اما وقتی حرفها ناگفته میمانند و اعضای خانواده به جای گفتوگو، سکوت را انتخاب میکنند، فاصلهای شکل میگیرد که ممکن است در ابتدا دیده نشود، اما به مرور صمیمیت را کمرنگ و اعضای خانواده را از یکدیگر دور کند.
در زندگی مشترک، اختلاف نظر امری طبیعی است، اما آنچه میتواند یک اختلاف کوچک را به بحران تبدیل کند، شیوه مواجهه با آن است. گاهی یک نفر برای مدتی نیاز به آرام شدن دارد، اما اگر این فاصله به قهر، بیاعتنایی یا قطع کامل ارتباط تبدیل شود، مسئله دیگر فقط یک اختلاف ساده نیست. زوجین باید یاد بگیرند در زمان ناراحتی هم راه گفتوگو را نبندند، به جای حمله به شخصیت یکدیگر درباره مسئله صحبت کنند و برای شنیدن حرف طرف مقابل همان اندازه ارزش قائل باشند که برای بیان خواسته خود ارزش قائلاند.
شاید بسیاری از مشکلات خانواده نه به دلیل بزرگ بودن مسئله، بلکه به دلیل انباشته شدن حرفهای کوچک حلنشده شکل میگیرند، دلخوریهایی که گفته نمیشوند، خواستههایی که شنیده نمیشوند و ناراحتیهایی که هر بار به زمان دیگری موکول میشوند. خانواده زمانی میتواند پناه اعضای خود باشد که افراد بدانند حتی در روزهای اختلاف نیز جایی برای حرف زدن، شنیده شدن و دوباره نزدیک شدن وجود دارد، چراکه گاهی نجات یک رابطه، نه به راهحلهای پیچیده، بلکه به یک گفتوگوی درست و بهموقع نیاز دارد.
بدون مهارت، بزرگترین تصمیم زندگی نباید گرفته شود
یک روانشناس در گفتوگو با ایسنا با تأکید بر ضرورت آموزش مهارتهای زندگی و ارتباطی پیش از ازدواج، گفت: ازدواج تنها به هزینههای مادی نیاز ندارد، بلکه آموزش و آمادگی برای مواجهه با مسائل هیجانی، عاطفی و ارتباطی نیز باید بخشی از فرآیند ازدواج باشد، چراکه بدون کسب مهارتهای لازم، نمیتوان انتظار داشت زندگی مشترک بدون مخاطره پیش برود.
دکتر منصور بیرامی با بیان اینکه مثبت یا منفی بودن هیجانهای ناشی از یک اتفاق، فرآیندی است که در زندگی انسان شکل میگیرد، اظهار کرد: هر اندازه زندگی از اهمیت و پیچیدگی بیشتری برخوردار باشد، مسائل هیجانی و عاطفی نیز در کنار آن وجود خواهد داشت و نمیتوان زندگی را بدون هیجان و عاطفه تصور کرد.
وی ادامه داد: در بسیاری از موارد با فقدان مهارت یا نبود آمادگی لازم مواجه هستیم و هنوز حاکمیت، دانشگاهها و نهادهای آموزشی به این نتیجه نرسیدهاند که بخشی از مسائلی را که در زندگی انسان اجتنابناپذیر است، به افراد آموزش دهند.
این روانشناس با اشاره به ضرورت آموزش پیش از ازدواج، خطاب به والدین گفت: همواره تأکید میکنم که ازدواج، علاوه بر هزینههای زیادی که دارد، به آموزش نیز نیازمند است و نباید انتظار داشته باشیم بدون آموزش، یک زندگی مشترک بدون مخاطره شکل بگیرد. اگرچه در زمینه آموزش مهارتهای زندگی دیر کردهایم، اما همچنان برای جبران این کمبود فرصت وجود دارد و باید این آموزشها هرچه زودتر مورد توجه قرار گیرد.
