محمد آخوندی ارمکی درباره مسیر فعالیت هنری خود، اظهار کرد: تحصیلاتم در حوزه ارتباط تصویری و گرافیک بوده و سالها در حوزههای گرافیک، انیمیشن و بازیهای کامپیوتری فعالیت داشتهام. در کنار این فعالیتها، از سال ۱۳۸۷ نقاشی را آغاز کردم و از سال ۱۳۹۸ به شکل حرفهایتر این حوزه را دنبال کردم. در کنار آموزش انیمیشن نیز به فعالیت در زمینه نقاشی پرداختم و این مسیر به تدریج به بخش جدیتری از فعالیت هنری من تبدیل شد.
وی درباره شکلگیری نمایشگاه « تاخت در سکون ۲» و انگیزه برگزاری آن، اظهار کرد: برگزاری این نمایشگاه در ادامه همکاریهای فضای هنری هشتچشمه کاشان با گالریهای خارج از این مرکز شکل گرفته است. این نمایشگاه دومین نمایش با این عنوان محسوب میشود و پیش از این نیز نمایشگاه «تاخت در سکون ۱» در بهار ۱۴۰۴ در گالری چوم انزلی برگزار شده بود که به همت حسن و حسین روشنبخت شکل گرفت و در آن آثار من و معین معمار، هنرمند کاشانی، به نمایش درآمد.
این هنرمند نقاش درباره عنوان نمایشگاه، اضافه کرد: انتخاب نام نمایشگاه به ترکیب آثار من و آقای معمار بازمیگردد. در آثار او، گلهها حالتی از حرکت، رمه و تاخت دارند، در حالی که صندلیهای موجود در آثار من در حالتی ایستا و ساکن قرار گرفتهاند. همین تضاد میان حرکت و سکون، زمینه انتخاب این عنوان را فراهم کرد.
آخوندی درباره موضوع و مفاهیم آثار خود، ادامه داد: موضوع آثار من بیشتر حول محور روابط انسانی و جایگاه انسان شکل گرفته است. در این آثار، صندلی یا مسند استعارهای از انسان و جایگاهی است که در آن قرار دارد یا به آن تکیه زده است. این مجموعه در ادامه مجموعه «مسند زوال» شکل گرفته که در زمستان ۱۴۰۳ در یک نمایش انفرادی در فضای هنری هشتچشمه کاشان به نمایش درآمد.
وی خاطرنشان کرد: انسان معاصر بیش از آنکه با فردیت و شخصیت انسانهای دیگر در ارتباط باشد، با جایگاه و مسند آنها ارتباط برقرار میکند. برای مثال، ممکن است وقتی فردی را نمیشناسیم، احترام ویژهای برای او قائل نباشیم، اما به محض اینکه جایگاه و موقعیت اجتماعی او را میشناسیم، نوع برخورد و رفتارمان با او تغییر کند. این موضوع همیشه برای من یک دغدغه و چالش ذهنی بوده و تلاش کردهام آن را در آثارم به تصویر بکشم.
این هنرمند نقاش با اشاره به ویژگیهای تکنیکی آثار حاضر در نمایشگاه، اظهار کرد: در مجموعه «مسند زوال» بیشتر از کلاژ و نوعی برخورد با روند شکلگیری اثر نقاشی استفاده شده است، به شکلی که اثر تا حدودی از حالت دوبعدی خارج میشود و گاهی حجمهایی را درون بوم و گاهی بیرونزده از بوم میبینیم. استفاده از کاغذ، بافت و اشیاء روزمره بهعنوان المانهایی برای پیوند دادن مخاطب با جهان نقاشی، از دیگر ویژگیهای این آثار است. در کنار این موارد، راحتی و روان بودن کارها نیز برای من اهمیت دارد و تلاش کردهام این ویژگی در روند شکلگیری آثار حفظ شود.
وی درباره چالشهای خلق آثارش، ادامه داد: بیشترین چالش برای من، نشان دادن روزمرگی و لایههای درونی ذهنیتم است. در مرحله نخست، خودم را بهعنوان اولین مخاطب اثر در نظر میگیرم و تلاش میکنم اثر از نظر بصری، ترکیب، رنگ و مفهوم بتواند مرا به وجد بیاورد و با آن ارتباط نزدیکی برقرار کنم.
این هنرمند نقاش درباره نوع ارتباطی که انتظار دارد میان مخاطب و آثارش شکل بگیرد، اضافه کرد: همیشه برداشتهای مخاطبان برای من جذاب بوده است، اما علاقهای ندارم که مخاطب دقیقاً برداشتی همسو با نظر و فکر من داشته باشد. اتفاقاً دیدگاههای متفاوت مخاطبان درباره نقاشیها و برداشتهای مختلف آنها از آثار برایم بسیار جذاب است.
آخوندی ارمکی اظهار کرد: گاهی استفاده از یک رنگ یا فرم در اثر برای من داستان و معنای خاصی دارد و حتی ممکن است صندلی در یک اثر برای من دارای شخصیت باشد، اما این برداشت لزوماً برای مخاطب قابل مشاهده یا قابل درک نباشد. به همین دلیل، اینکه هر مخاطب بتواند با ذهنیت و تجربه خودش با اثر ارتباط برقرار کند و برداشت متفاوتی از آن داشته باشد، برای من ارزشمند است.
وی درباره جایگاه نقاشی و هنرهای تجسمی در جامعه امروز، خاطرنشان کرد: جامعه امروز نسبت به چند دهه گذشته ارتباط بیشتری با آثار هنری برقرار کرده است و حضور مردم در گالریها و رویدادهای هنری نیز پررنگتر شده است. این موضوع میتواند نویدبخش آینده روشنتری برای هنر باشد.
این هنرمند نقاش ادامه داد: طبیعتاً دیدن آثار هنری، خرید آثار و حضور در فضا و اتمسفر هنری، هم از نظر بصری و هم از نظر فرهنگی میتواند جامعه را به سطح بالاتری سوق دهد و موجب گسترش دانش و نگرش مخاطبان شود. این روند نیز در ادامه میتواند به گسترش فضاهای هنری، شکلگیری هنرمندان قویتر، پویاتر شدن اقتصاد هنر و در نهایت رشد فرهنگی بیشتر منجر شود.
انتهای پیام
