پنجشنبه ۹ مهر ۱۴۰۵ | ۰۰:۱۰
نشانه‌های انزوای عاطفی و تنهایی سالمندان

نشانه‌های انزوای عاطفی و تنهایی سالمندان

دوران سالمندی با وجود پختگی و آرامش، گاه با فقدان‌ها، کاهش نقش‌های اجتماعی و کم‌رنگ شدن پیوندها همراه است، وضعیتی که بستر را برای ورود به انزوای عاطفی مهیا می‌کند. از این‌رو، شناخت ماهیت احساس تنهایی و تمایز آن با تنها زیستن، گامی اساسی در جهت مراقبت هوشمندانه از سلامت روان این نسل به شمار می‌رود.

علیرضا شریفی یزدی روانشناس و مشاور در گفت‌وگو با ایسنا، به بیان تفاوت میان تنها زندگی کردن و احساس تنهایی در سالمندان پرداخت و عوامل دخیل در بروز این تجربه عاطفی را بررسی کرد. او بر این باور است که تنها بودن یک وضعیت فیزیکی است، اما احساس تنهایی یک تجربه عاطفی و درونی محسوب می‌شود. بسیاری از سالمندان ممکن است در خانه‌ای تنها زندگی کنند، اما با دوستان، همسایگان و فعالیت‌های روزمره پیوند عمیقی داشته باشند و اصلا احساس تنهایی نکنند؛ در مقابل، سالمندی ممکن است در خانه‌ای شلوغ کنار فرزندانش باشد، اما حس کند دیده و شنیده نمی‌شود و احساس غربت کند.

وی افزود: عواملی همچون از دست دادن همسر و هم‌نسلان، بازنشستگی و افت نقش‌های اجتماعی، کاهش توان جسمی، کم‌شنوایی یا بیماری‌های حرکتی و کاهش کیفیت ارتباط با فرزندان، مهم‌ترین دلایلی هستند که این حس تلخ را در سالمند زنده می‌کنند.


نشانه‌های رفتاری و روانی انزوای سالمندان


شریفی یزدی با بیان این که از کجا می‌توان فهمید یک سالمند دچار احساس تنهایی یا انزوای اجتماعی شده است؟ اظهار کرد: سالمندان همیشه با گلایه و شکایت زبانی ظاهر نمی‌شوند، بلکه اغلب این وضعیت در رفتار و خلق‌وخوی آن‌ها نمود پیدا می‌کند. تغییرات در خواب و اشتها نظیر بی‌خوابی مفرط، خوابیدن طولانی برای فرار از روز یا بی‌میلی به غذا از نشانه‌های بارز این وضعیت است.

این روانشناس ادامه داد: همچنین افت چشمگیر در رسیدگی فردی و اهمیت ندادن به ظاهر، بهداشت یا تمیزی خانه می‌تواند نشان‌دهنده انزوای سالمند باشد. از سوی دیگر، انصراف از علاقه‌مندی‌ها و بی‌تفاوتی نسبت به کارهایی که قبلا لذت‌بخش بوده‌اند مثل تماشای تلویزیون، رفتن به پارک یا تماس با بستگان نیز باید مورد توجه قرار گیرد. علاوه بر این، نشانه‌های گفتاری یا بدنی همچون تکرار جملاتی نظیر «دیگر به درد کسی نمی‌خورم» یا بروز دردهای جسمانی مبهم و پی‌درپی که ریشه پزشکی مشخصی ندارند، گویای آن است که سالمند درگیر تنهایی شده است.


تنهایی؛ سمی برای سلامت روان و جسم


وی با اشاره به تاثیر تنهایی بر سلامت روان و جسم سالمندان، بیان کرد که علم پزشکی و روانشناسی امروز نشان می‌دهد تنهایی مزمن مانند یک سم تدریجی برای بدن عمل می‌کند. این وضعیت از بعد روانی زمینه را برای افسردگی، اضطراب و زوال عقل (آلزایمر) به‌شدت مهیا می‌سازد. همچنین از بعد جسمی، سطح هورمون‌ها استرس را بالا می‌برد و باعث افزایش فشار خون، تضعیف سیستم ایمنی و اختلال در عملکرد قلب و عروق می‌شود، به‌طوری که پژوهش‌ها اثر مخرب تنهایی بر طول عمر را معادل مصرف روزانه چندین نخ سیگار می‌دانند.

