شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ | ۰۷:۲۱
دو جنگ و یک رابطه فرسوده؛ تعاملات ایران و اروپا در چه نقطه‌ای قرار دارد؟

دو جنگ و یک رابطه فرسوده؛ تعاملات ایران و اروپا در چه نقطه‌ای قرار دارد؟

خراسان رضوی (ایسنا) - روزگاری ایران و اروپا هنوز بر این باور بودند که حتی پیچیده‌ترین اختلافات، از پرونده هسته‌ای گرفته تا مسائل امنیتی و منطقه‌ای، می‌تواند در نهایت پشت میز مذاکره مدیریت شود. اروپا خود را یکی از اضلاع اصلی دیپلماسی هسته‌ای می‌دانست و تهران نیز گفت‌وگو با پایتخت‌های اروپایی را همچنان بخشی از مسیر حل‌وفصل اختلافات می‌دید.

اما امروز فاصله میان آن تصویر و واقعیت مناسبات تهران و پایتخت‌های اروپایی به اندازه‌ای افزایش یافته که روابط، دیگر تنها زیر سایه اختلاف بر سر برجام و برنامه هسته‌ای تعریف نمی‌شود مجموعه‌ای از بحران‌های امنیتی، تحریم‌ها، پرونده‌های حقوق بشری، اختلافات منطقه‌ای، ادعاهای مربوط به حمایت ایران از روسیه و در نهایت دو جنگ مستقیم ایران و رژیم صهیونیستی در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، لایه‌های تازه‌ای از بی‌اعتمادی را بر این رابطه افزوده است.

یکی از نقاط عطف این رابطه تنش‌آلود، وقوع جنگ ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵ بود. اتحادیه اروپا در جریان حملات رژیم صهیونسیتی به ایران و پاسخ تهران، بدون محکوم کردن حملات رژیم، بر ضرورت خویشتن‌داری و بازگشت به دیپلماسی تأکید و همزمان ادعاهای خود درباره برنامه هسته‌ای ایران را تکرار کرد. چند روز بعد نیز وزرای خارجه فرانسه، آلمان و انگلیس در ژنو با وزیر خارجه ایران دیدار کردند. دیداری که نشان می‌داد، حتی در اوج بحران نظامی، کانال گفت‌وگو هنوز به‌طور کامل از میان نرفته است. با این حال، همین بحران مسیر را از بازگرداندن روابط به مسیر دیپلماتیک منحرف کرد، شکاف‌های موجود را تعمیق بخشید و نگاه اروپا به پرونده ایران را بیش از گذشته امنیتی ساخت.

در فاصله دو جنگ، بر گستره شکاف‌ها افزوده شد. سه کشور اروپایی عضو برجام، یعنی فرانسه، آلمان و انگلیس، در سال ۲۰۲۵ روند «مکانیسم ماشه» را فعال کردند و اتحادیه اروپا نیز تحریم‌های هسته‌ای مرتبط با ایران را بازگرداند. در نتیجه، آن اروپایی که زمانی یکی از اصلی‌ترین طرف‌های مذاکره برای حفظ توافق هسته‌ای بود، به تدریج به یکی از بازیگران اصلی فشار بر تهران تبدیل شد.

اما جنگ رمضان که از اواخر فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد و حدود ۴۰ روز به طول انجامید، هندسه روابط ایران و اروپا را به کل تغییر داد. این بار، واکنش اروپایی‌ها تنها به نگرانی درباره برنامه هسته‌ای ایران محدود نماند. فرانسه، آلمان و انگلیس در بیانیه مشترک خود ضمن اعلام اینکه در حملات اولیه مشارکت نداشته‌اند، حملات موشکی ایران به کشورهای منطقه را محکوم و به صراحت بیان کردند برای دفاع از منافع و نیروهای خود و متحدانشان، امکان انجام اقدامات دفاعی متناسب را بررسی خواهند کرد.

