شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ | ۱۱:۴۱
منبع: نمایندگی سیستان و بلوچستان
توسعه سیستان و بلوچستان نباید در فهرست پروژه‌ها خلاصه شود/ مسئله ساختن یک زنجیره توسعه است

دبیر جمعیت پیشرفت و عدالت در استان:

توسعه سیستان و بلوچستان نباید در فهرست پروژه‌ها خلاصه شود/ مسئله ساختن یک زنجیره توسعه است

سیستان و بلوچستان (ایسنا) - دبیر جمعیت پیشرفت و عدالت در استان سیستان و بلوچستان، با تشریح مهم‌ترین مسائل و ظرفیت‌های استان، بر ضرورت عبور از مدیریت پروژه‌ای و حرکت به سمت یک نقشه راه یکپارچه برای توسعه تأکید کرد.

محمود جوادیان‌فر در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به اینکه سیستان و بلوچستان هم‌زمان با مسائل جدی در حوزه آب، اشتغال، زیرساخت، حمل‌ونقل، آموزش، سلامت و معیشت مواجه است معتقد است توسعه استان زمانی اتفاق می‌افتد که این مسائل به‌صورت جداگانه دیده نشوند بلکه در قالب یک زنجیره به‌هم‌پیوسته مدیریت شوند.

وی همچنین بر ضرورت تبدیل ظرفیت‌های مرزی، دریایی و معدنی استان به ارزش افزوده، ایجاد اشتغال پایدار برای جوانان و افزایش نقش مردم و بخش خصوصی در اقتصاد استان تأکید کرد.

دبیر جمعیت پیشرفت و عدالت در استان سیستان و بلوچستان در این گفتگو به سوالات ایسنا پاسخ داد که در ذیل می‌خوانید:

-اگر بخواهیم بدون تعارف درباره وضعیت توسعه سیستان و بلوچستان صحبت کنیم، مسئله اصلی استان چیست؟

به اعتقاد من مسئله سیستان و بلوچستان کمبود ظرفیت نیست؛ مسئله اصلی تبدیل ظرفیت به «مزیت اقتصادی و اجتماعی پایدار» است.

استان ما از نظر موقعیت جغرافیایی، دسترسی به دریای عمان، مرزهای زمینی، بندر چابهار، معادن، کشاورزی، گردشگری، نیروی انسانی جوان و ظرفیت‌های تجاری مجموعه‌ای از مزیت‌هایی را در اختیار دارد که بسیاری از مناطق کشور به‌صورت یکجا از آن برخوردار نیستند. اما داشتن ظرفیت با بالفعل کردن ظرفیت تفاوت دارد.

ممکن است یک منطقه معدن داشته باشد اما اگر راه، انرژی، آب، صنایع فرآوری، نیروی متخصص و بازار نداشته باشد، معدن به‌تنهایی توسعه ایجاد نمی‌کند. بندر هم همین وضعیت را دارد؛ بندر زمانی موتور توسعه می‌شود که پشت آن شبکه ریلی، جاده‌ای، لجستیکی، صنعتی، خدماتی و تجاری شکل گرفته باشد بنابراین من معتقدم باید از نگاه پروژه‌محور به نگاه زنجیره‌محور برسیم.

منظورتان از توسعه زنجیره‌ای دقیقاً چیست؟

یعنی اگر درباره معدن صحبت می‌کنیم، فقط استخراج معدن را نبینیم؛ از استخراج تا فرآوری، صنایع پایین‌دستی، حمل‌ونقل، صادرات و اشتغال محلی را ببینیم.

اگر درباره چابهار صحبت می‌کنیم، فقط بندر را نبینیم؛ بندر باید به راه‌آهن، جاده، انبار، صنایع، خدمات لجستیکی و بازارهای منطقه‌ای متصل شود.

اگر درباره کشاورزی صحبت می‌کنیم نباید صرفاً دغدغه تولید داشته باشیم باید زنجیره سرد، بسته‌بندی، فرآوری، برندینگ و صادرات را همزمان ببینیم.

این همان نقطه‌ای است که می‌تواند اقتصاد استان را از خام‌فروشی و فعالیت‌های کم‌ارزش به سمت اقتصاد مولد و ارزش‌آفرین حرکت دهد.

آب را در این معادله کجا قرار می‌دهید؟

آب برای سیستان و بلوچستان صرفاً یک موضوع عمرانی نیست بلکه مسئله‌ای امنیتی، اجتماعی، اقتصادی و حتی جمعیتی است.

وقتی درباره توسعه صنعتی، کشاورزی، سکونت، اشتغال و سرمایه‌گذاری صحبت می‌کنیم باید قبل از آن تکلیف آب روشن باشد.

