محسن اصغرینکاح در گفتوگو با ایسنا با اشاره به عوامل مؤثر بر کاهش مشارکت علمی برخی دانشجویان در کلاسهای درس اظهار کرد: کلاس دانشگاه یک فضای اجتماعی است و ممکن است برخی دانشجویان به دلیل نگرانی، استرس، فشار روانی یا پیشفرضهایی که درباره واکنش دیگران دارند، از طرح سؤال و مشارکت فعال در مباحث کلاسی خودداری کنند.
وی افزود: یکی از دلایل این مسئله، پیشفرضها و قضاوتهایی است که دانشجو نسبت به سؤال خود دارد؛ برای مثال ممکن است تصور کند سؤالش ساده یا پیشپاافتاده است و دیگران درباره آن قضاوت منفی داشته باشند یا فکر کنند «این چه سؤالی بود که پرسید؟». همچنین ممکن است دانشجو نگران باشد که طرح سؤال، صحبت استاد را قطع کند یا واکنش منفی سایر دانشجویان را به دنبال داشته باشد.
عضو هیأت علمی گروه روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: برخی دانشجویان حتی ممکن است تصور کنند دیگران درباره آنها قضاوت کنند که قصد خودنمایی یا جلب توجه دارند. مجموعه این پیشفرضها میتواند باعث شود دانشجو از طرح سؤال خودداری کند. از سوی دیگر، ویژگیهای شخصیتی و تجربههای تربیتی افراد نیز میتواند در میزان مشارکت آنها مؤثر باشد و برخی دانشجویان به طور طبیعی یا به دلیل تجربههای گذشته، کمتر در جمع فعال هستند.
اصغرینکاح اضافه کرد: گاهی سؤالی که در ذهن دانشجو شکل گرفته، چند بار در ذهن او مرور میشود اما در نهایت به دلیل اینکه فرصت طرح آن از دست میرود یا دانشجو نسبت به آن بیتوجه میشود، از ذهنش خارج میشود و حتی ممکن است بعداً خود را سرزنش کند که چرا سؤالش را مطرح نکرده است.
وی با تأکید بر اهمیت سؤال پرسیدن دانشجویان در فرآیند یادگیری گفت: تجربه کلاسی و برخی پژوهشها نشان میدهد سؤالی که در ذهن یک دانشجو شکل میگیرد، احتمالاً سؤال مشترک بسیاری از دانشجویان دیگر نیز هست؛ بنابراین خوب است دانشجویان هر سؤالی که به ذهنشان میرسد، آن را یادداشت یا مرور و حتماً مطرح کنند و بدانند احتمال اینکه همان سؤال برای دیگران نیز ایجاد شده باشد، وجود دارد.

منفعت سؤال پرسیدن بیشتر از نپرسیدن است
این روانشناس با بیان اینکه طرح سؤال میتواند پیام مثبتی نیز به استاد منتقل کند، تصریح کرد: وقتی دانشجو سؤال میپرسد، در واقع به استاد نشان میدهد که با دقت بحث او را دنبال میکند. البته منظور، سؤال علمی و مرتبط با محتوای درس است؛ ممکن است سؤال دانشجو حتی مربوط به بخشهای جلوتر درس باشد، اما در هر صورت طرح سؤال نشاندهنده پیگیری و درگیر بودن دانشجو با فرآیند یادگیری است و معمولاً استادان نیز از طرح سؤال، بهویژه زمانی که سؤال با ادبیات مناسب مطرح شود، استقبال میکنند.
اصغرینکاح خاطرنشان کرد: سؤالهای دانشجویان گاهی میتواند بخشهای پنهان درس را آشکار کند. استاد ممکن است مباحث را از زاویه ذهن و تجربه خودش ارائه کند، اما سؤال دانشجو میتواند او را متوجه بخشی از موضوع کند که نیاز به توضیح بیشتر دارد. در نتیجه، طرح سؤال میتواند باعث شود استاد مطالب تکمیلی بیشتری ارائه کند و این موضوع به فهم بهتر و گسترش مباحث درسی کمک خواهد کرد.