در همان روزهای جنگ، سطح نگرانی اروپا از یک پرونده صرفاً دیپلماتیک فراتر رفت و به امنیت مستقیم شهروندان، نیروها، مسیرهای انرژی و آزادی کشتیرانی رسید. اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن تلاش کردند خروج امن اتباع خود از منطقه را مدیریت کنند و در بیانیه مشترک با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نیز امنیت مسیرهای دریایی، تنگه هرمز، زنجیره تأمین و بازار جهانی انرژی را مستقیماً به امنیت اروپا پیوند زدند. به این ترتیب، آنچه پیش‌تر عمدتاً حول «ایران» تلقی می‌شد، در نگاه اروپا به بخشی از معادله امنیتی خود این قاره تبدیل شد.

در سطح روابط دوجانبه نیز تنش‌هایی بین ایران و اروپا شکل گرفت؛ دو دیپلمات فرانسوی در ایران به اتهام تلاش برای مداخله در امور داخلی کشورمان بازداشت و سپس از ایران اخراج شدند و در مقابل، فرانسه نیز دو دیپلمات ایرانی شاغل در سفارت ایران در این کشور را اخراج کرد. در ماه جاری میلادی، این چرخه وارد مرحله تازه‌ای شد. سوئد یک دیپلمات ایرانی را از خاک خود اخراج کرد و تهران در واکنش، به یک دیپلمات سوئدی دستور ترک ایران را داد.

اما در کنار سیاست و امنیت، یک واقعیت کمتر دیده‌شده نیز وجود دارد؛ اقتصاد یکی از نقاط اتصال ایران و اروپاست که اکنون مانند تار مویی تضعیف شده است. مجموع تجارت کالایی اتحادیه اروپا و ایران در سال ۲۰۲۵ تنها حدود ۳.۷ میلیارد یورو بود؛ رقمی که شامل حدود ۳ میلیارد یورو صادرات اروپا به ایران و حدود ۸۰۰ میلیون یورو واردات اروپا از ایران می‌شد. در روابط تجاری بزرگ‌ترین اقتصاد اروپا با ایران یعنی آلمان، باید گفت در مقایسه با سال ۲۰۱۸، صادرات در سال ۲۰۲۵، به میزان ۶۴.۳ درصد و واردات ۴۶.۸ درصد کاهش یافته است. این نشان می‌دهد که تنش سیاسی و تحریم‌ها چگونه به تدریج ظرفیت اقتصادی روابط تهران و اروپا را محدود کرده‌اند.

با این حال، شاید مهم‌ترین حلقه اتصال ایران و اروپا نه در حجم تجارت دوجانبه، بلکه در جغرافیای انرژی قرار داشته باشد؛ جایی که نام تنگه هرمز اهمیت پیدا می‌کند. اروپا از واردکنندگان بزرگ انرژی در جهان است و هرچند وابستگی مستقیم آن به نفت و گاز عبوری از این تنگه کمتر از اقتصادهای آسیایی است، اما اختلال در این آبراه پتانسیل شوک اقتصادی و بر هم خوردن امنیت انرژی آنها را دارد. کمیسیون اروپا در سناریوی اختلال طولانی‌مدت در هرمز هشدار داده است که قیمت گاز اروپا می‌تواند در اواخر سال ۲۰۲۶ به حدود ۸۰ یورو به ازای هر مگاوات‌ساعت برسد. در چنین شرایطی، مسئله دیگر فقط تأمین نفت و گاز نیست، بلکه تورم، هزینه حمل‌ونقل، تولید صنعتی و رقابت‌پذیری اقتصاد بیمار اروپا را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

