به گزارش ایسنا، میدل ایست آی در گزارشی از وضعیت نتانیاهو در عرصه جهانی نوشت: شاید تعجبآور نبود که ۷۷ کشور از جمله چند کشور اروپایی در اعتراض به اینکه به یک مظنون تحت تعقیب جنایات جنگی، یک فراری که تحت پیگرد دیوان کیفری بینالمللی، اجازه داده شده بود در بزرگترین تریبون جهان سخنرانی کند، از سالن خارج شدند اما آنچه قابل توجهتر بود، اتفاقی بود که دور از تریبون افتاد یعنی نتانیاهو تنها هشت ساعت در آمریکا ماند و سپس به اراضی اشغالی بازگشت. سخت میتوان باور کرد که این انتخاب خودش بوده باشد. او از دیدار معمول با دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در کاخ سفید محروم شد و حتی نتوانست دیداری با مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا ترتیب دهد. همچنین هیچ دعوتی برای سخنرانی در کنگره آمریکا وجود نداشت.
مایکل اورن، سفیر پیشین اسرائیل در واشنگتن گفت: «اصلا به یاد نمیآورم که نخست وزیر اسرائیل به آمریکا آمده باشد و با رئیس جمهور ایالات متحده دیدار نکرده باشد.»
طرد شدن نتانیاهو در تضاد شدید با استقبال از شی جینپینگ رئیس جمهور چین بود. رئیس جمهور چین شخصا توسط ترامپ با فرش قرمز و پرواز جنگندههای نظامی در فرودگاه مورد استقبال قرار گرفت.
-هشدارهای نادیده گرفته شده
حضور نتانیاهو در سازمان ملل توسط هر دو طرف مقامات اسرائیلی و رهبران غربی برای پیشبرد دستورکارهای جداگانه و متضادشان مورد بهرهبرداری قرار گرفت. نتانیاهو یک ماه از انتخاباتی سرنوشت ساز فاصله دارد که در آن، برای نخستین بار ناکامی هایش در جلوگیری از طوفان الاقصی تحت بررسی شدید قرار گرفته است.
بر اساس شمار رو به رشدی از گزارشهای اخیر، او در روزها و هفتههای پیش از حمله هشدارهایی از مقامهای ارشد مصری و کشورهای حوزه خلیج فارس دریافت کرده بود، اما اقدامی نکرد.
نتانیاهو سخنرانی خود در سازمان ملل را برای ساعت پربیننده اسرائیل زمانبندی کرده بود تا بیشترین مخاطب داخلی را جذب کند. او از این فرصت استفاده کرد تا رهبران دیگر جهان را «بزدلان اخلاقی» و «ریاکاران» بخواند. همانطور که جاناتان عوفر تحلیلگر اسرائیلی اشاره میکند، نخست وزیر اسرائیل همچنین از تریبون سازمان ملل استفاده کرد تا عبارتی از کتاب مقدس به عبری را به شکلی پنهانی بگنجاند که برای شنوندگان داخلی به عنوان یک پیام رمز عمل کند: فراخوانی برای اینکه اسرائیل نسل کشی ساکنان غزه را تا انتهای تلخ آن ادامه دهد.
هدف نتانیاهو این بود که به رای دهندگان نشان دهد او هنوز قدرتی است که در صحنه بینالمللی باید به حساب آید و تنها اوست که میتواند اسرائیل را از جهانی که ادعا میشود غرق در احساسات «یهودستیزانه» و ضداسرائیلی است، ایمن سازد.
رهبران غربی، در مقابل میخواهند دقیقا خلاف این را نشان دهند و امیدوارند با القای این ایده به اسرائیلیها که نتانیاهو، قدرتی فرسوده شده و از حد فراتر رفته است، او را از قدرت بیرون برانند.
زمان خلاص شدن از او فرا رسیده است اما این ممکن است کار سادهای نباشد. نتانیاهو بقاپذیرترین سیاستمدار است که رکورد نزدیک به دو دهه نخست وزیری را در اراضی اشغالی در کارنامه دارد؛ حتی طولانیتر از دیوید بن گوریون. نتانیاهو از این مدت به نفع خود استفاده کرده است تا بیشترین آمار نسل کشی و حملات علیه فلسطینی رها در کارنامهاش بگنجاند.
