به گزارش خبرنگار ایسنا، فیلم سینمایی «بیدار» به تهیهکنندگی و کارگردانی حسین دوماری با بازی محمدرضا فروتن، آناهیتا افشار و شهاب حسینی از ۲۲ مهرماه ۱۴۰۵ اکران میشود.
اما پیش از آغاز اکران رسمی این فیلم، گروه تبلیغاتی فیلم با انتشار ویدئویی از آناهیتا افشار مدعی بودند که برای او اتفاق ناخوشایند افتاده است اما بعد از دقایقی مخاطب این تیزر متوجه میشود که تبلیغ فیلم است و موضوع طرح شده، واقعیت ندارد!
البته این شیوه، نمونههای مشابهی در سینمای ایران دارد که برخی به موفقیت تجاری و برخی به واکنشهای انتقادی منجر شده است.
به هر حال تبلیغات محصولات نمایشی در ایران سالهاست از چارچوبهای معمول فراتر رفته و گاه با ترفندهای غیرمتعارف، توجه مخاطبان را جلب کرده است. برخی از این ایدهها به موفقیت تجاری منجر شده و برخی دیگر به دلیل بیتوجهی به فرهنگ و سلامت روان مخاطب، به ضد خود تبدیل شده است.
«بیدار»؛ تیزینگی که توجه را جلب کرد، اما سلیقه را نه!
در همین راستا امیرحسین علمالهدی -کارشناس سینما- در گفتوگو با ایسنا درباره تبلیغ اخیر فیلم «بیدار» معتقد است: این نوع تبلیغات در فضای رسانهای کشور ما خیلی جوابگو نیست. اگر قرار باشد سینمای ایران نیز با این مدل بخواهد مسائلی را که اساساً در سینمای ایران قابل تعریف نیست، مطرح کند، ممکن است در مقطعی متوجه شویم که یک تبلیغات بدیع و جدید و در راستای افزایش مخاطب است؛ اما به نظر میرسد مسئلهای از سر بیسلیقگی در تیزر یا تیزینگ اتفاق افتاده است.
وی تصریح کرد: ما اسم آن را تیزینگ میگذاریم؛ تیزینگی که میخواهد توجهها را جلب کند. اما باید توجه داشت که مردم در این شرایط گرفتاری دارند و بحث دیگر این است که تبلیغات عمدتاً در سینمای ایران آن هم به این شکل، نمیتواند بهعنوان تیزینگ کارکرد داشته باشد.
علمالهدی ادامه داد: باید صبر کنیم صحبتهای طراحان کمپین را بشنویم؛ شاید دلایلی داشته باشند، ولی تا زمانی که دلایل آنان مطرح نشود، نمیتوان قضاوت کرد. همینقدر که این موضوع در حال صحبت شدن است، به نظرم تیم تبلیغ به هدف خود رسیده و جذب مخاطب صورت گرفته و پاسخ خود را نشان داده است.
این کارشناس سینما گفت: امیدوارم فیلم در اکران موفق باشد و بههرحال این تبلیغ یک روش جدید اطلاعرسانی محسوب میشود؛ ولی بهشخصه چون سلیقهام در رابطه با تبلیغات متفاوت است، این نوع رفتار را نمیپسندم.
وی افزود: اگر این نوع مدل تبلیغات موفق شود، موفقیت هر فیلمی مرا خوشحال میکند؛ اما اگر فیلم در اجرا موفق نباشد، این نشان میدهد که استراتژی تبلیغاتی آن اشتباه تعریف شده است.
علمالهدی در پاسخ به این پرسش که آیا نمونه مشابهی در فیلمهای خارجی دیده است، گفت: بله، این موارد وجود دارد؛ هرچند نام مشخصی از آنها به یاد ندارم. فیلمهایی بودهاند که بهصورت متفاوت معرفی شدهاند و در کنار آزار و اذیت روح و روان مردم تعریف میشوند اما باید دید تبلیغ در چه حوزهای و چه مضمونی است.
سینمای ایران همچنان در آزمون و خطاست
وی اضافه کرد: ممکن است یک فیلم بهاصطلاح سینمایی زمین بخورد یا اینکه فیلم اوج بگیرد؛ این وضعیت لبه چاقو است. نکته این است که سینمای ایران همچنان در حال آزمون و خطاست.
این کارشناس سینما خاطرنشان کرد: طراحان این تیزینگ نیز موضوعی را مطرح کردهاند و اکثریت مردم ممکن است از آن خوششان بیاید؛ اما بههرحال فیلم است که حرف آخر را میزند، تیزینگ و اینگونه موارد همه کمکحال یک فیلم هستند.
وی گفت: امیدوارم با توجه به حضور یکی از هنرپیشههای خوب سینمای ایران در این فیلم، فیلم موفق باشد؛ چراکه بههرحال در گیشه فیلم ملودرام اجتماعی موفق شود، بهشدت خوشحالکننده است.
