نشست «روایت دیدار شمس و مولانا» شامگاه دوشنبه ششم مهر، به مناسبت هشتصد و نوزدهمین زادروز مولانا جلالالدین محمد بلخی و در چارچوب مجموعه برنامههای فرهنگی و ادبی «یک هفته با مولانا»، در سالن اندیشگاه مدیریت اسناد و کتابخانه ملی مازندران برگزار شد.
رضا زرینکمر، مولاناپژوه مازندرانی، در این نشست ابعاد مختلف اندیشه، شعر و جهان فکری مولانا را بررسی کرد و به تحلیل روایتهای موجود درباره دیدار مولانا و شمس پرداخت.
وی با اشاره به این که روایت سنتی دیدار مولانا با شمس بهعنوان نقطه عطفی در زندگی مولانا روایت شده است، اظهار کرد: درباره زمان این دیدار تردیدهایی وجود دارد که بررسی آنها مستلزم پژوهش تاریخی است؛ چراکه بدون سند محکم تاریخی، تمامی روایتها در سطح حدس و گمان باقی میمانند.
زرینکمر، ابتدانامه، رساله سپهسالار، سفرنامه ابنبطوطه، مناقبالعارفین، آثار محییالدین ابنابیالوفا، نفحاتالانس و تذکرهالشعرا را از نخستین آثار تالیفی درباره زندگی مولانا دانست و گفت: این آثار از سال ۶۹۰ قمری تا ۸۹۲ قمری، یعنی حدود ۷۰ تا ۸۰ سال پس از درگذشت مولانا، به نگارش درآمدهاند و روایتهایی از نزدیکترین فرد به مولانا، سلطان ولد، فرزند او، تا ابنبطوطه، جهانگرد مشهور، در آنها وجود دارد.
این پژوهشگر در ادامه با تشریح روایت هر یک از این مؤلفان بیان کرد: در این آثار با مجموعهای از روایتهای آمیخته به افسانه مواجه هستیم و تنها روایت سلطان ولد، فرزند مولانا، از این آمیختگی مبراست.
وی درباره لایههای مختلف این روایتها توضیح داد: نخستین لایه، لایه افسانهای است که در موضوعاتی مانند وحی، نمایش کرامت شمس به مولانا، بیهوششدگی مولانا و خلوت شمس و مولانا نمود پیدا میکند.
زرینکمر افزود: نگاه سلطان ولد، نگاهی از درون است که به شیفتگی و آموزش میان مولانا و شمس میپردازد؛ در مقابل، در روایت ابنبطوطه با نگاهی بیرونی مواجهیم که روایت آن بر نامفهومی، نگاه عامه و مرد حلوافروش اتکا دارد و بسیار به افسانه نزدیک است.

مولاناپژوه مازندرانی با اشاره به زمینههای شکلگیری روایتهای افسانهای خاطرنشان کرد: ساختارهای روانی و اجتماعی به دلایل متعدد، ازجمله کرامتسازی، به افسانهسازی نیاز دارند. مردم عادی نیز به افسانه علاقه دارند و این امر از دلایل شکلگیری انواع روایتهاست.
وی همچنین با اشاره به اهمیت «مساله واقعه» در ادبیات عرفانی گفت: مسأله واقعه در ادبیات عرفانی اهمیت ویژهای دارد و در این روایتها نیز قابلبررسی است. در مساله واقعه، چگونگی روی دادن دگرگونی فردی موردتوجه قرار میگیرد. روایت دیدار شمس و مولانا نیز به رخدادی مهم در زندگی مولانا میپردازد و روایتهای افسانهای بر مبنای مساله واقعه، این دگرگونی را تشریح کردهاند؛ برخی متون نیز بدون مقصود کرامتسازی و بر مبنای روایت عامه، این دیدار را نقل کردهاند.
زرینکمر تأکید کرد: این روایتها به ما یادآوری میکنند که هیچ روایتی بدون سند تاریخی قابل تفسیر و تامل نیست و باید روایتی کارآمدتر و عقلپذیرتر از دیدار این دو شخصیت را مورد توجه قرار داد. در پایان این نشست، زرینکمر به پرسشهای شرکتکنندگان درباره زندگی مولانا و موضوع دیدار او با شمس پاسخ داد.
انتهای پیام