وی با توصیه به دانشجویان برای غلبه بر ترس از مشارکت در کلاس گفت: ممکن است اولین یا دومین بار سؤال پرسیدن یا اظهار نظر کردن در کلاس دشوار باشد، اما این دشواری با تکرار کاهش پیدا میکند. بنابراین پیشنهاد من این است که دانشجویان با جسارت بیشتری سؤال بپرسند و فیلترهای ذهنی مانند اینکه «سؤال من ممکن است بد باشد» یا «دیگران چه واکنشی نشان میدهند» را کنار بگذارند؛ زیرا تقریباً هر سؤال میتواند به اندازهای به پویایی کلاس کمک کند.
این استاد دانشگاه با اشاره به تاثیر واکنش استادان به سؤال دانشجویان بر ترس یا مشارکت آنها تصریح کرد: برخی استادان ممکن است مهارتهای مدیریت کلاس را به اندازه کافی نداشته باشند و نتوانند سؤال دانشجو را بهدرستی مدیریت، آن را به بحث درس مرتبط یا به دانشجو در روشنتر کردن سؤال کمک کنند. همچنین ممکن است برخی استادان تحمل کمتری داشته باشند و واکنش منفی نشان دهند، اما چنین واکنشی نباید دانشجو را از سؤال پرسیدن منصرف کند؛ زیرا در این شرایط، بخشی از مسئله به مهارتهای استاد در مدیریت کلاس و تعامل با دانشجو مربوط است.

نقش استادان و دانشگاهها در ایجاد فضای مناسب برای مشارکت دانشجویان
اصغرینکاح افزود: البته خود دانشجو نیز میتواند بعد از دریافت واکنش استاد، درباره زمان طرح سؤال، ارتباط آن با مباحث درسی و نحوه بیان سؤال فکر کند و از این طریق، به تدریج مهارت خود را در مشارکت کلاسی افزایش دهد. اگر دانشجو ببیند استاد با سؤال سایر دانشجویان نیز برخورد مناسبی ندارد، میتواند این مسئله را به عنوان یک ضعف در مهارت تعامل و مدیریت کلاس استاد در نظر بگیرد، اما نباید به دلیل آن از مشارکت علمی دست بکشد.
وی تأکید کرد: ممکن است واکنش نامناسب استاد در کوتاهمدت باعث شود دانشجو احساس ناخوشایندی داشته باشد یا تحت تأثیر قرار بگیرد، اما این تجربه لزوماً تأثیر منفی بلندمدتی بر اعتماد به نفس او نخواهد داشت. حتی ممکن است دانشجو در ادامه احساس کند که با وجود شرایط موجود، سؤال خود را مطرح کرده و همین تجربه به تقویت جرأتمندی و اعتماد به نفس او کمک کند. در مجموع، به نظر میرسد منفعت سؤال پرسیدن در اغلب موارد بیشتر از نپرسیدن است.
این عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد درباره نقش استادان و دانشگاهها در ایجاد فضای مناسب برای مشارکت دانشجویان اظهار کرد: بخشی از مهارتهای مورد نیاز استادان از طریق آموزش و بخشی نیز از طریق تجربه و رسیدن به پختگی در فرایند تدریس شکل میگیرد. دانشگاهها باید آموزش روشهای تدریس و مهارتهای ارتباط و تعامل با دانشجو را جدی بگیرند.
اصغرینکاح ادامه داد: ممکن است فردی در حوزه تخصصی خود پژوهشگر و متخصص بسیار توانمندی باشد، اما این موضوع الزاماً به معنای آن نیست که معلم یا استاد خوبی نیز هست. استاد بودن و توانایی آموزش و تعامل با دانشجو نیازمند آموزش، تمرین، ممارست و پرورش مهارتهای مرتبط با تدریس است. بنابراین لازم است در کنار تخصص علمی، مهارتهای آموزشی و ارتباطی استادان نیز مورد توجه قرار گیرد.
انتهای پیام
