مولانا پس از گذشت قرنها همچنان یکی از شناختهشدهترین چهرههای ادبیات فارسی در ایران و جهان است؛ شاعری که مفاهیم عمیق عرفانی و انسانی آثارش همچنان با بسیاری از پرسشها و دغدغههای انسان امروز ارتباط دارد. با این حال، پیچیدگی مفاهیم عرفانی، فاصله زبانی و تغییر شیوه ارتباط نسل جدید با متون، پرسشهایی را درباره چگونگی معرفی مولانا به نسل امروز و ایجاد ارتباط عمیقتر جوانان با آثار او مطرح میکند.
در همین راستا، در گفتوگویی با زیبا اسماعیلی، استاد ادبیات فارسی، درباره راههای معرفی مولانا به نسل جدید، نقش آموزش و فضای مجازی در این مسیر، آسیبهای ناشی از نقلقولهای نادرست و تصویرهای تحریفشده از این شاعر و همچنین ظرفیت اندیشه مولانا برای پاسخ به دغدغههای انسان امروز به گفتوگو نشستیم.
زیبا اسماعیلی، در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به فاصله زمانی چند صد ساله میان دوران زندگی مولانا و انسان امروز، اظهار کرد: مولانا حدود ۷۰۰ سال پیش زندگی کرده است، اما اندیشههایی که مطرح کرده، با وجود فاصله زمانی قابل توجه، همچنان از مفاهیم محوری مورد توجه انسان امروز محسوب میشود.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید رجایی افزود: دلیل این مسئله آن است که مولانا به مفاهیم هستیشناسانهای میپردازد که دغدغه انسان امروز نیز هستند؛ مفاهیمی مانند بیمعنایی ارتباطهای انسانی، روزمرگی و تکراری بودن زندگی، احساس ازخودبیگانگی و افسردگی، از جمله چالشهایی هستند که برای انسان معاصر اهمیت دارند.
وی ادامه داد: وقتی به آثار و اشعار مولانا مراجعه میکنیم، میبینیم که برای هر یک از این مفاهیم، آموزههایی وجود دارد و مولانا این مسائل را به شکل عمیقی مطرح کرده است.
این استاد ادبیات با اشاره به مسئله روابط انسانی، گفت: یکی از چالشهای انسان و جوان امروز، بیمعنایی روابط انسانی است؛ بهگونهای که این روابط گاهی درگیر ظواهر شده و انسانها در برخی موارد میخواهند یکدیگر را مصرف کنند و نگاه عمیق انسانی در این روابط دیده نمیشود.
وی بیان کرد: در اندیشه مولانا، پایه و اساس هستی در عشق دیده میشود و از نگاه او، انسان و هستی بر پایه عشق آفریده شدهاند. عشق در اندیشه مولانا جایگاه ویژهای دارد و روابط انسانی نیز با عشق معنا میشود. مولانا در اشعار خود میگوید: عمر که بیعشق رفت، هیچ حسابش مگیر؛ آب حیاتست عشق، در دل و جانش پذیر.

اسماعیلی با اشاره به اشعار مولانا درباره عشق، افزود: مولانا زندگی بدون عشق را بیفایده و بیمعنا میداند و معتقد است اگر عشق نبود، هستی معنایی نداشت. او حتی عشق را برتر از دو دنیا میداند و وجود انسان و هستی انسان را حاصل عشق معرفی میکند.
وی ادامه داد: اگر بتوانیم مفهوم عشق را برای جوان امروز معنا کنیم و ارتباطهای انسانی را بر پایه یک عشق متعالی، عشق به انسان، همنوع و جهان هستی تعریف کنیم، میتوان بخشی از چالشهای موجود در روابط انسانی را برطرف کرد.
مولانا انسان را به شناخت خویش دعوت میکند
این استاد ادبیات با اشاره به بحران هویت و ازخودبیگانگی در انسان معاصر، اظهار کرد: انسان امروز با پرسشهایی مانند اینکه چرا به این زندگی آمده و هدف از آمدنش چیست مواجه است و در آموزههای مولانا نیز به این مسائل پرداخته شده است.