شریفی یزدی با بیان اینکه از دست دادن همسر یا جدا شدن فرزندان از خانه کنار ضربه‌های عاطفی سنگینی هستند و به زمان و بازتعریف معنای زندگی نیاز دارند گفت: سالمند باید فرصت پذیرش سوگ داشته باشد و نباید از او خواست زود به حالت عادی برگردد، غمگین بودن حق اوست. همچنین شروع فعالیت‌های کوچک روزانه و بازگشت به خاطرات خوش و تبدیل آن‌ها به سرمایه معنوی، نه حسرت می‌تواند به پرهیز از خاموشی و انفعال کمک کند. حفظ ارتباط با بستگان، عضویت در گروه‌های همسالان یا مشارکت در امور عام‌المنفعه و مذهبی به زندگی پس از رفتن فرزندان یا همسر «جهت و معنای تازه» می‌بخشد.


مراقبت هوشمندانه از سالمندان


این روانشناس درباره اینکه خانواده‌ها چگونه می‌توانند بدون سلب استقلال به سالمند کمک کنند؟ تصریح کرد که «مراقبت هوشمندانه» به معنای حمایت بدون تحمیل ضعف است. خانواده‌ها نباید به جای سالمند تصمیم بگیرند، بلکه باید به تصمیم‌ها، سلیقه و سبک زندگی او احترام بگذارند و احساس کنترل داشتن بر امور را برایش حفظ کنند. همچنین با مشورت گرفتن در تصمیمات خانوادگی و جویا شدن نظرش، او درک می‌کند که همچنان عضو اثرگذار خانواده است.

شریفی یزدی ادامه داد: برقراری تماس‌های منظم و باکیفیت اهمیت زیادی دارد، ارتباط مداوم و باحوصله، حتی اگر به صورت تماس‌های تلفنی کوتاه روزانه باشد، بسیار موثرتر از یک بار دید و بازدید طولانی اما همراه با بی‌حوصلگی است. در نهایت برای حفظ استقلال، باید به جای انجام کارها برای سالمند، بستر آن را فراهم کرد، یعنی وسایلی در اختیار او قرار داد تا خودش بتواند کارهایش را انجام دهد، نه اینکه همه کارها را از دستش گرفت.


سپر دفاعی در برابر افسردگی


وی در این باره که نقش ارتباط با دوستان، همسالان و حضور در فعالیت‌های اجتماعی در کاهش تنهایی سالمندان چیست؟ گفت: همسالان زبان مشترک، خاطرات و دغدغه‌های مشترک دارند. وقتی سالمند در پارک، کانون بازنشستگی، مساجد یا گروه‌های ورزشی با هم‌سن‌وسالان خود وقت می‌گذراند، متوجه می‌شود که در چالش‌های پیری تنها نیست و فرصت همدلی، شوخی و مرور خاطرات را پیدا می‌کند، در نتیجه احساس تعلق اجتماعی و پویایی در او احیا می‌شود که بالاترین سپر دفاعی در برابر افسردگی دوران سالمندی است.

شریفی یزدی با بیان اینکه فناوری و فضای مجازی جایگاهی در کاهش تنهایی سالمندان دارد، بر استفاده هدفمند از آن تاکید کرد و گفت: این ابزار نباید جایگزین کامل روابط چهره‌به‌چهره شود. امروزه تماس‌های تصویری می‌تواند فاصله میان سالمند و فرزندانی که مهاجرت کرده‌اند را پر کند و اینترنت دسترسی به اطلاعات، موسیقی، کتاب‌های صوتی و گروه‌های فامیلی را برای آنان فراهم می‌آورد. نکته کلیدی این است که آموزش به سالمند باید صبورانه باشد تا کار با گوشی یا تبلت باعث اضطراب نشود و به پلی برای حفظ ارتباط تبدیل شود، نه ابزاری برای اعتیاد دیجیتال و انزوای بیشتر.


این روانشناس اظهار کرد: هنگامی که تنهایی از یک حس مقطعی عبور کند و به اختلال در عملکرد زندگی تبدیل شود، زنگ خطر به صدا درمی‌آید. ادامه یافتن علائم افسردگی شدید، ناامیدی مطلق و بی‌انگیزگی کامل برای بیش از چند هفته، بروز رفتارهای وسواسی، پرخاشگری، توهم یا سوءظن نسبت به اطرافیان، صحبت از پوچی و احساس بار بودن بر دوش دیگران یا ابراز تمایل به پایان دادن به زندگی، از نشانه‌های هشداردهنده است که بهتر است به روانشناس و پزشک مراجعه کرد. افت ناگهانی تمرکز و حافظه و رسیدگی به امور درمانی و دارویی روزانه نیز نیازمند توجه است.

انتهای پیام

# اجتماعی

آخرین اخبار اجتماعی