با وجود تمام این نقاط تنش، یکی از تناقضات مهم سیاست‌های اروپا این است که به طور همزمان همچنان بر حفظ مسیر مذاکره و راه‌حل دیپلماتیک تأکید دارند. لذا اکنون پرسش اصلی این نیست که آیا روابط ایران و اروپا دچار تنش شده است؟ شواهد سیاسی، اقتصادی و امنیتی ۵ سال گذشته این تغییر را به‌ وضوح نشان می‌دهد. پرسش مهم‌تر این است که این تنش قرار است به چه الگویی از روابط تبدیل شود؟ آیا واقعا اروپا همچنان می‌خواهد یک کانال دیپلماتیک برای مدیریت بحران با تهران باقی بگذارد یا اختلافات هسته‌ای، جنگ اوکراین، مسائل منطقه‌ای، حقوق بشر و تحریم‌ها در حال تبدیل‌شدن به یک چارچوب پایدار برای تقابل هستند؟ و در این میان، آیا هنوز امکان بازسازی رابطه‌ای وجود دارد که روزگاری بر پایه برجام و همکاری اقتصادی شکل گرفته بود، یا تهران و اروپا وارد دوره‌ای شده‌اند که در آن، تنش نه یک استثنا بلکه وضعیت عادی طرفین را شکل می‌دهد؟

مرتضی مکی، تحلیلگر مسائل اروپا، در این رابطه معتقد است که با وجود این پرونده‌های پرتنش روی میز، نباید در آینده نزدیک چشم‌انداز روشنی برای بهبود روابط ایران و اروپا انتظار داشت، اما مسیر برای بازسازی روابط هم به طور کامل بسته نشده است.

اروپا و تکرار الگوی حمایت از تجاوزات به کشور

مکی در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به روابط پر نوسان ایران و اتحادیه اروپا طی ۴۷ سال گذشته، اظهار کرد: در ابتدا اروپایی‌ها با توجه به نوع رابطه‌ای که با رژیم سابق ایران داشتند، جمهوری اسلامی ایران را نپذیرفتند و در عین حال تلاش می‌کردند رابطه‌ای حداقلی را با ایران حفظ کنند، اما از هیچ کوششی نیز برای براندازی جمهوری اسلامی ایران فروگذار نکردند. مهم‌ترین مصداق آن، حمایت صددرصدی از رژیم صدام در تجاوز به ایران و تجهیز آن رژیم به انواع سلاح‌ها، به‌ویژه سلاح‌های شیمیایی بود. 

وی با بیان اینکه پس از آن نیز اروپایی‌ها به زعم خودشان کوشیدند رابطه‌ای انتقادی با ایران داشته باشند، اضافه کرد: این رابطه تحت‌الشعاع برنامه هسته‌ای ایران وارد مرحله جدیدی شد و اروپایی‌ها در قالب ۱+۵ تلاش کردند نقش میانجی‌گرانه‌ای در خصوص برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز ایران ایفا کنند، اما به‌ مرور طی سال‌های گذشته، به‌ویژه پس از حمله روسیه به اوکراین، رویدادهای پاییز ۱۴۰۱ و وقایع پس از عملیات هفتم اکتبر، پرونده‌های بسیاری به موضوعات روابط ایران و اروپا افزوده شد. 

این تحلیلگر مسائل اروپا با اشاره به اینکه افزوده شدن پرونده‌های جدید در چند سال اخیر با افزایش تنش و بحران در روابط ایران و اروپا همراه بوده است، ادامه داد: با وجود اینکه جمهوری اسلامی ایران تلاش می‌کرد روابط با اروپا را به‌نوعی در حالت عادی حفظ کند، اما این اروپایی‌ها بودند که می‌کوشیدند با توجه به تحولات ایران و تعهدات منطقه‌ای و جهانی پس از حمله روسیه به اوکراین، رابطه جدیدی با ایران تنظیم کنند که مبتنی بر بدبینی و عملاً همراهی و هم‌سویی با رژیم صهیونیستی و آمریکا بود. لذا پس از حمله آمریکا به ایران نیز اروپایی‌ها از آمریکا تبعیت کردند. حتی برخی جریان‌های اروپایی نیز صراحتاً از اقدام رژیم صهیونیستی و حمله به کشورمان حمایت کردند و نشان دادند تا چه اندازه از این حمله خشنود هستند و امیدوار بودند این حمله به براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران بینجامد. 