وی گفت: مولانا با طرح پرسشهایی درباره مبدأ و مقصد انسان مانند «از کجا آمدهام، آمدنم بهر چه بود؟ به کجا میروم آخر، ننمایی وطنم»، به موقعیت انسان در جهان هستی و وظیفه و مسئولیتی که باید بر عهده داشته باشد میپردازد و انسان را به شناخت خویشتن و مبدأ دعوت میکند.

اسماعیلی ادامه داد: اگر انسان امروز بتواند به شناخت خود بازگردد، بخش قابل توجهی از چالشهای مربوط به بحران هویت او برطرف خواهد شد.
وی با اشاره به مسئله مواجهه انسان با نفس افزود: در اندیشه مولانا و بهطور کلی در متون عرفانی، انسان برای رسیدن به تعالی باید با نفس خود و تاریکیهای وجودش مواجه شود و این مسئله با شناخت ابعاد درونی و روحانی انسان ارتباط دارد.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید رجایی با اشاره به گسترش فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، اظهار کرد: یکی دیگر از چالشهای انسان امروز، نیاز افراطی به معرفی و نمایش خود و دریافت تأیید از دیگران است که میتواند خودمحوری و خودپرستی را افزایش دهد.
وی افزود: این مسئله در تعالیم مولانا نیز به عنوان مانعی برای رشد مطرح شده است. مولانا درباره نمایش بیرونی و آشکار کردن بیش از اندازه خود هشدار میدهد و بر آسیبهایی مانند حسادت، رشک و توجه افراطی دیگران تأکید دارد و میگوید « دانه باشی مرغکانت برچنند، غنچه باشی کودکانت برکنند؛ دانه پنهان کن بهکلی دام شو، غنچه پنهان کن گیاه بام شو؛ هر که داد او حسن خود را در مزاد، صد قضای بد سوی او رو نهاد؛ چشمها و خشمها و رشکها، بر سرش ریزد چو آب از مشکها؛ دشمنان او را ز غیرت میدرند، دوستان هم روزگارش میبرند».

اسماعیلی ادامه داد: جوان امروز از یک سو با نمایش افراطی در فضای مجازی و تصویری غیرواقعی از زندگی مواجه است و از سوی دیگر تمایل دارد دیده شود و از دیگران تأیید بگیرد، اما اگر بخواهد عمیقتر به این مفاهیم فکر کند، متوجه میشود که این نمایش افراطی لزوماً به نفع او نیست.
وی با اشاره به یکی از چالشهای عمیق انسان امروز، اظهار کرد: یکی از عمیقترین چالشهای انسان امروز این است که افسرده است و این موضوع در تحقیقات نیز ثابت شده است. مولانا دلیل وجود افسردگی را اینگونه توضیح میدهد که روزهای آسمانی به روی انسان بسته شده است.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید رجایی ادامه داد: اگر انسان روزی آسمانی داشته باشد؛ یعنی راه اتصالش به مفاهیم عمیقی مانند تسلیم، رضا و توکل باز باشد، در این صورت پذیرش بالاتری دارد، آرامش بیشتری خواهد داشت، امیدوارتر و بانشاطتر خواهد بود و از نظر روحی وضعیت بهتری پیدا میکند.
زبان ادبیات کلاسیک نیازمند آموزش است
این استاد ادبیات در پاسخ به این پرسش که آیا زبان ادبیات کلاسیک، بهویژه اشعار مولانا، مانعی برای ارتباط نسل جدید با این آثار است، گفت: زبان در طول قرنها دچار تغییر میشود و این مسئله ویژگی همه زبانهاست؛ بنابراین ارتباط برقرار کردن با زبان آثار چند قرن گذشته ممکن است نیازمند آموزش باشد.
