طاهره میرزایی در گفتوگو با ایسنا به مناسبت هشتم مهرماه، روز بزرگداشت مولانا، اظهار کرد: سخن برخی انسانها فراتر از زمان و مکان میرود و دلیل آن این است که آنان در دو جنبه زبان و محتوا، هنرمندی و هوشمندی به خرج دادهاند و درباره مولانا نیز چنین اتفاقی افتاده است.
عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور بیرجند ادامه داد: در شعر مولانا، عشق به عنوان یک نیروی فطری و هستیشناختی دریافت میشود، نه صرفاً یک احساس زودگذر یا یک عاطفه انسانی؛ بلکه عشق به عنوان موتور محرک جهان درک میشود و این موضوع در هر نقطهای از دنیا میتواند برای انسان جذاب باشد.
میرزایی با اشاره به نگاه وحدتبخش مولانا، بیان کرد: نگاه فرازمانی، فرامذهبی و فرامکانی مولانا و نگاه وحدتبخشی که او میان انسانهای مختلف از هر نژاد، زبان و مذهب دارد، باعث میشود انسانها را حول جوهره انسانی در کنار یکدیگر جمع کند و شعر مولانا در واقع این حلقه اتصال را برقرار میکند.
وی با بیان اینکه شعر مولانا، شعر خودشناسی و روانشناسی عمیق است، گفت: آن «خود»ی که در شعر مولانا تفسیر میشود، میتواند خود همه انسانها باشد. انسان امروز شاید یکی از عمیقترین پرسشهایی که مطرح میکند، پرسش پیرامون هویت خودش باشد؛ هویتی که برای انسان مدرن، ناشناخته است.
این مدرس دانشگاه افزود: رنجهای دنیای مدرن، رنجهایی هستند که با پناه بردن به شعری مانند شعر مولوی، که با نهاد و فطرت انسانها سروکار دارد، میتواند تا حد زیادی التیام پیدا کند و به پرسش اساسی انسان درباره اینکه «کیست» و در این دنیا «چه رسالتی بر دوش دارد؟»، پاسخ دهد.
مولانای واقعی با تصویر امروزی از او ممکن است کاملاً منطبق نباشد
میرزایی درباره فاصله تصویری که امروز در ایران و جهان از مولانا ارائه میشود با شخصیت واقعی او، اظهار کرد: طبیعتاً میان این دو فاصله وجود دارد؛ اصولاً ماهیت شخصیتهای تاریخی چنین است و نمیتوان درباره آنها صددرصد حکم صادر کرد.
وی ادامه داد: مولانای واقعی با آنچه ما از لابهلای آثار او و دیدگاههای دیگران درباره او دریافت میکنیم، تفاوت خواهد داشت؛
عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور بیرجند بیان کرد: ممکن است برداشتهای متفاوتی درباره مولانا شکل بگیرد که یکی از آنها این است که مولانا را انسانی بیتفاوت، منفعل و صلحطلب بدون اندیشه تصور کنیم، در حالی که چنین برداشتی با آنچه از شخصیت و اندیشه او میشناسیم، همخوان نیست.
وی گفت: مولانا انسانی فعال و مجاهد بود؛ مجاهد با نفس و مبارز با خودخواهیها، ریاکاریها و تعصبات کورکورانه بشر. او از رشد و کمال نوع انسان سخن میگوید و اگر او را وحدتبخش میدانیم، این وحدت به گوهر وجودی انسان اشاره دارد، نه اینکه به معنای تسلیم شدن در برابر ظلم یا بیطرفی و ستمپذیری باشد.
میرزایی یکی دیگر از برداشتهای نادرست درباره مولانا را تقلیل مفهوم عشق در آثار او دانست و افزود: ممکن است عشق را در دیوان مولانا و حتی اشعار دیگر شاعران، به عشقهای سطحی، کوچهبازاری، اروتیک و جنسی تنزل دهیم، در حالی که عشق در آثار و اندیشه مولانا، مفهومی بیشتر عرفانی است و او برای ملموس کردن این مفهوم از واژههایی همهفهم استفاده کرده است.
مثنوی؛ انقلابی در آموزش عرفان
وی درباره جایگاه مثنوی معنوی در تاریخ ادبیات فارسی و ویژگی متمایزکننده آن نسبت به دیگر آثار عرفانی، اظهار کرد: مثنوی هم از نظر ادبی، یعنی از نظر زبان، و هم از نظر محتوایی، یک اثر کاملاً استاندارد است و اساساً در شیوه تعلیم عرفان، انقلابی پدید آورده است.
عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور بیرجند یکی از مهمترین عوامل این تحول را استفاده مولوی از شیوه روایت دانست و گفت: بیان حکایت و قصه، یکی از بهترین روشها برای آموزش مسائل اخلاقی و به طور کلی انتقال مفاهیم است.
میرزایی افزود: در مباحث مربوط به روایتنویسی همیشه گفته میشود «نگو، نشان بده» و مولوی دقیقاً به جای اینکه مسائل را به صورت نظری برای مخاطب توضیح دهد، آنها را نشان میدهد؛ یعنی نمایش را جایگزین بیان صرف یک مطلب میکند و همین مسئله در تأثیرگذاری کلام او بسیار نقش دارد.
وی با اشاره به ویژگی زبان مثنوی، تصریح کرد: زبان مولانا، زبان انسان است. بسیاری از آثار عرفانی پیش از مثنوی، مطالب ارزشمندی را بیان کردهاند، اما زبان آنها بسیار فخیم، سنگین و گاهی مغلق و پیچیده است؛ در حالی که مثنوی زبان ساده را برگزیده و حتی از اصطلاحات عامیانه و کوچهبازاری استفاده میکند.
این استاد دانشگاه ادامه داد: مولانا به نوعی دموکراسی در زبان دست مییابد؛ به گونهای که مثنوی هم برای یک فیلسوف در مدارج عالی قابل استفاده و فهم است و هم یک فرد ساده، بیسواد و عامی جامعه میتواند با آن ارتباط برقرار کند.
میرزایی این ویژگی را یکی از رازهای ماندگاری مثنوی دانست و گفت: مثنوی یک دریای بینظیر است؛ یک کل واحد که میتوان آن را مانند یک موسیقی آرامبخش دانست و در مطالب آن هارمونی و نظم عجیبی دیده میشود.
وی افزود: نگاه واقعگرایانهای در مطالب و محتوای مثنوی حاکم است که آن را جذاب و تأثیرگذار میکند و توجه مولانا به نهاد انسان و جنبه روانشناختی انسان نیز در این تصویرپردازی نقش بسیار مهمی دارد.
دیدار شمس و مولانا؛ یکی از بزرگترین انقلابهای روحی
عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور بیرجند درباره دیدار مولانا و شمس تبریزی نیز اظهار کرد: در طول تاریخ شخصیتهایی داشتهایم که در زندگی خود دچار انقلاب روحی شدهاند؛ مانند ناصرخسرو، سنایی، بشر حافی و فضیل عیاض؛ شخصیتهایی که در تاریخ به واسطه یک حادثه، شیوه زندگیشان به طور کامل تغییر کرده است.
وی ادامه داد: یکی از بزرگترین انقلابهای روحی در زندگی مولانا اتفاق افتاد. مولانا پیش از دیدار با شمس، واعظ و مدرس بود، حدود ۴۰۰ شاگرد تربیت کرده و منبر و مدرسه داشت و اهل درس، وعظ، کتاب، خطابه و شاگردپروری بود.
میرزایی گفت: دیدار مولانا با شمس مانند دریایی بود که طوفانی به آن رسیده باشد و مولوی را به حرکت وادار کرد. شمس مانند خورشیدی بود که در وجود مولانا طلوع کرد و زندگی او را بسیار زیباتر کرد.
وی با اشاره به دیدار اولیه مولانا و شمس در بازار، افزود: در این دیدار، شمس از مولانا پرسشی درباره برتری پیامبر اسلام(ص) بایزید بسطامی مطرح میکند و مولانا بر اساس آموزههای دینی که فراگرفته بود، پاسخ میدهد. پاسخی که شمس در تفسیر این جواب ارائه میکند، تأثیر بسیار زیادی بر مولانا میگذارد و چشم او را به دنیایی بیکران باز میکند.
این مدرس دانشگاه بیان کرد: این اتفاق باعث شد مسیر زندگی مولانا تغییر کند و او به یکی از تأثیرگذارترین انسانهای تاریخ بشریت تبدیل شود؛ تأثیری که همچنان نیز ادامه دارد.
میرزایی با اشاره به اهمیت شخصیت شمس، گفت: شخصیت شمس پیش از اینکه صرفاً یک عارف یا عالم باشد، به واسطه تغییری که در نگرش مولانا ایجاد کرد، اهمیت پیدا میکند. عشق مولانا به شمس تبریز، در حقیقت عشق اوست به انسان کامل. از نظر صوفیه انسان کامل، در تاریخ، ظهورات گوناگونی داشته است. انسان کامل در هر عصری تجلی و ظهوری دارد، که به ولی یا جلوه حقیقت محمدیه از آن عبارت میشود.
وی درباره روایت انداختن کتابهای مولانا در آب نیز اظهار کرد: ماجرای انداختن کتابهای مولوی در آب و خیس نشدن آنها، در واقع یک تکنیک روایتی و ماجرایی است که میخواهد دانش مبتنی بر مدرسه، درس و کتاب را به دانش شهودی تبدیل کند؛ یعنی یک واقعه فیزیکی را به یک واقعه درونی تبدیل میکند.
شمس؛ محرک انفجار درونی مولانا
میرزایی درباره جایگاه شمس تبریزی در تحول شخصیت مولانا، بیان کرد: شمس تبریزی در واقع یک محرک انفجار درونی در مولانا بود و قالبهای ذهنی که از قبل در اندیشه مولانا وجود داشت را درهم شکست و تغییر اساسی در او ایجاد کرد.
وی با اشاره به کتاب مقالات شمس تبریزی، گفت: این کتاب در واقع سخنرانیها، ملاقاتهای روزمره و گفتوگوهایی است که شمس داشته و پیش از هر چیز، نقش سخن در ارتباطات انسانی را به ما نشان میدهد.
این مدرس دانشگاه ادامه داد: شمس، همانطور که در مقالات نیز دیده میشود، شناخت زیادی از مولانا دارد و بر احساسات و افکار او تسلط دارد و بهترین روش را برای تغییر و تأثیرگذاری بر او انتخاب میکند.
میرزایی افزود: مقالات شمس تبریزی بیشتر به صورت دیالکتیکی و گفتوگویی نوشته شده است و شاید جای چنین شیوهای در آموزشهای امروزی ما بسیار خالی باشد. معمولاً آموزشهای ما یکطرفه است؛ معلم میگوید و شاگرد میآموزد، در حالی که آموزش به شیوه گفتوگویی و تبادل نظر و به صورت دوطرفه، بسیار عمیقتر اتفاق میافتد.
چرا درباره زندگی مولانا و شمس اختلاف نظر وجود دارد؟
وی درباره مجهول بودن برخی جنبههای زندگی مولانا و شمس و وجود اختلافنظر میان پژوهشگران، اظهار کرد: این موضوع درباره تقریباً همه شخصیتهای تاریخی وجود دارد و شاید حتی نتوان آن را یک ضعف دانست، بلکه مسئلهای طبیعی در موضوعات تاریخی است.
عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور بیرجند تصریح کرد: باید شخصیت تاریخی افراد را از شخصیت اسطورهای و ادبی آنها تفکیک کنیم. شخصیت تاریخی مولانا، انسانی است که در قرن هفتم هجری زندگی کرده و حدود هفتاد و چند سال عمر داشته است، اما یک شخصیت اسطورهای و یک شخصیت ادبی نیز دارد که در لابهلای آثار او شکل گرفته و همچنان زنده و پویا و تأثیرگذار است.
میرزایی افزود: این دو را نباید با یکدیگر مخلوط کنیم؛ هر کدام منطق خاص خود را دارد. منطق شعر یک چیز است و منطق تاریخ چیز دیگری و شاید بخش مهمی از اختلافهایی که درباره مولانا وجود دارد، به ماهیت تاریخی موضوع مربوط شود که طبیعتاً درباره بسیاری از شخصیتهای تاریخی دیگر نیز وجود دارد.
وی ادامه داد: فاصله زمانی که ما با مولانا داریم، خوانشهای متعددی درباره آثار و زندگی او به وجود آورده و پژوهشگران مختلف از منظرهای گوناگون به او پرداختهاند. نمیتوان هیچیک از این خوانشها را به طور مطلق رد کرد و هیچکدام را نیز نمیتوان مطلقاً درست اعلام کرد.
این استاد دانشگاه گفت: پژوهشگری که گرایش فلسفی دارد، مولانا را یک فیلسوف میداند؛ پژوهشگری که روانشناسی خوانده و در این حوزه فعالیت میکند، مولانا را یک رواندرمانگر و تحلیلگر نفس میداند؛ پژوهشگری که در حوزه تصوف فعالیت دارد، او را یک عارف صوفی قلمداد میکند و پژوهشگر ادبی نیز او را یک ادیب به حساب میآورد.
میرزایی اظهار کرد: بنابراین جنبههای مختلف و به قول معروف، تکثرگرایی متن مثنوی، شاید بخشی از دلیل این اختلافات نیز باشد و پژوهشهای پیرامون مولانا همچنان ادامه دارد.
مولانا متعلق به انسانیت است
وی با اشاره به توجه جهانی به آثار مولانا، گفت: در سال ۲۰۰۷، به پیشنهاد ترکیه، سال مولانا اعلام شد و یکی از پرفروشترین کتابهای بازار آمریکا در آن سال، کتاب مثنوی مولانا بود.
عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور بیرجند افزود: متأسفیم که بگوییم چنین اتفاقی در ایران، که مولوی متعلق به این سرزمین است، تا کنون رخ نداده است.
میرزایی درباره مناقشهها پیرامون تعلق مولانا به کشورهای مختلف نیز اظهار کرد: اینکه بخواهیم درباره اینکه مولانا متعلق به تاجیکستان، افغانستان، ایران یا ترکیه است، جنگ و جدال کنیم، راه به جایی نمیبرد. تولد او در بلخ (افغانستان) ، زندگی و مرگ او در قوینه (ترکیه) و کلام او که سبب اصلی شهرت و اعتبار اوست پارسی (ایران) است. باید گفت مولانا متعلق به انسانیت و متعلق به همه انسانهاست و آنچه اهمیت دارد، سخن اوست که به زبان فارسی گفته شده و قاعدتاً مولانا یکی از شاعران بلندمرتبه ادبیات فارسی به شمار میآید.
هیچکدام را نیز نمیتوان مطلقاً درست اعلام کرد.
این استاد دانشگاه گفت: پژوهشگری که گرایش فلسفی دارد، مولانا را یک فیلسوف میداند؛ پژوهشگری که روانشناسی خوانده و در این حوزه فعالیت میکند، مولانا را یک رواندرمانگر و تحلیلگر نفس میداند؛ پژوهشگری که در حوزه تصوف فعالیت دارد، او را یک عارف صوفی قلمداد میکند و پژوهشگر ادبی نیز او را یک ادیب به حساب میآورد.
میرزایی اظهار کرد: بنابراین جنبههای مختلف و به قول معروف، تکثرگرایی متن مثنوی، شاید بخشی از دلیل این اختلافات نیز باشد و پژوهشهای پیرامون مولانا همچنان ادامه دارد.
مولانا متعلق به انسانیت است
وی با اشاره به توجه جهانی به آثار مولانا، گفت: در سال ۲۰۰۷، به پیشنهاد ترکیه، سال مولانا اعلام شد و یکی از پرفروشترین کتابهای بازار آمریکا در آن سال، کتاب مثنوی مولانا بود.
عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور بیرجند افزود: متأسفیم که بگوییم چنین اتفاقی در ایران، که مولوی متعلق به این سرزمین است، رخ نداد.
میرزایی درباره مناقشهها پیرامون تعلق مولانا به کشورهای مختلف نیز اظهار کرد: اینکه بخواهیم درباره اینکه مولانا متعلق به تاجیکستان، افغانستان، ایران یا ترکیه است، جنگ و جدال کنیم، راه به جایی نمیبرد.
وی در پایان گفت: مولانا متعلق به انسانیت و متعلق به همه انسانهاست و آنچه اهمیت دارد، سخن اوست که به زبان فارسی گفته شده و قاعدتاً مولانا یکی از شاعران بلندمرتبه ادبیات فارسی به شمار میآید.
انتهای پیام