- بار سیاسی
دشمنی کنونی در کشورهای غربی نسبت به نتانیاهو قطعا بر پایه هیچگونه ارزیابی اخلاقی از اقدامات اخیر اسرائیل نیست؛ یک تاخت و تاز و نسل کشی سه ساله در غزه؛ گسترش خشونتآمیز شهرکهای صهونیست و پاکسازی قومی در کرانه باختری اشغالی؛ بمباران و پاکسازی قومی جنوب لبنان و نقش نتانیاهو در کنار آمریکا در راه اندازی جنگی فاجعه بار علیه ایران که پیامدهای آن اقتصاد جهانی را بیثبات کرده است.
واشنگتن با پشتیبانی دولتهای دست نشانده اروپاییاش، شریکی سرسخت در این جنایات بوده و مهمات، اطلاعات و اهرم دیپلماتیک برای کمک به اسرائیل در اجرای آنها را تامین کرده است اما نتانیاهو اکنون حتی برای ترامپ نیز یک بار سیاسی به نظر میرسد. رئیس جمهور آمریکا که در نظرسنجیها سقوط کرده، به یک قربانی نیاز دارد و به نظر میرسد نخست وزیر رژیم صهیونیستی تنها گزینه مناسب برای ایفای این نقش باشد.
دشمنی تا حدی شخصی است. شماری از گزارشهای اخیر نشان میدهند که نتانیاهو تمام تلاش خود را به کار گرفت تا ترامپ را برخلاف توصیه ژنرالهای ارتش آمریکا به راه اندازی جنگی غیرقانونی و بدون تحریک علیه ایران ترغیب کند. وعده یک پیروزی قاطع، ترامپ را متقاعد کرد که میتواند جای خود را در کتابهای تاریخ به عنوان رئیس جمهوری که «خاورمیانه را بازسازی کرد» تضمین کند؛ با وعده پوچ و توخالی اسرائیل مبنی بر اینکه ایران از صحنه خارج میشد و آمریکا کنترل بیچون و چرایی بر نفت منطقه اعمال میکرد و ظاهرا همه اینها قرار بود هفتهها پس از آن رخ دهد که ترامپ فرمان خود را بر نفت ونزوئلا پس از یک عملیات غیرقانونی در آغاز سال برای ربودن نیکولاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا تثبیت کرده بود.
ترامپ با این توهم که با شکست ایران و تسلیم ونزوئلا، چین رقیب اقتصادی آمریکا را کاملا به آمریکا برای دسترسی به اصلیترین عامل اقتصاد جهان یعنی نفت، وابسته میکند، وارد جنگ علیه ایران شد اما همه اینها توهماتی بیش نبود و هیچ یک از اینها محقق نشد. واشنگتن اکنون در جنگی به بن بست خورده با ایران گرفتار است و تهران قدرت خود بر تنگه هرمز را بیش از گذشته به رخ میکشد و همچنین قدرت موازی انصارالله یمن، بر تنگه باب المندب را هم نباید نادیده گرفت. دو تنگه حساس یعنی باب المندب و هرمز با هم میتوانند آسیبهای جبران ناپذیری به اقتصاد جهان وارد کنند.
افزایش سرسامآور قیمت بنزین در پمپ بنزینهای آمریکا احتمالا عامل حیاتی در فروپاشی رای جمهوری خواهان در انتخابات میان دورهای نوامبر و از دست رفتن احتمالی مجلس نمایندگان و سنا خواهد بود که ترامپ را به رئیس جمهوری ضعیف تبدیل میکند. در همین حال، جنگ به دولتهای دست نشانده واشنگتن در خلیج فارس آموخته است که آنها به شدت در برابر هر تلافی از سوی تهران و یمن آسیب پذیرند؛ واقعیتی که هر بار ترامپ دستور دور دیگری از حملات بیپروا علیه ایران را میدهد، به آنها یادآوری میشود.
واشنگتن با تمام قدرت نظامیاش نشان داده که قادر به دفاع از متحدانش در حوزه خلیج فارس نیست.