اسماعیلی با اشاره به عمیق بودن مفاهیم عرفانی در اشعار مولانا، گفت: یکی دیگر از مسائل شعر مولانا این است که مفاهیم عرفانی و عمیق دارد و اساساً مفاهیم عمیق عرفانی پیچیدگیهایی دارند و انتقال آنها، بهخصوص به نسل جوان، آسان نیست. این مسائل میتواند برقراری ارتباط با آثار مولانا را کمی دشوار کند، اما به نظر میرسد در دو حوزه باید بهتر عمل کنیم؛ یکی تقویت دانش زبانی و دیگری تقویت راههای ارتباطی که هر کدام بدون دیگری ناقص خواهد بود.
وی ادامه داد: تقویت دانش زبانی یعنی اینکه دانشآموزان در مدارس به گونهای آموزش ببینند که بتوانند متون را بخوانند و بفهمند. این موضوع در چشمانداز سند تحول و جزو اهداف برنامه درسی است و تأکید شده که دانشآموزی که به سن دبیرستان میرسد باید بتواند با متون اصلی ارتباط برقرار کند، آنها را بخواند و بفهمد.
وی افزود: اگر در سالهای اخیر شاهد این هستیم که دانشآموزان ما این توانایی را برای خواندن این متون ندارند، حتماً باید آسیبشناسی انجام شود و ببینیم چه مسائلی مانع از آن شده که دانش زبانی دانشآموزان ما برای خواندن این متون کافی نباشد؛ چراکه در سالهای گذشته و دورههای قبلتر، برای مثال حدود ۳۰ سال پیش، شاهد بودیم که دانشآموزان این قدرت زبانی را داشتند و به نظر میرسد این توانایی در سالهای اخیر کمتر شده است.

این استاد ادبیات با تأکید بر ضرورت استفاده از روشهای خلاقانه در آموزش، بیان کرد: آموزش داستانهای مثنوی از طریق داستانگویی، تئاتر مدرسهای و نمایشنامهخوانیهایی که در مدارس با محوریت داستانهای مثنوی یا آثار بزرگان اجرا میشود، باید بیشتر شود تا پل ارتباطی میان دانشآموز و اثر به وجود بیاید.
وی ادامه داد: برای تقویت راههای ارتباطی نیز میتوانیم از شبکههای اجتماعی برای معرفی بیشتر شاعران و شعرهایشان، از موسیقی و اجرای زنده اشعار مولانا و همچنین جلسات فرهنگی که صرفاً برای قصهها و حکایتهای مولانا و بررسی و معرفی حکایتهای بهکاررفته در آثار او باشد، استفاده کنیم.
اسماعیلی با اشاره به پیشنهاد دیگری برای معرفی مفاخر کشور، گفت: خیلی خوب میشود اگر بتوانیم در کشور یا حداقل در سطح دانشگاهها، مفاخرمان را به شکل بیلبورد معرفی کنیم. حداقل نسل امروز ما تصویر شاعر برجسته جهانی را که به زبان فارسی شعر نوشته ببیند، تصویر کتابش را ببیند و معرفی مختصری از آن شاعر در دسترس و در معرض دیدش باشد. مفاخرمان را که در این زمینهها هستند، باید بیش از پیش معرفی کنیم.
این استاد ادبیات با بیان اینکه مجموعه این اقدامات به برقراری ارتباط نسل جوان با آثار کلاسیک کمک میکند، اظهار کرد: اینها همه کمک میکنند که راههای ارتباطی دانشآموزان، دانشجویان و نسل جوان ما با آثار کلاسیک برقرار شود. در کنار این، در مدارس و دانشگاهها با اهتمام بیشتر و استفاده از روشهای نوین میتوانیم دانش زبانی دانشآموزانمان را تقویت و آنها را به خواندن آثار کلاسیک علاقهمند کنیم.