مکی افزود: در جریان جنگ ۴۰ روزه، اروپایی‌ها با توجه به تجربه جنگ ۱۲ روزه کوشیدند موضع محتاطانه‌تر و بی‌طرفانه‌تری اتخاذ کنند، ولی در عمل چنین نبود. بعدها مارک روته، دبیر کل ناتو به صراحت اذعان کرد که پایگاه‌های ناتو در اروپا عملاً نقش پشتیبانی لجستیک هواپیمایی آمریکا را در حمله به ایران ایفا می‌کردند. این نشان داد اروپایی‌ها علاوه بر همراهی ایدئولوژیک با آمریکا در مقابله با ایران، همسویی سیاسی، اقتصادی و امنیتی نیز با آن داشتند. 

شورای حکام و تیر خلاص اروپا به قلب رابطه با ایران

وی افزوده شدن پرونده‌های جدید میان روابط ایران و اروپا را عامل تنش بیشتر در روابط دو طرف، اخراج دیپلمات‌ها و مواضع تندتر فرانسه، آلمان، انگلیس و برخی دیگر از کشورهای اروپایی علیه ایران دانست و گفت: در این زمینه باید نوع رابطه و همکاری‌های امنیتی اروپایی‌ها با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را نیز در نظر گرفت. به هر حال اروپایی‌ها خود را متعهد به حمایت از این کشورها می‌دانند و واکنش منطقه‌ای ایران به تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی، از جمله حمله به پایگاه‌های آمریکا در هشت کشور منطقه، آن‌ها را بر آن داشت تا برای حفظ تعهدات امنیتی خود نسبت به این کشورها موضع تندتر و دقیق‌تری اتخاذ کنند. 

این تحلیلگر مسائل اروپا ادامه داد: در فاصله جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه نیز فعال‌شدن سازوکار اسنپ‌بک از سوی اروپایی‌ها را شاهد بودیم که نشان داد آن‌ها در مورد برنامه هسته‌ای ایران در مواردی از آمریکایی‌ها جلوتر هستند. شاید آخرین موردی که تنش میان اروپا و ایران را به نقطه بالاتری برد، ارسال پرونده هسته‌ای ایران از شورای حکام آژانس به شورای امنیت سازمان ملل بود. در نتیجه با وجود این پرونده‌های پرتنش روی میز، نباید در آینده نزدیک چشم‌انداز روشنی برای بهبود روابط ایران و اروپا انتظار داشت. 

مکی با تاکید بر اینکه با این وجود، یکی از مهم‌ترین دستاویزهای حفظ قدرت منطقه‌ای برای کشور، ارتباط متوازن با قدرت‌های جهانی است، بیان کرد: جمهوری اسلامی ایران باید در چارچوب سیاست‌های خارجی بلندمدت خود، در فرصت‌های دیگر با اتخاذ دیپلماسی عمومی در رابطه با اروپا فعال‌تر عمل کند. اگر ایران بخواهد در نگاهی بلندمدت به جایگاه قدرت منطقه‌ای دست یابد و آن را تثبیت کند، رابطه متوازن با قدرت‌های جهانی یکی از راهکارهایی است که باید مد نظر قرار گیرد. این امر البته با توجه به نگاه فرصت‌طلبانه‌ای که در مورد اروپا وجود دارد، با چالش‌های عدیده‌ای نیز مواجه است.

تجارت؛ اهرم گم‌شده در مسائل سیاسی

وی در پاسخ به اینکه «با ورود مسئله تنگه هرمز به روابط ایران و اروپا، آیا ایران برای اروپا جدا از یک مسئله هسته‌ای، به‌عنوان یک مسئله مستقیم امنیتی نیز بدل شده است؟» گفت: اروپایی‌ها در حال حاضر به دلیل گرفتاری‌هایی که در اوکراین با آن مواجه‌اند و ناچار به همکاری و همراهی با آمریکا در مقابله با روسیه هستند، عملاً کنشگری در سطح منطقه ندارند. آن‌ها توان تأمین نیازهای اوکراین چه از جهت تسلیحات و چه کمک‌های مالی را ندارند و به همین دلیل نمی‌توانند در مقابل آمریکا قرار بگیرند. در این راستا از آن جایی که موضوع تنگه هرمز قطعاً در همین چارچوب سیاست‌های تنش‌آفرین آمریکا تعریف می‌شود، ملزم به پیروی از سیاست‌های آن هستند. 