علمالهدی افزود:امیدوارم این تبلیغ، اثر مثبت بگذارد و بچههای تبلیغات این فیلم، موفقیتشان را جشن بگیرند. باید به یاد داشته باشیم که سینما مثل یک هندوانه دربسته است. اگر موفق باشد، نوش جانشان؛ اگر ناموفق باشد، یک امتیاز منفی برای تیم تبلیغ و دفتر پخش به همراه دارد.
او ادامه داد: بههرحال نمیدانم تیم تبلیغ این فیلم چه الگویی داشتهاند و در این حال و هوای روحیه مردم، این تیزینگ چگونه میتواند مردمان را تکان دهد که به سینما بیایند؟
وی تصریح کرد: بچههایی که چنین طراحیای کردهاند، حتماً دلایلی دارند؛ من این دلیل را هنوز متوجه نشدهام. باید دید طراحان چه بازخوردی از مردم میگیرند و آیا این تیزینگ میتواند باعث حرکت مردم به سالنهای سینما شود یا خیر؟!

این کارشناس سینما گفت: با اینکه من بهشدت از ایدههای جدید، کمپینهای جدید و تیزینگهای جدید که به سختی حوزه تبلیغات سینمای ایران را تکان میدهد، استقبال میکنم، ولی آیا این مورد جزو آن دسته است؟ واقعاً من هنوز برخورد یا بازخوردی نداشتهام، مگر اینکه اثرات این تیزینگ را در گیشه مشاهده کنیم.
علمالهدی با اشاره به تجربه نمایش خانگی گفت: در سریالهای نمایش خانگی و چند فیلم سینمایی تیزرهای این چنینی داشتهایم اما موفق نبودند. ما این فیلم را ندیدهایم؛ یعنی بههرحال نمیدانیم به لحاظ خشونت که عرض میکنیم چه وضعیتی دارد. برای مثال، در سریال «پدر گواردیولا» به یاد دارم، صورت خونی آقای مهران مدیری روی بیلبورد زده شد اما جواب نداد یا در سریال «زخمکاری» یا حتی فیلم سینمایی «به وقت شام» پاسخ مثبتی از سوی مخاطب گرفته نشد.
وی افزود: عمدتاً مضمونهای اینچنینی در کشور ما تعریفی ندارد، در آمریکا به دلیل وجود مضمون وحشت، ادبیات وحشت، ترس و همچنین سینمای تریلر، ممکن است تعریف داشته باشد؛ چون مضمون محبوبی است. ولی آیا ما باید مصداق آنها را در ایران به کار ببریم؟!
مردم خستهاند و یک تبلیغ نباید حال آنها را بدتر کند
این کارشناس سینما خاطرنشان کرد: جای شک و شبهه دارد که تیم تبلیغات این فیلم به خطا این طراحی را انجام داده باشند. ولی به نظر من تیم تبلیغ باید در طراحی این نوع کمپین تبلیغاتی و تیزینگ بیشتر تعمق میکردند؛ مردمی که بهشدت خستهاند و حال خوبی ندارند، چرا تیزینگی ساخته میشود که حال مردم را بدتر کند؟! مگر اینکه واقعاً با یک شاهکار در فیلم مواجه باشیم.
وی گفت: کسی فیلم را دیده است؟ من ندیدهام. باید صبر کنیم و ببینیم بازخوردها چیست. آن موقع است که میتوانیم نمره دهیم و بگوییم تیم تبلیغ دستتان درد نکند، شما دقیق هدفگذاری کردید. اما فراموش نکنیم مشارکت بیننده در طراحی یک کمپین و تیزینگ آن کمپین اگر هوشمندانه نباشد، مخاطب را دچار فاصله گرفتن از محصول میکند.
علمالهدی افزود: ولی اگر فیلم در گیشه موفق نشود، مهمترین عامل آن ممکن است همین تیزینگ بوده باشد که روی اعصاب مردم راه رفته و بهنوعی مردمان را نسبت به این فیلم، موضع منفیشان را بیشتر از مثبتشان برانگیخته است. باید تحمل کنیم؛ ولی به یاد داشته باشیم که سینمای ایران در حوزه سینمای ترس، خشن، وحشت یا تریلر، عمدتاً فاقد پایگاه قوی بین مردم است و مخاطبش کم است.
وی تصریح کرد: ممکن است در سریالها این روند را داشته باشیم؛ مانند «پوست شیر»، «وحشی» و «زخم کاری»؛ ولی در سینما قضیه کمی متفاوت است. ما به جز «پیر پسر» که آن هم به معنای دقیق مضمونش خشن نبود و یک درام نفسگیر بود و یا فیلم «زالاوا» که فکر میکنم وحشت و تراژدی بود، مورد دیگری نداریم.
علمالهدی در پایان خاطرنشان کرد: خیلی خوشحال میشوم طراحان این فیلم درباره این تیزر صحبت کنند. شاید هم بگویند ما دنبال همین حرفها هستیم؛ این یک استراتژی است که معدود افرادی در رابطه با این مسائل حرف میزنند یا رفتار مخاطب در گیشه سینما خودنمایی میکند. اگر خودنمایی منجر به دیده شدن این فیلم شود، من از آنها یاد میگیرم؛ ولی اگر واقعاً بازخوردها منفی باشد و پاسخ ندهد، نمره منفی میگیرند.