فضای مجازی؛ موقعیتی فوقالعاده برای معرفی شاعران و نویسندگان بزرگ
وی در ادامه درباره نقش فضای مجازی در معرفی مولانا به نسل جدید، گفت: فضای مجازی یک موقعیت فوقالعاده برای معرفی شاعران و نویسندگان بزرگ ما ایجاد کرده است. امروز موقعیتی قابل توجه به وجود آمده که در دسترس همگان است و همه افراد، از یک نوجوان ۱۵ ساله تا انسانی که ۷۰ سال سن دارد، به فضای مجازی دسترسی دارند و به راحتی میتوانند با یک جستوجوی ساده، معرفی شاعران، نویسندگان و مفاخر را مشاهده کنند.
اسماعیلی افزود: مولانا نیز در این دسته قرار میگیرد و معرفی قابل توجهی در شبکههای اجتماعی درباره او اتفاق میافتد. به نظر میرسد با توجه به اینکه اشعار مولانا سبقه عرفانی دارد، این انتشار و معرفی بسیار بیش از برخی دیگر از شاعران و نویسندگان است و سهم بزرگی را به خود اختصاص داده است. معمولاً جوانان از طریق پستهای اینستاگرامی، ویدئوهای کوتاه و حتی پادکستهایی که به وجود میآید، خیلی راحتتر جذب میشوند و به مولانا علاقهمند میشوند.
این استاد ادبیات با اشاره به چالشهای معرفی مولانا در فضای مجازی، بیان کرد: اگرچه به این شکل درهای ورود جوان به آشنایی با مفاخر باز میشود، اما این موضوع بدون چالش هم نیست. یکی از این چالشها این است که نقلقولهایی که از مولانا در شبکههای اجتماعی گسترش پیدا میکند، خیلی وقتها جعلی، تحریفشده یا تغییر یافته است و از اصل کلام مولانا فاصله گرفته است.
وی ادامه داد: گاهی شعر شاعران دیگر نیز به نام مولانا منتشر میشود، در حالی که اصلاً متعلق به مولانا نیست و از شاعر دیگری است که حتی ممکن است در دوره معاصر زندگی کرده باشد. این موارد بخشی از آسیبهایی است که به معرفی تخصصی شاعر آسیب میزند. همچنین گاهی اشعار مولانا در شبکههای مجازی تا حد یک جمله انگیزشی تنزل پیدا میکند که این نیز به معرفی آن شاعر آسیب میزند.
اسماعیلی با اشاره به تصویری که در برخی موارد از مولانا در فضای عمومی ارائه میشود، گفت: بعضی وقتها تصویری که از شاعر، بهخصوص مولانا، ارائه میشود، تصویر غیرواقعی است. یکی از کتابهایی که باعث شد بخش زیادی از جوانان در سالهای گذشته با مولانا آشنا شوند، «ملت عشق» بود، اما همین کتاب تصویر کاملاً غیرواقعی از مولانا ارائه میکرد و این باعث میشود آنچه در ذهن جوان یا نوجوان ایجاد میشود و از رهگذر فضای مجازی شکل میگیرد، تصویری ناقص، تحریفشده و غیرواقعی باشد.
شبکههای مجازی نباید جایگزین متن شوند
وی تأکید کرد: نباید شبکههای مجازی جایگزین متن شوند. شبکههای مجازی برای ایجاد جذابیت، دعوت و وارد کردن جوان به فضای معرفی شاعران بسیار خوب هستند، اما نباید جایگزین مطالعه متن اصلی شوند. هر دو باید در کنار هم و موازی و در راستای هم حرکت کنند تا هم تصویرهایی که از مفاخرمان ارائه میکنیم صحیح باشد و هم در عین حال جذابیت بصری و صوتی برای معرفی شاعرانمان داشته باشیم.
این استاد ادبیات در ادامه درباره چگونگی ایجاد زمینه برای شناخت عمیقتر نسل جوان از اندیشه و آثار مولانا، گفت: یکی از چالشهای دوره معاصر این است که فضای مجازی اگرچه به بهترین شکل در حال معرفی شاعران و نویسندگان است، اما بالا و پایین کردن صفحات و گذر کوتاه و لحظهای از هر موضوع باعث میشود تمرکز و دقت از فرد گرفته شود. اگر فضای مجازی به طور کلی جایگزین مطالعه شود، فردی که از رهگذر فضای مجازی مطالعه میکند، نخواهد توانست مطالعه عمیقی روی متن داشته باشد و متنخوانی برای او طاقتفرسا خواهد شد.

