نابینایی تنها به معنای از دست دادن بینایی نیست؛ برای بسیاری از افراد نابینا، آنچه زندگی اجتماعی را دشوارتر میکند، موانعی است که در محیط شهری، فضای فرهنگی، بازار کار و حتی نوع نگاه جامعه وجود دارد.
افسانه فعلهگری، نابینا و فعال فرهنگی و رسانهای، در گفتوگو با ایسنا با اشاره به فعالیتهای خود اظهار کرد: فعالیت خود را از پاییز سال ۱۴۰۴ آغاز کرده و هدفش فرهنگسازی و آگاهسازی جامعه درباره نحوه تعامل صحیح با افراد دارای معلولیت و شناخت بهتر از زندگی روزمره آنان است.
وی تأکید کرد که این فعالیت تنها مختص افراد نابینا نیست و باید نگاه جامعه نسبت به همه افراد دارای معلولیت تغییر کند تا آنان بتوانند مانند سایر شهروندان در فعالیتهای اجتماعی حضور داشته باشند و زندگی روزمره خود را دنبال کنند.
فعلهگری یکی از چالشهای مهم افراد نابینا را محدودیت دسترسی به امکانات و فضاهای مناسب عنوان کرد و گفت: در شهرهای کوچک، همه امکانات مورد نیاز برای حضور اجتماعی افراد نابینا فراهم نیست و مناسبسازی در مبلمان شهری، فضاهای عمومی و برخی اماکن به شکل مطلوب انجام نشده است.
به گفته وی، فضای مجازی و رسانهها میتوانند در معرفی توانمندیهای افراد نابینا نقش مؤثری داشته باشند؛ چراکه وقتی افراد جامعه فعالیتهای روزمره و تواناییهای افراد نابینا را از نزدیک میبینند، شناخت واقعیتری از ظرفیتهای آنان پیدا میکنند.
عزیز جلیلی، شهروند نابینای قروه، نیز با اشاره به دشواریهای تردد مستقل، وجود موانع در مسیرهای پیادهرو، پارک خودروها در معابر و نبود مسیرهای مناسب را از جمله مشکلاتی میداند که رفتوآمد مستقل افراد نابینا را با محدودیت مواجه میکند.
این مشکلات تنها به تردد در معابر محدود نمیشود و در حوزههایی مانند اشتغال، دسترسی به فناوری و حضور در فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی نیز خود را نشان میدهد.
هوگر خمی، استاد دانشگاه در رشته مشاوره و فعال حوزه افراد دارای معلولیت، در گفتوگو با ایسنا، یکی از مهمترین چالشهای فرهنگی افراد نابینا را نگاه ترحمآمیز جامعه دانست و بر ضرورت تغییر این نگاه و توجه بیشتر به استقلال، کرامت و حقوق شهروندی آنان تأکید کرد.
وی با اشاره به مشکلات موجود در حوزه اشتغال و مشارکت اجتماعی، اظهار کرد: برخورداری از تحصیلات و مهارت به تنهایی برای ورود افراد نابینا به بازار کار کافی نیست و باید فرصتهای برابر برای حضور آنان در محیطهای شغلی و اجتماعی فراهم شود.
خمی همچنین دسترسی نامناسب به محیط شهری و فناوری را از دیگر چالشهای این حوزه عنوان کرد و گفت: مناسبسازی پیادهروها، مسیرهای هدایتکننده و فضاهای عمومی باید به گونهای باشد که افراد نابینا بتوانند با استقلال بیشتری در جامعه تردد کنند.
وی بر ضرورت دسترسپذیری خدمات دیجیتال نیز تأکید کرد و افزود: سایتها، سامانههای دولتی و خدمات عمومی و بانکی باید با فناوریهای مورد استفاده افراد نابینا از جمله صفحهخوانها سازگار باشند تا این افراد بتوانند خدمات مورد نیاز خود را بدون وابستگی به دیگران دریافت کنند.
راهکارهایی برای تغییر نگاه و افزایش مشارکت
خمی برای کاهش این چالشها، فرهنگسازی از دوران مدرسه را یکی از اقدامات مهم دانست و گفت: آموزش نحوه صحیح تعامل با افراد نابینا از دوران کودکی میتواند به شکلگیری نگرشی مبتنی بر احترام، استقلال و حقوق برابر کمک کند.
وی استفاده از ظرفیت رسانهها و شبکههای اجتماعی را نیز در این زمینه مؤثر دانست و افزود: تولید محتوایی که زندگی روزمره، تحصیل، اشتغال، استفاده از فناوری و فعالیتهای اجتماعی افراد نابینا را از زبان خود آنان روایت کند، میتواند تصویر واقعیتری از زندگی و توانمندیهای این افراد به جامعه ارائه دهد.
این استاد دانشگاه، ایجاد فرصتهای برابر در حوزه اشتغال را از دیگر اقدامات ضروری برشمرد و بر اجرای مؤثر قوانین مربوط به استخدام افراد دارای معلولیت و ایجاد سازوکارهای نظارتی برای اجرای سهمیههای قانونی تأکید کرد.