دفتر پخش در تبلیغ «بیدار» نقشی نداشته اما…
در این میان سعید خانی -مدیر پخش «خانه فیلم»- هم در پاسخ به ایسنا درباره تبلیغ اخیر فیلم «بیدار» که با انتشار فیلمی از آناهیتا افشار همراه بود، گفت: این اتفاق از سمت دفتر پخش نبود و تیم تبلیغ خود فیلم بهصورت جداگانه این کار را انجام دادند؛ ما اعلام کردیم که پخش در این زمینه ورود نمیکند.
او با اشاره به اینکه این مدل تبلیغ با توجه به گرانی هزینههای تبلیغات انجام شده، افزود: به نظر من در هر صورت با توجه به این گرانی تبلیغات، این کار قابل تأمل است.
خانی درباره تأثیر این تبلیغ بر فروش فیلم گفت: من اعتقاد دارم در مورد فیلم باید حرف بزنم؛ اما این مدل تبلیغ خوب یا بد، کمک میکند. امیدوارم در این وضعیتی که واقعاً فقط فیلمهای کمدی دارند میفروشند و این فیلم هم ملودرام اجتماعی است، اتفاق خوبی برای آن بیفتد.
او در پاسخ به اینکه آیا پخش چنین تبلیغاتی پر ریسک و ممکن به ضدتبلیغ تبدیل شود، گفت: وقتی برای اولین بار با خود من هم برای انتشار این تبلیغ مشورت کردند، ریسکش را بالا دیدم، ولی الان که میبینم، به نظر من محاسنش بیشتر از معایبش است.
مدیر پخش «خانه فیلم» درباره بازخورد جامعه تا این لحظه اظهار کرد: در فضای مجازی کلی بازخورد داشتیم؛ یک سری منتقد بودند، ولی در مجموع به نظر من محاسنش بیشتر است. امیدوارم اتفاق خوبی هم برای فیلم بیفتد.
او در پایان با اشاره به اینکه دفتر پخش تبلیغات مجزایی را جدا از این فضا آماده کرده است، تأکید کرد: ما به عنوان دفتر پخش، تبلیغات خودمان را در فضای مجازی داریم و تعدادی از آنها را هم آماده کردیم که تا قبل از اکران رسمی فیلم منتشر میکنیم.
از «شنای پروانه» تا «سرهنگ ثریا»
تبلیغات خاص و متفاوت در سینمای ایران سابقه داشته است، فیلم «شنای پروانه» (۱۳۹۸) پیش از اکران با کلیپی از امیر آقایی در قهوهخانه توجهها را جلب کرد. «به وقت شام» (۱۳۹۷) با حضور افرادی با گریم داعشی در یک پردیس سینمایی، واکنشها را به دنبال داشت. فیلم «نارنجیپوش» (۱۳۹۰) با دوچرخهسواری از جنوبیترین تا شمالیترین سینمای تهران و اتوبوسهای نارنجی تبلیغ شد.
«چ» (۱۳۹۲) با تیشرت و کلاه ویژه کارکنان سینما آزادی،«لسآنجلس-تهران» (۱۳۹۷) با جابهجایی نام شهرها و مانور روی بازگشت پرستویی به کمدی، «خانم یایا» (۱۳۹۷) تبلیغ معکوس کلاسیکی را تجربه کرد و یکی از آخرین نمونهها، «سرهنگ ثریا» (۱۴۰۲) بود که زنان با لباس فُرم منافقین (با توجه به مضمون فیلم) در خیابانهای تهران تراکت «این فیلم را نبینید» را پخش کردند.
از «زخم کاری» تا «پدر گواردیولا»؛ نمایش خانگی مرزهای تبلیغات را جابهجا کرد؟
در سالهای اخیر، تبلیغات خاص در سریالهای نمایش خانگی نیز رایج شده است. «ازازیل» با ادعای سرقت خودروی بهرنگ علوی، «هفت» با بیلبورد دستکاریشده، «زخم کاری» با چاقوی غولپیکر واقعیت مجازی، «نهنگ آبی» با پاپاراتزی جعلی و «پدر گواردیولا» با بیلبورد خونآلود مهران مدیری، نمونههایی از تبلیفات خاص هستند.
اما سوال این است که این تبلیغات تا چه اندازه در روحیه مردم تاثیر میگذارد و اصلا به فروش فیلم کمک میکند؟! در مورد فیلم «بیدار» بسیاری از کاربران فضای مجازی نسبت به این مدل تبلیغ آن هم در شرایط فعلی جامعه، خُرده گرفتند و از تحریم این فیلم سخن گفتهاند اما در مقابل تعدادی هم آن را یک شیوه تبلیغاتی جدید دانستند اما باید دید در فروش چه اتفاقاتی میافتد!
انتهای پیام