در سیستان مسئله آب، معیشت و ریزگردها به هم متصل هستند و در جنوب استان نیز توسعه اقتصادی بدون برنامه‌ریزی دقیق برای منابع آب امکان‌پذیر نیست.

بنابراین باید میان پروژه‌های تأمین آب، مدیریت مصرف، کاهش هدررفت، بازچرخانی آب، اصلاح الگوی کشت و توسعه فعالیت‌های اقتصادی کم‌آب‌بر یک ارتباط واقعی ایجاد شود.

من معتقدم هر تصمیم توسعه‌ای در استان باید یک پیوست آبی داشته باشد.

راه‌آهن چابهار ـ زاهدان چقدر می‌تواند معادلات اقتصادی استان را تغییر دهد؟

راه‌آهن را نباید فقط یک پروژه حمل‌ونقلی دید. راه‌آهن چابهار ـ زاهدان اگر در کنار توسعه شبکه جاده‌ای، لجستیکی و صنعتی قرار گیرد می‌تواند بخشی از زیرساخت اتصال جنوب شرق ایران به شبکه‌های تجاری منطقه باشد. در اسناد و برنامه‌های توسعه استان نیز این پروژه در کنار سایر طرح‌های راهبردی مورد توجه قرار گرفته است.

اما نکته مهم این است که ریل به‌تنهایی اشتغال ایجاد نمی‌کند؛ «ریل + بندر + صنعت + تجارت + خدمات لجستیکی» است که می‌تواند یک اکوسیستم اقتصادی بسازد.

اگر واگن وارد استان شود اما ارزش افزوده خارج از استان شکل بگیرد سهم مردم از این تحول محدود خواهد بود.

پس چابهار را باید یک بندر دید یا یک محور توسعه؟

چابهار باید یک محور توسعه باشد، چابهار فقط متعلق به جنوب استان نیست ظرفیت آن می‌تواند بر اقتصاد کل سیستان و بلوچستان و حتی شرق کشور اثر بگذارد.

ما باید از بندر به سمت ایجاد یک زنجیره کامل اقتصادی حرکت کنیم از حمل‌ونقل و لجستیک گرفته تا صنایع، خدمات، گردشگری، شیلات و صادرات.

در عین حال توسعه مکران نباید به معنای نادیده گرفتن سایر مناطق استان باشد. توسعه زمانی پایدار است که زاهدان، سیستان، سراوان، خاش، ایرانشهر، چابهار و سایر شهرستان‌ها هرکدام متناسب با مزیت و مسئله خود در نقشه توسعه استان جایگاه مشخص داشته باشند.

معدن همواره به‌عنوان یکی از موتورهای توسعه استان مطرح بوده است. چرا هنوز این ظرفیت به اندازه انتظار در زندگی مردم دیده نمی‌شود؟

چون میان «وجود معدن» و «اقتصاد معدنی» فاصله وجود دارد.

اگر معدن فقط استخراج کند و ماده خام از استان خارج شود، بخش مهمی از ارزش افزوده هم از استان خارج شده است.

برای همین باید از خودمان بپرسیم چه میزان از فرآوری، خدمات فنی، پیمانکاری، تجهیزات، آموزش نیروی انسانی و صنایع پایین‌دستی می‌تواند در خود استان شکل بگیرد.

در حال حاضر نیز ظرفیت‌هایی مانند جانجا و طلای تفتان در برنامه‌های توسعه‌ای استان مطرح هستند و بحث استفاده از درآمدهای معدنی برای زیرساخت مناطق معدنی نیز مورد توجه قرار گرفته است. اما معیار موفقیت باید برای مردم قابل لمس باشد: چند شغل پایدار ایجاد شده؟ چه میزان ارزش افزوده در استان مانده؟ چه زیرساختی در منطقه معدنی ساخته شده و چه سهمی از کسب‌وکارهای محلی وارد زنجیره تأمین شده‌اند؟

درباره تجارت مرزی چه نظری دارید؟ آیا مرز می‌تواند به موتور اشتغال استان تبدیل شود؟

بله اما تجارت مرزی باید از حالت فعالیت‌های پراکنده و کم‌ارزش به سمت یک نظام اقتصادی شفاف و پایدار حرکت کند. مرز برای مردم مرزنشین فقط یک خط جغرافیایی نیست بخشی از زندگی و اقتصاد آنهاست. اگر بتوانیم بازارچه‌ها، پایانه‌های مرزی، زیرساخت گمرکی، حمل‌ونقل، انبارداری، خدمات مالی و صادرات را به‌صورت یکپارچه توسعه دهیم مرز می‌تواند به یک فرصت اقتصادی واقعی تبدیل شود.

در سند اجرایی توسعه استان نیز توسعه مبادلات مرزی، افزایش ظرفیت پایانه‌ها و حتی موضوع تهاتر کالا مورد توجه قرار گرفته است.