این تحلیلگر مسائل اروپا ادامه داد: با توجه به تلاش آمریکا برای بین‌المللی‌کردن پرونده تنگه هرمز و تشدید فشارها بر کشورمان، اروپایی‌ها در برخی موارد چراغ‌خاموش جلو رفته‌اند و در برخی موارد آشکارا از همراهی و هم‌سویی آمریکا در محاصره و تحریم اقتصادی ایران پیروی کرده‌اند. مثلا اروپایی‌ها از تحریم‌های دریایی آمریکا علیه کشورمان پیروی کردند. این تحریم‌ها شاید از لحاظ عملی تأثیری بر شدت تحریم‌های آمریکا نداشته باشد، اما از لحاظ روانی و سیاسی، به اروپایی‌ها کمک می‌کند هم حاشیه امنیتی در رابطه خود با آمریکا ایجاد کنند و هم به متحدان منطقه‌ای خود نشان دهند که همچنان متعهد به حمایت از آن‌ها هستند.

مکی همچنین در پاسخ به اینکه با وجود کاهش تجارتمان با کشورهای اروپایی، آیا می‌توان گفت روابط اقتصادی دیگر ظرفیت لازم برای حفظ روابط سیاسی ما با این کشورها را ندارد، اظهار کرد: زمانی این ایده وجود داشت که هر اندازه بتوان روابط اقتصادی راهبردی با جهان برقرار کرد، میزان آسیب‌پذیری در برابر تحریم‌ها و سیاست‌هایی که قدرت‌های بزرگ علیه یک کشور اعمال می‌کنند، کاهش می‌یابد. اما حمله روسیه به اوکراین تا حدودی این محاسبه را تغییر داد. روس‌ها و اتحادیه اروپا پیش از بحران اوکراین بیش از ۳۷۰ میلیارد یورو تجارت داشتند و حدود ۱۰ هزار شرکت اروپایی در روسیه سرمایه‌گذاری کرده بودند، ولی زمانی که اروپایی‌ها تصمیم گرفتند تحریم‌های حداکثری را علیه روسیه اعمال کنند، بسیاری از این شرکت‌ها با وجود زیان‌های زیاد، خاک روسیه را ترک کردند و روابط روسیه و اتحادیه اروپا به‌شدت کاهش یافت. 

وی اضافه کرد: با این وجود، هر اندازه جمهوری اسلامی ایران روابط اقتصادی قوی‌تری داشته باشد، در روند روابط با اروپا و آمریکا شرایط بهتری خواهد داشت. نمی‌توان گفت روابط اقتصادی و تجاری میان دو طرف تأثیری در مدیریت تنش‌ها ندارد. هر چه این روابط گسترده‌تر باشد، می‌تواند در فرایند تصمیم‌سازی اتحادیه اروپا و دولت‌های اروپایی مؤثرتر باشد. اما ما اکنون در روندی پرشتاب از تحولات منطقه‌ای و جهانی قرار داریم و این روند گذار بین‌المللی، سرعت تغییرات را بسیار شدت بخشیده است. بسیاری از محاسبات و معادلاتی که تا پیش از این می‌شد برای آینده نزدیک پیش‌بینی کرد، عملاً آنقدر در فضای پرتعلیق قرار گرفته که نمی‌توان پیش‌بینی روشنی از تحولات آتی ارائه داد. 

