احمد دلبری در گفتوگو با ایسنا، افزود: براساس مطالعات انجام شده، دمانس در ایران به مسئله مهم سلامت سالمندان تبدیل شده و با افزایش جمعیت سالمندان، بار آن رو به افزایش است. طبق مطالعه ملی سلامت سالمندان ایران، شیوع دمانس در افراد ۶۰ سال و بالاتر حدود ۸ درصد گزارش شده و همچنین مطابق متاآنالیز مطالعات ایران، برآورد شیوع در مطالعات مختلف بهدلیل تفاوت جمعیت و روش تشخیص، دامنه نسبتاً وسیعی دارد.
وی با استناد به مطالعه دیگر انجام شده که بهروی بیش از ۵۶ هزار سالمند ۶۰ تا ۷۵ ساله در استانهای یزد و قزوین صورت گرفته، شیوع دمانس را ۱۰.۱ درصد گزارش و میزان آن در زنان را ۱۳.۲ درصد و در مردان ۷ درصد اعلام کرد و گفت: شواهد موجود حاکی از آن است که با ادامه روند سالمندی جمعیت، دمانس و بیماری آلزایمر در سالهای آینده سهم بیشتری از بار بیماریهای سالمندی کشور را برعهده خواهند داشت.
مدیر مرکز تحقیقات سالمندی کشور درباره وضعیت ایران در مقایسه با سایر کشورهای جهان نیز اینطور توضیح داد و گفت: متاآنالیز منتشرشده در سال ۲۰۲۴ درباره ایران نشان میدهد که شیوع دمانس در کشور در مجموع مشابه بسیاری از کشورهای آسیایی و پایینتر از برآوردهای گزارششده در برخی کشورهای اروپایی است. با این حال، نگرانی اصلی درباره ایران وضعیت امروز نیست، بلکه سرعت افزایش بار دمانس در دهههای آینده است. همچنین مطالعه Global Burden of Disease که در Lancet Public Health منتشر شده، تعداد افراد مبتلا به دمانس در ایران را برای سال ۲۰۱۹ حدود ۵۲۴ هزار نفر برآورد کرده و پیشبینی کرده است که این تعداد تا سال ۲۰۵۰ به حدود ۲.۱۹ میلیون نفر برسد؛ یعنی بیش از چهار برابر.
به گفته دلبری، در سطح جهانی نیز تعداد مبتلایان از حدود ۵۷ میلیون نفر در سال ۲۰۱۹ به حدود ۱۵۳ میلیون نفر در سال ۲۰۵۰ میرسد. بنابراین ایران در حال حاضر الزاماً در بالاترین سطح شیوع جهانی قرار ندارد، اما به دلیل سالمندشدن سریع جمعیت، با رشد بسیار قابل توجه تعداد مبتلایان روبهرو خواهد بود.
وی در ادامه به تشریح دلایل ابتلا به دمانس در افراد پرداخت و گفت: سبک زندگی نقش قابلتوجهی در خطر ابتلا به دمانس و آلزایمر دارد، هرچند این بیماریها حاصل تعامل عوامل ژنتیکی، زیستی، محیطی و سبک زندگی هستند و نمیتوان آنها را صرفاً بیماری ناشی از سبک زندگی دانست. گزارش سال ۲۰۲۴ نشریه Lancet، بر اساس مجموعه بزرگی از شواهد، ۱۴ عامل خطر بالقوه قابلاصلاح را معرفی کرده و برآورد میکند که حدود ۴۵ درصد موارد دمانس در سطح جمعیت با این عوامل مرتبط است و بالقوه میتواند به تأخیر بیفتد یا پیشگیری شود.
طبق اظهارات دلبری، در میان این عوامل، کمتحرکی، چاقی، فشارخون بالا، دیابت، سیگار، مصرف زیاد الکل، افسردگی و انزوای اجتماعی مطرحاند و علاوه بر آنها عواملی مانند کاهش شنوایی، کاهش بینایی درماننشده، کلسترول LDL بالا و آلودگی هوا نیز اهمیت دارند. نکته مهم این است که پیشگیری از دمانس فقط از سالمندی آغاز نمیشود؛ کنترل عوامل خطر باید در طول زندگی، بهویژه از میانسالی، مورد توجه قرار گیرد. بنابراین بخشی قابلتوجه از خطر دمانس بالقوه قابلتعدیل است، هرچند اصلاح سبک زندگی به معنای تضمین پیشگیری از آلزایمر در یک فرد مشخص نیست.
وی ادامه داد: شواهد علمی امروز نشان میدهد بخش مهمی از خطر زوال شناختی و دمانس با عوامل قابل اصلاح در ارتباط است. کمتحرکی، فشارخون بالا، دیابت، چاقی بهویژه در میانسالی، استعمال دخانیات و انزوای اجتماعی از عوامل شناختهشده افزایش خطر دمانس هستند و برای آلودگی هوا نیز شواهد قابلتوجهی وجود دارد. تغذیه نامناسب و اختلالات خواب نیز در مطالعات متعدد با افزایش خطر زوال شناختی و دمانس ارتباط داشتهاند، اگرچه قدرت شواهد برای همه این عوامل یکسان نیست. درباره خواب نیز باید محتاط بود، زیرا برخی اختلالات خواب ممکن است علاوه بر عامل خطر، از نشانههای مراحل اولیه بیماری باشند.
البته مدیر مرکز تحقیقات سالمندی کشور با بیان اینکه دمانس الزاماً پیامد اجتنابناپذیر سالمندی نیست، با استناد به گزارش سال ۲۰۲۴ نشریه Lancet ۱۴ معتقد است که طبق این گزارش، در سطح جمعیت، حدود ۴۵ درصد موارد دمانس با این عوامل مرتبطاند و از نظر نظری میتوانند پیشگیری شوند یا به تأخیر بیفتند؛ گرچه این عدد به این معنا نیست که با اصلاح سبک زندگی میتوان از ۴۵ درصد موارد در هر فرد بهطور قطعی جلوگیری کرد؛ بلکه نشان میدهد کنترل عوامل خطر از میانسالی و حتی قبل از آن، یکی از مهمترین راهبردهای کاهش بار دمانس در جامعه است.
دلبری یادآور شد: مطالعه ملی سلامت سالمندان ایران نشان داد از میان سالمندانی که بر اساس ارزیابی مطالعه دچار دمانس بودند، تنها ۲۱.۲ درصد قبلاً ابتلا به این بیماری برایشان تشخیص داده شده بود؛ یعنی بخش بزرگی از موارد اساساً شناسایی نشده بودند. البته این مطالعه مربوط به سالهای گذشته است. از همین رو، مهمترین موانع تشخیص زودهنگام شامل نسبتدادن اختلال حافظه به روند طبیعی سالمندی، انگ و ترس از تشخیص دمانس، مراجعه دیرهنگام بیمار و خانواده، کمبود آگاهی، محدودیت زمان و آموزش در مراقبتهای اولیه و نبود مسیر منسجم برای ارزیابی تخصصی و پیگیری است. مطالعات مروری نیز نشان میدهند که این موانع در سطح بیمار و خانواده، پزشک و نظام سلامت همزمان عمل میکنند. بنابراین یکی از اولویتها باید افزایش سواد عمومی درباره علائم اولیه و فراهمکردن دسترسی سادهتر به ارزیابی شناختی و تشخیص بهموقع باشد.
وی در ادامه این گفتوگو به نحوه درمان آلزایمر پرداخت و تصریح کرد: درمان آلزایمر در سالهای اخیر وارد مرحله امیدوارکنندهتری شده، اما هنوز درمان قطعی یا درمانی که بیماری را متوقف یا برگرداند نداریم. داروهای قدیمیتر عمدتاً برای کنترل علائم شناختی و رفتاری استفاده میشوند، اما نسل جدید داروهای تعدیلکننده بیماری، بهویژه آنتیبادیهای ضدآمیلوئید مانند لکانمب و دونانمب، در کارآزماییهای بالینی توانستهاند در افراد مبتلا به آلزایمر در مراحل اولیه، سرعت پیشرفت بیماری را بهطور متوسط حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد طی حدود ۱۸ ماه کاهش دهند که این پیشرفت مهمی است، اما به معنی بازگشت حافظه از دسترفته یا درمان کامل بیماری نیست.
مدیر مرکز تحقیقات سالمندی کشور ادامه داد: این درمانها نیز برای همه بیماران مناسب نیستند و به تأیید وجود پاتولوژی آمیلوئید، انتخاب دقیق بیمار و پایش با MRI نیاز دارند؛ زیرا میتوانند عوارضی مانند تورم یا خونریزیهای کوچک مغزی ایجاد کنند. شواهد همچنین نشان میدهد شروع درمان در مراحل اولیه بیماری اهمیت بیشتری دارد. بنابراین امروز میتوان نسبت به کند کردن سیر آلزایمر امیدوارتر از گذشته بود، اما همچنان تشخیص زودهنگام، کنترل عوامل خطر و مراقبت جامع بخش اساسی مدیریت بیماری است.
دلبری در ادامه درباره نحوه برخورد خانوادهها با فرد مبتلا به آلزایمر نیز به ارائه توضیحاتی پرداخت و افزود: خانواده باید بداند بسیاری از رفتارهای بیمار عمدی، لجبازی یا بیتوجهی نیست، بلکه پیامد بیماری است. بحثکردن برای اثبات اشتباه بیمار، امتحانکردن مکرر حافظه، سرزنشکردن، اصلاح دائمی گفتهها و بالا بردن صدا معمولاً اضطراب و رفتارهای چالشبرانگیز را بیشتر میکند. بهتر است ارتباط آرام و ساده باشد، هر بار یک موضوع مطرح شود، به بیمار برای پاسخدادن زمان داده شود و تا حد امکان استقلال، انتخاب و کرامت او حفظ شود. آموزش مهارتهای ارتباطی به مراقبان نیز میتواند کیفیت ارتباط و برخی پیامدهای بیمار و مراقب را بهبود دهد.
وی با اشاره به اینکه نیاز خانواده نیز با پیشرفت بیماری تغییر میکند، در توضیح بیشتر این موضوع افزود: در مراحل اولیه، آموزش درباره بیماری، برنامهریزی آینده و حفظ استقلال اهمیت دارد؛ در مراحل متوسط، مدیریت اختلالات رفتاری، ایمنی، داروها و فعالیتهای روزمره و در مراحل پیشرفته، مراقبت جسمی، تغذیه، پیشگیری از عوارض و تصمیمگیری درباره اهداف مراقبت اهمیت بیشتری پیدا میکند. نکته بسیار مهم این است که مراقب هم نیازمند مراقبت است؛ شواهد نشان میدهد آموزش، حمایت روانی و مداخلات چندجزئی میتوانند بار مراقبت، اضطراب و افسردگی خانواده را کاهش دهند.
مدیر مرکز تحقیقات سالمندی کشور در پاسخ به این سوال که آیا زیرساخت و نیروی انسانی متناسب با افزایش سالمندان توسعه یافته است؟، گفت: شواهد موجود نشان میدهد توسعه خدمات سالمندی در ایران هنوز با سرعت سالمندشدن جمعیت متناسب نیست. مطالعات درباره نظام ارائه خدمات سالمندی ایران، کمبود و توزیع نامناسب نیروی متخصص، ناکافیبودن زیرساختها و مراکز تخصصی سالمندی و توانبخشی، پوشش محدود بیمه و نبود الگوی عملیاتی مناسب در مراقبتهای اولیه را از چالشهای اصلی گزارش میکنند. به نحوی که تعداد متخصصان طب سالمندی کشور تنها حدود ۲۳ نفر ذکر میشود.
دلبری خاطرنشان کرد: در حوزه مراقبت طولانیمدت نیز مطالعات نشان میدهد ایران هنوز نیازمند ایجاد یک نظام منسجم مراقبت طولانیمدت متناسب با تغییرات جمعیتی و کاهش ظرفیت سنتی خانواده برای مراقبت است.
وی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه برای مواجهه با موج سالمندی و افزایش بیماریهای شناختی، چه زیرساختهایی باید در کشور ایجاد شود؟، گفت: اولویت، ایجاد یک زنجیره پیوسته پیشگیری، تشخیص، درمان و مراقبت است. شبکه بهداشت باید برای شناسایی عوامل خطر و علائم اولیه اختلال شناختی توانمند شود و در کنار آن، کلینیکهای حافظه و مراکز تخصصی تشخیص، خدمات توانبخشی شناختی، مراقبت در منزل، مراکز روزانه و نظام مراقبت طولانیمدت توسعه پیدا کنند. مطالعات مربوط به نظام سالمندی ایران نیز بر ضرورت تقویت مراقبتهای اولیه، نیروی انسانی و خدمات یکپارچه تأکید دارند. اما زیرساخت فقط ساختمان نیست؛ تربیت متخصص طب سالمندی و سایر نیروهای آموزشدیده در دمانس، پوشش بیمهای خدمات، حمایت و آموزش مراقبان خانوادگی و ایجاد نظام ثبت و پایش دمانس نیز ضروری است. اگر این ظرفیتها امروز ایجاد نشوند، با افزایش سریع تعداد سالمندان، هزینه انسانی و اقتصادی جبران این عقبماندگی در آینده بسیار بیشتر خواهد بود
انتهای پیام