وی افزود: این موضوع به ساختار فضای مجازی مربوط است؛ چراکه فرد باید لحظهای از هر چیزی عبور کند و ساختار ذهنی او نمیپذیرد که بتواند تمرکز کند و عمیق شود و این با مطالعه متن در تضاد است. بنابراین باید میان این دو آشتی برقرار کنیم و هم از ظرفیت فضای مجازی استفاده کنیم و هم مطالعه عمیق را حفظ و معرفی کنیم.
اسماعیلی با تأکید بر ضرورت استفاده از روشهای جدید برای معرفی مولانا، اظهار کرد: میتوانیم مولانا را با روشهایی معرفی کنیم که جدید هستند؛ به عنوان مثال از رویکردهای تفکرمحور استفاده کنیم که تفکر انتقادی را در دانشآموزان، دانشجویان و جوانان ایجاد میکنند. همچنین رویکردهای پرسشمحور که پرسشهای مربوط به بخشها و چالشهای اصلی جوانان در مواجهه با مفاهیم را مطرح میکنند، میتوانند مورد استفاده قرار گیرند.
خواندن اشعار مولانا را محدود به کلاسهای درس و خواندنهای اجباری نکنیم
وی ادامه داد: اگر بتوانیم این پیوند را برقرار کنیم، خواندن حکایتها و داستانها میتواند برای جوانان خوشایند باشد و از آن لذت ببرند. مسئله دیگری که باید پیش ببریم این است که خواندن اشعار مولانا را محدود به کلاسهای درس و خواندنهای اجباری نکنیم و آن را به سمت خواندنهای گروهی و نشستهای صمیمی مولاناخوانی ببریم.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید رجایی بیان کرد: اگر بتوانیم دانشآموزان، جوانان و دانشجویان را به سمت مولاناخوانی یا مثنویخوانیهای گروهی ببریم، قطعاً جذابیت اشعار و حکایتهای مولانا آنها را جذب خواهد کرد؛ چراکه مولانا به چالشها و دغدغههای آنها و گرههایی که در ذهنشان دارند پاسخ میدهد.
این استاد ادبیات گفت: بعضی وقتها حتی فقط شعر بخوانیم، بدون اینکه آن شعر را توضیح یا تفسیر کنیم. شعری را که دانشآموز یا دانشجو میتواند بفهمد، برای او بخوانیم. این باعث میشود ذهن او فعالیت داشته باشد و این فعالیت کمک میکند که او وارد مطالعه عمیق شود و راه برای او باز شود تا به دنبال آن مفهوم برود، جستوجو کند، متن پیدا کند، مطالعه کند و شعر پیدا کند و بخواند.
وی اضافه کرد: اگر فرد لذت خواندن را کشف کند، دیگر تا پایان عمر نمیتوان او را از متن و شعر جدا کرد و او این مسیر را به این شکل ادامه خواهد داد.
این استاد ادبیات در پاسخ به این پرسش که برای معرفی مولانا به نسل امروز، بهتر است از کدام بخش آثار او آغاز کنیم، گفت: دو مفهوم ویژه در این زمینه وجود دارد؛ یکی شناخت خود یا نگاه دوباره به خود و دیگری نگاه دوباره به معنای زندگی. هر دو مفهوم در شعر مولانا به شکل ویژه آمده است.
وی ادامه داد: مولانا انسان را دعوت میکند که خودش را بهتر بشناسد و ارزش وجودی خودش را بهتر بداند. مولانا در اشعارش بارها میگوید تو متعلق به دنیایی هستی که یک دنیای ملکوتی است و برای این عالم خاک نیستی. وقتی نینامه را مینویسد، میگوید که تو از یک عالم ملکوتی منتقل شدی و روح تو از یک عالم ملکوتی منتقل شده است؛ بنابراین باید ارزش وجودی خودت را بیشتر بشناسی.