بیرامی با تأکید بر اینکه نباید الگوهای نادرست رفتاری دوران پیش از ازدواج به زندگی مشترک منتقل شود، افزود: سببشناسی قهر و سکوت باید پیش از ازدواج مورد توجه قرار گیرد تا این رفتارها بعد از ازدواج به عنوان یک شیوه حل مسئله ادامه پیدا نکند.
وی بیان کرد: اگر مهارت لازم برای مواجهه با قهر را آموزش دهیم و فرد بداند چه زمانی باید خود را کنترل کند و چگونه هیجان خود را مدیریت کند، میتوان از تبدیل اختلاف به آسیب جلوگیری کرد، اما اگر این مهارتها آموزش داده نشود و قهر به شکل کامل و طولانی اتفاق بیفتد، از همان نقطه آسیبهای ارتباطی آغاز میشود.
وقتی همه در مسائل خانواده دخالت میکنند جز اهل علم
این روانشناس با انتقاد از دخالتهای غیرکارشناسی در مسائل خانوادگی، گفت: در مسائل خانوادگی همه به موضوع سرک میکشند، به جز کسی که علم و دانش لازم را دارد، در حالی که مسائل مربوط به خانواده و ازدواج باید با نگاه تخصصی و علمی بررسی شود.
بیرامی با تأکید بر ضرورت برخورداری زوجین از مهارتهای لازم پیش از ازدواج، اظهار کرد: بدون مهارت، نباید بزرگترین تصمیم زندگی گرفته شود. ازدواج باید با پیشبینی، شناخت و تثبیت نظام خانواده آینده همراه باشد و اگر قرار است نتیجه آن به طلاق منتهی شود، بهتر است این تصمیم با آگاهی و بررسی بیشتری گرفته شود.
وی افزود: زوجین باید دستکم دو حوزه مهم، یعنی مهارتهای ارتباطی زناشویی و مهارتهای زناشویی را آموزش ببینند، چراکه زندگی مشترک تنها با علاقه و احساس پیش نمیرود و نیازمند مجموعهای از مهارتهاست.
ارتباط پاک، پایهای برای زندگی مشترک
بیرامی با تشریح مفهوم مهارتهای ارتباطی، گفت: مهارتهای ارتباطی زناشویی مجموعهای از مهارتهای کلی است که یکی از مؤلفههای آن، «ارتباط پاک» است. نخستین مؤلفه ارتباط پاک، مشاهده سالم است، یعنی فرد بداند ذهن او در یک رابطه چه چیزی را میبیند و چگونه واقعیتها را تفسیر میکند.
وی ادامه داد: برخی عروس و دامادها از همان ابتدا تصویر منفی از مادرزن، مادرشوهر یا خانواده همسر خود دارند، در حالی که خانواده باید پیش از ازدواج به فرزندان آموزش دهد که هر دختر و پسری، پدر و مادر دارد و خانوادهها بخشی از مسائل اجتنابناپذیر زندگی مشترک هستند.
این روانشناس افزود: مؤلفه دوم، افکار است، یعنی باید دید در کنار آنچه مشاهده میشود، چه افکاری در ذهن فرد شکل میگیرد. مؤلفه سوم، احساس پاک است، به این معنا که فرد بتواند با خود بگوید در این ازدواج امکان رسیدن به نتیجه مطلوب وجود دارد. مؤلفه چهارم نیز انتظار است و زن و شوهر باید بدانند که هر فردی متناسب با جایگاه خود، انتظاراتی از زندگی مشترک دارد.
زوجین باید شنیدن را یاد بگیرند
بیرامی با اشاره به ضعف مهارت گوش دادن در میان زوجین، گفت: متأسفانه زوجین در شرایط فعلی، در بسیاری از موارد گوش شنوا ندارند و مهارت گوش دادن به یکدیگر را نیاموختهاند، در حالی که بخش مهمی از حل اختلاف، از شنیدن و فهمیدن طرف مقابل آغاز میشود.
وی به اهمیت مهارتهای زناشویی نیز اشاره کرد و افزود: ما با افراد مختلف ارتباط داریم، اما ارتباط جنسی مختص رابطه زوجین است و این بخش از زندگی مشترک نیز مانند سایر ابعاد زندگی، نیازمند آموزش و برخورداری از مهارت است.