این تحلیلگر مسائل اروپا ادامه داد: اگر تنگه هرمز به شرایط عادی بازگردد و آمریکایی‌ها واقعیت‌های میدانی منطقه را پس از تجاوز ۹ اسفند بپذیرند، این موضوع می‌تواند شرایط را برای عادی‌سازی روابط ایران و اروپا نیز فراهم کند. اروپایی‌ها می‌دانند در شرایط فعلی کنشگری در منطقه بدون ایران شدنی نیست و اگر بخواهند حضور نظامی و امنیتی در منطقه خلیج فارس داشته باشند، قطعاً چنین حضوری نمی‌تواند تداوم یابد. به هر حال روند تحولات آتی، حداقل تا پیش از پایان سال ۲۰۲۶، چشم‌انداز روابط منطقه و جهان و ایران را روشن‌تر خواهد کرد.

اتحادیه اروپا در میانه حرف و عمل، استقلال و وابستگی

مکی در تشریح انگیزه اصلی اروپایی‌ها از تاکید بر مسیرهای دیپلماتیک، بیان کرد: یکی از مؤلفه‌های مهم قدرت اروپا، قدرت هنجاری است. اروپایی‌ها از لحاظ سیاسی و امنیتی بدون آمریکا هویت مستقلی ندارند و در بسیاری موارد عملاً از سیاست بین‌المللی آمریکا تبعیت کرده‌اند. در تحولات چند سال گذشته و جنگ اوکراین، قدرت هنجاری اروپایی‌ها نیز به میزان زیادی تضعیف شده است. به هر حال، آنها برای اینکه در سطح منطقه کنشگری داشته باشند و در عین حال نشان دهند همچنان همراه آمریکا هستند، بر موضوع دیپلماسی و گفت‌وگو تأکید می‌کنند تا بتوانند جایگاه و هویتی برای خود در روند تحولات خاورمیانه، گفت‌وگوها و میانجی‌گری‌ها ایجاد کنند.

وی با بیان اینکه تأکیدات اروپا بر دیپلماسی اقدامی دروغین نیست، اظهار کرد: درست است که آنان راه دیپلماسی را پیش گرفته‌اند، اما به‌ویژه با توجه به تبعات تحولات چند سال اخیر و وقایع غزه و حمایت‌های بی‌چون‌وچرا از رژیم صهیونیستی، ابزار آن را ندارند که بخواهند چنین نقشی را در سطح منطقه ایفا کنند. اروپایی‌ها عملاً ادعاهای بشردوستانه‌ای که به‌عنوان یکی از پارامترهای مهم سیاست خارجی خود تعریف می‌کردند، زیر سوال برده‌اند. روند روابط و تحولات فرانسه با مستعمرات پیشین خود در آفریقا به خوبی نشان می‌دهد فرانسه‌ای که حدود ۲۰ کشور آفریقایی را تحت استعمار داشت و همچنان تلاش می‌کرد این نفوذ استعماری را در قالب توافق‌نامه‌ها و پیمان‌های جمعی یا دوجانبه و چندجانبه حفظ کند، در نهایت مجبور شد حتی هفت کشور باقی‌مانده که پایگاه امنیتی در آن‌ها داشت را ببندد و برخی از این کشورها رابطه دیپلماتیک خود را با فرانسه قطع کردند.

این تحلیلگر مسائل اروپا در ادامه با اشاره به اینکه اروپا با افول قدرت هنجاری نیز مواجه شده است، افزود: فرانسه که یکی از قدرت‌های مهم سیاسی اروپاست با چنین شرایطی مواجه بوده و انگلیس نیز به شکل دیگری در سراشیب قدرت فرورفته است. چالش‌های داخلی این کشورها، چه در عرصه اقتصادی و چه از لحاظ سیاسی و رشد احزاب راست افراطی، می‌تواند بسیاری از معادلات و محاسبات سیاسی و امنیتی‌شان را در سال‌های آتی تغییر دهد. این عوامل باعث شده سیاست‌های اروپا هم تناقض‌آمیز شود و هم دیگر از ابتکار عمل در سطح جهان، حتی در سطح اوکراین، برخوردار نباشد تا بتواند امنیت و نیازهای اقتصادی و انرژی این کشورها را تأمین کند.

مکی با بیان اینکه واقعیت این است که اروپا در قبال ایران دیگر سیاست مستقلی ندارد، اظهار کرد: شاید اروپا در لفظ به دنبال کاهش تنش و دیپلماسی باشد، ولی با توجه به پرونده‌های پرتنشی که طی ۵ سال گذشته میان ایران و اروپا ایجاد شده، عملاً نه در سطح داخلی و نه در سطح جمعی نمی‌توانند به یک سیاست خارجی و امنیتی مشترک مستقل در رابطه با ایران دست پیدا کنند. آنها حتی با آمریکا نیز در بسیاری از موارد اختلافات سطحی یا عمیقی در برخی پرونده‌ها دارند، اما شاهد بودیم در خصوص پرونده ایران، طرف اروپایی و آمریکایی عملاً مواضع و دیدگاه مشترکی دارند.

ابزارهای دیپلماتیک لازم برای بازسازی رابطه ایران و اروپا

وی با بیان اینکه نباید پنداشت چون اروپایی‌ها به دنباله‌رو آمریکا تبدیل شده‌اند ما دیگر فرصت چندانی برای روابط با آنها نداریم، اظهار کرد: بسیاری از ابزارهایی که وجود داشت، متأسفانه کاربرد و اثرگذاری خود را از دست داده‌ است، اما می‌توانیم به برخی کشورهای اروپایی مانند اسپانیا که مواضع نرم‌تر و متعادل‌تری دارند، توجه کنیم. البته این کشورها در چارچوب اتحادیه اروپا محدودیت‌هایی برای اتخاذ سیاست‌های مستقل دارند، اما همین که در برخی موارد به صراحت مواضع خود را اعلام می‌کنند، فرصت‌هایی است که ایران می‌تواند با تقویت و گسترش رابطه با این کشورها، حتی در سطح سیاسی، به‌نوعی دریچه روابط ایران و اروپا را باز نگه دارد. 

این تحلیلگر مسائل اروپا با اشاره به اینکه نهادهای عمومی اروپا، اندیشکده‌ها و دیپلماسی عمومی همچنان می‌توانند دریچه‌ای برای اثرگذاری بر سیاست‌های اروپایی در قبال ایران باشند، افزود: در سطح برخی نهادهای بشردوستانه اروپایی، در موضوع تجاوز به ایران، پرونده‌های ضد انسانی مانند میناب و لامرد وجود دارد که آمریکایی‌ها هیچ راهی برای انکار آن ندارند. همچنین در نشریات اروپایی می‌توانیم مواضع کشورمان را در سطوح مختلف تشریح و تبیین کنیم. بسیاری از خبرنگاران نشریات و روزنامه‌های معتبر اروپایی وقتی به یک کشور می‌آیند، به صراحت جنایتی که در آن منطقه صورت گرفته را بازتاب می‌دهند. بنابراین ما می‌توانیم با دعوت از خبرنگاران، نشریات، اندیشکده‌ها و چهره‌های شاخص اروپایی که دیدگاه‌های متفاوتی از دولت‌هایشان دارند، روابطمان با اروپا را در سطح دیپلماسی عمومی حفظ و مواضع خود را تبیین کنیم.

مکی با اشاره به چنددستگی‌های موجود در اتحادیه اروپا، گفت: به هر حال احزاب اروپایی نیز همه یکدست نیستند و در خصوص نوع سیاست خارجی شان اختلاف نظر دارند. انتخابات متعددی نیز در این کشورها، از جمله آلمان و فرانسه، پیش روست و جابه‌جایی قدرت در این کشورها می‌تواند فرصت‌های جدیدی برای ایران ایجاد کند. این نکته‌ای است که باید روند تحولات داخلی این کشورها را از نزدیک رصد کنیم و همزمان با تحولاتی که رخ می‌دهد، اقداماتی برای بهبود روابطمان با اروپا انجام دهیم. به هر حال اروپا از شرکای سنتی و تاریخی ایران محسوب می‌شود و یکی از ابزارهایی است که می‌تواند به رابطه متوازن با جهان کمک کند.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها