ثریا مجتهد سیستانی در گفتوگو با ایسنا درباره برگزاری نمایشگاه نقاشی «رفتار بازیگون»، اظهار کرد: از دوران هنرستان تا مقطع کارشناسی ارشد نقاشی تحصیل کردهام و در تمام این سالها بیشتر مشغول تولید و خلق اثر بودهام و دورههای مختلفی را پشت سر گذاشتهام. از یک مقطع به بعد تصمیم گرفتم این دورهها و تجربههای مختلف را در کنار یکدیگر قرار دهم و در نهایت نمایشگاهی از آثارم داشته باشم. فکر میکنم طبیعی است که یک هنرمند پس از سالها فعالیت، تمایل داشته باشد آثارش را در معرض دید مخاطبان قرار دهد.
وی درباره عنوان نمایشگاه «رفتار بازیگون» توضیح داد: این نام را انتخاب کردم، چون شکلگیری این مجموعه برای من شبیه یک بازی بود. از سال ۱۴۰۲ اتفاقی در زندگیام افتاد که باعث شد برای مدتی در مسیر کاریام توقف کنم و نسبت به ایدهها و ارزشهایی که تا آن زمان در مسیر هنریام داشتم، دچار تردید شوم.
مجتهد سیستانی اضافه کرد: پس از آن به تدریج تصمیم گرفتم منطق و ارزشگذاری قبلی خودم را کنار بگذارم و بدون اینکه بخواهم بیش از اندازه فکر کنم یا به دنبال معنا باشم، شروع به خلق کردن کنم. وقتی بیش از حد به معنا فکر میکنم، روند خلق اثر برایم بسیار کند یا حتی متوقف میشود.
این هنرمند نقاش اظهار کرد: در ابتدا این کار برایم نوعی تمرین بود که بتوانم چنین رویکردی را تجربه کنم. به صورت بازیگونه شروع به تولید کردن، طرح زدن و اتود زدن کردم و سراغ کارهای قرینه، برش زدن و کلاژ رفتم. در واقع تلاش میکردم حالت خلاقانه خودم را تقویت کنم. به مرور در این مسیر قرار گرفتم و متوجه شدم سرعت کارم بیشتر شده و لذتی که از خود مسیر خلق اثر میبرم نیز افزایش پیدا کرده است. این روند به شکل یک بازی ادامه پیدا کرد و در نهایت مجموعه «رفتار بازیگون» شکل گرفت و به همین دلیل این نام را برای نمایشگاه انتخاب کردم.
وی درباره نسبت آثار این مجموعه با جامعه و محیط پیرامون خود، گفت: از سال ۱۴۰۲ تصمیم گرفتم معنا، مفهوم و محتوای آثارم به صورت مستقیم تحت تأثیر اتفاقات و جامعه اطرافم نباشد. البته طبیعی است که وقتی حدود ۳۰ سال در یک جامعه زندگی میکنم، فرهنگ، اسطورهها، انسانها و اتفاقات پیرامونم به صورت ناخودآگاه بر من تأثیر بگذارند و این تأثیر در زمان خلق اثر نیز خود را نشان دهد.
مجتهد سیستانی اضافه کرد: با این حال، اینکه بخواهم آگاهانه به دنبال یک معنا یا مفهوم مشخص باشم، چیزی نبود که میخواستم اتفاق بیفتد. حتی در بسیاری از مواقع تلاش میکردم مراقب باشم چنین رویکردی وارد فرآیند خلق اثر نشود.
این هنرمند نقاش درباره تعداد و نوع آثار ارائهشده در نمایشگاه «رفتار بازیگون»، اظهار کرد: در این نمایشگاه ۱۲ اثر ارائه شده است که شامل آثاری با حالت وزنه یا پارچهای آویخته، سه اثر با فرم منگوله، پنج اثر با فرم گلدان و یک اثر حجمی با حالتی شبیه بالش است.