چهار نشانه قهری که میتواند رابطه را به سمت طلاق ببرد
این روانشناس با بیان اینکه نخستین اصل در اختلافات خانوادگی، پیشگیری از آسیب به رابطه است، اظهار کرد: رابطه نباید در اثر قهر و دعوا دچار آسیب شود و در این زمینه باید پیشگیری کرد، اما اگر اختلاف و قهر اتفاق افتاد، باید به نشانههای آن توجه داشت.
بیرامی چهار مؤلفه تحقیر، تهدید، حالت تدافعی و دیوارکشی عاطفی را از نشانههای مهم قهر و تخریب ارتباط دانست و گفت: اگر زوجی با این عناوین و الگوهای رفتاری برای دریافت کمک مراجعه کند، باید بدانیم که رابطه وارد مرحله جدی آسیب شده است و تلاش کارشناسان نیز در چنین شرایطی دشوارتر خواهد بود.
وی دیوارکشی عاطفی را یکی از مهمترین اشکال قهر دانست و توضیح داد: قهر در اصل نوعی دیوارکشی عاطفی است، یعنی فرد تصمیمی گرفته و آن تصمیم را به عمل تبدیل کرده و تمام کانالهای ارتباطی خود با طرف مقابل را قطع میکند. در حالی که عاطفه، بخش عملیاتی هیجان است و قطع ارتباط عاطفی میتواند آسیبهای جدی به رابطه وارد کند.
مشکلات کوچک را روی هم جمع نکنیم
بیرامی با تأکید بر اهمیت ارتباط چشمی در روابط خانوادگی، گفت: رمز یک زندگی سالم و موفق این است که از بینایی که خداوند به ما داده، در ارتباط با دیگران و بهویژه در رابطه با همسر و فرزندان استفاده کنیم. ارتباط چشمی نیز بخشی از ارتباط مؤثر است و میتواند در ایجاد و حفظ پیوند عاطفی نقش داشته باشد.
وی ادامه داد: ناراحتیها و اختلافات کوچک در خانواده باید به موقع برطرف شود و مشکلات با گفتوگو حل شود، نه اینکه روی یکدیگر جمع شده و به یک بحران بزرگ تبدیل شود.اگر همسر خواستهای دارد که در همان لحظه امکان برآورده کردن یا حل آن وجود ندارد، باید برای آن یک بازه زمانی مشخص شود و موضوع نیز بعداً پیگیری شود، نباید مسئله را به حال خود رها کرد و آن را پشت گوش انداخت.
خانه، محل حل اختلاف است نه ترک صحنه
بیرامی با اشاره به نحوه برخورد زوجین هنگام بروز اختلاف، اظهار کرد: مرد خانواده نباید هنگام ناراحتی و بروز اختلاف، صحنه را ترک کند. منظور این نیست که انسان حق ندارد ناراحت شود یا نیاز به فاصله گرفتن داشته باشد، اما اگر قهر میکند، نباید خانه را ترک کند. همین توصیه را به بانوان نیز داریم، هنگام قهر و ناراحتی، خانه را ترک نکنند. اگر اتفاقی در خانه افتاده است، باید همانجا و با گفتوگو برای حل آن تلاش کرد.
این روانشناس تأکید کرد: زوجین نباید یکدیگر را تهدید کنند و نباید به انتقاد مخرب روی بیاورند. انتقاد نباید به تخریب شخصیت طرف مقابل منجر شود و در زمان اختلاف نیز نباید با جبههگیری، مسیر ارتباط و گفتوگو را مسدود کرد.
یک روانشناس دیگر در گفتوگو با ایسنا گفت: خانوادهای که در آن گفتوگو شکل نمیگیرد و اعضای آن روزهای خود را در سکوت سپری میکنند، بهتدریج فضای امن خود را از دست داده و با چالشهای مختلفی مواجه خواهد شد.