اسماعیلی افزود: اگر انسانی ارزش وجودی خودش را بشناسد، آیا راضی میشود به انسان دیگری آسیب بزند؟ اگر انسانی ارزش وجودی خودش را بشناسد، آیا راضی میشود حقوق انسان دیگری را پایمال کند؟ آیا راضی میشود اشک چشم کسی را جاری کند؟ آیا راضی میشود به هستی بیاحترامی کند، قوانین هستی را زیر پا بگذارد و به آفرینش صدمه بزند؟.
این استاد ادبیات اظهار کرد: دعوت به شناخت ارزشمندی انسان، یکی از مسائل مهم است. یکی از مشکلات انسان امروز هم همین است که انسان امروز در یک بیارزشی گرفتار میشود و ارزش انسان به عملکرد او وابسته شده است. این مسئله باعث شده انسان امروز و جوان امروز مدام بخواهد داشتههایش را زیاد کند؛ در حالی که ارزش وجودی انسان با داشتههای او نیست و ارزش وجودی، درونی است.
ارزش وجودی انسان برابر با عملکرد او نیست
وی ادامه داد: اگر انسان ارزش وجودی خودش را بشناسد، قطعاً مفهوم زندگی او تغییر میکند. او دیگر به دنبال این نمیرود که مدام داشتههایش را زیاد کند؛ امروز خانهای با یک کیفیت دارد و فردا بخواهد این خانه را بهتر کند یا امروز ماشینی با یک کیفیت دارد و فردا کیفیت ماشین را بالا ببرد و مدام خودش را به تنگنا و سختی بیندازد؛ چراکه در نگاه او ارزش برابر با عملکرد شده است، در حالی که ارزش وجودی انسان برابر با عملکرد او نیست و این دو با هم فرق دارند.
اسماعیلی بیان کرد: مولانا میگوید ارزش اصیل وجودی خودت را بشناس. ارزش اصیل وجود تو در این است که هستی و روح ملکوتی و روح عزیزت را بشناسی و در مسیر تعالی و کمال قدم برداری و به رشد دست پیدا کنی. این مفهوم است که به تو ارزش خواهد داد.
وی با اشاره به مفهوم بازنگری در معنای زندگی در آثار مولانا، گفت: بارها مولانا به مفاهیمی در زندگی اشاره میکند که این مفاهیم قوانین هستی هستند. به عنوان مثال میگوید: «به هر چیزی که آسیبی کنی آن چیست جان گیرد؛ چنان گردد که از عشقش بخیزد صد پریشانی».

این استاد ادبیات افزود: مولانا در این بیت به قانون هستی اشاره میکند که شما هر عملکردی داشته باشید، این عملکرد به شما برمیگردد و اگر در جایی به هستی بیاحترامی کردید یا به کسی آسیبی زدید، آن آسیب به شما برخواهد گشت. شما نمیتوانید مسئولیت آسیبی را که زدهاید بر عهده نگیرید.
وی ادامه داد: اینها بازنگری در مفهوم زندگی میشوند. امروزه یکی از چالشهای انسان امروز همین است که برخی از این آسیبها را برای خودش زرنگی و زیرکی تفسیر میکند.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید رجایی توضیح داد: ممکن است فردی کاری انجام دهد؛ برای مثال ماشینی پارک کرده و برخوردی اتفاق بیفتد، اما نایستد تا به رانندهای که آنجا حضور ندارد اطلاع دهد که با ماشین او برخورد کرده و خسارت ایجاد کرده است و محل را ترک کند، بدون اینکه مسئولیت کاری را که انجام داده بر عهده بگیرد. مولانا پاسخ میدهد که اگر چنین کاری کردی و به کسی آسیب زدی، مطمئن باش قانون هستی به تو پاسخ خواهد داد و تو جایی جواب این کاری را که انجام دادهای خواهی گرفت.
وی تصریح کرد: هستی قانونمند است و بر اساس قوانین حرکت میکند. اگر بتوانیم اینگونه مفاهیم را بازتعریف کنیم یا به آنها بپردازیم و جوانان ما بتوانند با این دو مفهوم در شعر مولانا آشنا شوند، بخش قابل توجهی از چالشهای آنها برطرف میشود و قطعاً وارد اندیشه و تفکر مولانا خواهند شد.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید رجائی گفت: این موضوع کمک میکند جوانان بتوانند بخش قابل توجهی از ذهن خود را ترمیم کنند، تفکرات خود را ترمیم کنند، خطاهای شناختی خود را اصلاح کنند و وابستگیهای وجودی و روحی خود را که وجود دارد، کمتر کنند و این مفاهیم در ذهن آنها نهادینه شود.
اسماعیلی در جمعبندی سخنان خود درباره چگونگی معرفی مولانا به نسل جوان، گفت: ما میتوانیم مولانا را به بهترین شکل برای جوانان و انسان امروز معرفی کنیم و از ظرفیتهایی که وجود دارد بیشترین استفاده را ببریم، اما چند نکته را باید مورد توجه قرار دهیم.
اهمیت استفاده از قالب حکایت و قصه در معرفی مفاهیم مولانا
وی ادامه داد: یکی اینکه باید از مولانا کمک بگیریم، از خود مولانا کمک بگیریم. یعنی خود مولانا در هیچ جایی در مثنوی پند مستقیم نداده است. ما باید این را بیاموزیم. وقتی مولانا شش دفتر مثنوی را نوشته و همهجا از قالب حکایت و قصه استفاده کرده، چرا ما این کار را نکنیم؟
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید رجایی افزود: باید از قالب حکایت و قصه استفاده کنیم تا بتوانیم این مفاهیم را معرفی کنیم. اشعار مولانا یا بخشهای پیچیده آثار او را در همین قالبهای قصه و حکایت به جوانانمان معرفی کنیم. این کار میتواند به شکل پادکست، به شکل حضوری در کلاسهای درس یا به شکل بازنویسیهایی باشد که امروزه انجام و منتشر میشود. حکایتهای بسیار خوبی را میتوانیم برای دانشآموزان، دانشجویان و جوانان به این شکل معرفی کنیم و این کار میتواند به آشنایی جوانان با مولانا کمک کند.
وی با اشاره به نکته دوم در معرفی صحیح مولانا، بیان کرد: مولانا و بافت فرهنگی زمان زندگی مولانا را باید بیشتر معرفی کنیم، بهخصوص ارتباط ویژه او با شمس تبریزی را توضیح و تفسیر کنیم که این ارتباط روحانی در چه قالبی تفسیرپذیر است؛ ارتباطی کاملاً عرفانی و بر اساس طی طریق و مسیر سلوک.
اسماعیلی تأکید کرد: حتماً باید به بافت فرهنگی زمان مولانا برگردیم و مولانا را در بافت فرهنگی زمان خودش معرفی کنیم تا این تصاویر غیرواقعی و تحریفشدهای که امروزه در فضای مجازی بسیار زیاد به آن پرداخته میشود، در ذهن جوانان ما تصحیح شود.

وی اضافه کرد: ما شاعری داریم که او را به جهان معرفی میکنیم و چقدر حیف است که این شاعر در جهان معرفی شود، در حالی که جوانی که در کشورهای دیگر است حتی ظرافتهای زبانی شعر مولانا را دریافت نمیکند و از مسیر ترجمه با شعر مولانا مواجه میشود.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید رجایی تصریح کرد: جوان امروز به زیباییهای موسیقایی یا زیباییهای کلامی شعر مولانا دسترسی ندارد. چقدر حیف است که ما اینها را در اختیار داریم، اما نتوانیم آن را به خوبی معرفی کنیم و در اختیار جوانانمان قرار دهیم. مثل این است که گنجینهای داریم، اما نمیتوانیم از این گنجینه هیچ استفادهای کنیم و فقط آن را در کمد لباسهایمان پنهان کردهایم و به داشتن آن افتخار میکنیم.
انتهای پیام