وی درباره ویژگی تکنیکی و سبکی این مجموعه، خاطرنشان کرد: اگر بخواهم یک ویژگی را برجسته کنم، میتوانم به کلاژ اشاره کنم، زیرا این مجموعه در واقع ترکیبی از دورههای مختلف فعالیت هنری من است. در نهایت این مجموعه حاصل همه دورههای کاری من شد. برای مثال، پردهها هم کلاژ هستند، هم عناصر ماندالا در آنها دیده میشود و در عین حال به نوعی به کاردستی نزدیک شدهاند.
مجتهد سیستانی درباره جایگاه نقاشی در جامعه امروز، خاطرنشان کرد: نمیتوانم درباره جایگاه نقاشی در جامعه امروز به صورت کلی اظهار نظر کنم. مشهد جامعهای متشکل از اجتماعهای کوچک و بزرگ مختلف است و ارزشها، سلیقهها و حتی خردهفرهنگهای این گروهها با یکدیگر تفاوت دارد، بنابراین اینکه نقاشی در همه این اجتماعها چه ویژگی و ارزشی دارد، موضوعی نیست که بتوانم درباره آن یک پاسخ مشخص بدهم. با این حال، مجموعهای که من در حال حاضر روی آن کار کردهام، شاید بیش از آنکه به سمت نقاشی رفته باشد، به سمت پارچه حرکت کرده است. حتی واکنش مخاطبان نیز این موضوع را نشان میدهد. برخی از مخاطبان پس از دیدن آثار گفتند که این مجموعه آنها را به یاد کارهای مربوط به سیستان انداخته است و برخی دیگر نیز حس و حال گلیمهای قدیمی را در آثار احساس کرده بودند.
این هنرمند نقاش اضافه کرد: به نظرم روحیه ایرانی شاید بیشتر به سمت منسوجات، گلیم و عناصر بصری و حتی لمس کردن تمایل داشته باشد تا صرفاً تابلوهای نقاشی و بومهای نقاشی. به همین دلیل، در این مجموعه نیز استفاده از پارچه و عناصر ملموس برای من اهمیت پیدا کرده است.
از تکرار و سکون تا رهایی از روایت
وی در توضیح ایده کلی مجموعه «رفتار بازیگون»، بیان کرد: این مجموعه از دل تکرار، سکون و رهایی از روایت شکل گرفته است. پس از سالها کار بر سلفپرتره، در دورهای از سوگ به صورت مداوم به ترسیم نقوش قرینه و ماندالا روی آوردم، فرآیندی تکرارشونده که برای من به نوعی مکث، مراقبه و امتداد زیستن تبدیل شد. در ادامه آنچه برایم پررنگتر شد، نه ساختن معنا، بلکه لذت خود عمل ساختن بود. این مجموعه از خستگی نسبت به روایت و معناسازی آغاز شد و به سمت کلاژ، جمعآوری، کنار هم گذاشتن و دوختن تکههایی رفت که در این مدت با آنها زندگی کرده بودم، از پرترهها و نقوش پارچهها گرفته تا کاغذها و بافتها.
مجتهد سیستانی با اشاره به جایگاه کلاژ در این مجموعه، ادامه داد: کلاژ در این آثار فقط یک تکنیک نیست، بلکه راهی برای همنشینی آزاد لایههای مختلف تصویر، تجربه و ماده است، بدون اینکه اصراری برای گفتن یک داستان مشخص وجود داشته باشد. کوکها، پارچهها، سطوح و فرمها در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند که فضایی بسازند که بیشتر از اینکه چیزی را توضیح دهد، حضوری حسی و زیسته را پیش روی مخاطب قرار دهد. این مجموعه اشارهای به همین وضعیت باز، ناتمام و رهاست، لایههایی از تجربه و متریال که به جای رسیدن به یک معنای قطعی، در کنار یکدیگر باقی میمانند.
انتهای پیام