معصومه آجودانی با تأکید بر اهمیت گفتوگو در ایجاد صمیمیت میان اعضای خانواده، اظهار کرد: اگر بخواهیم صمیمیت و ارتباط مؤثر در خانواده حاکم باشد، گفتوگو یکی از مهمترین عوامل آن است، اما در کنار گفتوگو باید اصول صحیح برقراری ارتباط نیز رعایت شود، چراکه گفتوگویی که به شیوه صحیح انجام نشود، میتواند به جای ایجاد صمیمیت، زمینهساز تنش شود.
وی ادامه داد: هر گفتوگویی با موانعی مواجه است و اگر بتوانیم این موانع را برطرف کنیم، ارتباط بسیار مؤثری میان اعضای خانواده شکل خواهد گرفت. یکی از مهمترین موانع، بیتوجهی به صحبتهای طرف مقابل است، بهگونهای که زن یا مرد هنگام صحبت همسر خود، به جای گوش دادن، ذهن خود را درگیر موضوعات دیگر میکند. در حالی که هنگام گفتوگو باید تا حد امکان موانع کنار گذاشته شده و ارتباط چشمی و توجه کامل میان افراد برقرار باشد.
این روانشناس افزود: گاهی اعضای خانواده به جای تمرکز بر صحبتهای یکدیگر، از قبل پاسخی را در ذهن خود آماده کرده و با پیشداوری به صحبتهای طرف مقابل گوش میدهند. همچنین حاضر نیستند خود را جای همسر قرار داده و موضوع را از زاویه دید او ببینند، در حالی که درک متقابل و تلاش برای دیدن مسائل از نگاه طرف مقابل، نقش مهمی در کاهش تنشهای خانوادگی دارد.
آجودانی با بیان اینکه تصمیم زوجین یا فرزندان برای قطع گفتوگو با یکدیگر، یکی از آسیبزاترین شرایط در خانواده است، گفت: زمانی که اعضای خانواده تصمیم میگیرند دیگر با یکدیگر صحبت نکنند، در واقع بدترین فضا را برای خود و یکدیگر ایجاد کردهاند، چراکه دیگر گوش شنوایی برای شنیدن دغدغهها و مشکلات یکدیگر وجود ندارد.
این روانشناس خاطرنشان کرد: یکی از بدترین اتفاقاتی که میتواند در یک خانواده رخ دهد، حاکم شدن سکوت و قطع ارتباط میان اعضای خانواده است چراکه خانواده زمانی میتواند نقش حمایتی خود را ایفا کند که اعضای آن بتوانند بدون ترس و نگرانی، مسائل و دغدغههای خود را با یکدیگر در میان بگذارند.
شنیده شدن، نیاز مهم اعضای خانواده در گفتوگو
آجودانی با ارائه راهکاری برای تقویت گفتوگو در خانواده، گفت: هر خانواده میتواند زمان مشخصی را در طول روز برای گفتوگو تعیین کند تا اعضای خانواده در آن زمان بدون حواسپرتی و دغدغههای دیگر، با یکدیگر صحبت کرده و مسائل، مشکلات و نگرانیهای خود را مطرح کنند. این کار کمک میکند دغدغهها و مسائل ذهنی افراد انباشته نشده و گرههای ارتباطی میان اعضای خانواده شکل نگیرد.
وی با اشاره به یکی از تفاوتهای روانشناختی میان زنان و مردان در گفتوگو، اظهار کرد: گاهی تفاوت در هدف از گفتوگو باعث میشود زوجین در برقراری ارتباط با یکدیگر دچار مشکل شوند، به این معنا که مردان ممکن است گفتوگو را بیشتر با هدف تبادل اطلاعات و رسیدن به نتیجه دنبال کنند، در حالی که برای بسیاری از زنان، خود برقراری ارتباط و احساس شنیده شدن اهمیت بیشتری دارد. اگر زوجین نسبت به این تفاوت آگاهی داشته باشند و هدف یکدیگر از گفتوگو را درک کنند، میتوانند ارتباط مؤثرتر و گفتوگوی بهتری با یکدیگر داشته باشند.
انتهای پیام