اما اصل مهم این است که فعالیت اقتصادی باید قانونمند، شفاف و قابل پیش‌بینی باشد زیرا سرمایه‌گذار و فعال اقتصادی بیش از هر چیز به ثبات و پیش‌بینی‌پذیری نیاز دارد.

یکی از دغدغه‌های جدی استان اشتغال جوانان است. نسخه شما برای اشتغال چیست؟

من با آمارسازی درباره اشتغال موافق نیستم. اگر یک پروژه برای چند سال نیروی کار ایجاد کند اما بعد از پایان پروژه شغل پایدار باقی نماند نمی‌توانیم آن را راه‌حل مسئله اشتغال بدانیم.

استان به «شغل پایدار» نیاز دارد یعنی شغلی که به تولید، صادرات، صنعت، معدن، کشاورزی نوین، شیلات، گردشگری، خدمات تخصصی و اقتصاد دیجیتال متصل باشد.

از طرف دیگر باید مهارت‌آموزی را از نیاز واقعی اقتصاد استان شروع کنیم. نمی‌توانیم سالانه هزاران نفر را در رشته‌هایی آموزش دهیم که بازار کار آنها در استان وجود ندارد و بعد از جوان بخواهیم برای پیدا کردن شغل از استان خارج شود.

دانشگاه، هنرستان، فنی‌وحرفه‌ای و بنگاه اقتصادی باید با یکدیگر گفت‌وگو کنند.

یعنی مشکل اشتغال را فقط با سرمایه‌گذاری حل نمی‌کنید؟

خیر. سرمایه‌گذاری لازم است اما کافی نیست. ما به «اکوسیستم اشتغال» نیاز داریم.

یک جوان باید بتواند از آموزش مناسب به مهارت، از مهارت به کارآفرینی یا استخدام و از کسب‌وکار کوچک به بازار برسد. اگر این زنجیره قطع باشد حتی سرمایه‌گذاری‌های بزرگ هم ممکن است اثر اشتغال‌زایی مورد انتظار را ایجاد نکنند.

نقش بخش خصوصی را در توسعه استان چگونه می‌بینید؟

بخش خصوصی نباید فقط در زمان افتتاح پروژه‌ها دیده شود. سرمایه‌گذار باید در مرحله سیاست‌گذاری و طراحی پروژه نیز حضور داشته باشد.

باید از خودمان بپرسیم چرا یک سرمایه‌گذار باید سیستان و بلوچستان را برای سرمایه‌گذاری انتخاب کند و چه موانعی باعث می‌شود از این تصمیم منصرف شود؟

پاسخ به این سؤال، بخشی از نقشه راه توسعه استان است. مجوزهای طولانی، تعدد دستگاه‌ها، نبود اطلاعات شفاف درباره فرصت‌های سرمایه‌گذاری، ضعف زیرساخت و تغییرات تصمیم‌گیری، هزینه سرمایه‌گذاری را بالا می‌برد. سرمایه‌گذار به شعار نیاز ندارد به «امنیت سرمایه، اطلاعات شفاف، زیرساخت و تصمیم‌گیری قابل پیش‌بینی» نیاز دارد.

در این میان سهم مردم و جامعه محلی چیست؟

این شاید مهم‌ترین بخش ماجرا باشد. توسعه بدون مشارکت مردم، توسعه‌ای از بالا به پایین است و احتمالاً پایداری لازم را نخواهد داشت.

جامعه محلی باید احساس کند پروژه‌ای که در منطقه او اجرا می‌شود، فقط یک پروژه دولتی یا متعلق به یک شرکت بزرگ نیست بلکه بخشی از آینده خودش است.

برای همین باید سهم نیروی کار محلی، پیمانکاران بومی، کسب‌وکارهای کوچک و نخبگان منطقه در پروژه‌های بزرگ مشخص باشد. مردم زمانی از یک پروژه توسعه‌ای دفاع می‌کنند که آثار آن را در زندگی روزمره خود ببینند.

اگر اختیار داشتید برای توسعه استان فقط پنج اولویت تعیین کنید، چه می‌گفتید؟

من اولویت‌ها را این‌گونه تعریف می‌کنم:

اول آب و امنیت آبی.

بدون آب، بسیاری از برنامه‌های توسعه‌ای روی کاغذ باقی می‌ماند.

دوم اتصال استان به شبکه‌های حمل‌ونقل و تجارت.

راه‌آهن، جاده، بندر و لجستیک باید یک شبکه واحد باشند.

سوم تکمیل زنجیره ارزش معدن و صنایع.

استخراج بدون فرآوری و ارزش افزوده محلی، تمام ظرفیت معدن را بالفعل نمی‌کند.

چهارم اشتغال و سرمایه انسانی.

هر پروژه توسعه‌ای باید مشخص کند برای نیروی انسانی استان چه آورده‌ای دارد.

