محمدعلی حسننیا در گفتوگو با ایسنا وضعیت فعلی حزبالله لبنان را با پیش از شهادت سیدحسن نصرالله مقایسه و اظهار کرد: دو سال از شهادت سیدحسن نصرالله در حمله هوایی رژیم صهیونیستی به ضاحیه جنوبی بیروت میگذرد. شهید نصرالله در ۳۲ سال دبیرکلی خود، حزبالله را از یک گروه شبهنظامی کوچک به یک نیروی منطقهای تأثیرگذار و سازمانی چندوجهی تبدیل کرد و تبدیل به سازمانی شد که در چهار بعد سیاسی، نظامی، اجتماعی و منطقهای ریشه دوانده بود. اما آنچه امروز حزبالله را از گذشته متمایز میکند، نه فقط فقدان رهبر تاریخی آن، بلکه ترکیبی از حملات، تغییر محیط منطقهای و فشارهای داخلی بیسابقه است که این جنبش را به بازتعریف نقش خود واداشته است.
وی مهمترین تحول در ساختار حزبالله پس از سپتامبر ۲۰۲۴ را شکستهشدن الگوی رهبری متمرکز دانست و اضافه کرد: سید حسن نصرالله در شخص خود، قیادت سیاسی، نظامی و سازمانی را یکجا جمع کرده بود و حلقه واسط اصلی میان جمهور، فرماندهان و حلیف ایرانی به شمار میرفت. با شهادت او و سپس هاشم صفیالدین و از دست رفتن بخش بزرگی از فرماندهان ارشد، ساختار تفکیکشدهای که برای جلوگیری از نفوذ طراحی شده بود، به نقطه ضعف بدل شد، زیرا جانشین یک فرمانده لزوماً همه اطلاعات و شبکه ارتباطی او را به ارث نمیبرد.
این تحلیلگر مسائل غرب آسیا با بیان اینکه حزبالله به سمت الگویی غیرمتمرکزتر و شبکهایتر حرکت کرده، ادامه داد: یگانهای کوچکتر توان تصمیمگیری میدانی بیشتری یافتهاند و وابستگی به فرماندهی مرکزی کاهش یافته است. این چرخش، که پیشتر در تحلیل الگوی رزم حزبالله بر آن تأکید شده بود، امروز به ضرورتی تحمیلی بدل شده است.
مدل رزم حزبالله؛ از موشکمحوری به پهپادمحوری
حسننیا با اشاره به تغییرات نظامی حزبالله پس از شهادت سیدحسن نصرالله، عنوان کرد: حزبالله طی یک سال اخیر در الگوی نظامی خود تغییرات بنیادینی ایجاد کرده است؛ قطع مسیرهای تدارکاتی از سوریه و افزایش رهگیری محمولههای تسلیحاتی، وابستگی این گروه به موشکهای وارداتی را کاهش داده و آن را به سمت تولید داخلی سلاح سوق داده است. در این روند، پهپادها و سامانههای بدون سرنشین جایگاه فزایندهای پیدا کردهاند و به عنوان گزینهای کمهزینهتر و انعطافپذیرتر در برابر موشکهای دقیق و پیچیده به کار میروند.
وی با اشاره به نقش یگان ۱۲۷، به عنوان واحدی فوقمحرمانه با استفاده از بودجه، مهندسی معکوس و تجربه جنگ اوکراین، در تولید پهپادهای انتحاری و شناسایی، بیان کرد: این تحول، هزینه عملیات را کاهش داده و امکان اجرای نبرد غیرمتمرکز و حملات کمینگونه را افزایش داده است. رژیم صهیونیستی نیز با حملات پیشگیرانه به زیرساختهای صنعتی و مراکز تولید پهپاد در ضاحیه، حساسیت خود نسبت به گسترش توانمندی داخلی حزبالله را نشان داده است.
ورود FPV؛ انقلاب در نبرد نامتقارن
این تحلیلگر مسائل غرب آسیا با اشاره به ورود گسترده پهپادهای FPV (First Person View) به صحنه نبرد به عنوان مهمترین تحول تاکتیکی در مدل رزم حزبالله، افزود: این پهپادها که ابتدا در جنگ اوکراین به عنوان سلاحی کمهزینه و دقیق علیه زرهپوشها و مواضع ثابت به کار رفتند، اکنون به ابزار اصلی حزبالله در نبرد با رژیم صهیونیستی تبدیل شدهاند. برخلاف موشکهای دقیق که نیازمند زیرساخت پیچیده، پرتابگرهای ثابت و اطلاعات هدفگیری ماهوارهای هستند، FPVها از پرتابگرهای ساده و قابل حمل استفاده میکنند، نیاز به خط دید مستقیم ندارند و میتوانند اهداف متحرک را در عمق خاک دشمن دنبال کنند.
حسننیا ادامه داد: این ویژگیها، مدل رزم حزبالله را از «موشکمحوری» به «پهپادمحوری» و از «حمله از راه دور» به «کمین نزدیک» تغییر داده است. یگانهای کوچک حزبالله اکنون میتوانند با استفاده از FPVها، بدون نیاز به فرماندهی مرکزی، عملیات دقیق و کمهزینه انجام دهند. این تحول، ساختار رزمی حزبالله را غیرمتمرکزتر، انعطافپذیرتر و مقاومتر کرده است. نعیم قاسم در سخنرانی اخیر خود نیز به صراحت از تغییر شیوه مواجهه سخن گفته و آن را «کر و فر» توصیف کرده؛ یعنی پرهیز از تثبیت در یک موقعیت و اولویت دادن به تحرک، کمین و هزینهسازی برای دشمن.
رهبری نعیم قاسم؛ مدیریت بحران
وی با اشاره به شیوه رهبری شیخ نعیم قاسم، اظهار کرد: شیخ نعیم قاسم سکان حزبالله را در شرایطی به دست گرفت که نه فقط فرماندهان کلیدی از میان رفته بودند، بلکه ساختار اطلاعاتی و ارتباطی حزب نیز ضربات سنگینی خورده بود. قاسم، برخلاف نصرالله، از دل ساختار اداری و سازمانی حزب برخاسته و از کاریزمای او بیبهره است.
این تحلیلگر مسائل غرب آسیا با بیان اینکه نصرالله حزب را از بیرون و از فراز هدایت میکرد ولی قاسم آن را از درون و از میان ساختار اداری مدیریت میکند، گفت: با این حال، قاسم در سختترین دوره تاریخ حزبالله توانسته انسجام سازمانی را حفظ کند و حزب را از فروپاشی در امان نگه دارد. ساختار تصمیمگیری حزب به سمت رهبری جمعیتر حرکت کرده و در همان حال، هماهنگی با تهران مستقیمتر شده است.
خلع سلاح؛ بنبست حقوقی و تقویت گفتمان مقاومت
حسننیا مهمترین تحول حزبالله در بعد سیاسی را تبدیل مسئله سلاح حزبالله از یک «واقعیت میدانی» به یک «بحران حقوقی و سیاسی» دانست و عنوان کرد: دولت لبنان در اقدامی بیسابقه، فعالیتهای نظامی و امنیتی حزبالله را خارج از قانون اعلام و آن را ملزم به تسلیم سلاح به دولت کرد. این تصمیم که با فشار آمریکا و در چارچوب «اتفاق إطار» با رژیم صهیونیستی اتخاذ شد، حزبالله را در وضعیتی قرار داده که نعیم قاسم آن را «تنازل مخزی» و «خطیئة» توصیف کرده است.
وی با اشاره به موانع خلع سلاح حزبالله، ادامه داد: ارتش لبنان اعلام کرده که مرحله نخست خلع سلاح را در جنوب رود لیتانی به پایان رسانده است. با این حال، رژیم صهیونیستی این اقدامات را کاملاً ناکافی میداند و همزمان، حملات هوایی و زمینی خود را به بهانه ترمیم توانمندیهای حزبالله ادامه میدهد. این تناقض فشار برای خلع سلاح از یک سو و ادامه تجاوز نظامی از سوی دیگر به تقویت گفتمان مقاومت در میان بخشی از جامعه لبنان انجامیده است.
این تحلیلگر مسائل غرب آسیا با بیان اینکه خلع سلاح حزبالله نهتنها منجر به تضعیف آن نشده بلکه به تقویت گفتمان مقاومت منجر شده، افزود: حزبالله با استناد به ادامه حملات رژیم صهیونیستی، هرگونه جدول زمانی برای تحویل سلاح را رد میکند و میگوید تا زمانی که اشغال و تجاوز ادامه دارد، مقاومت مشروعیت خود را حفظ میکند. نعیم قاسم در سخنرانی اخیر خود بار دیگر این منطق را تکرار کرد: «مشکل در تجاوز است، نه در مقاومت.»
حسننیا در خصوص تغییرات نقش حزبالله در شبکه منطقهای متحدان ایران، اظهار کرد: در دوره شهید نصرالله، حزبالله به الگویی بیبدیل از یک بازیگر غیردولتی فراملی تبدیل شده بود که در سوریه، یمن، عراق و فلسطین حضور و نفوذ داشت. امروز اما حزبالله به دلایل متعدد از جمله سقوط حکومت سوریه و بستهشدن مسیرهای تدارکاتی و تمرکز فزاینده بر دفاع از جنوب لبنان، بیشتر به یک محور دفاعی در مرزهای خود تبدیل شده تا یک بازیگر فراملی.
این تحلیلگر مسائل غرب آسیا متغیرهای تعیینکننده آینده حزبالله را در چهار سطح برشمرد و عنوان کرد: در سطح میدانی، تداوم یا توقف حملات رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان، اصلیترین عامل تعیینکننده مشروعیت بقای سلاح حزبالله است. در سطح داخلی، میزان جدیت و توان ارتش لبنان در اجرای طرح خلع سلاح و واکنش جامعه شیعی به آن، سرنوشت سیاسی حزب را رقم میزند. در سطح منطقهای، تحولات سوریه و آینده محور مقاومت، عمق راهبردی حزبالله را تعیین میکند و در سطح رهبری، توانایی نعیم قاسم در پر کردن خلأ کاریزمای نصرالله و حفظ انسجام داخلی در برابر فشارهای واگرا، تعیینکنندهترین متغیر درونی است.
انتهای پیام