-موج انزجار
کشورهای غربی سرانجام درمی یابند که این موج فزاینده انزجار از نسل کشی غزه را نمیتوان متوقف کرد. در آمریکا، جایی که پیوندها با اسرائیل همواره توسط سیاستمداران «ناگسستنی» توصیف میشود، ۶۲ درصد پاسخ دهندگان در ژوئیه به موسسه پیو گفتند که نظر منفی نسبت به دولت نتانیاهو دارند. در همین حال، نظرسنجی ماه گذشته نشان داد ۶۰ درصد یهودیان آمریکایی میخواهند نخست وزیر اسرائیل در انتخابات پیش رو رای نیاورد. همانطور که روزنامه هاآرتص اسرائیل اشاره کرد: «ترامپ به خوبی از کاهش مداوم و سرگیجهآور حمایت از اسرائیل در میان آمریکاییها آگاه است.»
جدا کردن نتانیاهو به خاطر جنایات اسرائیل در غزه، رهبران غربی را از محاکمه تبرئه نمیکند، زیرا آنها آشکارا در هر قدم با او شریک بودند. جرم نتانیاهو از اکتبر ۲۰۲۳ در تشدید ساخت و گسترش شهرکهای غیرقانونی در کرانه باختری برای اخراج فلسطینیها از سرزمینشان است.
-پاکسازی قومی
محتملترین توضیح برای اینکه چرا انگلیس و ۱۱ کشور غربی دیگر از جمله فرانسه و کانادا، ماه گذشته قصد خود را برای اعمال تحریم علیه شهرکهای صهیونیستی در کرانه باختری اعلام کردند، این است که آنها برای نخستین بار نشانههایی از دولت ترامپ دریافت کرده بودند که پیامد جدی برای این کار وجود نخواهد داشت. دولت جدید انگلیس به رهبری اندی برنهام نیز جسارت کرد آنچه اسرائیل با فلسطینیهای کرانه باختری کرده را «پاکسازی قومی» بنامد.
همچنین گزارشهای جدید رسانهها نشان میدهد نتانیاهو شخصا نتوانسته به هشدارهای متعدد مصر و امارات متحده عربی گوش دهد که حمله بیسابقهای از غزه در روزهای پیش از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ در راه بود. نتانیاهو از ابوظبی خواسته تا این افشاگریها را تکذیب کند اما تا کنون امارات در این کار کمکی نکرده است.
-نمایش انحراف
برنهام در سخنرانی خود در سازمان ملل به دوراهی پیش روی دولتهای غربی اشاره کرد: «ما در عصر اعتماد پایین به سیاست زندگی میکنیم. اگر به صحبت درباره راه حل دو دولتی ادامه دهیم، اما نتوانیم این کلمات را با عمل پشتیبانی کنیم، آن اعتماد حتی کمتر خواهد شد.»
به نظر میرسد برنهام از واقعیت غافل است که بخشی از دلیل پایین بودن اعتماد این است که دولتهای متوالی انگلیس نه تنها در نسل کشی غزه همدستی کردند، بلکه منتقدان نسل کشی را به عنوان حامیان تروریسم بازداشت کردند.
آنچه رهبران غربی در اینجا درگیر آن هستند، نمایش بدبینانه انحراف است. این تغییر موضع جدید نشان میدهد که شهرک نشینهای افراطی مسلح در کرانه باختری که برای بیش از نیم قرن خشنتر شده و از نظر سیاسی قدرتمندتر شدند تحت دولتهای متوالی اسرائیل؛ صرفا آفریده نتانیاهو هستند.
اما رهبران غربی در تبرئه خود، ناگزیر دروغ جدیدی برای فریب افکار عمومی میسازند؛ دروغی که نشان میدهد «تروریستهای شهرک نشین» نوعی شبه نظامی شخصی نتانیاهو هستند که با نخست وزیری او قویتر میشوند یا سقوط میکنند. مضمون این روایت جدید این است که اگر نتانیاهو از قدرت بیرون رانده شود، نخست وزیری در اراضی اشغالی روی کار میآید که قدرتهای غربی میتوانند آن را پرورش دهند تا با فلسطینیها صلح کند اما چنین حرفی مزخرف است.
هیچ امیدی به صلح صهیونیستها با فلسطینیها تحت اشغال غیرقانونی نیست، وقتی رهبران اسرائیل حتی نمیتوانند به «شهروندان» فلسطینی خود اجازه حضور در انتخابات ماه آینده بدهند.
نبرد کنونی علیه یک مجرم به نسل کشی در اراضی اشغالی یا برای یک کشور فلسطینی نیست بلکه درباره مهندسی یک اقدام است که در آن غرب رهبران قدیمی اسرائیل را دوباره به قدرت بازگرداند.
انتهای پیام