پنجم اصلاح نظام حکمرانی توسعه.

استان به پروژه‌های بیشتری از آنچه دارد لزوماً نیاز ندارد به هماهنگی بیشتر، اولویت‌بندی دقیق‌تر، سنجش عملکرد و پاسخگویی درباره پروژه‌های موجود نیاز دارد.

منظورتان از اصلاح حکمرانی توسعه چیست؟

یعنی دیگر نمی‌توانیم هر دستگاهی را با فهرست پروژه‌های خودش ارزیابی کنیم. باید یک داشبورد توسعه استان داشته باشیم که مردم هم بتوانند آن را ببینند.

مثلاً مشخص باشد پروژه راه‌آهن در چه مرحله‌ای است، پروژه آب چه میزان پیشرفت دارد، چه تعداد شغل ایجاد شده، چه مقدار سرمایه‌گذاری جذب شده و کدام دستگاه مسئول تأخیر است.

وقتی شاخص‌ها روشن باشند توسعه از یک مفهوم کلی و شعاری به یک برنامه قابل اندازه‌گیری تبدیل می‌شود.

آیا سند توسعه استان می‌تواند این نقش را ایفا کند؟

اگر سند از سطح متن و مصوبه وارد مرحله اجرا و پایش شود قطعاً می‌تواند. سند اجرایی توسعه سیستان و بلوچستان ۱۳ بسته اقدام توسعه را تعریف کرده و برای پروژه‌های زیرساختی اولویت‌هایی تا پایان سال ۱۴۰۷ در نظر گرفته است. اما مرحله سخت، اجرای سند است.

هر هدف باید صاحب مشخص، زمان مشخص، منابع مشخص و شاخص قابل اندازه‌گیری داشته باشد.ما باید از «سندمحوری» به «نتیجه‌محوری» برسیم.

اگر بخواهید یک پیام مشخص به مدیران ملی درباره سیستان و بلوچستان بدهید، چه می‌گویید؟

سیستان و بلوچستان نباید صرفاً به‌عنوان استانی نیازمند اعتبارات دیده شود. این استان می‌تواند بخشی از راه‌حل اقتصادی کشور باشد. چابهار، مرزهای زمینی، معادن، سواحل مکران، انرژی‌های تجدیدپذیر، کشاورزی گرمسیری، شیلات و موقعیت ترانزیتی ظرفیت‌هایی هستند که اگر درست به هم متصل شوند، می‌توانند برای کشور ارزش اقتصادی ایجاد کنند.

بنابراین نگاه به استان باید از «بودجه برای رفع عقب‌ماندگی» به «سرمایه‌گذاری برای فعال کردن ظرفیت» تغییر کند. این دو نگاه تفاوت بسیار زیادی با یکدیگر دارند.

و اگر بخواهید خطاب به مردم استان صحبت کنید؟

مردم سیستان و بلوچستان حق دارند توسعه را نه در وعده بلکه در زندگی روزمره خود ببینند.

اما در کنار مطالبه‌گری باید ظرفیت مشارکت مردم، نخبگان، دانشگاهیان، کارآفرینان، سرمایه‌گذاران و جوانان استان را هم جدی بگیریم. من معتقدم آینده استان فقط در دست دولت نیست.

دولت باید زیرساخت و بستر را فراهم کند؛ بخش خصوصی باید سرمایه و مدیریت بیاورد؛ دانشگاه و مراکز مهارتی باید نیروی انسانی تربیت کنند و جامعه محلی باید در تصمیم‌گیری و اجرای طرح‌ها سهم داشته باشد. توسعه واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که این اجزا کنار هم قرار بگیرند.

در یک جمله، آینده سیستان و بلوچستان را چگونه تعریف می‌کنید؟

آینده سیستان و بلوچستان را نباید با تعداد پروژه‌ها اندازه گرفت؛ باید با میزان تغییر کیفیت زندگی مردم سنجید. اگر روزی بتوانیم بگوییم جوان استان برای پیدا کردن شغل مجبور به ترک منطقه نیست، سرمایه‌گذار برای شروع یک فعالیت اقتصادی با ده‌ها مانع مواجه نمی‌شود، مرزنشین از تجارت قانونی درآمد پایدار دارد، معدن در همان منطقه ارزش افزوده ایجاد می‌کند، بندر به صنعت و بازار متصل است و مسئله آب با یک برنامه پایدار مدیریت شده، آن روز می‌توان گفت توسعه از روی کاغذ به زندگی مردم منتقل شده است.

سیستان و بلوچستان برای توسعه، بیش از آنکه به شعار تازه نیاز داشته باشد به یک نقشه راه مشترک، اولویت‌های روشن، اجرای منضبط و ارزیابی شفاف نیاز دارد.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها