به این خواسته برسد.

وی با اشاره به بخشی از پیشگفتار کتاب گفت: رضا از شهید نشدن می‌ترسید و شاید همین ترس، بیش از هر چیز نشان‌دهنده اشتیاق او برای رسیدن به شهادت بود؛ من با بسیاری از ویژگی‌های او شبیه نیستم، اما در پایان کتاب از رضا خواسته‌ام دعا کند که دست‌کم در همین ویژگی، یعنی نترسیدن از شهادت و دل‌بستگی نداشتن به دنیا، بتوانم شبیه او باشم.

شهدا را از دسترس نسل امروز دور نکنیم

در ادامه حجت‌الاسلام محمدرضا زائری، نویسنده و صاحب‌نظر فرهنگی، با اشاره به اهمیت کتاب «همین رضا سنجرانی را دوست دارم»، گفت: این اثر و تلاش خانواده شهید، ناشر، سعید محسن‌زاده و محسن ذوالفقاری، اقدامی ارزشمند برای معرفی شهید به نسل امروز است. ما باید بپذیریم که در برابر جوانانی که امروز با ارزش‌های انقلاب فاصله گرفته‌اند، مسئولیم و نمی‌توانیم صرفاً آنها را مقصر بدانیم؛ چراکه هر یک از ما به اندازه مسئولیت خود در شکل‌گیری این وضعیت نقش داریم.

وی افزود: یکی از مشکلات ما در معرفی شهدا این بوده که آنها را بیش از اندازه دور از دسترس نشان داده‌ایم؛ در حالی که شهدا از همین مردم بودند و ویژگی مهم آنها این است که انسان‌های معمولی بودند که مسیر متفاوتی را انتخاب کردند. کتاب «همین رضا سنجرانی را دوست دارم» می‌تواند به جوانی که امروز خود را از این فضا دور می‌بیند، بگوید او نیز می‌تواند چنین مسیری را انتخاب کند و به شهدا نزدیک شود.

این نویسنده با تأکید بر ضرورت روایت واقعی و بدون تحریف از زندگی شهدا، ادامه داد: نباید برای حفظ ظاهر و ساختن تصویری غیرواقعی، بخش‌هایی از زندگی شهدا را حذف کنیم. شهید می‌تواند در کنار عظمت معنوی، زندگی عادی، شوخی، خستگی و علایق روزمره داشته باشد و همین واقعیت‌هاست که او را برای نسل امروز قابل فهم و دسترس می‌کند. عظمت شهید در این است که با وجود همه این ویژگی‌های انسانی، با خدا معامله کرده و مسیر شهادت را انتخاب کرده است. اگر بخواهیم جوان امروز را به شهدا نزدیک کنیم، باید اجازه دهیم این ارتباط شکل بگیرد و با تنگ‌نظری و روایت‌های اغراق‌آمیز، میان آنها فاصله ایجاد نکنیم. شهدا آن‌قدر عظمت دارند که برای معرفی آنها نیازی به خرافه و داستان‌های غیرواقعی نیست؛ باید شخصیت و انتخاب‌های واقعی آنان را روایت کنیم.

زائری در ادامه گفت: به نظر من انتخاب محسن ذوالفقاری برای نگارش این کتاب نیز بخشی از همین مسیر است. شهدا می‌توانند دست انسان‌های مختلف را بگیرند و هر کدام را در جایگاهی برای معرفی و ترویج این فرهنگ قرار دهند. امیدوارم ما راه را برای ارتباط رضا سنجرانی با جوانان نبندیم و اجازه دهیم پیام او به نسلی که امروز احساس می‌کند این فضا متعلق به او نیست، برسد.

وی با بیان خاطره‌ای از سال‌های پس از انقلاب اظهار کرد: گاهی یک رفتار نادرست می‌تواند انسانی را که خدا تا دم مسجد آورده، از همان‌جا برگرداند. بنابراین باید مراقب باشیم با برخوردهای نادرست و تنگ‌نظرانه، مانع نزدیک شدن مردم به دین و شهدا نشویم. به تعبیر استادمان، حاج‌آقا مجتبی تهرانی، باید مراقب باشیم به اسلام ضربه نزنیم؛ زیرا اگر ما در کار امام حسین(ع) دخالت و آن را خراب نکنیم، خود ایشان می‌تواند عالم را اصلاح کند. شاید زبان حال رضا سنجرانی نیز این باشد که در کار او دخالت نکنیم و اجازه دهیم مسیر خود را طی کند. امیدوارم لیاقت داشته باشیم به رضا سنجرانی کمک کنیم تا او نیز به ما کمک کند، با او همراه شویم، حرفش را بفهمیم و اجازه دهیم پیامش به جوانان برسد.

انتهای پیام 

آخرین اخبار استان‌ها