به گفته وی، استفاده از مشوقهای بیمهای و مالیاتی برای کارفرمایان بخش خصوصی و همچنین آموزش مهارتهای متناسب با بازار کار، از جمله برنامهنویسی، تولید محتوا، ترجمه، پشتیبانی تلفنی و فعالیتهای دیجیتال، میتواند زمینه حضور بیشتر افراد نابینا در بازار کار را فراهم کند.
خمی همچنین بر مناسبسازی فضاهای فرهنگی تأکید کرد و گفت: استفاده از توصیف صوتی در سینما و تئاتر، راهنمای صوتی و لمسی در موزهها و فراهم کردن امکان آشنایی لمسی با برخی آثار فرهنگی میتواند دسترسی افراد نابینا به فعالیتهای فرهنگی را افزایش دهد.
وی یکی دیگر از راهکارهای مهم را فراهم کردن زمینه نقشآفرینی افراد نابینا در تولید محتوای رسانهای دانست و افزود: برگزاری دورههای تخصصی در زمینه پادکست، گویندگی، فن بیان، خبرنویسی و تولید محتوای دیجیتال میتواند زمینه حضور حرفهایتر افراد نابینا در رسانهها را فراهم کند.
این فعال حوزه افراد دارای معلولیت معتقد است رسانهها نیز میتوانند با فراهم کردن فرصت حضور مستقیم افراد نابینا در فرآیند تولید محتوا، زمینهای ایجاد کنند تا روایت زندگی این افراد بیش از آنکه از بیرون و توسط دیگران بیان شود، از زبان خود آنان مطرح شود.
ضرورت حضور افراد نابینا در تصمیمگیریها
خمی با اشاره به نقش تشکلهای مدنی، مشارکت افراد نابینا را نباید تنها به دریافت خدمات محدود دانست و گفت: استفاده از ظرفیت انجمنها و تشکلهای فعال در طراحی و اجرای برنامههای مرتبط با افراد نابینا میتواند به تصمیمگیری دقیقتر و متناسبتر با نیازهای واقعی آنان کمک کند.
وی حضور نمایندگان افراد نابینا در کارگروههای مرتبط با مناسبسازی شهری و برنامههای فرهنگی را نیز ضروری دانست و افزود: افرادی که خود با این موانع مواجه هستند، میتوانند در شناسایی مشکلات و ارائه راهکارهای عملی نقش مؤثری داشته باشند.
رسانه و تصویر واقعی از زندگی افراد نابینا
یکی دیگر از موضوعاتی که از نگاه خمی نیازمند توجه بیشتر است، نحوه بازنمایی افراد نابینا در رسانههاست.
وی بر ضرورت فاصله گرفتن از تصویرسازی ترحمآمیز یا کلیشهای تأکید کرد و گفت: در تولید آثار نمایشی که شخصیت نابینا دارند، استفاده از نظر و تجربه افراد نابینا و متخصصان این حوزه میتواند به واقعیتر شدن این تصویر کمک کند.
خمی همچنین حمایت از تولید روایتهای دستاول افراد نابینا درباره تحصیل، اشتغال، استفاده از فناوری، تردد مستقل، فعالیتهای فرهنگی و زندگی روزمره را ضروری دانست و افزود: هدف از چنین محتوایی باید ارائه تصویری واقعی از زندگی افراد نابینا و افزایش شناخت جامعه نسبت به توانمندیها، نیازها و حقوق آنان باشد.
در کنار این مسائل، برخی ابعاد زندگی افراد دارای معلولیت همچنان کمتر در رسانهها مورد توجه قرار میگیرد؛ موضوعاتی مانند زندگی خانوادگی، ازدواج، اوقات فراغت، سفر، ورزش، فشارهای اقتصادی ناشی از هزینه تجهیزات و توانبخشی و حتی فرسودگی خانوادهها از جمله موضوعاتی است که به گفته خمی نیازمند پرداخت جدیتر رسانهای است.
آنچه از روایت افراد نابینا و دیدگاه فعالان این حوزه برمیآید این است که مسئله تنها به نابینایی محدود نمیشود؛ بخشی از دشواریها به محیطی بازمیگردد که هنوز در بسیاری از موارد برای حضور مستقل همه شهروندان طراحی نشده است و بخشی دیگر نیز به نگرش جامعه مربوط میشود.
افراد نابینا نه نیازمند ترحم هستند و نه باید برای اثبات تواناییهای خود به عنوان «قهرمان» معرفی شوند. آنها شهروندانی هستند که میخواهند مانند دیگران درس بخوانند، کار کنند، رفتوآمد داشته باشند و در جامعه حضور داشته باشند؛ فراهم کردن شرایط این حضور، بیش از آنکه لطف باشد، به دسترسی برابر و حقوق شهروندی مربوط است.
انتهای پیام
